گروه های تکفیری در تاریخ بودند که حکام اسلامی را تکفیر می کردند چنانچه خوارج که همان سلف طالح باشند امام علی (علیه السلام) را تکفیر کردند و وهابیت تکفیری که خلف طالح باشند هم حاکمان عثمانی را تکفیر کردند در این میان القاعده و داعش که تابع منهج تکفیری مدرسه نجد و وهابیت بودند همچون نیای خودشان (وهابیت) حاکمان اسلامی را تکفیر کردند. گرچه این گروه های تکفیری دست پرورده آل سعود و خروجی تفکر محمد بن عبدالوهاب می باشند ولی آل سعود در هر زمان احساس خطر کند از حمایت آنها دست می کشد چنانچه عبدالعزیز به مقابله و جنگ با تکفیری های وهابی به نام «اخوان التوحید» رفته بود در حالی که روز هایی از این گروه وهابی تکفیری حمایت می کرد. از آنجایی که مقاله و کتابی در زبان فارسی درباره نگاه گروه های تکفیری به حاکمان آل سعود نوشته نشده است لذا در این نوشتار به این موضوع پرداخته می شود و با تحقیقات انجام‌شده این نتیجه بدست می آید که بسیاری از بزرگان القاعده همچون «ابو قتاده فلسطینی، ابو بصیر طرطوسی و ابو محمد مقدسی» حاکمان آل سعود را تکفیر کردند چون آنها دچار نواقض اسلام همچون (حکم به غیر ما انزل الله، موالات باکفار و ...) شدند. همچنین داعش در مجله النباء در جاهای متعدد حاکمان آل سعود را تکفیر کرده است.
نویسنده :  سید مصطفی عبدالله زاده

مقدمه

گروه های تكفيري همچون (القاعده و داعش)، هر حاکمی از بلاد اسلامی را که حکم به شریعت اسلام نکند با استشهاد به آیه 44 سوره مائده (وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ) کافر و مرتد می‌خوانند و جوانان بلاد اسلامی را بر خروج علیه حاکمان و ایجاد فتنه در صفوف مسلمانان برمی‌انگیزند به طوری که این مساله حکم به غیر ما انزل الله یکی از بزرگ‌ترین مسائل و چالش‌های بزرگ حاکمان کشورهای اسلامی تبدیل گشت. از طرف دیگر حاکمان آل سعود در طول تاریخ از این تفکر تکفیری وهابیت استفاده کردند و اهدافشان را در منطقه و شبه جزیره عربستان پیش بردند چنانچه عبدالعزیز موسس حکومت سوم آل سعود از وهابیت بدوی و نجدی استفاده کرده و بر کل شبه جزیره مسلط گشت و وقتی این تفکر افراطی و تکفیری بدوی ها موجب بدنامی آنها و بر خلاف منافع آل سعود شده با آنها مقابله کرد و آنها را از بین برد چنانچه خواهد آمد. بسیاری از گروه های تکفیری همچون داعش مورد حمایت عربستان سعودی قرار گرفته بودند ولی از زمانی که این گروههای تکفیری حکام آل سعود را تکفیر کردند آل سعود و علمای حکومتی آل سعود بر آنها لقب خوارج دادند. در واقع تفکر تکفیری حکام ریشه در منهج نجد و وهابیت دارد چنانچه خواهد آمد نسل دوم وهابیت، حاكمان دولت عثماني را تكفير كردند. گروه های تکفیری کتاب و مقالاتی همچون «الكواشف الجلية فی كفر الدولة السعودية[1]، سؤال وجواب عن حكم النظام السعودي[2]، كُفرٌ إضافي للنظامِ السعودِي[3]، تهذيب الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية[4] و غیره» درباره تکفیر حاکمان آل سعود نوشتند ولی از آنجایی که مقاله و کتابی در زبان فارسی در این رابطه نوشته نشده است لذا بر آن شدیم در این نوشتار نگاه گروه های تکفیری (القاعده و داعش)، نسبت به آل سعود تبیین گردد.

سلفی جهادی در اصطلاح

از آنجایی که برخی از گروهای تکفیری خودشان را سلفی جهادی می نامند چنانچه ابو مصعب سوری از این واژه استفاده کرده است[5]. لذا به تعریف سلفی جهادی پرداخته می شود ولی در واقع این گروه های تکفیری منشعب از وهابیت تکفیری هستند و برای مشروعیت بخشیدن خودشان از واژه سلفی استفاده می کنند چنانچه وهابیت امروزی هم از اطلاق وهابیت بر خودشان فرار می کنند در حالی که وهابیت نسل اول و دوم خودشان را وهابی می نامیدند[6]. جالب اين كه وهابيت امروزي، القاعده و داعش را جزو خوارج می دانند چنانچه القاعده، داعش را خوارج می داند بدون این که این تکفیری ها، واژه سلفی را بر همدیگر اطلاق کنند ولی غافل از این که این تفکر تکفیری ریشه در نجد و علمای وهابی دارد. بنابراين تکفیری به اندیشه ای اطلاق می شود که با استناد به عقائد، اقوال و اعمالی که دلیلی از کتاب و سنت بر کفر بودنشان یافت نمی شود به تکفیر مسلمانان اقدام می کنند. این همان چیزی است که توسط خوارج در صدر اسلام صورت گرفت و در صده های اخیر توسط وهابیان و سردمداران داعش تبعیت می شود.

سلف در لغت عبارت است از هر چیزی که مقدم شده باشد.[7] و سلفیه مصدر صناعی از ماده «سلف» است[8]  که در اصطلاح سلفیه عبارت است ازکسانی که قائل به التزام و عمل به كتاب و سنت نبوی بنا بر فهم سلف صالح باشند.[9] بر این اساس سلفيه جهادی به کسانی اطلاق می­شود که بر اساس چنین فهمی از کتاب و سنت، تنها راه برقراری حکومت اسلامی را جهاد مسلحانه می­دانند.[10] به عقیده آنها سلفی جهادی افرادی هستند که دارای تفکر جهاد مسلح بر علیه حکومتهای موجود در جهان اسلام وبر ضد دشمنان خارجی می باشند ودارای تفکر مشخصی که براساس مبادی حاکمیت و قواعد ولاء و براء و قواعد اساسی جهاد بنا شده است.[11] و از آن به عنوان یک واجب عینی یاد می کنند.[12] تا جايي كه عبدالله عزام در این باب تصریح دارد: ای مسلمانان بدانید زندگی و عزت شما در گرو جهاد است از این رو اگر کسی علیه طواغیت، کفار و ظالمین به قتال نپردازد هیچ ارزشی برای او در این دنیا نیست.[13] آنان بر این باورند که تشکیل ابتدایی اسلام ، قدرت یافتن آن و بقاء آن تا به امروز در گرو شمشیر بوده[14] به همین خاطر تنها راه انتشار توحید و معارف الهی را جهاد مسلحانه علیه طاغوت دانسته­اند.[15] اصطلاح سلفیه جهادی اولین بار در اواخر دهه 1990 در روزنامه نیویورک تایمز بکار رفت.[16] و اولین کتابی که با این عنوان منتشر شد تحت عنوان «الرد علی التهمة التهاون بین الحرکة الجهادیة السلفیه و ایران الرافضة» توسط ایمن الظواهری در انگلیس بود.[17]

بنابراین نکته ای قابل تامل این است نگارنده اعتقاد دارد بر این گروه های تکفیری واژه سلفی اطلاق نمی نگردد چون انشعاب آنها در واقع از وهابیت تکفیری است لذا صحیح این است که به آنها واژه گروه های تکفیری، اطلاق گردد. همچنین خط جهادی اهل سنت با خط تکفیری وهابیت جدا شود و خط جهادی قابل احترام است.

پیشینه تاریخی تکفیر حاکمان

نخستین فرقه‌ای که در تاریخ اسلام، به تکفیر حاکم اسلامی و مخالفان خود پرداخت، خوارج بودند. آنان امام علی (عليه السلام) و مسلمانان را به دلیل ارتکاب گناه کبیره، کافر می‌خواندند و مفهوم کفر را به داخل دایره اسلام آورده و کلمه کافر را بر مسلمانانی که با مبانیِ عقیدتی‌شان همساز نبودند یا مرتکب گناه می‌شدند، اطلاق کردند[18]. به خاطر همین تفکر، صحابه و تابعینی همچون ابوحنیفه با خوارج به محاجه برخاستند و اندیشه تکفیری و برداشت ناصواب آنان را از دین به‌گونه‌ای علمی نقد نمودند[19]. ابوحنیفه می‌گفت: هيچ اهل قبله و مسلمانى را به خاطر ارتكاب گناه كافر نمى‏دانيم و اسم ايمان را از وى سلب نمى‏كنيم و او را مومن واقعى مى‏دانيم[20]. علمای اهل سنت آمدند برای تکفیر معیاری ارائه دادند لذا عموم اهل سنت قائل هستند خوارج مسلمان فاسق هستند حتی ادعای اجماع بر این مطلب شده است[21]. جالب اینکه ابن تیمیه می‌گوید: هیچ‌کس حق ندارد مسلمانى را تكفير كند اگرچه دچار خطا و اشتباه شده باشد تا این‌که حجت بر آن تمام شود و حق برايش روشن گردد[22]. گرچه ابن تیمیه عملا خلاف این مبناش عمل کرده در بعضی از مسائل دست به تکفیر زده چنانچه در مساله تقلید از امامان اربعه اهل سنت می گوید: کسی که تعصب بر مالک یا شافعی یا احمد یا ابوحنیفه داشته باشد و اعتقاد داشته باشد قول آن امام حق است و باید از آن پیروی شود، جاهل و گمراه بلکه کافر است و کسی که اعتقاد داشته باشد که واجب است بر مردم اتباع یکی از ائمه به عینه بدون اینکه از امام دیگر پیروی کند کافر است باید توبه داده شود و الا کشته می شود[23]. همچنین ابن کثیر تاتار را بخاطر قوانین یاسق که از شرایع مختلف گرفته شده طبق این آیه تکفیر کرده است[24].

همچنین در دوره اخیر بسياري از علماي وهابي دولت عثماني و حاکمان آنها را تکفیر کردند تا جایی که کسانی که آنها را تکفیر نمی کردند را هم تکفیر می کردند چنانچه در الدرر السنیه آمده است: و أما امر دومی که با آن جهاد فرض می شود: عدم تکفیر مشرکین، یا شک نمودن در کفر آنهاست. یعنی هرکسی که چنین صفتی در او باشد او مرتکب یکی از نواقض اسلام شده و کافر گشته و خون و مالش حلال گشته و قتال و جنگ بر علیه او واجب است تا زمانی که مشرکین (حکومت عثمانی و ملت آن ) را تکفیر  نماید ... پس! هر کسی که مشرکین أمثال دولت ترکی (دولت عثمانی )، و عباد قبور، همچون أهل مکه و غیر آنها از کسانی که صالحین را می پرستند را تکفیر ننماید، و از توحید الله به سوی شرک کنار بزند، و سنت پیامبر (صلی الله علیه وأله وسلم) را با بدعت تبدیل نماید، چنین کسی کافری همچون آن مشرکین و کفاری است که مورد اشاره قرار گرفتند، هر چند که دین و برنامه ی آنها را دوست نداشته باشد و به آنها بغض داشته باشد و اهل اسلام و مسلمین را دوست داشته باشد؛ زیرا کسی که مشرکین را تکفیر ننماید، تصدیق کننده ی قرآن نیست ، زیرا قرآن، مشرکین را تکفیر نموده، و أمر به تکفیر آنها و عداوت و جنگ و قتال بر علیه آنها نموده است[25].

عبد الله بن عبد اللطيف وهابی نجدی، عبد الطيف بن عبد الرحمن وهابي نجدي، حمد بن عتيق وهابي نجدي از جمله کسانی بودند که دولت عثمانی را تکفیر کرده بودند[26]. براي مطالعه بیشتر رجوع شود به مقاله «الدولة العثمانية وموقف دعوة الشيخ محمد بن عبدالوهاب منها» ناصر بن حمد الفهد که از علمای نجدی وهابی می آورد که آنها دولت عثمانی را تکفیر کرده بودند. همچنین ابو محمد مقدسی می نویسد:

«إذا علموا أنه كله مُنصبٌ على عساكر الدولة المصرية حينما دخلوا نجداً في عهد الشيخ حمد بن عتيق والشيخ سليمان رحمهما الله، حيث صنفا كتاب (سبيل النجاة والفكاك) وكتاب (الدلائل) في ذلك الوقت لتحذير الناس من موالاة أولئك العساكر الذين كانوا يتشبثون بكثير من البدع والخرافات وشركيات القبور، انظر ص309 وغيرها من جزء الجهاد من كتاب الدرر السنية .. ومن المعلوم عن علماء نجد المشاهير من أولاد الشيخ محمد بن عبد الوهاب وأتباعه في ذلك الزمان أنهم كانوا يكفرون الدولة المصرية وعساكرها التابعين للدولة التركية كما هو مشهور في كثير من رسائلهم، بل يكفرون كل من والاهم أو دخل في طاعتهم ورضي عنهم واتخذهم وليجة من دون المؤمنين»[27].

از دل تفکرات تکفیری وهابیت گروه هاي تکفیری القاعده و داعش بیرون آمده است چون آنها در تکفیر حکام به کلام علمای وهابی (نسل دوم) استناد می کنند و گرچه گروه های تکفیری همچون القاعده تفکر جهاد را از مدرسه سید قطب اخذ کردند ولی مشکل اساسی این است که تفکر جهاد را با تفکر تکفیری وهابیت آمیختند چنانچه ابو مصعب سوری می نویسد:

«وهكذا يمكن أن نوجزالقول ونلخص البنية الفكرية للتيار الجهادي المعاصر بالمعادلة التالية: أساسيات من فكر الإخوان المسلمين + المنهج الحركي للشهيد سيد قطب + الفقه السياسي الشرعي للإمام ابن تيمية والمدرسة السلفية + التراث الفقهي العقدي للدعوة الوهابية ? المنهج السياسي الشرعي الحركي للتيار الجهادي»[28].

بنابراين گروه های تکفیری، تفکر تکفیر حکام اسلامی را از وهابیت اخذ کردند چنانچه ابو محمد مقدسی به کلام آنها همچون (عبد الرحمن بن حسن بن محمد بن عبد الوهاب، سليمان بن سحمان، محمد بن عبد اللطيف، حمد بن عتيق و ...) استناد و استدلال می کند[29]. یا داعش در مجله النبا ش 27 ص 13 می نویسد از جمله کتاب هایی که باید خوانده شود کتاب محمد بن عبدالوهاب و کتاب عبد الرحمن بن حسن (نوه محمد بن عبدالوهاب) است. ابو مصعب سوری حرکت جهادی را در افکار مودودی و سید قطب می داند و افکار سلفی جهادی (وهابیت تکفیری) را منشعب از فتاوی ابن تیمیه، امثال ابن تیمیه و دعوت نجدی و افکار محمد بن عبدالوهاب و کسانی که بر منهج وهابیت است می شمارد[30]. پس خط جهاد خط مقدسی است که در اهل سنت همچون سید قطب بوده است ولی متاسفانه این خط جهاد با تفکر تکفیری وهابیت ممزوج گشته است و دارای آثار شومی است که امروزه مشاهده می شود. همچنین ابو مصعب ادعا می کند که تفکر سلفی را از ابن تیمیه گرفته اند و در واقع این ادعای بیش نیست چون خود ابن تیمیه حنبلی متشدد و متعنت بوده و در چار چوب مذهب حنابله بوده است مگر این که دلیل خلاف مذهب اقامه گردد در این صورت اخذ به دلیل می کرده است و این بر خلاف داعش و القاعده که پایبند به هیچ منهجی نیستند مگر بر منهج وهابیت تکفیری پایبند هستند. ابن تیمیه علیه مسلمانان قیام و شمشیر نکشیده است بر خلاف محمد بن عبدالوهاب و تابعین او که علیه مسلمانان شمشیر کشیدند و مسلمانان را تکفیر کردند لذا اختلاف تفکر ابن تیمیه  با وهابیت بسیار زیاد است گرچه محمد بن عبدالوهاب و وهابیت به صورت گزینشی از افکار ابن تیمیه استفاده کردند چنانچه امیر صنعانی و دیگران ادعا می کنند[31].

علاوه بر وهابیت، القاعده و داعش در تاریخ معاصر گروه های تکفیری دیگری همچون «التکفیر و الهجره» به رهبری شکری مصطفی بودند که حاکمان اسلامی را تکفیر می کردند.

امروزه مشاهده می شود وهابيان مدعی اند باید ریشه ی تکفیر را در اندیشه سیاسی اخوان المسلمین و آثار سید قطب جستجو کرد. وهابی ها با پشتوانه قوی رسانه ای؛ تلاش زیادی جهت نهادینه کردن اندیشه فوق انجام داده اند چنانچه ربیع مدخلی از علمای تکفیری وهابی معاصر فتنه تفکیر، انفجار و ویرانی را نتیجه فکر و منهج سید قطب و مدرسه ی وی و آثار او می داند[32].

در آخرین پیامی که هيئة كبار العلماء اخیرا  صادر کردند اخوان المسلمین را جماعتی ارهابی و تکفیری معرفی کردند: «جماعة الإخوان المسلمين جماعة إرهابية لا تمثل منهج الإسلام وإنما تتبع أهدافها الحزبية المخالفة لهدي ديننا الحنيف، وتتستر بالدين وتمارس ما يخالفه من الفرقة وإثارة الفتنة والعنف والإرهاب».

بیانیه هیئت کبار علماء عربستان در مورد اخوان المسلمین فقط صهیونیست که سرزمینهای اعراب و مسلمانان، بیت المقدس و مسجد الاقصی را غصب کرده است، پذیرفته شد.

بنابراین وهابیان مدعی اند در باب تکفیر مقصر اصلی اخوان المسلمین و آثار سید قطب است و از این طریق چشم ناظران را بر تکفیر های ظالمانه خود پوشانده اند.

شریف حاتم العونی می نویسد: محمد بن عبدالوهاب و محمد بن ابراهیم آل شیخ در مساله تکفیر بی ضابطه در مساله حاکمیت بر سید قطب پیشی و تقدم داشته اند و منبع تکفیر حکام از کتاب (الدرر السنية في الأجوبة النجدية) نشات گرفته است[33].

بدین ترتیب، خوارج اولین گروهی در تاریخ اسلام بودند که اندیشه‌ی تکفیر را در جوامع اسلامی سامان دادند و ازاین‌رو، می‌توان گفت که آنان نیای نخستین وهابیت، القاعده، داعش و دیگر گروه‌های تندرو و تکفیری در دنیای اسلام هستند.

القاعده

بزرگان القاعده در جاهای متعدد آل سعود را تکفیر کردند و آنها را جزو طواغیت شمردند تا جایی که ابومحمد مقدسی کتابی به عنوان «الكواشف الجلية فی كفر الدولة السعودية» در تکفیر و ارتداد حاکمان آل سعود نوشته است گرچه از عبارات بن لادن و ایمن الظواهری تکفیر آل سعود بدست نمی آید ولی ابو محمد مقدسی و ابو بصیر طرطوسی و ابو قتاده فلسطینی آل سعود را تکفیر کردند.

 بن لادن در نامه ای به نام «من بيانات هيئة النصيحة والإصلاح» شماره 20 بعد از این که صلبیین (مثل آمریکا و ...) وارد شبه جزیره عربستان و حجاز (مکه ومدینه) شدند و آل سعود سفر الحوالی و سلمان العوده و دیگران را بخاطر اعتراض به زندان انداخت، نوشته است:

«ولا يغني هنا الاحتجاج بوجوب طاعة ولي الأمر؛ لأن النظام السعودي ليس ولي أمر شرعا، لما ارتكبه من نواقض الإسلام؛ كالحكم بغير ما أنزل الله، ومحاربة الإسلام وأهله، وموالاة الكفر ودوله، وقد فصلنا ذلك وذكرنا أدلته، من الكتاب والسنة وأقوال علماء الأمة، في بياناتنا السابقة، وخافة البيان السابع عشر»[34].

بن لادن معتقد است که نظام سعودی شرعا ولی امر نیست چون مرتکب نواقض اسلام همچون حکم به غیر ما انزل الله و محاربه با اسلام و اهل اسلام و موالات و دوستی با کفار شده است.

بن لادن در نامه ای دیگر می نویسد: «إذا بالنظام السعودي يفجع الأمَّة بما تبقى لها من مقدسات في بلاد الحرمين بأن جلب نساء جيوش النصارى للدفاع عنه، وأباح بلاد الحرمين للصليبيين ولا عجب في ذلك بعد أن لبس الملك الصليب وفتحها بطولها وعرضها لهم، فامتلأت بقواعد جيوش أمريكا وحلفائها؛ لأنَّه أصبح عاجزا أن يقف بدون مساعدتهم، وأنتم أعلم الناس في الجيش والحرس بهذا التواجد وحجمه وأهدافه وخطورته، فخان بذلك الأمَّة ووالى الكفَّار ونافرهم وظاهرهم على المسلمين، ولا يخفى أنَّ ذلك معدود في نواقض الإسلام العشرة، وقد خالف بإباحته الجزيرة العربية للصليبيين الوفية التي أوفى بها رسول الله صلى الله عليه وسلم أمَّته وهو على فراش الموت حيث قال كما في صحيح البخاري: "أَخْرِجوا الْمشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ "، وقال أيضا كما في صحيح الجامع الصغير: "لَئِنْ عِشْت إِنْ شَاءَ اللَّه لأخْرِجَنَّ الْيَخهودَ وَالنَّصَارَى مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ "»[35]. مولات با كفار و اباحه جزیره العرب برای صلبیین از نواقض اسلام شمرده می شود چنانچه پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند مشرکین را از جزیرة العرب اخراج کنید.

از آنجایی که بن لادن حکومت آل سعود را مشروع نمی داند لذا با ملا عمر بیعت می کند و او را حاکم و امیر شرعی می داند و در نامه ای به علمای دیوبند پیشاور می نویسد: «وأنتم تعلمون أنه قد قيض الله لهذه الأمة في هذه الأيام العصيبة قيامَ دولة إسلامية تطبق شريعة الله، وترفع راية التوحيد، هي إمارة أفغانستان الإسلامية بقيادة أمير المومنين ملا محمد عمر حفظه الله... وبهذه المناسبة أخحيطكم علما أن بعض علماء الجزيرة العربية وغيرها وعلى رأسهم الشيخ حمود بن عقلا الشعيبي، قد أفتوا بشرعية هذه الإمارة ووجوب نصرتها وأكدوا أنها الدولة الوحيدة التي تَكم بشرع الله في هذا العصر وعملا بالنصوص الشرعية الكثيرة ومنها حديث حذيفة السابق رضي الله عنه "تلزم جماعة المسلمين وإمامهم" وقوله صلى الله عليه وسلم "من مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية" (رواه مسلم).

نظرا لهذه النصوص وغيرها فإني أؤكد لكم أنني أدين الله بوجوب مبايعة أمير المومنين ملا محمد عمر وأنني قد بايعته بالفعل وأرجو أن يكون ذلك خلصا لوجه الله تعالى فهو الحاكم والأمير الشرعي الذي يحكم بشريعة الله في هذا العصر»[36].

 ایمن الظواهری در جاهای متعدد ردیه بر آل سعود می زند و می گوید آل سعود آلت دست آمریکا است و آمریکا آنها را استخدام کرده است[37]. او در کتاب «الحصاد المر اخوان المسلمین فی ستین عاما» آل سعود را به عنوان طاغوت یاد می کند[38].

ابو محمد مقدسی در کتاب «الكواشف الجلية فی كفر الدولة السعودية» صراحتا آل سعود را تکفیر و آنها را مرتد می داند و ادله ای و نواقضی برای کفر و ارتداد آل سعود ذکر می کند که عبارتند از:

ناقض اول: تغییر لفظ قوانین وضعی به الفاظ دیگر: دولت سعودی و قوانین وضعی را انظمه، مراسیم، تعلیمات، اوامر، لوائح، سیاسات می نامد. چون کلماتی همچون قانون و تشریع و شریعه در کشور سعودی فقط بر احکامی که در شرع اسلامی وارد شده اطلاق می گردد لذا آنها برای این که تلبیس کنند بر این قوانین بشری اسم قانون و تشریع و شریعت اطلاق نمی کنند در حالی که همه آن امور جزو قوانین است وفقط اسم آن را بر آنها بار نمی کنند[39].

ناقض دوم: حكم به غير ما انزل الله: آل سعود حکم به غیر ما انزل الله دارد و ابومحمد مقدسی مواردی را نام می برد[40].

ناقض سوم: تحاكم إلى الطاغوت: يكي از نواقضی را که آل سعود دچار شده این بود که برای حکم نزد طواغیت عربی و غیر عربی می رود[41].

ناقض چهارم: موالات و دوستی با کفار و یاری خواستن از آنها: آل سعود موالات با کفاری همچون صلبین (آمریکا و غیره) دارند لذا دچار یکی از نواقض اسلام شدند[42].

لذا ابو محمد مقدسی، آل سعود را طبق این نواقض تکفیر کرده است و جالب این که برای تکفیر آل سعود استناد به کتب وهابیت همچون محمد بن عبدالوهاب و حمد بن عتيق و ... کرده است.

ابو قتاده فلسطینی می نویسد: «كفر نظام آل سعود بين واضح»[43].

ابو بصیر طرطوسی در رساله های متعدد خودش همچون (سؤال وجواب عن حكم النظام السعودي، كُفرٌ إضافي للنظامِ السعودِي، ولي العهد السعودي وحمار جُحا! و ...) آل سعود را تکفیر کرده است.

داعش

داعش به سرکردگی ابوبکر بغدادی در جاهای متعدد و در مجله «النباء» آل سعود را لقب آل سلول داده است و حکام آل سعود را تکفیر کردند. ابوبکر بغدادی روز دوشنبه در یک ویدئوی 18 دقیقه‌ای در مسجد نور موصل در ژوئیه 2014 م، سخنرانی کرد و آل سعود را آل سلول خطاب قرار داد[44]. همچنین ابوبکر بغدادی همزمان با عید قربان بیانیه صوتی طولانی ای صادر کرد و به عربستان سعودی با عنوان آل سلول و دیگر امارت های خلیج فارس با عنوان امارات الرده حمله کرده و عربستانی ها را به براندازی آل سعود به ویژه پس از آغاز طرح های جدید لیبرالیستی سعودی ها فرا می خواند[45]. سخنگوی رسمی داعش مهاجر ابوحمزه قریشی ۱۸ اکتبر 2020 م در صوتی که منتشر کرده گفت: حکّام کشورهای عربی اگر یهودی الاصل نباشند لااقل متمایل و عبید یهود و نصارا هستند. همچنین حکومت عربستان و برخی از دولت های عربی را طاغوت خطاب کرده و برای مقابله با آن ها پیشنهاد داد که برای دفاع از کیان اسلامی و برای حفظ آبرو، جان، مال و ناموس خود بر علیه این دسته از عالمان و حاکمان قیام کنند قبل از آنکه دیر شود. او می‌گوید: اگر توان مهاجرت به سرزمین های اسلامی و پیوستن به گروه داعش را ندارید از آنجا که اهداف و ابزار زیادی برای مقابله کردن با حاکمان  و علما در پیش رو دارید می توانید با منفجر کردن لوله های نفت و گاز قدرت را از آنها بگیرید[46].

داعش در مجله النباء در جاهای متعدد آل سعود را آل سلول و محمد بن سلمان را طاغوت ابن طاغوت لقب داد[47] و در این شماره بیش از 8 محصول جدید ویدئویی از موسسات رسانه ای داعش در ولایتهای مختلف در رد آل سعود معرفی شده است. همچنین داعش در مجله النبا تحت عنوان « دماء الموحّدين في جزيرة العرب.. قرابين الطواغيت لأسيادهم[48]» می نویسد: تقریبا یک قرن از بزرگترین خدعه و نیرنگی که مسلمانان دچار آن شدند، گذشت و زمانی که برای یاری مردی (عبدالعزیز) قیام کردند و گمان می کردند او اهل توحید است و اراده کرد که با اهل شرک و بت می جنگد و قبیله های جزیره العرب برای یاری این مرد خارج شدند و فکر می کردند که او سیره اجداد موحدینش را اعاده می کند پس با او بودند چنانچه امام آنها محمد بن عبدالوهاب با جد او (محمد بن سعود) بود و زیر پرچم عبدالعزیز جنگیدند و گمان می کردند همانا یاری می دهند برادری را که مطیع خداوند است و در راه خدا جهاد می کند تا این که نیرنگ و دغل او و مزدور بودن او برای صلبیین برای آنها هویدا شده است و عبدالعزیز از صلیبیها برای کشتار اخوان در معرکه «سبله» بهره برد امروز نیز طاغوت سعودی مثل پدرشان (عبدالعزيز) از صلیبیها برای سرکوب دولت داعش بهره می برد پدر آنها با موحدین در شبه جزیره جنگید و محمد بن سلمان هم با موحدین خارج مملکت سعودیه می جنگد. همچنین علماء و مفتیان سعودی علماء سوئی هستند که پروژه خدعه و فریب آل سعود را همراهی می کنند. در پایان این مطلب آمده است ما زندانهای بادوش، الجرائم الکبری و تسفیرات تکریت و تدمر و... را گشودیم و باذن الله تلاش برای آزاد سازی اسراء موحد از بند آل سعود در زندانهای حائر و طرفیه و ... یکی از برنامه های ماست[49].

داعش در مجله النباء تحت عنوان «بيت المقدس.. قضية شرعية أولاً» می نویسد:

امروزه تمام زمین محکوم به شرک و قوانین شرک است مگر سرزمینی که داعش در آن اقامه دین کرده است و جهاد برای دفع کفار از اراضی مغصوبه بر مسلمانان واجب است و از آن سرزمین مثل بیت المقدس و اطراف آن و زمین حرمین (مکه و مدینه) که جهاد در آنها واجب است. اما از این جهت فلسطین بر دیگر نقاط دنیا ترجیحی ندارد اگر قرار باشد که فضل مکان موجب اولویت بخشیدن به آن محل برای جهاد باشد باید مکه و مدینه را که در سلطه آل سعود طاغوت اند مقدم کرد زیرا مکه و مدینه بر فلسطین مقدم اند. خداوند متعال ما را به قتال با همه کفار امر کرده بدون آنکه در این باره استثنائی قائل شود یا تخصیصی بزند چرا که خداوند متعال فرموده است «وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً کمَا یقَاتِلُونَکمْ کآفَّةً واعلموا ان الله مع المتقین»[50]. طواغیت مرتد کفرشان از طواغیت یهودیان بیشتر است و قتال مشركين مرتد مقدم بر مشركين اصلي است. حصر جهاد به جهاد با یهودیت تبدیل شرع الله است. جهاد با کفار تحت لوای کفر جایز نیست و مسلمان زير پرچم جماعت مسلمين جهاد مي كند[51].

داعش در آخرين صفحه اين مجله به صورت اینفوگرافیکي به بررسی خیانتهای آل سعود به اسلام و مسلمانان پرداخته است. سال 1350ق عبدالعزیز حق اکتشاق نفت را منحصرا به شرکتهای امریکایی واگذار کرد. سال 1393ق فیصل با امضای تفاهم نامه بترودلار اقتصاد امریکا را از مرگ حتمی نجات داد به موجب این تفاهم نامه عربستان تعهد داد نفت را تنها با دلار معاوضه می کند، سال 1411 ق فهد به سربازان امریکایی اجازه داده در عربستان وارد شوند و پایگاه نظامی داشته باشند، سال 1424 ق فهد به امریکا اجازه داد از هوای این کشور برای حمله به صدام استفاده کنند، سال 1435 ق عبدالله در ائتلاف امریکا برای مقابله با داعش شرکت کرد، سال 1437 ق سلمان ائتلاف "التحالف الاسلامی العسکری" را از باب حمایت تحالف صلیبی راه انداخت. حکام سعودی بسیاری از نواقض اسلام را مرتکب شده و مرتدند[52].

نتيجه

درمجموع مطالبی که در باب نگاه گروه های تکفیری با حاکمان آل سعود بیان شد می‌توان به این نتیجه رسید كه سابقه تكفير حاكمان از زمان خوارج شروع شده و آنها سلف طالح گروه های تکفیری هستند. همچنین وهابیت تکفیری حاکمان عثمانی را تکفیر کردند و امروزه گروه های تکفیری همچون القاعده و داعش امتداد وهابیت تکفیری هستند و در واقع آنها خلف طالح خوارج هستند. آل سعود در تشکیل این گروه های تکفیری نقش بسزائی داشته است و هر جاهی خواست از آنها استفاده کرده است چنانچه عبدالعزیز از گروه های تکفیری وهابیت برای حکومت خودش استفاده کرده است و سرانجام وقتی خطر برای حکومت او ایجاد شده با آنها جنگید و از بین برد. برخی از بزرگان القاعده همچون ابو محمد مقدسی و ابوقتاده فلسطینی و دیگران آل سعود را تکفیر کردند و ابو محمد مقدسی 4 نقض همچون «وضع قوانین بشری، حکم به غیر ما انزل الله، تحاکم به طاغوت و موالات با کفار» می آورد که آل سعود دچار نواقض اسلام شدند. داعش در مجله النباء در جاهای متعدد حکم به کفر آل سعود دادند تا جاهی که در مجله النبا شماره 22، در اینفوگرافیکي به بررسی خیانتهای همچون (موالت با کفار و تحالف با کفر علیه داعش و ...) تك تك حاكمان آل سعود به اسلام و مسلمانان پرداخته است.

منابع

فراهیدی، خلیل بن احمد: کتاب العین، تحقیق: مهدی مخزومی، بی‌جا: دار و مکتبة الهلال، بی‌تا.

عمر، احمد مختار: معجم اللغة العربیة المعاصرة، بی‌جا: عالم الکتب، چاپ اول، 1429ق.

سالم، احمد و عمرو بسیونی: ما بعد السلفیة؛ قراءة نقدیة فی الخطاب السلفي المعاصر، بیروت: مرکز نماء للبحوث و الدراسات، چاپ اول، 2015م.

البانی، محمد ناصرالدین: دروس للشیخ محمد ناصر الدین الألباني، سایت إسلام‌ویب، آدرس:

http://www.islamweb.net

وادعی، مقبل بن هادی: تحفة المُجیب؛ علی أسئلة الحاضر و الغریب، صنعا: دار الآثار للنشر و التوزیع، چاپ دوم، 1423ق.

عبدالغنی، عماد: «المفاهیم و الأفکار و العقائد المحوریة للحرکات الإسلامیة»، الحرکات الإسلامیة فی الوطن العربي، بیروت: مرکز الدراسات الوحدة العربیة، چاپ اول، 2013م.

حجازی، اکرم: دراسات فی السلفیة الجهادیة، قاهره: مدارات للأبحاث و النشر، چاپ اول، 1435ق.

سوری، ابومصعب: دعوة المقاومة الإسلامیة العالمیة، سایت آرشیو منبر التوحید و الجهاد، آدرس:

www.ilmway.com/site/maqdis/d.html

عبدالسلام فرج، محمد: الجهاد؛ الفریضة الغائبة، سایت آرشیو منبر التوحید و الجهاد، آدرس:

www.ilmway.com/site/maqdis/d.html

10. عزام، عبدالله: التجارة المنجیة زاد المجاهدین، سایت آرشیو منبر التوحید و الجهاد، آدرس:

www.ilmway.com/site/maqdis/d.html

11. نسیره، هانی: «السلفیة الجهادیة و تنظیم القاعدة»، الحرکات الإسلامیة فی الوطن العربي، بیروت: مرکز الدراسات الوحدة العربیة، چاپ اول، 2013م.

12. مقدسی، ابومحمد: حوار مع مجلة العصر، سایت آرشیو منبر التوحید و الجهاد، آدرس:

www.ilmway.com/site/maqdis/d.html

13. ابورمان، محمد: الإصلاح السیاسي في الفکر الأساسي، بیروت: الشبکة العربیة للأبحاث و النشر، بی‌تا.

14. مِییَر، رول: السلفیة العالمیة، الحرکات السلفیة المعاصرة، ترجمه: محمد محمود توبه، بیروت: الشبکة العربیة للأبحاث و النشر، چاپ اول، 2014م.

15. عسقلانی، أبو الحسین المَلَطی: التنبیه والرد على أهل الأهواء والبدع، محقق: محمد زاهد بن الحسن الکوثری، مصر: المکتبة الأزهریة للتراث، بی تا.

16. شهرستانی، أبو الفتح محمد بن عبد الكريم: الملل والنحل، مؤسسة الحلبي، بی جا، بی تا.

17. راغب اصفهانى، حسین بن محمد: محاضرات الأدباء ومحاورات الشعراء والبلغاء، بیروت: شرکة دارالأرقم بن أبی الأرقم، 1420ق.

18. ابن حجر عسقلانى، احمد: فتح الباري شرح صحيح البخاري، بیروت: دار المعرفة، 1379ق.

19. ابن تيميه، احمد بن عبد الحليم: مجموع الفتاوى، محقق: عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، مدینه نبویه: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، بی چا، 1416ق.

20. ابن كثير دمشقي، اسماعيل بن عمر: تفسير القرآن العظيم، تحقيق: محمدحسین شمس‌الدین، دار الكتب العلمية، چاپ اوّل، 1419ق.

21. ابو محمد مقدسي: ملة إبراهيم ودعوة الأنبياء والمرسلين، بي جا، بي تا. سايت منبر التوحيد والجهاد

22. ايمن ظواهری: أبحاث ورسائل وتوجيهات فضيلة الشيخ المجاهد ايمن الظواهري، چاپ اول،  1431ق - 2010 م

23. ايمن الظواهری: الحصاد المر اخوان المسلمین فی ستین عاما، چاپ دوم، 1426 ق – 2005 م.

24. ابو حنیفه، نعمان بن ثابت: فقه اکبر، مكتبة الفرقان، الإمارات العربية، چاپ اول، 1419هـ

25. عبد الرحمن بن محمد بن قاسم: الدرر السنية في الأجوبة النجدية، مؤلف: علماء نجد الأعلام، چاپ ششم، 1417هـ/1996م.

26. اسامه بن لادن: مجموع رسائل وتوجیحات، بي جا، 1436 ق / 2015 م.

27. ابو مصعب سوری: حصاد الصحوة الإسلامية و التيار الجهادي، بي جا، بي تا.

28. صالح بن سعد الحسن: تهذيب الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية، بي جا، بی تا.

29. أبو قتادة الفلسطيني: مناجاة الخليل، بي جا، بی تا.

30. ابو محمد مقدسي: الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية، چاپ دوم، 1421 ق.

31. امیر صنعانی، محمد بن اسماعیل: إرشاد ذوي الألباب إلى حقيقة أقوال ابن عبدالوهاب، محقق: عبدالكريم جدبان، بی جا، بی چا، بی تا.

31. https://makhaterltakfir.com/fa/Article/View/6057.

32. https://makhaterltakfir.com/fa/Article/View/5447/

33. ربیع مدخلی: دحر افتراءات أهل الزيغ والارتياب عن دعوة الإمام محمد بن عبدالوهاب "رحمه الله" (نقد لحسن المالكي)، بي جا، بي تا.

34. http://www.dr-alawni.com/articles.php?show=178 .

35. http://www.dr-alawni.com/articles.php?show=180.

 

 


[1]- نويسنده: ابو محمد مقدسي.

[2]- نويسنده: أبو بصير الطرطوسي.

[3]- نويسنده: أبو بصير الطرطوسي.

[4]- نويسنده: صالح بن سعد الحسن. اين كتاب خلاصه كتاب ابومحمد مقدسي است.

[5]- ابو مصعب سوری، حصاد الصحوة الإسلامية و التيار الجهادي، ص 35.

[6]- عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الدرر السنية في الأجوبة النجدية، المؤلف: علماء نجد الأعلام، ج 1 ص 566- ج 8 ص 433- ج 10 ص 511- ج 12 ص 267- ج 16 ص 452.

[7]. الفراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج 7، ص 258

[8] . احمد مختار، عبدالحمید عمر، معجم الغة العربیة المعاصرة، ج2، ص1092؛ احمد، سالم، مابعد السلفیة، ص27

[9]. همان، ص7؛ محمد ناصر الدین، البانی، دروس للشیخ ناصر الدین البانی، ج31، ص3؛ مقبل بن هادی، الوادعی، تحفة المجیب عن اسئلة الحاضر و الغریب، ص 185؛ عماد عبدالغنی، «المفاهیم والافکار والعقائد المحوریه للحرکات الاسلامیه»، الحرکات الاسلامیه فی الوطن العربی، ج1، ص95.

[10].همان، ج1، ص98؛ اکرم حجازی، دراسات فی السلفیه الجهادیه، ص 37.

[11] . ابو مصعب، السوری، دعوة المقاومة الاسلامیة العالمیة، ص683

[12] .محمد، عبدالسلام فرج، الجهاد الفریضة الغائبه، ص 18

[13] . عبد الله عزام، التجارة المنجیة زاد المجاهدین، ص216

[14] . هانی، نسیرة،«السلفیة الجهادیة و تنظیم القاعدة»، الحرکات الاسلامیه فی الوطن العربی، ج 2، ص1238

[15] . ابو محمد، مقدسی، حوار مع مجلة العصر«www.tawhed.ws/r?i»؛ محمد، ابو رمان، الاصلاح السیاسی فی الفکر الاساسی، ص 260

[16] . مییر،رویل، السلفیه المعاصره،«هیغهامر، توماس،سلفیون جهادیون او ثوریون» ص344

[17] مییر،رویل، السلفیه المعاصره،«هیغهامر، توماس،سلفیون جهادیون او ثوریون» ص352

[18]- عسقلانی، أبو الحسین المَلَطی، التنبیه والرد على أهل الأهواء والبدع، ص 47- شهرستانی، محمد بن عبد الكريم، الملل والنحل، ج 1، ص 114.

[19]- راغب اصفهانى، حسین بن محمد، محاضرات الأدباء ومحاورات الشعراء والبلغاء، ج 2، ص 213.

[20]- ابو حنیفه، نعمان بن ثابت، فقه اکبر، ص 43.

[21]- ابن حجر عسقلانى، احمد، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 12، ص 300.

[22]- ابن تيميه، احمد، مجموع الفتاوى، ج 12، ص 466.

[23]- ابن تيميه، احمد، مجموع الفتاوى، ج 22، ص 248 و 249.

[24]- ابن كثير دمشقي، اسماعيل، تفسير القرآن العظيم، ج 3، ص 119.

[25]- عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الدرر السنية في الأجوبة النجدية، المؤلف: علماء نجد الأعلام، ج 9 ص 291.

[26]- همان، ج 10 ص 429- ج 8 ص 391.

[27]- ابو محمد مقدسي، ملة إبراهيم ودعوة الأنبياء والمرسلين، ص 56.

[28]- ابو مصعب سوری، حصاد الصحوة الإسلامية و التيار الجهادي، ص 34.

[29]- ابو محمد مقدسي، ملة إبراهيم ودعوة الأنبياء والمرسلين، ص 14 و 15 و 37.

[30]- «الجماعات الجهادية السلفية: وهي الجماعات الجهادية التي ضمت إلى الفكر السابق, الاعتماد على عقائد السلف وفق فتاوى الإمام ابن تيمية وأمثاله من أقطاب المدرسة السلفية, واعتمدت فقه الدعوة النجدية وأفكار الإمام محمد بن عبد الوهاب رحمهم الله, وأفكار من سار على هذا المنهج ممن جاء بعدهم»: ابو مصعب سوری، حصاد الصحوة الإسلامية و التيار الجهادي، ص 35.

[31]- امیر صنعانی، محمد بن اسماعیل، إرشاد ذوي الألباب إلى حقيقة أقوال ابن عبدالوهاب، ص 108.

[32] . «إنَّ كل منصف يعلم تمام العلم أن فتنة التكفير والتفجير والدمار إنما هي نتيجة لمنهج وفكر سيد قطب ومدرسته وكتبه وكتب من سار على نهجه وعلى رأس هذه الكتب كتاب (في ظلال القرآن) وكتاب (معالم في الطريق)، ...»: ربیع مدخلی، دحر افتراءات أهل الزيغ والارتياب عن دعوة الإمام محمد بن عبدالوهاب "رحمه الله" (نقد لحسن المالكي)، ص 76.

[33]- http://www.dr-alawni.com/articles.php?show=178- http://www.dr-alawni.com/articles.php?show=180

[34]- اسامه بن لادن، مجموع رسائل وتوجیحات، ص 276.

[35]- همان، ص 214.

[36]- همان، ص 417.

[37]- ايمن ظواهری، أبحاث ورسائل وتوجيهات فضيلة الشيخ المجاهد ايمن الظواهري، ص 394.

[38]- ايمن الظواهری، الحصاد المر اخوان المسلمین فی ستین عاما، ص 195.

[39]- ابو محمد مقدسي، الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية، ص 11.

[40]- ابو محمد مقدسي، الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية، ص 22 و 23 - صالح بن سعد الحسن، تهذيب الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية، ص 6.

[41]- ابو محمد مقدسي، الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية، ص 24 و 30- صالح بن سعد الحسن، تهذيب الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية، ص 9.

[42]- ابو محمد مقدسي، الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية، ص 144- صالح بن سعد الحسن، تهذيب الكواشف الجلية في كفر الدولة السعودية، ص 13 و 14.

[43]- أبو قتادة الفلسطيني، مناجاة الخليل، ص 1.

[44]- https://makhaterltakfir.com/fa/Article/View/6057.

[45]- https://makhaterltakfir.com/fa/Article/View/5447/.

[46]- https://makhaterltakfir.com/fa/News/View/19337.

[47]- مجله النبا ش 10 ص 8.

[48]- خون های موحدین (اهل توحید) در جزیره العرب (عربستان) قربانی پیشکش طاغوت ها برای بزرگانشان شدند.

[49]- مجله النبا ش 12 ص 3.

[50]- سوره توبه، آیه 36.

[51]- مجله النبا ش 22 ص 13.

[52]- همان، ص 16.

تصاویر
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن