منبع :  مجله سراج منیر شماره 34

 ضمن تقدیر و تشکر از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید؛ به عنوان اولین سوال، خودتان را معرفی و زمینه فعالیت خود را بیان کنید؟

بنده علی اکبر ضیائی، رئیس پژوهشکده ی حج و زیارت هستم. بیست و سه چهار سال است که در کشورهای خارجی مثل سوریه، لبنان، آلبانی، کوزوو، مقدونیه و مالزی، به عنوان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران حضور داشتم و بیست و چند سالی هست که با جریان های اسلامی در جهان اسلام آشنایی دارم.

شروع آشنایی شما با مباحث فرق و مذاهب از کجا بود؟

از سال 68، ما جزء اولین فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق7 و اعضای هیأت علمی دانشگاه بودیم و به سفارش آیت الله مهدوی کنی، بنا شد جزواتی درباره جریانات اسلامی برای آشنایی دانشجویان تهیه شود که مسئولیت این کار بر عهده ما بود و از این جا بود که ما، وارد مباحث فرق و مذاهب شدیم. الان هم دکترای فرهنگ و تمدن اسلامی دارم.

منظور از جنوب شرق آسیا چه کشورهایی است؟

کشورهای جنوب شرق آسیا شامل مالزی، سنگاپور، برونئی، اندونزی، کامبوج، تایلند، ویتنام، لائوس، فیلیپین و مجموعه ای از جزایر آن منطقه است؛ برخی از شهرهای لائوس و کامبوج و دلتای رود معروف ویتنام و جنوب تایلند نیز مسلمان هستند. اندونزی 240 میلیون جمعیت دارد که بزرگ ترین کشور اسلامی در جهان است. برونئی یک کشور بسیار کوچک، با اکثریت قریب به اتفاق مسلمان است که در مرز بین اندونزی و مالزی واقع شده است. مالزی 27 میلیون جمعیت دارد که کمی بیش از پنجاه درصد آن مسلمان و بقیه، هندو و بودایی هستند.

اسلام از چه زمانی و چگونه وارد این کشورها شد؟

رواج اسلام در این منطقه، به پانصد سال قبل بر می گردد که برخی از صوفیه و عرفا آن را به این منطقه آورده بودند. اعتقادات قبلی، زمینه های پذیرش گرایش صوفی در منطقه بود؛ چراکه دینِ اولیه مردم منطقه "آنیمیسم" بوده که معتقد به روح و عالمی غیر مادی بوده اند. هندو ها هم اگرچه خدایان متعدد را می پرستند، اما به وجود یک حقیقت متکامل در هستی اعتقاد دارند. بوداییان نیز "نیروانا" را مطرح می کنند که یک نوع حقیقت متکامل است.

این اسلام که مورد پذیرش فرهنگ شرق آسیاست، به اسلام عادت معروف است که از نظر کلامی، ماتریدی هستند و پیرو فقه حنفی می باشند و جریانات صوفی در آن بسیار پررنگ است. در این فضا، طریقت های صوفی سمانیه، شطاریه، تیجانیه، نقشبندیه، رفاعیه و شاذلیه رواج دارد. دیگر مذاهب اسلامی مثل اسماعیلیه و زیدیه و تعداد کمی از شیعیان امامی نیز حضور دارند؛ در مقابل اسلام عادت، یک فرهنگ اسلامی دیگر نیز رواج پیدا کرد که به اسلام شریعت معروف شد. اسلام شریعت به وسیله عرب های یمنی و حجازی به این منطقه وارد شد و در فقه، شافعی و در کلام، اشعری هستند؛ البته اینها در اصل حنفی و ماتریدی بودند؛ اما با مهاجرت شافعیان یمنی و سلفیان حجازی به این منطقه، یا تحصیل برخی از مردم منطقه در الازهر یا عربستان، و بازگشت آنها به منطقه، اسلام شریعت در این منطقه رواج پیدا کرد. نکته قابل توجه اینکه، شافعیان منطقه ی شرق آسیا، برخلاف شافعیان غرب و جنوب ایران (که با شیعه به  راحتی تعامل داشته و محب اهل بیت: شناخته می شوند)، با شیعه تعامل خوبی ندارند و نسبت به شیعه دید بسیار منفی ای دارند؛ به عبارت دیگر، اسلام شریعت در این منطقه، شافعیانی هستند که مایل به اصحاب حدیث و سلفیه بوده که دویست سال قبل، از وهابیت متاثر شده و جنبش "پادری" را به وجود آوردند. آنها در آن زمان، مثل وهابی ها به مردم حمله می کردند و جنایاتی را مرتکب شدند. این گروه در حال حاضر، جمعیت قابل توجهی دارند و هرچند در فقه شافعی می باشند، اما در کلام اشعری هستند؛ در عین حال، سلفی هم می باشند؛ چراکه معتقدند، اشعری در آخر عمر به سمت اصحاب حدیث برگشت و از شیوه متکلمین اعراض کرد و به همین خاطر، با فلسفه و منطق و استدلال عقلی و کلامی میانه ای ندارند.

با توجه به بیانات شما، آیا در این منطقه، زمینه شکل گیری گروه های افراطی و تکفیری وجود دارد؟

هرچند در این منطقه، اندیشه سلفیه وجود دارد، اما به اسم وهابیت شناخته نمی شود و معدود عالمانی هستند که با تعالیم محمد بن عبدالوهاب آشنا باشند و آن را تبلیغ کنند؛ اما جریان سلفی جهادی، با جماعت اسلامی به رهبری "ابوبکر البشیر" آغاز شده است. این فرد حامی و پیرو اسلام سیاسی و یک سلفی جهادی است که به دنبال مبارزه با استکبار بوده و حتی با پیروزی انقلاب اسلامی، به دیدار امام خمینی می آید. با تشکیل القاعده، جماعت اسلامی با القاعده هم پیمان می شود و به رشد القاعده در شرق آسیا کمک می کند. با افول القاعده، جریان ابوسیاف و جریان داعش شکل می گیرد و این جماعت دوباره با داعش هم پیمان می شوند؛ پس از تضعیف داعش نیز، آنها یک دولت اسلامی به نام "نوسانترا" (که شامل چهار منطقه در شرق آسیا می باشد)، را تشکیل می دهند. این جریانات سلفیِ شرق آسیا، جریانات سیالی هستند که به تناسب شرایط تغییر کرده و با گروه های مختلفی همراهی می کنند؛ به  این ترتیب، می بینید که جنوب شرق آسیا می تواند، بستر خوبی برای شکل گیری گروه های افراطی و تکفیری باشد.

آیا غیر از زمینه های فکری، عوامل دیگری هم در شکل گیری این جریانات تکفیری و افراطی نقش داشته است؟

بله، علاوه بر زمینه های مذهبی، عوامل دیگری به رشد این گروه ها کمک می کند؛ مثل بستر اینترنت پرسرعت، فضای بسته فرهنگی و سیاسی، سیاست زدگی مردم متدین، تحقیر مسلمانان که باعث ناراحتی جوانان مذهبی و معتقد می شود.

یکی از ویژگی های مهم منطقه ی شرق آسیا، (به خصوص مالزی)، برخورداری مردم از زیرساخت های اینترنت پرسرعت است؛ علاوه بر اینترنت شخصی، مکان هایی هم وجود دارد که اینترنت پرسرعت رایگان، در اختیار شما قرار می دهد؛ مثلا شرکت آمریکایی "استارباکس" (یک شرکت فروش و عرضه ی قهوه)، در قهوه خانه های خود، اینترنت وای فای پرسرعت، بدون محدودیت زمانی ارائه می دهد؛ بدون اینکه شما، ملزم به خرید قهوه یا نوشیدنی باشید. در کوالالامپور، دانشگاه "NMY" برترین دانشگاه "آی تی" خاورمیانه است. این دانشگاه و شهر "سایبرجایا" یک شهر الکترونیک است که تمام تکنولوژی آن توسط شرکت های آی تی آمریکایی تجهیز شده و آموزش داده می شود. دانشگاه اسلامی مالزی و دانشگاه های "YSM" و دانشگاه "MY" و شرکت های "آی تی" که از سراسر دنیا به این منطقه آمد ه اند، باعث شکل گیری یک منطقه پیشرفته از نظر سایبری شده  است. اینترنتِ پرسرعتِ ارزان قیمت که به راحتی در دسترس گروه های سلفی است، یکی از عوامل رشد و قدرت گیری این گروه ها می باشد.

 ویژگی مهم دیگر این منطقه، ضعف سیستم های امنیتی منطقه است. نیروهای امنیتی، شناخت کافی از جریا ن های سلفی ندارند؛ هرچند آمریکا در این منطقه، با همکاری گروه های اسلامی منطقه، شروع به مطالعه و کار روی این جریان ها کرده است.

از دیگر ویژگی های مهم این منطقه، وجود کارخانه های تولید سلاح است که باعث می شود، دسترسی به اسلحه آسان باشد؛ برخلاف کشورهای غرب آسیا که غالبا وارد کننده سلاح هستند (چراکه هزینه تهیه اسلحه بالا است)، در منطقه شرق آسیا، کارخانه های اسلحه سازی وجود دارد که زمینه شکل گیری گروه های جهادی را فراهم می کند.

یکی دیگر از عوامل شکل گیری گروه های تکفیری، خلأهای قانونی در مواجهه با جماعت های تکفیری و تروریستی است؛ یعنی قوانینی که امکان مقابله با شکل گیری و قدرت یابی گروه های سلفی جهادی را فراهم کند، هنوز تدوین نشده و تا زمانی که تروری اتفاق نیفتد، نمی توان با گروه تروریستی مقابله کرد.

ویژگی دیگر این منطقه، سیستم بدون کنترل بانکی است. در این منطقه، هزاران بانک از تمام نقاط دنیا، تاسیس شده است؛ در حالی که قوانین نظارتی محکمی برای کنترل مراودات مالی وجود ندارد؛ به  همین خاطر، تروریست ها از بستر بانک ها، کمک های نقدی دریافت می کنند؛ بدون اینکه بشود آنها را ردیابی و شفاف سازی کرد؛ البته سیستم ها ی نظارتی آمریکا، ممکن است از این مراودات باخبر باشند؛ اما تا زمانی که منافع شان تهدید نشود، اقدامی نمی کنند؛ بلکه آن را تسهیل هم می کنند؛ البته سلفی ها یک راه کار برای دور زدن بانک ها دارند و مستقیما زکات مردم مسلمان منطقه را دریافت می کنند، و بدون وارد کردن در سیستم بانکی، برای حمایت از گروه های جهادی، برای آنان سلاح خریداری می کنند.

تحقیر مسلمانان توسط دولت های استعماری که بر این مناطق مسلط بودند و همچنان فرهنگ تحقیر اسلام را در جامعه به جا گذاشتند، یکی از عوامل مهم عصبانیت پنهان، در دل جوانان مسلمان است که به محض قدرت یافتن، دست به انتقام گیری از دولت های غربی و استکباری می زنند.

کنترل شدید دولت بر تمام مسایل فرهنگی و عدم آزادی بیان، موجب به وجود آمدن جو اختناق و شکل گیری گروه های زیر زمینی و مخفی می شود. وجود هزاران جزیره، خارج از کنترل دولت مرکزی که زمین های آن به صورت باتلاقی، و نفوذ و حرکت در آن بسیار دشوار است، زمینه بسیار مناسبی برای تشکیل اردوگاه های نظامی این گروه ها می باشد.

چه عوامل بیرونی، بر شکل گیری این جریان ها اثر داشته است؟

یکی از عوامل بسیار مهم در شکل گیری گروه های جهادی سلفی، شکست جریان اخوان المسلمین در مصر بود. با شکست دولت اخوان در مصر، امید گروه های معتدل اسلامی در شرق آسیا ضعیف شد و در مقابل، جریان های افراطی به این نتیجه رسیدند که روش های مسالمت آمیز، نتیجه بخش نیست و باید با جهاد، حکومت اسلامی تشکیل داد؛ از طرفی، تاسیس دانشگاه های اسلامی وابسته به عربستان (مثل دانشگاه اسلامی در جنوب تایلند و دانگشاه اسلامی المدینه در شهر "شاه عالم،" مركز ایالت سلانگور مالزی)، و پذیرش هزاران دانشجوی مسلمان منطقه در آن، یکی از عوامل رشد اندیشه سلفی گری در این منطقه است؛ تا جایی که در زمان اوج فعالیت داعش، تعداد زیادی از دانشجویان دختر این دانشگاه ها به عنوان جهاد نکاح به داعش پیوستند. بخشی از نیروهای جهادی که در منطقه هستند، کسانی اند که دهه های قبل، به یمن مهاجرت کرده و در تعز اقامت داشتند. با حمله حوثی ها به تعز نیز، به مالزی برگشته و در شمال مالزی مستقر شدند. دولت نیز به عنوان آواره جنگی، از آنها حمایت می کند؛ در حالی که اینها، نیروهای سلفی هستند و شیعیان و زیدیها را دشمن جدی خود می دانند.

آیا می توانید خلاصه ای از اندیشه سلفیان جهادی این منطقه را بیان کنید؟

مانیفست اعتقادی گروه های جهادی مثل گروه ابوسیاف عبارت اند از؛

  1. جلب رضایت خدا و توحید؛
  2. عقیده سلف صالح؛
  3. درک جامع از اسلام، بر اساس فهم سلف؛
  4. برقراری خلافت اسلامی در روی زمین؛
  5. ایمان، هجرت و جهاد در راه خدا؛

توحید برای گروه ابوسیاف، مانند داعش و وهابیت، بسیار مهم است. آنها آرزوی تشکیل خلافت اسلامی  دارند؛ البته خلافتی که بر اساس فهم سلف باشد و معتقدند که اگر جایی امکان فعالیت نباشد، باید از آنجا مهاجرت کرد؛ بعد از شکست سلفیان جهادی در غرب آسیا، این گروه مشغول بازسازی خود برای حملات جدیدی در سال های آینده است؛ به همین خاطر، خطر سلفی های جهادی در این منطقه بسیار زیاد است.

پیش از این فرمودید که سلفیان جهادی در منطقه جنوب شرق آسیا، دولت اسلامی تشکیل دادند؛ درست است؟

بله، در چهار بخش از این منطقه، سلفیان جهادی دنبال تشکیل "دارالاسلام نوسانتارا" هستند. این چهار بخش عبارت اند از؛

  1. جنوب تایلند و شمال مالزی تا سنگاپور که منطقه مسلمان نشین است؛
  2. اندونزی، به جز "سودابسی و کانیمانتان جزیره سولو" و جامع مرکزی؛
  3. جنوب فیلیپین و شهر "ماراوی و مائوته در جزیره ایندانائو و جزیره برونئو" مالزی؛
  4. منطقه "ایریانجایا و منطقه استوائی" که بین استرالیا و مالزی و جزایر اندونزی است؛

در این مناطق که بیشتر جزیره و خارج از کنترل دولت مرکزی می باشد، هنوز هم اردوگاه های سلفی های تکفیری پابرجا است.

 مسلمانان افراطی این مناطق، با هم ارتباط و داد و ستد دارند و به وسیله قایق های تندرو به هم می رسند و زمینه ی شکل گیری جماعتی قابل توجه از سلفیان افراطی را به وجود می آورند. احتمالا شعله ور شدن آتش تروریسم در آینده، از این منطقه خواهد بود.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن