منبع :  مجله سراج منیر شماره 34

زمانی زندگی ها رنگ خدایی به خود می گیرد که بندگی و عبودیت خدا محقق شود. «صبغةالله ومن أحسن من الله صبغة»؛ از این رو باید محور همه ستایش ها و عبادت ها خدا باشد و موجودی غیر از خدا شایستگی حمد و عبادت را ندارد؛ زیرا فقط او شایستگی پرستش و طلب استعانت دارد؛ البته رنگ خدایی فقط در نماز و روزه و حج و سایر امور عبادی نیست؛ بلکه رنگ خدایی باید در تمام امور و فعالیت های روزمره وجود داشته باشد. در قضاوت بر اساس عدالت رفتار شود و در تدریس بر اساس علم و منطق سخن گفته شود. باید با مردم بر اساس تقوا  رفتار کرد؛ اگر کسی شایستگی مسئولیتی را ندارد، رها کند و به کسی که شایستگی دارد واگذار نماید؛ اگر هر کاری با آداب مناسب خود که مورد رضای خداست انجام شود، تمام امور رنگ خدایی پیدا می کند؛ بنابراین باید خدای بزرگ بر همه امور حاکم باشد و خدا را در همه امور، حاضر و ناظر دانست؛ اگر دستورات سوره حمد در جامعه عملی شود، جامعه ی سالم و طیب محقق می گردد. حال سوال این جاست که آیا در بین مسلمانان جهان، رنگ خدایی حاکم است یا رنگ شیطانی؟ آیا در خانواده ها، روابط شخصی و فردی، رنگ خدایی حاکم است یا شیطانی؟ برای شناخت بهتر خود و جامعه باید سبک زندگی ها را به قرآن (به ویژه سوره حمد) عرضه کرد. 

ساختار حیات طیب و سالم در قرآن، پس از اصل توحید بر چهار اصل استوار است: ایجاد عدالت، دوری از ظلم و گناه، رهایی از لهو و لعب و در نهایت، عبادت و بندگی صحیح خدا و قرب به او.

جامعه  ای سعادتمند است که این اصول را پیاده کرده باشد؛ به  این جهت، قرآن کریم در مکه و پیش از تشکیل جامعه مدنی در مدینه، به تبیین این اصول پرداخته است. یکی از معیارهای آیات مکی این است که به اصول و پایه های زندگی (یعنی عقیده و باور) می پردازد. تشکیل جامعه مدنی و پیش رفته، بدون اصول و پایه های اعتقادی و معنوی امکان پذیر نیست؛ اگر امروز در جامعه مسلمین، ضعف های جدی وجود دارد، به خاطر نبود این اصول است. یکی از باورهای اساسی که از زیر ساخت های جامعه سالم است، عقیده به حیاتِ پس از مرگ است. این باور سبب می شود، قوانین سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه، به گونه ای تهیه شود که انسان را در دنیا و حیات پس از مرگ به سعادت برساند. باور به اینکه پس از مرگ، هر انسانی نتیجه اعمال و جزا و پاداش آن را می یابد. افزون بر اینکه، موجب امید و تلاش، بلکه ایثارگری و فداکاری شده و ضامن اجرای قوانین می گردد؛ زیرا عقیده به قیامت و حشر و نشر قیامت، موجب می شود که برای رسیدن به جامعه صحیح و سعادتمند تلاش کند و زندگی دنیا اگر هدف انسان قرار گیرد، بهره  ای جز سرگرمی نصیب او نخواهد شد. حیات دنیوی معبری برای حیات اُخروی است؛ بنابرای تلاش کنید تا با تقوا، دنیا و آخرت خود را بسازید.

رکن و پایه دیگر جامعه سالم، علم است. علم یعنی حیات و جهل یعنی مرگ. علم آب حیات است که زمین مرده را حیات و شادابی می بخشد؛ به  این جهت، تعلیم و تعلم از دستورالعمل های مهم قرآن کریم است و آن را از اهداف بلند رسالت پیامبر اسلام6 معرفی کرده است؛ از این رو، کلام الهی با علم و خواندن آغاز شده و آیات دیگری نیز، اهمیت و نقش آن را تبیین ساخته است: مانند آیه )اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ! خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ! اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ! الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ! عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ(. در آیه دیگر می فرماید: )هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ(. جامعه  ای که جهل بر او حاکم باشد، هرگز مانند جامعه  ای که علم و دانش بر آن حاکم است، نخواهد بود؛ البته مقصود از علم، فقط خواندن و نوشتن، یا علوم طبیعی و فلسفی نیست؛ بلکه به غیر از این علوم، دانستن حقایق معنوی، اخلاقی، سیاسی و اقتصادی که همه آنها در مفهوم حکمت قرآنی جمع است نیز، علم می باشند.

از دیگر پایه ها و ارکان جامعه سالم و ایده آل، وجود رهبر و امام جامع شرایط است؛ زیرا بدون وجود امام نمی توان برنامه جامع را تفسیر و اجرا کرد و جامعه را به فعلیت رساند. ویژگی ها و چگونگی دست یابی بشر به چنین امام و رهبری چیست؟ امروزه در جامعه بشری، رهبران زیادی وجود دارد؛ اما خلأ امام و رهبری که بتواند استعداد های درونی انسان و استعدادهای بیرونی را (که ایجاد عدالت در ابعاد مختلف آن است)، به فعلیت برساند وجود ندارد. انسان ها همواره از نبود آن رنج می برند. قرآن کریم در این باره چه آرمانی را بیان فرموده تا بشر به آن دست یابد؟ ازاین رو باید این پاسخ را از قرآن گرفت و در جامعه پیاده کرد.

اساس و رکنِ دیگرِ جامعه، وجود انسان و نقش او می باشد؛ اگر فکر و رفتار انسان، طبق اصول فطری دین ساخته شود، جامعه سالم خواهد بود. ساختن تمدن و توسعه پایدار، نیاز به تربیت انسان دارد؛ باید افکار غلط از بین برود. باید فکر، اراده و هدفِ انسان را متحول کرد؛ اگر فکر جامعه در پی تحول، ابتکار و خلاقیت نباشد، اگر مردم به دنبال یک زندگی باشند که نتیجه آن رفاه طلبی باشد، نمی توانند رشد داشته باشند و تحول ایجاد نمایند. انسان برای خوردن و خوابیدن آفریده نشده است. برای تلاش، ابتکار، خلاقیت و پیش رفت آفریده شده است؛ از این رو تمام برنامه های دین، برای جهت دهی زندگی، رفتار و عقاید انسان است؛ اگر انسان ساخته نشود، سایر روبناها فرو می ریزد؛ به  این جهت، قرآن کریم کتابی است که محور و موضوع آن انسان است؛ چنان که سایر انبیا نیز با این محوریت به رسالت مبعوث شدند. انبیا برای ساختن انسان آمدند تا با انسانِ ساخته شده، به اقتصاد و زندگی سالم برسند. انبیا برای ساختن موشک، بمب اتم و سایر فنون نیامده اند؛ بلکه برای ساختن بمبِ فکر و اندیشه آمده اند؛ زیرا با این بمب و موشک، می توان تمام افکار و اندیشه های باطل را نابود کرد و کاری کرد که هیچ موشکی نمی تواند آن را انجام دهد؛ بنابراین اساس جامعه و زندگی را انسان شکل می دهد و اگر انسان ساخته نشود، زندگی فردی و اجتماعی سالم نخواهد بود؛ لذا پایه دستورات قرآن، تربیت فکری و عملی انسان می باشد: )وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ(. جامعه سالم نیاز به نیروهای سالم دارد. نیروی سالم بدون فکر و باور سالم و عمل و رفتار صالح امکان پذیر نیست؛ لذا در قرآن کریم، همواره بر ایمان و باور در عمل صالح، تاکید شده است؛ زیرا عمل از ایمان جدا نیست. این پیام قرآن است تا انسان، وظیفه خود را به صورت صحیح یاد بگیرد و از آن غافل نباشد. باید تمام نهادها و سازمان ها، قوانین و آیین نامه های خود را بر طبق دستورالعمل قرآن تدوین نمایند تا صبغه و رنگ خدایی پیدا نموده و نیروهای مناسب برای اجرای آن تربیت نمایند.

تمام مشکلات بشر، بلکه دست نیافتن به سعادت و رسیدن به جامعه ایده آل، دوری از حق الله و رعایت نکردن حقوق الناس بوده است؛ بنابراین، راه نجات، بازگشت به این دو حق است و تمام آیات قرآن کریم، در تفسیر و بیان علمی و عملیِ این دو حق است. رسیدن به جامعه سالم و تمدن ساز اسلامی، نیاز به التزام و عمل به دو نوع حقوق است: یکی التزام و رعایت حقوق الله و دوم، التزام و عمل به حقوق الناس می باشد. برای ساختن جامعه، وظیفه آحاد انسان ها عمل به دستورات الهی و رعایت حق الناس است؛ اگر این دو حق در بین انسان ها و حکام جوامع بشری حفظ شود، نه ظلمی می شود و نه حقی پایمال می گردد؛ بلکه عدالت بر جوامع حاکم می شود. قرآن کریم در تمام آیات، به تبیین زوایای حقوق الله و حقوق الناس پرداخته است.

با توجه به اصولی که بیان شد، قرآن کریم الگوی جامعه پیش رفته را در چند محورِ اعتقادی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی، برای تعالی و رشد انسان می داند که بر اساس وحی، پی ریزی شده و اجرای آن به دست خود انسان، و در پرتو هدایت مردان الهی امکان پذیر می باشد.

باور صحیح و امید دهنده، عدم انحصار زندگی در دنیا، تعاون و همکاری با هم نوعان، ابتکار و خلاقیت، باور به وجود مردان الهی که با ارتباط با غیب، انسان ها را در بستر زمان رها نمی سازند. سرنوشت انسان به دست خود اوست. او باید باور کند که می تواند آینده خود را خوب، پر از امید و نشاط، و بر اساس عدالت بسازد. می تواند آینده پریشان، ناامید کننده، توأم با ظلم به خود و دیگران و حق کشی بسازد؛ انسان می تواند در پرتو تعالیم وحیانی الهی، جامعه ای پیش رفته بسازد و می تواند بر اساس تعالیم انسان های طاغوتی و هواپرست، جامعه را گرفتار نفسانیات آنان قرار دهد و استعدادهای مادی و معنوی را نابود سازد. باور به اینکه هر کار خوب یا بد، از بین نمی رود. در جامعه قرآنی احساس همدردی، ایثار و فداکاری، دوری از ظلم و هر نوع رذالت دیگر، حاکمیت پیدا می کند؛ انسان خود را فقط نمی بیند. او گذشته و آینده امت را می بیند. در جامعه توحیدی سرمایه ها در راه پیش رفت بار گرفته می شود؛ بدون آنکه سرمایه ها در اختیار عده ای قلیل انباشته گردد. در جامعه پیش رفته، اتلاف و نزاع وجود ندارد؛ زیرا مسابقه در جهت عمل صالح است و محور کارها خدا می باشد؛ در جامعه قرآنی، به جای دفع حداکثری، جذب حداکثری محور قرار می گیرد؛ در این جامعه، بیگانگان بر سرنوشت آنان مسلط نیستند؛ بلکه فقط خدا و کسانی که از او دستور می گیرند حاکمیت دارند تا انسان ها را به سوی عزت، حکمت و عدالت رهنمون سازند. در این جامعه، همه امکانات در جهت نابودی فقر اقتصادی و معنوی به کار گرفته می شود.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن