علمای وهابی با استناد به عبارت "ان الذین تدعون من دون الله عباد امثالکم" در آیه 194 سوره اعراف، قصد دارند اموری نظیر توسل، طلب شفاعت و استغاثه از صالحین را به درخواست مشرکین از بت ها تشبیه کنند. حال آنکه به اذعان مفسرین، کلمه "تدعون" در این آیه شریفه، به معنای "تعبدون" است. و از آنجایی که اعتقاد به الوهیت و ربوبیت، یکی از قیود اساسی و مهم تعریف عبادت است، با توجه به اینکه توسل کنندگان، طالبان شفاعت و استغاثه کنندگان از صالحین، اعتقادی به الوهیت و ربوبیت آن اولیای الهی ندارند، پس اموری نظیر توسل، طلب شفاعت و استغاثه از اولیاء الهی، به هیچ وجه عبادت من دون الله محسوب نمی شوند. برهمین اساس، استناد وهابیت و گروه های تکفیری به آیه 194 سوره مبارکه اعراف در جهت رد کردن مشروعیت توسل، طلب شفاعت و استغاثه از صالحین، ناصواب و خطا است. گذشته از آنکه در گذر تاریخ، سلف امت و سایر مسلمین به این امور ملتزم بوده اند.
نویسنده :  محمد باغچیقی

مقدمه

فهم ناصحیح آیات شریفه قرآن، از جمله بلایایی به حساب می آید که امروزه گریبان گیر عالم اسلام شده است. بدین معنا که عده ای نظیر وهابیت و گروه های تکفیری که در جهل مرکب غرق شده اند، به خود اجازه تفسیر آیات کریمه قرآن را می دهند. از آنجایی که اینان، در بسیاری از مقدمات تفسیر قرآن کریم وامانده اند، بسیاری از آیات این مصحف شریف را به صورت ناصواب تفسیر به رای می کنند. حکم به تکفیر و شرک مسلمانان، از ثمرات این رویه باطل است. عبارت «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ» در آیه 194 سوره مبارکه اعراف، از جمله عباراتی است که عده ای نابخرد با استناد به آن، مدعی شده اند هرگونه دعای لغیرالله، از آن جهت که طبق آیه مذکور، نوعی شباهت جستن به مشرکین و کفار است، ممنوع خواهد بود. ناگفته نماند که این عده با زمزمه چنین سخنانی، درصدد اعلام ممنوعیت اموری نظیر توسل، طلب شفاعت و استغاثه از صالحین هستند. حال آنکه چنین برداشتی از این فقره آیه شریفه، مخالف رویه اکثر مفسرین فریقن بوده و به دور از حق است. بدیگر سخن اکثر مفسرین معتقدند که عبارت «تدعون من دون الله»،  به معنی "تعبدون من دون الله" است. و از آنجایی که توسل کنندگان، طلب کنندگان شفاعت، و استغاثه کنندگان از صالحین، قائل به الوهیت و ربوبیت آن صالحین نیستند، بنابراین تحت شمول این آیه کریمه در نخواهند آمد. در ادامه پس از بیان دیدگاه برخی از علمای وهابی مسلک در این باره، دیدگاه آنان مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

ادعای وهابیت در مورد آیه 194 سوره اعراف

یکی از مستندات جناب البانی در جهت اعلام ممنوعیت طلب شفاعت از صالحینی که از دنیا رفته اند، آیه «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ؛ آنهایی را که غیر از خدا پرستش می‌کنید، بندگانی همچون خود شما هستند؛ آنها را بخوانید، و اگر راست می‌گویید باید به شما پاسخ دهند (و تقاضایتان را برآورند!» است. او با استناد به این آیه، مدعی می شود که طلب دعا از اموات، امری باطل است.[1]

البانی در موضع دیگری، استغاثه به پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) را گمراهی دانسته و مدعی می شود که حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) صدای استغاثه کننده را نمی شنود. وی در جهت اثبات این مدعا نیز، به آیه مذکور استناد می کند.

حمود بن عبدالله تویجری از علمای معاصر وهابیت نیز ضمن اعتراض به استغاثه کردن شیعیان به ائمه اهل البیت (علیهم السلام)[2]، همچنین به آیه «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» تمسک می جوید تا بدین واسطه مسئله استغاثه را رد کند.[3]

پاسخ

پاسخ های فراوانی می توان به ادعاهای وهابیت در جهت استناد به آیه 194 سوره مبارکه اعراف ارائه کرد. از جمله آنکه:

به باور بسیاری از مفسرین فریقین، واژه "تدعون" در این آیه شریفه، به معنای "تعبدون"  یا "تسمونهم (تدعونهم) آلهه" است. بدیگر سخن، آنچیزی که در آیه محل بحث مذموم واقع شده است، عبادت غیرالله است نه دعاء لغیرالله؛ چنانکه مفسرینی نظیر شیخ طبرسی[4]، مرحوم فیض کاشانی[5]، قرطبی[6]، زمخشری[7]، آلوسی[8]،محمد بن عمر نووی[9] ماتریدی[10]، بیضاوی[11]، ابن عجیبه[12] و زحلی[13] در آثار خود بدین مسئله تصریح کرده اند.

جالب تر آنکه ابن عطیه در ذیل آیه 194 سوره اعراف، دیدگاه جمهور مفسرین را به این شکل تنقیح می کند: «قرأ جمهور الناس «إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم» بتثقيل «إنّ» و رفع «عباد» و هي مخاطبة للكفار في تحقير شأن أصنامهم عندهم أي إن هذه الأصنام مخلوقة محدثة، إذ هي أجسام و أجرام‏ فهي متعبدة أي متملكة»[14] جمهور مردم معتقدند این آیه در خطاب به کفار وارد شده است تا شان و منزلت بت ها را نزد کفار تحقیر کند.

بنابراین جمهور مسلمین، این آیه را در مورد کافران دانسته و لذا واژه "تدعون"، به معنای "تعبدون" می باشد.

علاوه بر مفسرین فوق، برخی از لغت شناسان مطرح نیز با بیان اینکه واژه دعا و مشتقات آن گاهی به معنی عبادت می باشد، از باب شاهد مثال، به آیه 194 سوره اعراف اشاره کرده اند. بعنوان مثال ابن منظور در لسان العرب می نویسد: «وقد یکون الدعاء عباده: (إن الذین تدعون من دون الله عباد أمثالکم)»[15]

ازهری نیز در این باره تصریح می کند: «و قد يكون‏ الدعاء عبادة؛ و منه قول اللَّه جلّ و عزّ: إِنَّ الَّذِينَ‏ تَدْعُونَ‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ‏ [الأعرَاف: 194] أي الذين تعبدون‏ من دون اللَّه»[16]

البته لازم به تذکر است که واژه «تدعون» 17 مرتبه در قرآن کریم ذکر شده است و جالب است که مفسرین فریقین، در بسیاری از این 17 موضع، این واژه را به معنی "تعبدون" گرفته اند. نظیر آیه 37 سوره اعراف «قَالُوا أَيْنَ مَا كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» که مفسرینی نظیر قرطبی[17] آلوسی[18]، نسفی[19]، ثعلبی[20] واژه "تدعون" در این آیه شریفه را نیز به معنای "تعبدون" گرفته اند.

با همه این تفاصیل ثابت شد که واژه "تدعون" به معنی "تعبدون" می باشد، و لذا از آنجایی توسل کنندگان به صالحین، طلب کنندگان شفاعت و استغاثه کنندگان از اولیاء الهی، هیچ گاه قصد عبادت ایشان را ندارند، بنابراین از تحت شمولیت این آیه در آمده و لذا آیه 194 سوره اعراف شامل آنان نمی شود.

معنای عبارت "فادعوهم" در آیه 194 سوره اعراف

در آیه محل بحث، کلمه دیگری از مشتقات واژه دعا، یعنی "فادعوهم" وجود دارد که باید مشخص شود چه معنایی دارد؟

در پاسخ به این سوال باید گفت: هرچند برخی از مفسرین فریقین نظیر شیخ طبرسی(ره)، حسین بن مسعود بغوی، قرطبی و علی بن احمد واحدی با استناد به روایتی از ابن عباس[21]، تصریح کرده اند "فادعوهم" در این آیه شریفه به معنی عبادت غیرالله می باشد[22] و لذا صدر و ذیل آیه، موافق هم هستند، ولیکن باید عنایت داشت حتی اگر "فادعوهم" به معنی عبادت نباشد و به معنی دعاکردن و خواندن، باشد، با توجه به اینکه آیه 194 سوره اعراف، در رابطه با عبادت بت ها توسط مشرکین وارد شده است، نمی توان خواندن صالحین و توسل به ایشان را به خواندن بت ها تشبیه کرد. البته عده ای از وهابیت، اموری نظیر توسل به ذات، طلب شفاعت و استغاثه از اموات را از مصادیق عبادت من دون الله دانسته اند و به این بهانه، این امور را شبیه فعل مشرکین در پرستش بت ها تلقی کرده اند که در ادامه به این ادعا نیز پاسخ داده می شود.

آیا اموری نظیر توسل، طلب شفاعت و استغاثه از اموات، عبادت غیرالله هستند؟

 عده ای از علمای وهابیت، توسل به ذات اولیاء الهی، طلب شفاعت و استغاثه از اموات را از مصادیق عبادت معرفی کرده اند. چنانکه بن باز در مورد توسل می نویسد: «التوسل بحرمه النبي (صلى الله عليه وآله وسلم)، أو بجاه النبي أو بحق النبي (صلى الله عليه وآله وسلم)، أو بحق الأنبياء (علیهم السلام) أو بجاه الأنبياء (علیهم السلام) هذا بدعة عند أهل العلم، عند جمهور أهل العلم بدعة لا يجوز؛ لأن الله ما شرعه لنا، والتوسل عبادة، فلا يجوز أن يفعل إلا ما شرعه الله سبحانه وتعالى»[23] توسل به حرمت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) یا به جاه و حق ایشان، و همچنین توسل به حق و جاه دیگر انبیاء (علیهم السلام) بدعت است.....توسل عبادت است پس تنها در موردی جایز است که خدا آن مورد را تشریع کرده باشد.

او در مورد استغاثه نیز چنین مدعی می شود: «أنواع الاستغاثة التي بينتها في سؤالك كلها من أنواع الشرك الأكبر؛ لأنها عبادة لغير الله»[24] همه انواع استغاثه که در متن سوال بدان اشاره کردی، از انواع شرک هستند چراکه عبادت غیرالله محسوب می شوند.

بدیگر سخن حال که معلوم شد،کلمه "تدعون" در آیه 194 سوره اعراف به معنی عبادت است، وهابیت با عباراتی همچون عبارات فوق، در صدد آن هستند که اموری نظیر توسل، طلب شفاعت و استغاثه را ابتدائا عبادت تلقی کرده و سپس تحت شمول آیه در آورند. در ادامه به چنین نظریاتی نیز پاسخ داده می شود.

 برای پاسخ به این ادعای وهابیت، لازم است ابتدا مفهوم عبادت مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود آیا اموری نظیر توسل به ذات اولیاء الهی، طلب شفاعت از صالحینی که از دنیا رفته اند و همچنین استغاثه از صلحاء، داخل در مصادیق عبادت می شوند یا خیر؟

مفهوم عبادت

به جرات می توان مدعی شد که عبادت به معنی خضوع و خشوعی است که همراه با اعتقاد به الوهیت و ربوبیت باشد. چنانکه علمای فراوانی در آثار خود تصریح کرده اند مطلق خضوع در برابر غیرالله، عبادت آن بحساب نمی آید. بلکه عبادت زمانی محقق می شود که خضوع کننده، نیت عبادت نیز داشته باشد. بعنوان مثال نووی کلام رافعی قزوینی[25] در مسئله ذبح را به این صورت تبیین می کند: اگر حیوانی که قرار است ذبح شود، با نیت تعظیم در برابر غیرالله و عبادت او، ذبح شود، گوشتش حرام خواهد بود. ولی اگر صرفا با نیت تعظیم در برابر غیرالله ذبح شود، گوشتش حرام نیست و می توان از گوشتش استفاده کرد.[26]              البته علمای دیگری نظیر زکریا بن محمد انصاری[27] در کتاب "أسنى المطالب في شرح روض الطالب"[28] شبیه مطلب فوق را بیان کرده اند.

در مسئله سجده بر غیرالله نیز شبیه این مطالب در آثار علمای اهل سنت دیده می شود. چنانکه ملا علی قاری حنفی مذهب در کتاب "مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح"  چنین می نویسد: «قَالَ قَاضِي خَانْ: إِنْ سَجَدَ لِلسُّلْطَانِ إِنْ كَانَ قَصْدُهُ التَّعْظِيمَ وَالتَّحِيَّةَ دُونَ الْعِبَادَةِ لَا يَكُونُ ذَلِكَ كُفْرًا وَأَصْلُهُ أَمْرُ الْمَلَائِكَةِ بِالسُّجُودِ لِآدَمَ وَسُجُودُ إِخْوَةِ يُوسُفَ - عَلَيْهِمُ الصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ -. (رَوَاهُ التِّرْمِذِيُّ) .»[29] اگر سجده در برابر سلطان به نیت تعظیم و احترام به او باشد و سجده کننده نیت عبادت او را نداشته باشد، این سجده کردن، موجب کفر نمی شود. چنانکه ملائکه امر شدند بر حضرت آدم (علیه السلام) سجده کنند و برادران حضرت یوسف (علیه السلام) بر او سجده نمودند.

بنابراین مناط و ملاک عبادت، قصد عبادت است. و بدون آن، عبادت محقق نمی شود. البته علاوه بر مطالب فوق، علمایی نظیر عبدالفتاح یافعی[30] و عثمان مصطفی نابلسی[31] 2 قید اعتقاد به الوهیت و ربوبیت را در تعریف عبادت لحاظ کرده اند.

این نکته را نیز لازم است یادآور شویم که برخی از علما، عبادت را به معنی خضوع و خشوع تلقی کرده اند حال آنکه اگر عبادت به معنی مجرد خضوع و خشوع باشد، هر آیینه باید خضوع در برابر افرادی نظیر والدین، اساتید، و بزرگان و... عبادت بوده و لذا همه مسلمین به علت عبادت غیرالله، مشرک باشند.

بر همین اساس، با عنایت به اینکه هیچ یک از توسل کنندگان، طالبان شفاعت و استغاثه کنندگان، قائل به الوهیت و ربوبیت غیرالله نیستند و این امور را به نیت عبادت غیرالله انجام نمی دهند، پس توسل، طلب شفاعت و استغاثه شان، عبادت من دون الله محسوب نمی شود و لذا تحت شمول آیاتی نظیر آیه 194 سوره اعراف قرار نمی گیرند.

گذشته از آنکه اموری نظیر توسل به ذوات مطهر صالحین، طلب شفاعت از اولیاء الهی و استغاثه به ایشان، اموری مرسوم و رایج در گذر تاریخ اسلام بوده است. روایاتی نظیر روایت عثمان بن حنیف[32] و روایت مالک الدار[33] از جمله شواهد اثبات این مدعا بحساب می آیند.

نتیجه

از مجموع مباحث فوق، این نتیجه بدست می آید که اولا: مراد از عبارت "ان الذین تدعون من دون الله عباد امثالکم" در آیه 194 سوره اعراف، عبادت من دون الله است و لذا شامل هر نوع دعای لغیرالله نمی شود. ثانیا: با توجه به اینکه، اعتقاد به الوهیت و ربوبیت، داخل در مفهوم عبادت است، بنابراین اموری نظیر توسل، طلب شفاعت و استغاثه از اولیاء الهی، که فاعل این امور، چنین اعتقادی را در دل خود ندارد، داخل در مصادیق عبادت من دون الله نخواهد شد.


[1] . البانی، محمد ناصرالدین، موسوعه الالبانی فی العقیده، ج3، ص989، يمن، مركز النعمان للبحوث والدراسات الإسلامية، چاپ اول، 1431 ه ق.

[2] . البته باید دانست تنها شیعیان نیستند که قائل به مشروعیت استغاثه از صالحین هستند بلکه مشروعیت استغاثه در آثار علمای اهل سنت نیز به چشم می خورد. بعنوان مثال ملا علی قاری از علمای حنفی مذهب در کتاب "مرقاه المفاتیح شرح مشکات المصابیح" در ذیل روایت «كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِفزوروها...» می نویسد: «وَلِذَا قِيلَ: إِذَا تَحَيَّرْتُمْ فِي الْأُمُورِ فَاسْتَعِينُوا بِأَهْلِ الْقُبُورِ»   مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، ج4، ص1259، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1422 ه ق.

همچنین یوسف بن اسماعیل نبهانی از علمای شافعی مذهب معاصر در ضمن تالیف کتابی با عنوان "شواهد الحق في الاستغاثة بسيد الخلق" می نویسد:  «فالحمد الله الذي عافانا مما ابتلى به كثيرا من خلقه ولو حصل من المخالفين أدنى تدقيق لعرفوا أنفسهم على الباطل بشذوذهم عن السواد الأعظم، وهو جمهور أمته صلى الله عليه وسلم حتى إن العلم بهذه المسألة: أي مشروعية السفر لزيارة النبي صلى الله عليه وسلم، ومثله الاستغاثة به صلى الله عليه وسلم من الأمور المعلومة من الدين بالضرورة عند جميع العلماء والعوام من أهل الإسلام، حتى قال بعض أئمة المالكية كما نقله السبكي في [شفاء السقام] وابن حجر في [الجوهر المنظم] بكفر المانعين لذلك»      شواهد الحق في الاستغاثة بسيد الخلق، ص 143.

[3] . تویجری، حمود بن عبدالله، غربة الإسلام، ج1، ص220، رياض، دار الصميعي، چاپ اول، 1431 ه ق.

[4] . شیخ طبرسی(ره) در تفسیر این آیه می نویسد: «إِنَّ الَّذِينَ» تعبدونهم و تسمّونهم آلهة».  تفسير جوامع الجامع، ج‏1، ص490، قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه، چاپ اول، 1412 ه ق.

[5] . مرحوم فیض کاشانی (ره) در تفسیر الصافی می نویسد: «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ‏ أي تعبدونهم و تسمّونهم آلهةً من دونه سبحانه‏»  الصافی، ج2، ص260، تهران، مکتبه الصدر، چاپ دوم، 1415 ه ق.

[6] . عبارت قرطبی در تفسیر آیه 194 سوره اعراف: « قوله تعالى: (إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ) حاجهم في عبادة الأصنام." تدعون" تعبدون‏ ».  الجامع لأحكام القرآن، ج‏7 ، ص 342، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول، 1364 ه ش.

[7] . زمخشری نیز در ذیل آیه 194 سوره اعراف می نویسد: « إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ‏ أى تعبدونهم و تسمونهم آلهة من دون اللّه‏».  الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، ج‏2، ص 189، لبنان، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، 1407 ه ق.                                                                  

[8] . آلوسی نیز در ذیل آیه 194 سوره اعراف می نویسد: «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ‏ تقرير لما قبله من عدم اتباعهم لهم، و الدعاء إما بمعنى العبادة تسمية لها بجزئها، أو بمعنى التسمية كدعوته زيدا و مفعولان محذوفان أي إن الذين تعبدونهم‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ‏ أو تسمونهم آلهة من دونه سبحانه و تعالى»‏.  روح المعاني، ج‏5، ص134، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1415 ه ق.

[9] . نووی در ذیل آیه 194 سوره اعراف چنین می نگارد: « إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ‏ أي إن الذين تعبدونهم من دونه تعالى من الأصنام و تسمونهم آلهه».  مراح لبيد لكشف معنى القرآن المجيد، ج‏1، ص412، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1417 ه ق.

[10] . در تفسیر ماتریدی نیز در مورد آیه محل بحث چنین وارد شده است:«و قوله- عزّ و جل-: إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ.

يحتمل قوله: تَدْعُونَ‏ أي: تعبدون من دون الله، و قد كانوا يعبدون من دون الله أصناما و أوثانا. و يحتمل‏ تَدْعُونَ‏ أي: تسمونهم من دون الله آلهة». تأويلات أهل السنة ، ج‏5  ، ص116، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1426 ه ق.

[11] . بیضاوی نیز در ذیل آیه 194 سوره اعراف می نویسد: «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ‏ أي تعبدونهم و تسمونهم آلهه» أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج‏3، ص46، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1418 ه ق.

[12] . ابن عجیبه در تفسیر آیه مذکور می نویسد: «ثم قال تعالى: إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ‏ أي: تعبدونهم و تسمونهم آلهة من دون اللّه». البحر المديد فى تفسير القرآن المجيد ، ج‏2 ، ص 294، قاهره، حسن عباس زکی، چاپ اول، 1419 ه ق.

[13] . وی نیز در ذیل آیه 194 سوره اعراف چنین می نگارد: «إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ‏ أي تعبدونهم و تسمونهم آلهة». التفسير المنير فى العقيدة و الشريعة و المنهج، ج‏9، ص 209، دمشق، دارالفکر، چاپ دوم، 1411 ه ق.

[14] . ابن عطیه، المحررالوجيزفى تفسير الكتاب العزيز، ج2، ص 488، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1422 ه ق.

[15] . ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۱۴، ص ۲۵۷، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414 ه ق.

[16] . ‏ ازهری، محمد بن احمد، تهذيب اللغة ؛ ج‏3 ؛ ص76، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1421 ه ق.

[17] . قرطبی، الجامع لأحكام القرآن ج‏7 ، ص204، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول، 1364 ه ش.

[18] . او در ذیل این آیه می نویسد: «أَيْنَ ما كُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ‏ أي أين الآلهة التي كنتم تعبدونها في الدنيا». روح المعاني، ج‏4، ص355، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1415 ه ق.

[19] . در تفسیر نسفی در ذیل آیه 37 سوره اعراف نیز آمده است: «ما في‏ قالُوا أَيْنَ ما كُنْتُمْ تَدْعُونَ‏ موصولة  بأين و حقّها أن تكتب مفصولة لأنها موصولة، و المعنى أين الآلهة الذين تعبدون؟ مِنْ دُونِ اللَّهِ‏».  مدارك التنزيل و حقايق التاويل ج‏2، ص 77، بیروت، دارالنفائس، چاپ اول، 1416 ه ق.

[20] . ثعلبی نیز در ذیل آیه 37 سوره اعراف می نویسد: «قالُوا أَيْنَ ما كُنْتُمْ تَدْعُونَ‏ تعبدون».  الكشف و البيان (تفسير ثعلبى) ج‏4 ، ص 232، بیروت، داراحیاءالتراث العربی، چاپ اول، 1422 ه ق.

[21] . «قال ابن عباس: معنى فادعوهم فاعبدوهم‏».

[22] .طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج4، ص785؛  بغوی، حسین بن مسعود، تفسیر البغوی، ج2، ص259؛  قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج7، ص343 ؛  واحدی، علی بن احمد، الوجیز فی تفسیر کتاب العزیز، ج1، ص428.

[23] . بن باز، عبد العزيز بن عبد الله، فتاوى نور على الدرب، ج12، ص118.

[24] . بن باز، عبدالعزیز بن عبدالله، مجموع فتاوي بن باز، ج1، ص170.

[25] . از فقها و محدثین شافعی مذهب قرن هفتم هجری.

[26] . «قال الرافعي واعلم أن الذبح للمعبود وباسمه نازل منزلة السجود وكل واحد منهما من أنواع التعظيم والعبادة المخصوصة بالله تعالى الذي هو المستحق للعبادة فمن ذبح لغيره من حيوان أو جماد كالصنم على وجه التعظيم والعبادة لم تحل ذبيحته وكان فعله كفرا كمن يسجد لغير الله تعالى سجدة عبادة فكذا لو ذبح له أو لغيره على هذا الوجه (فأما) إذا ذبح لغيره لا على هذا الوجه بأن ضحى أو ذبح للكعبة تعظيما لها لكونها بيت الله تعالى أو أَوْ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِكَوْنِهِ رَسُولَ اللَّهِ فَهُوَ لَا يَجُوزُ أَنْ يَمْنَعَ حِلَّ الذَّبِيحَةِ» نووی، محی الدین، المجموع شرح المهذب، ج8، ص409، دارالفکر، بی تا.

[27] . از فقها و مفسرین مطرح شافعی مذهب قرن نهم و دهم هجری قمری.

[28] . وی در این کتاب می نویسد: « إنْ ذَبَحَ لِذَلِكَ تَعْظِيمًا وَعِبَادَةً كَفَرَ كَمَا لَوْ سَجَدَ لَهُ كَذَلِكَ صَرَّحَ بِهِ الْأَصْلُ..... فَإِنْ ذَبَحَ لِلْكَعْبَةِ أَوْ لِلرُّسُلِ تَعْظِيمًا لِكَوْنِهَا بَيْتَ اللَّهِ أَوْ لِكَوْنِهِمْ رُسُلُ اللَّهِ جَازَ»   أسنى المطالب في شرح روض الطالب، ج1، ص540، دار الكتاب الإسلامي، بی تا.

[29] . ملا علی قاری، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج5، ص2125.

[30] . او در کتاب "التوسل بالصالحین بین المجزین و المانعین"، اعتقاد به الوهیت و ربوبیت را داخل در تعریف عبادت دانسته و با بیان شواهد فراوان مدعی می شود که بدون چنین اعتقاداتی، عبادت محقق نمی شود. التوسل بالصالحین بین المجیزین و المانعین، ص116.

[31] . نابلسی نیز در کتاب "الرویه الوهابیه للتوحید و اقسامه عرض و نقد"  اعتقاد به ربوبیت و الوهیت را در تعریف عبادت داخل می داند و با استناد به ادله متعدد، مدعی آن است که مجرد خضوع و خشوع، عبادت محسوب نمی شود. الرویه الوهابیه للتوحید و اقسامه عرض و نقد، ،ص141 و 144، اردن، دارالنور المبین، بی تا.

[32] . «عَنْ عُثْمَانَ بْنِ حُنَيْفٍ: أَنَّ رَجُلاً ضَرِيرَ البَصَرِ أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: ادْعُ اللَّهَ أَنْ يُعَافِيَنِي قَالَ: إِنْ شِئْتَ دَعَوْتُ، وَإِنْ شِئْتَ صَبَرْتَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكَ. قَالَ: فَادْعُهْ، قَالَ: فَأَمَرَهُ أَنْ يَتَوَضَّأَ فَيُحْسِنَ وُضُوءَهُ وَيَدْعُوَ بِهَذَا الدُّعَاءِ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ، إِنِّي تَوَجَّهْتُ بِكَ إِلَى رَبِّي فِي حَاجَتِي هَذِهِ لِتُقْضَى لِيَ، اللهم فشفعه فِيَّ.» سنن الکبری نسائی، ج9، ص244.

[33] . «أَصَابَ النَّاسَ قَحْطٌ فِي زَمَنِ عُمَرَ، فَجَاءَ رَجُلٌ إِلَى قَبْرِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، اسْتَسْقِ لِأُمَّتِكَ فَإِنَّهُمْ قَدْ هَلَكُوا، فَأَتَى الرَّجُلَ فِي الْمَنَامِ فَقِيلَ لَهُ: " ائْتِ عُمَرَ فَأَقْرِئْهُ السَّلَامَ، وَأَخْبِرْهُ أَنَّكُمْ مُسْتَقِيمُونَ وَقُلْ لَهُ: عَلَيْكَ الْكَيْسُ، عَلَيْكَ الْكَيْسُ "، فَأَتَى عُمَرَ فَأَخْبَرَهُ فَبَكَى عُمَرُ ثُمَّ قَالَ: يَا رَبِّ لَا آلُو إِلَّا مَا عَجَزْتُ عَنْهُ» مصنف ابن ابی شیبه، ج6، ص356.

تصاویر
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن