مقاله حاضر تلاش می‏کند، نقش فقر و نابرابری های اجتماعی در سلفی تکفیری را بررسی کند. در شکل‏گیری گروه‏های تکفیری، عوامل مختلف و متغیرهای گوناگونی دخیل هستند. در این مقاله، نقش فقر و نابرابری اجتماعی به عنوان یک متغیر مهم بررسی شده است؛ همچنین علل اقتصادی و فقر در گرایش به تکفیر و تروریسم، از مباحث مهم بوده و نقش و تاثیر آن در برخی از گروه‏ها دیده شده است. این پژوهش ضمن بررسی وضعیت گروه‏های افراطی‏ِ برجسته در جهان اسلام، کوشش می‏کند، با بررسی زندگی رهبران گروه‏های افراطی، نسبت و رابطه فقر و تکفیر را تحلیل کند؟ این پژوهش درصدد پاسخ به اين سوال اساسی است که چه نسبت و رابطه معنا داری بین فقر و تکفیر در جهان اسلام وجود دارد؟ اینکه آیا علل گرایش رهبران گروه‏های تکفیری و افراطی به تروریسم، خلاء و سرخوردگی اقتصادی است؟ نگارنده بر این باور است که اقتصاد، همواره علل گرایش به تکفیر نبوده و بسیاری از گروه‏های تکفیری در این قالب قابل تحلیل نیستند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی _ تحلیلی، به بررسی وضعیت رهبران گروه‏های تکفیری پرداخته و با تحلیل و نگاه جامعه شناسیِ تاریخی به افراط‏گرایی در دین اسلام، مدلی را ارائه کرده است.
نویسنده :  بهزاد قاسمی(استادیار دانشگاه جامع امام حسین(ع))
منبع :  مجله سراج منیر شماره 34

 

مقدمه

بسیاری بر این باورند که میان فقر و تکفیر رابطه ای مستقیم وجود دارد؛ یعنی هر چه فقر بیشتر باشد، احتمال تکفیرگرایی نیز بیشتر است؛ در مقابل، گروه دیگری بر این عقیده اند که این دو، رابطه ای مشخص با یک دیگر ندارند. این گروه نشان داده اند که در مواقع بسیاری، تکفیری ها از افراد ثروتمند بوده اند و همچنین بسیاری از فقرا، نه به تکفیر، بلکه به کنار گذاشتن باورهای دینی روی آوردند؛ بنابراین، مطالعه زمینه‏های اجتماعی و اقتصادیِ گرایش به افراط‏گرایی و تروریسم، از موضوعات قابل توجه بوده که می توان در مورد آن تحقیق کرد. در این مقاله سعی شده، این رابطه مورد بررسی قرار گیرد؛ بنابراین سوال اصلی در این مقاله آن است که چه رابطه ای میان فقر و تکفیر وجود دارد؟ برای این منظور، تمرکز مقاله بر گروه های تکفیری قرار گرفته که هم اکنون، از فعالیت زیادی برخوردار هستند. داعش، النصره و القاعده نقاط مورد بررسی این پژوهش هستند. در این مقاله، ابتدا برخی از افراد این گروه ها مورد بررسی قرار می گیرند، تا وضعیت اقتصادی آنها قبل از الحاق به این گروه ها، مشخص شود. این بخش نیز به دو زیرمجموعه تقسیم می شود که بررسی سران و سربازان این گروه ها است. در قسمت رابطه میان فقر و افراط گرایی، در گزارشات آماری و تحقیقات کمی، مورد بررسی قرار می گیرد.

در بخش بعد، آمار تأییدکننده رابطه مستقیم، و آمار رد کننده رابطه میان فقر و تکفیر، مورد بررسی قرار می گیرد؛ سپس، تحلیل آماری نویسنده از اطلاعات گردآوری شده ارائه خواهد شد؛ همچنین، فرایند تأثیرگذاری فقر بر تکفیر بررسی می شود. در این بخش، با نگاهی تحلیلی و جامعه شناسانه، به این سوال پاسخ داده می  شود که چگونه فقر به تکفیر منتهی می شود؟ این بخش به نتیجه پژوهشی کمک می کند تا گلوگا ه های تبدیل فقر به تکفیر شناسایی شوند. شناسایی این گلوگاه ها کمک زیادی در مدیریت این فرایند خواهد نمود. در قسمت بعدی مقاله، سوال دیگری مطرح می شود که آیا تحت هر شرایطی، فقر به تکفیر منتهی می گردد؟ نگارنده با دیدی جامع این موضوع را مورد بررسی قرار داده است.

1-1- اهمیت و هدف: امروزه گروه‏های سلفی و گروه‏های تروریستی در دنیا، بدون توجه به دینی خاص فعالیت می‏کنند و برخی از آنان دست به اقدامات خشونت‏طلبانه می زنند. اینکه رهبران تروریست این گروه‏ها، برای اقتصاد و در اثر فقر چنین اقداماتی را انجام می‏دهند، دارای اهمیت است. هدف مقاله پیش رو، بررسی نقش فقر و نابرابری اجتماعی در رشد تکفیر سنی است. اینکه فقر اقتصادی منجر به تروریست می‏شود، یا ریشه‏های دیگری نیز دارد؟

1-2- روش پژوهش: روش مورد استفاده در مقاله توصیفی _ تحلیلی است که با استفاده از منابع اینترنتی، مورد بهره برداری و فیش برداری قرار گرفته است.

1-3- ادبیات تحقیق: در حوزه سلفی‏گری، تکفیر و تروریسم، تحقیقات و مطالعات و پژوهش‏های زیادی صورت گرفته است؛ به خصوص در چند سال اخیر، علاوه بر تالیف کتاب و نگارش مقاله، همایش‏های متعدد ملی و بین‏المللی در زمینه تکفیر و تروریسم در ایران انجام شده است؛ با توجه به اهمیت و دامنه پژوهشی، موضوع دارای اهمیت مطالعاتی جدید نیز هست. در ذیل به صورت موجز به چند مقاله علمی انجام شده در این حوزه اشاره می‏شود:

  1. مقاله مقایسه رویکرد انقلاب اسلامی ایران و ایالات متحده در قبال تروریسم، به قلم بهزاد قاسمی که توسط پژوهش نامه انقلاب اسلامی منتشر شده است. این مقاله با تمرکز به نقش جمهوری اسلامی و ایالات متحده در مبارزه با تروریسم است که در نهایت، به تفاوت در برخورد و سیاست دو کشور در تقابل با تروریسم پرداخته و جدیت ایران در نابودی تروریسم را تحلیل کرده، و تناقض در سیاست و رفتار آمریکا را برملا ساخته است.[1]
  2. مقاله احمد تقی فخلعی و همکاران، تحت عنوان اندیشه تکفیری در بستر تاریخ، به این موضوع می پردازد که مسئله تکفیر، از ابتدای تاریخ اسلام همواره وجود داشته است. آنها به این نتیجه می رسند که تبیین ضرورت دینی و تفکیک آن از ضرورت مذهبی، در کنار مدارا با مخالفان فکری و اعتقادی، راه حل مناسبی در تعدیل اندیشه تکفیری است.
  3. مقاله ملیحه محمدی، با عنوان بررسی عقاید خوارج و مقایسه آن با فرقه های تکفیری، داعش و راه کارهای مقابله با آنها[2] نیز در این زمینه نوشته شده است. او در این مقاله این گونه برداشت می کند که تکفیری ها با شیعیان دشمن بوده و آنها را کافر و عبادت آنها را شرک آمیز می دانند و شیعیان دشمنان شماره یک داعشی ها هستند. پیروان سایر مذاهب نیز در مرتبه بعدی دشمنی قرار می گیرند؛ لذا نتیجه می گیرد که استعمارگران و صهیونیست ها از حربه تکفیر استفاده کرده و با نفوذ در بین مسلمانان، با احداث کنسول گری و گسیل دادن مبلغان دوره دیده و جاسوس، در بین جوامع اسلامی، جوّ تکفیر و تفرقه ایجاد نموده و مردم را نسبت به رهبران دینی بدبین کرده اند و نقشه استحاله نرم را برای جوامع اسلامی کشیدند. در اینجا به صورت فهرست وار، به برخی از منابع و تحقیقات انجام شده اشاره می‏کنیم: وهابیت، مبانی فکری، کارنامه عملی، نوشته جعفر سبحانی (1385ش)؛ وهابیان، علی اصغر فقیهی (1366ش)؛ نظری بر تاریخ وهابیت، نوشته زهرا مسجد جامعی (1380ش)؛ وهابیت بر سر دو راهی، نوشته ناصر مکارم شیرازی (1385ش)؛ وهابیت از منظر عقل و شرع، نوشته سید محمد حسینی قزوینی؛ تاریخ سیاسی وهابیت، مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور (1379ش)؛ القاعده از پندار تا پدیدار، به قلم حمیدرضا اسماعیلی (1386ش)؛ مجموعه مقالات فرق تسنن، به کوشش مهدی فرمانیان (1386ش)؛ وهابیت از دیدگاه اهل سنت، نوشته علی اصغر رضوانی (1387ش)؛ سلفی گری و پاسخ به شبهات، به قلم علی اصغر رضوانی (1387ش)؛ وهابیان را بهتر بشناسیم، نوشته علی اصغر رضوانی (1387ش)؛ هذه هي الوهابية، به قلم محمد جواد مغنیه؛ کشف الإرتیاب في إتباع محمد بن عبدالوهاب، نوشته سید محسن الامین العاملی (1345ق)؛ الفرقة الوهابية في خدمة من؟ نوشته سید ابوالعلی التقوی از جمله آن هستند.

در مجموع در زمینه سلفی‏گری و تروریسم، مقالات و کتاب‏های بسیار زیادی نوشته شده است؛ ولی کمتر پژوهشی به موضوع فقر و تکفیر پرداخته و تفاوت اساسی مقاله پیش رو با دیگر مقالات نیز، بررسی همین موضوع (با تمرکز بر رهبران گروه های تکفیری)، می باشد؛ در واقع بررسی وضعیت زندگی با تمرکز بر جایگاه اقتصادی، یک امتیاز پژوهشی جدید، در نقد و بررسی گروه های تکفیری به شمار می آید.

وضعیت اقتصادی سران و سربازان، قبل از ملحق شدن به گروه های تکفیری

رهبران

در این قسمت، به رهبران 11 گروه تکفیری و وضعیت اقتصادی آنها قبل از پذیرش افکار تکفیری می پردازیم.

داعش

أبوبكر البغدادی: وی هم اکنون رهبری داعش را بر عهده دارد. او در سال 1971م، در نزدیکی سامرا به دنیا آمد.[3] وی تا سال 2004م، در محله ای فقیرنشین به نام توبچی زندگی می کرد. این محله در حاشیه غربی بغداد قرار دارد و شیعیان و سنی  مذهبان در آن زندگی می کنند.

وی در نوجوانی علاقه و استعداد زیادی به ورزش فوتبال داشت. او فردی خجالتی و به دور از خشونت بود.[4] بغدادی دارای مدرک دکترای مطالعات دینی از دانشگاه بغداد است. در این رابطه "احمد دباش"، یکی از رهبران الجيش الإسلامی في العراق، چنین گفته است: من در دانشگاه اسلامی با بغدادی بودم و هر دو در یک رشته درس می خواندیم؛ اما او دوست من نبود. او آرام و گوشه گیر بود و در تنهایی به سر می برد. مدتی بعد، او ما را در ایجاد "الجيش الإسلامی" یاری کرد. من در میان رهبران نظامی قرار داشتم و برخی از خشونت بارترین عملیات ها را رهبری کردم؛ اما بغدادی در این میان نبود. من عادت داشتم که درباره اعضا، اطلاعات لازم را به دست آورم؛ اما درباره بغدادی چندان اطلاعی نداشتم.[5]

ابومسلم ترکمانی: وی جانشین فرماندهی داعش در عراق و در کنار ابوعلی الانباری نفر دوم داعش است. وی در "تلعفر استان نینوا" در عراق به دنیا آمد. اکثر جمعیت این شهر را ترکمن تباران تشکیل می دهند. 75 درصد جمعیت این شهر نیز، سنی  مذهب هستند. این شهر از وضعیت اقتصادی، رفاهی و بهداشتیِ مناسبی برخوردار نبوده است.[6]

او در زمان صدام، از فرماندهان نظامی مستقر در واحد استخبارات بعث بود. درباره گذشته وی، اطلاعات چندانی در دست نیست؛ اما به طور قطع، وی تا قبل از تهاجم آمریکا به عراق، و روی کار قرار داشتن رژیم بعث، به علت رده شغلی خود، از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار بوده است.

ابوعلی  الانباری: وی جانشین فرماندهی داعش در سوریه و در کنار ابومسلم ترکمانی نفر دو داعش است. او از فرماندهان نظامی ارشد در زمان صدام بود.[7] بعد از حمله سال 2002 آمریکا به عراق، به عضویت انصارالاسلام درآمد؛ ولی به اتهام فساد مالی از آنجا خارج و به القاعده ملحق شد. نکته دیگر که در گزارشات دیده شده آن است که دانش مذهبی او به نسبت دیگر سران داعش کمتر است.[8]

این اطلاعات هرچند اندک است، اما نشان می دهد که الانباری قبل از پیوستن به گروه های تکفیری، از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار بوده است.

عدنان لطيف حامد سويداوی: او رئیس شورای نظامی داعش است که در سال 1965م، در استان الانبار متولد شد.[9] او از فرماندهان ارتش صدام بوده[10] که در استخبارات دفاع هوایی نیز، مدتی کار کرده است. وی نیز تا قبل از تهاجم آمریکا، از وضعیت مالی مناسبی برخوردار بوده است.

أبومحمد عدنانی: وی سخن گوی داعش است که در سال 1977م، در شهر بنش در شمال سوریه به دنیا آمد. اغلب ساکنین این شهر سنی  مذهب و ترک زبان هستند.[11] در مورد پیشینه اقتصادی او، اطلاعاتی در دست نیست؛ ولی با توجه به موقعیت شهر محل زندگی اش، پیش بینی می شود که وی از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نبوده است.

ابوعمر شیشانی: وی در سال 1986م، در خانواده ای مذهبی در گرجستان به دنیا آمد. پدر وی یک مسیحی ارتدکس و مادرش مسلمان بود. وی در جوانی چوپان بوده است. بعد از اتمام دبیرستان وارد ارتش شده و در جریان جنگ دوم چچن و در بین سال های 2010-2006م، از فرماندهان نظامی بوده است.[12] در جریان جنگ روسیه  و  گرجستان در سال 2008م، به گروه های جهادی ملحق و از ارتش جدا شد. در سال 2010م، به جرم حمل غیرقانونی سلاح دستگیر و به 3 سال حبس محکوم شد؛ اما بعد از 16 ماه از زندان فرار کرد. در دوران زندان، عقاید تکفیری وی شکل گرفته است. در این باره وی اذعان داشته: وقتی در زندان بودم، با خدا عهد کردم که اگر از آن زنده بیرون آیم، برای او به جهاد بپردازم؛[13] بعد از آن به سوریه وارد شد و به همراه برادر بزرگترش، صلاح الدین شیشانی، جیش المجاهدین را در سال 2012م، تأسیس نموده اند.[14] در سال 2013م، این گروه به همراه جیش محمد و گروه کتائب خطاب، جیش المهاجرین و الانصار را تشکیل دادند. این اطلاعات نشان می دهد که وی تا قبل از پذیرش عقاید تکفیری، از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار بوده و در زمره فرماندهان نظامی قرار داشت.

القاعده

اسامه بن  لادن: وی فرزند محمد بن عوض بن لادن، میلیاردری در صنعت ساختمان، و مرتبط با خاندان سلطنتی سعودی بوده است. دهمین همسر او، حمیده العطاس بود. خانواده بن لادن ۵ میلیارد دلار از صنعت ساختمان سازی به دست آوردند که اسامه، بعدها ۲۵ تا۳۰ میلیون دلار آن را به ارث برد.[15]

بن لادن بین ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۶م، به مدرسه نمونه الثغر که سکولار و برای طبقه نخبگان بود پیوست. او در دانشگاه ملک عبدالعزیز، در رشته اقتصاد و مدیریتِ کسب و کار تحصیل کرد و در مدیریت عمومی در سال ۱۹۸۱م، با مدرک مهندسی عمران فارغ التحصیل شد. در دانشگاه، بزرگ ترین علاقه بن لادن مذهب بود و او در کارهایی چون تفسیر قرآن و جهاد و کارهای عام المنفعه فعال بود. دیگر علایق او سرودن شعر و مطالعه بود و گفته شده، آثار فیلدمارشال برنارد مونتگومری و شارل دو گل را دوست داشت. به فوتبال نیز علاقه داشت و دوست داشت سانتر فوروارد بازی کند، و هوادار باشگاه آرسنال بود.[16]

ایمن الظواهری: وی در سال ۱۹۵۱م، در شهر معادی در نزدیکی قاهره، در یک خانواده نسبتاً مرفه به دنیا آمد. او در سن ۲۳ سالگی، در رشته پزشکی با درجه خیلی ممتاز (جید جداً)، از دانشگاه قاهره  فارغ التحصیل شد. از او به عنوان دانشجویی درس خوان که از ورزش های خشن بیزار بوده، یاد شده است. او در ۱۴ سالگی به اخوان المسلمین پیوست. پس از اعدام سید قطب، به اتهام خیانت به عضویت گروه حرکت جهاد اسلامی مصر درآمد؛ پس از ترور انور سادات، وی و هم فکرانش در یک سری عملیات های پلیسی و امنیتی در مصر، دستگیر و محاکمه شدند. در دادگاه از آنجا که او مسلط به زبان انگلیسی بود، به عنوان سخن گوی زندانیان جهاد اسلامی مصر انتخاب شد. سخنرانی های آتشین او در دادگاه، باعث جلب افکار عمومی نسبت به وی شد؛ پس از آزادی از زندان، از مصر خارج و به جهادیون عرب که در افغانستان مشغول جنگ با شوروی بودند پیوست. در افغانستان، با اسامه بن لادن سعودی آشنا گردید و در آنجا بود که شبکه القاعده پایه ریزی شد.[17]

جبهة النصره

أبومحمد جولانی: او رهبر جبهة النصره است که در سوریه زاده شد و به تدریس عربی فصیح می پرداخت. بعد از اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2002م، برای مقابله با آمریکا وارد عراق شد و به القاعده عراق پیوست؛ بنابراین او قبل از تکفیری شدن، از وضعیت اقتصادی متوسطی برخوردار بوده است.[18]

جنبش اسلامی ازبکستان

جوما کاسیموف: وی در سال 1998م، این جنبش را تأسیس نمود. او در سال 1969م، به دنیا آمد و در سال 2001م، در مزار شریف کشته شد. تا قبل از ارتباط با تکفیری ها، در ارتش شوروی اشتغال داشت و از چتر بازان ارتش شوروی در جنگ با افغانستان بود؛ لذا به نظر می رسد وضعیت معیشتی او تا قبل از الحاق به افراط گرایان، نامناسب نبوده است.[19]

حزب اسلامی ترکستان

حسن مخسوم: وی بنیان گذار و رهبر حزب اسلامی ترکستان بود که در "کونیکزار" ترکمنستان به دنیا آمد. او عضو جنبش استقلال ترکستان شرقی بوده است. در اواخر دهه 20 زندگی خود، از مبلغان جهادی بوده که به جذب نیرو علیه چین اقدام می ورزید.[20] وی در سال 1993م، توسط پلیس چین دستگیر و زندانی شد و در سال 1997م، از زندان فرار کرد؛ در ادامه با طالبان رابطه برقرار نمود و بن لادن در حدود 300 هزار دلار آمریکا، به حزب وی کمک مالی کرد.[21]

لشکر طیبه

حافظ محمد سعید: او در سال 1950م، در "پنجاب" به دنیا آمد. پدرش کشاورز بود و در جریان استقلال پاکستان، به همراه دیگر بستگان به پاکستان مهاجرت کردند. در طول این مهاجرت، 36 نفر از اعضای خانواده اش جان خود را از دست دادند.[22] محمود ضیاءالحق، او را در دانشگاه مهندسی و تکنولوژی پاکستان، به  عنوان استاد مطالعات اسلامی معرفی کرد. آنها در اوایل دهه 1980م، به عربستان اعزام شدند و در آنجا به ایدئولوژی جهادگران افغان ملحق شدند.

بنابراین، آنچه مسلم است، وی قبل از پذیرش ایده های تکفیری، از وضعیت اقتصادی و سواد و دانش مناسبی برخوردار بوده است.

جیش محمد

مولانا مسعود اظهر: وی در مارس 2000م، این گروه را در کشمیر تأسیس نمود. استقلال کشمیر از هند، هدف اولیه آنها بود. او در سال 1968م، در "بهاوالپور" پاکستان در خانواده ای پرجمعیت به دنیا آمد. پدرش مدیر یک دبیرستان دولتی بود و سایر اعضای خانواده وی به کشاورزی اشتغال داشتند. او تحصیلات اسلامی خود را در کراچی گذراند و بعد از اشغال افغانستان توسط شوروی، به مجاهدین پیوست و به دلیل تسلط به زبان اردو و عربی، از نویسندگان مجلات مربوط به آنها شد؛[23] لذا به نظر می رسد که وضعیت اقتصادی وی تا قبل از الحاق به تفکرات تکفیری مناسب بوده است.[24]

جماعت انصارالتوحید اندونزی

ابوبکر بشیر: وی در سال 2008م، این گروه را تأسیس نمود. ابوبکر بشیر در "جومبانگ" در جاوای شرقی در سال 1939م، به دنیا آمد. وی کلیه مراتب تحصیلاتی خود را در مؤسسات اسلامی و در علوم اسلامی در اندونزی سپری کرد. او از همان ابتدا به صورت علنی و غیرعلنی در بالاترین سطوح جنبش های اسلامی متعددی (مثل سازمان دعوت دانشجویان اندونزی و مدرسه اسلامی المکمین)، در اندونزی به  فعالیت پرداخت؛ بنابراین باید گفت که بشیر تا قبل از اتحاد با القاعده، از جایگاه اقتصادی و سیاسی مناسبی در میان جنبش های شرق آسیا برخوردار بوده است.[25]

بوکو حرام

محمد یوسف: وی در سال 1970م، در روستای "گیرگیر" در "ایالت یوب" نیجریه به دنیا آمد و در سال 2009م، کشته شد. در سال 2002م، گروه مذکور را تأسیس نمود.[26] این ایالت یکی از بزرگ ترین بازارهای فروش احشام در آفریقای غربی است که از وضعیت مناسبی برای کشاورزی، ماهی گیری و استخراج معادن برخوردار است.

محمد یوسف 4 همسر و 12 فرزند داشت. وی از تحصیلات دینی برخوردار بوده و به زبان انگلیسی مسلط بود و زندگی مرفه و پر زرق و برقی داشت.[27]

ابوبکر شکائو: وی قائم مقام محمد یوسف بوده که بعد از مرگ او، رهبری این گروه را بر عهده گرفت.[28] او یک مذهبی کانوئی است که به زبان های عربی و انگلیسی نیز صحبت می کند. او در روستای "شکائو" در ایالت "یوب" به دنیا آمده است؛[29] وی به تئوری پرداز این گروه مشهور است. به نظر می رسد که تا قبل از الحاق به بوکو حرام، از وضعیت اقتصادی مناسبی به نسبت سایر مردم نیجریه برخوردار بوده است.

ابوسیاف

عبدالرزاق ابوبکر جنجلانی: او مؤسس این گروه است که در 1959م، در خانواده ای مسیحی  _ اسلامی در فیلیپین به دنیا آمد و در سال 1998م، کشته شد؛ اگرچه جنجلانی در خانواده و محله ای فقیر به دنیا آمد، ولی معلم بود و تحصیلات دینی و زبان عربی خود را در لیبی، سوریه و عربستان (در دهه 1980م)، کامل کرد؛ همچنین بن لادن برای سازمان او، 6 میلیون دلار هزینه کرده بود. سطح تحصیلات و گذراندن تحصیلات در سایر کشورها، نشان می دهد که وضعیت معیشتی وی مناسب بوده است.[30]

خدافی ابوبکر جنجلانی: او برادر عبدالرزاق ابوبکر بوده که بعد از وی رهبری گروه را بر عهده گرفته است. خدافی در سال 1975م، در یکی از فقیرترین و کوچک ترین شهرهای فیلیپین به نام "ایزابلا" به دنیا آمد. این شهر همواره درگیر منازعات استقلال طلبانه بوده است. او به علت پشتیبانی آمریکا و سرقت و راهزنی قبل از رهبری گروه های تکفیری، وضعیت اقتصادی مناسبی داشته است.[31]

امارت قفقاز

دوکا عمروف: او مؤسس این گروه در سال 2007م بود. دوکا عمروف در سال 1964م، در خانواده ای روشن فکر در چچن به دنیا آمد و در سال 2013م، کشته شد.[32] در دوران نوجوانی (بین سال های 1982-1980م)، او به اوباش گری، خودکشی و آدم کشی متهم بوده است.[33] دوکا تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی ساختمان در مؤسسه نفت گرونزی سپری نمود؛[34] سپس به موسکو نقل مکان نموده و در آنجا نیز در ساختمان سازی مشغول به کار شد؛[35] همچنین، وی در موسکو در اقدامات نیمه جنایی شرکت داشته است. با شروع جنگ چچن در سال 1994م، به صف مقابله با صرب ها پیوست. از نکات دیگر در زندگی او، آن است که بسیاری از بستگان درجه اولش، یا ربوده و یا کشته شده اند؛[36] بنابراین، وضعیت اقتصادی او تا قبل از نزدیک شدن به تکفیری ها مناسب بوده است.

سربازان

در مورد سربازان گروه های تکفیری نیز تنوع اقتصادی وجود دارد. بسیاری از آنها تا قبل از پیوستن به این گروه ها، از وضعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار بوده اند؛ به عنوان مثال، "نزار طرابلس" بازیکن یکی از تیم های آلمان بوده که به النصره سوریه پیوست؛ همچنین، "ابوعیسی آندلس" نیز بازیکن پرتغالی تیم آرسنال بوده که به داعش پیوست. این افراد از میزان رفاه اقتصادی متوسط به بالایی برخوردار بوده اند؛ ولی به افراط گرایی دچار شدند؛ همچنین افرادی از 90 کشور جهان به داعش ملحق شده اند. 3400 غربی، 150 شهروند آمریکا و بیش از 600 زن و دختر آلمانی ما بین سنین 16 تا 27 سال؛ البته باید توجه نمود که این افراد گرچه به نسبت سایر افراد ملحق شده به گروه های تکفیری، از وضعیت اقتصادی مناسب تری برخوردار هستند، ولی در مقایسه با وضعیت اقتصادی مورد تصور خود در یک کشور غربی، از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده اند؛ از این رو، در مورد سربازانِ عمدتاً ملحق شده از غرب باید گفت که عامل اقتصادی، رابطه ای با این الحاق نداشته است.[37]

با این حال، اغلب داعشی های غربی اصالتاً برای کشورهای جهان سوم هستند؛ اما در رابطه با پیوستن افراد از کشورهای غیرتوسعه یافته به گروه های تکفیری، عامل اقتصاد پررنگ تر می شود؛ به عنوان مثال، یکی از دلایل اصلی پیوستن اشخاصی از تاجیکستان به داعش، فقر و اعطای پول از جانب گروه های تکفیری می باشد.[38] سایر کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز نیز از وضعیت نامناسب اقتصادی رنج می برند؛ بنابراین، بسیاری از افراد این کشورها، برای حل مشکلات اقتصادی خود، و کسب درآمد برای خانواده  هایشان، به این گروه ها ملحق می شوند.[39]

ماهیت آمار موجود از رابطه فقر و تکفیرگرایی

آمار مشخص در رابطه با الحاق رهبران و سربازان به گروه های تکفیری در دست نیست و گزارشات آماری در دسترس، به صورت اختصاصی به بررسی این موضوع نپرداخته اند. عدم وجود اطلاعات دقیق از افراد تا قبل از الحاق به این گروه ها، یکی از دلایل این امر است. با این حال، مؤسسات تحقیقاتی درصدد جمع آوری آمار کلی تری برآمده اند که رابطه میان فقر و افراط گرایی مذهبی را نشان می دهد؛ ولی این نیز نقصان اصلی این آمار نیست. نقصان اصلی این آمار آن است که اعتقادات شدید مذهبی را با افراط گرایی برابر دانسته  و حتی در مواردی، اعتقادات مذهبی را با افراط گرایی یکی می دانند؛ با این حال، این آمار نیز به دو دسته متضاد تقسیم می شوند که عبارت اند از:

آمار مؤید رابطه فقر و افراط گرایی

نظرسنجی مؤسسه گالوپ در سال 2012م، یکی از مشهورترین آمارها است. طبق این نظرسنجی، 85 درصد از شهروندانِ 10 کشور اول مذهبی دنیا، خود را مذهبی می دانند. این 10 کشور، جزء کشورهایی هستند که فقر آنها افزایش یافته و سرانه آ نها کمتر از  14100 دلار است. این نشان می دهد که در شرایط فقر، نگرش های مذهبی توسعه می یابند. این نظرسنجی نشان می دهد که در اروپا و آمریکا، تعداد باتقوایان مذهبی کم شده است.

نمونه دیگر آماری در گزارش مرکز تحقیقات فتا در سال 2012م، منتشر شده است. طبق این گزارش، بین فقر، کمبود فرصت های آموزشی، بیکاری (به ویژه در میان جوانان و افراط گرای مذهبی)، رابطه ای قوی برقرار است.[40]

آمار رد کننده رابطه فقر و افراط گرایی

این آمار در مقایسه با آمار مؤید از کمیت کمتری برخوردار  هستند. نتایج تحقیقات «شبکه تحقیقاتی علوم اجتماعی» نشان داده که علی رغم سرمایه گذاری های زیاد در پاکستان، همچنان گرایش به افراط گرایی زیاد است. این تحقیق نشان داده که پاکستانی های مرفه و آموزش دیده، گرایش بیشتری به افراط گرایی دارند.[41]

تحلیل آماریِ نسبت و رابطه بین فقر و تکفیر

در موضوع افراط گرایی و تروریسم، گروه هایی وجود دارند که با برداشت غلط از تعالیم دینی (اسلام و مسیحیت)، و با فتنه انگیزی دشمنان اسلام، گاهی اوقات دست به خشونت هایی می زنند که از نظر اکثر گروه های مسلمان، محکوم است. خشونت های فرقه ای مخصوص مسلمانان نیست؛ به این دلیل که خشونت و تروریسم ریشه دینی ندارد. در سایر ادیان (برای نمونه در مسیحیت) نیز چنین خشونت هایی وجود دارد؛ برای نمونه گروه "کوکلاکس کلان" از این گروه ها هستند.[42]

افراط و تروریسم در جهان اسلام

هیچ گزارش دقیق آماری وجود ندارد که رابطه میان فقر و تکفیر را در سطوح مختلف گروه های تکفیری نشان دهد.

از بررسی آماری به عمل آمده توسط محقق، نتایج زیر به دست آمده است:

جدول 1: وضعیت اقتصادی و دانش دینی رهبران گروه های تکفیری تا قبل از الحاق به این گروه ها؛

ردیف copy.png

- از 19 رهبری که مورد مطالعه قرار گرفته اند، تنها یک رهبر از وضعیت اقتصادی خیلی بالا برخوردار بوده است ؛ به عبارت دیگر، تنها 5.26 درصد از رهبران از وضعیت اقتصادی خیلی بالایی برخوردار بوده اند.

- از 19 رهبری که مورد مطالعه قرار گرفته اند، تنها دو رهبر از وضعیت اقتصادی پایین برخوردار بوده  اند؛ به عبارت دیگر، تنها 10.5 درصد از رهبران از وضعیت اقتصادی پایین برخوردار بوده اند.

- از 19 رهبر مورد مطالعه، 9 رهبر از وضعیت اقتصادی متوسط یا متوسط به بالا برخوردار بوده اند . اغلب 47.36 درصد از رهبران، در این گروه جای می گیرند.

- با توجه به این تحلیل آماری، نمی توان میان وضعیت اقتصادی و گرایشات تکفیری در رهبران، ارتباط معناداری برقرار نمود.

- از 19 رهبر مورد مطالعه، 10 رهبر از سواد دینی زیاد یا خیلی زیاد برخوردار بوده اند . اغلب رهبران، یعنی 52.63 درصد، در این گروه جای می گیرند.

- از 19 رهبر مورد مطالعه، وضعیت سواد دینی 3 رهبر مجهول بوده است.

- از 19 رهبر مورد مطالعه، 5 رهبر (26.31 درصد)، از سواد دینی کم برخوردار بوده اند  که اغلب آنها (5/3) داعشی هستند.

با توجه به این تحلیل آماری، می توان میان سواد دینی و گرایشات تکفیری در رهبران ارتباط معناداری برقرار نمود؛ بنابراین، در سطح رهبران تکفیری، گرایشات مذهبی بیش از عامل اقتصاد تعیین کننده هستند.

بررسی رابطه اقتصاد یا دانش دینی، با تکفیر، در رابطه با سربازان بسیار دشوارتر می شود؛ زیرا هیچ آمار نسبتاً مناسبی از وضعیت سربازان این گروه ها در دسترس نیست؛ با این حال، تحلیل کارشناسی حاصل از بررسی چند نمونه، نتایج زیر را تأیید نموده است. الگوهای رابطه ای فقر و  تکفیرِ کشورهای پیشرفته با کشورهای فقیر متفاوت هستند. در اولی، فقر مطلق کمرنگ تر است و تبعیض و محرومیت نسبی، پررنگ تر است. در دومی فقر مطلق از میزان تأثیرگذاری بیشتری برخوردار است. علی رغم عدم وجود رابطه معنادار میان اقتصاد و تکفیرگرایی در رهبران، در سطح سربازان این رابطه وجود دارد که البته در دو قالب رابطه مستقیم فقر مطلق و تکفیر و رابطه مستقیم محرومیت نسبی با تکفیر وجود دارد.

مکانیزم تبدیل فقر به تکفیر گرایی در اسلام

در این قسمت چگونگی تبدیل شدن یک فرد فقیر به تکفیر کننده و حرکت وی در مسیر اقدام انتحاری مورد تحلیل جامعه شناسانه و روان شناسانه قرار می گیرد. فقر به ترتیب و با طی مراحل زیر به تکفیرگرایی و نقطه اوج آن، یعنی عملیات انتحاری، تبدیل می شود.

فقر، ابتدا انسان را به تلاش برای مقابله با آن فرا می خواند. در این مرحله، فرد سعی می کند تا ابتدا با استفاده از فعالیت های قانونی، درآمدی مناسب کسب کند؛ بنابراین، اگر افرادی به خواسته خود فقر را انتخاب کرده باشند و در راه مقابله با آن تلاشی صورت نداده باشند، احتمالاً در مراحل بعدی به تکفیر گرایی دچار نمی شوند؛ زیرا این افراد یا از فقر خود لذت می برند و یا آنقدر سست و تنبل هستند که به کار نمی پردازند؛ چون اهل پیوستن به گروه های تکفیری و انجام اقدامات سخت نظامی نیز نیستند.

افراد نه برای کسب درآمد، بلکه برای رسیدن به قدرت سیاسی و مذهبی یا کسب هویت به گروه های تکفیری ملحق می شوند. این موضوع به ویژه در پیوستن رهبران به گروه های تکفیری مشاهده می شود.  در مجموع در پی پاسخ دادن به تحقیر خود در گذشته هستند.

این موضوع به دو صورت محقق می شود؛ نخست، عدم توانایی از ورود به مرحله دوم (مقابله غیر قانونی با فقر) به بعد؛ یعنی بسیاری از افراد قادر به ورود به مرحله دوم نیستند. دیگری، عدم دستیابی به درآمد مورد نیاز در گروه های تبهکاری است که به این دلیل، به گروه های تکفیری ملحق می شوند.[43] اقدام انتحاری را باید نقطه اوج تکفیر گرایی دانست که به ترتیب اولویت، به 4 دلیل صورت می گیرد که عبارت اند از:

  1. رسوخ شدید عقاید تکفیری به فرد؛
  2. عدم توانایی خروج از گروه های تکفیری و ناچار شدن فرد؛
  3. تهدید و اجبار؛
  4. تطمیع؛

 

نموىار 32165498746541654657468574.png

تصویر بالا با تحلیل روان شناسانه و جامعه شناسانه، مراحل تبدیل فقر به تکفیر گرایی را نشان می دهد. این مکانیزم محتمل ترین مکانیزم است و لذا احتمال وجود مکانیزم های دیگر را نفی نمی کند.

شرایط ایجاد تکفیری گری

نیمی از مردم جهان زیر خط فقر زندگی می کنند که 95 درصد آنها در کشورهای در حال توسعه هستند؛ اما، چرا همه مردم این کشورها به تکفیرگرایی روی نمی آورند؟ چرا فقرِ همه افراد به تکفیری گری منتهی نمی شود؟ در پاسخ به این سوال باید شرایط ظهور و بروز تکفیرگرایی را مورد بررسی قرار داد.

وجود بسترهای مذهبی خشک: جمود فکری و برداشت ظاهری از دین منجر به تکفیر و ترور می شود.[44]  این موضوع منحصر به اسلام نیست در سایر ادیان نیز وجود دارد.

فهم نادرست از شریعت: این بخش را می توان زیرمجموعه بخش قبل دانست؛ ولی به دلیل اهمیت، ما آن را به صورت مجزا مورد بررسی قرار می دهیم. فهم نادرست از مذاهب و سطحی  نگری دینی، مهم ترین بستر درونی افراد برای گرایش به تکفیر گرایی است؛[45] البته، همه مذهبی ها به تکفیر مبتلا نمی شوند؛ حتی اگر در وضعیت اقتصادی نامناسبی به سر برده باشند.

حمایت های دولت ها از گروه های تکفیری: دولت ها معمولاً از ایجاد ناآرامی توسط گروه های تکفیری در کشورهای رقیب خود نفع می برند. این ناآرامی ها می تواند زمینه توسعه نفوذ آنها را به مناطق دیگر مهیا کند. این حمایت می تواند به صورت مستقیم و غیرعلنی، (مانند حمایت آمریکا در جریان جنگ شوروی در افغانستان از تأسیس القاعده) باشد. نوع دیگری حمایت می تواند چشم پوشی، سهل انگاری یا مماشات باشد؛ البته نه تنها در مواجهه با تکفیری ها، بلکه در مواجهه با بسیاری از گروه های تندرو و افراطی مثل نازیسم و فاشیسم نیز این روش مورد استفاده دولت ها قرار گرفته است. مماشات قدرت های اروپایی در برابر اقدامات هیتلر به توسعه فعالیت های نازیسم و در نهایت جنگ جهانی دوم ختم شد. درباره داعش نیز مماشات غربی ها کاملا روشن و واضح بوده است.[46]

نهادینگی ضعیف: این گروه ها می توانند در هر نقطه از جهان شکل گیرند؛ ولی معمولاً در نقاطی شکل  می گیرند که از نهادینگی سیاسی ضعیفی برخوردار هستند؛ به علاوه، منطقه تحت فعالیت آنها الزاماً جایی است که نهادینگی سیاسی آن پایین است. در نهادینگی ضعیف، شکاف میان دولت و ملت زیاد است. قانون گرایی از ناحیه نخبگان سیاسی و مردم ضعیف است؛ نه دولت از انسجام و قدرت سیاسی و اقتصادی مناسب برخوردار است و نه سازما ن های مدنی و اجتماعی و احزاب و گروه های قانونی توانمندی دارند[47] تا مدیریت امور اجتماعی و سیاسی را در دست بگیرند و نگذارند تا مسائل از حیطه  قانونی خارج شوند؛ لذا گروه های تکفیری برای فعالیت خود در این مناطق، نه از جانب دولت  و نه از جانب ملت احساس تهدید ندارند و این موضوع به آنها جسارت می دهد تا اقدامات خود را علنی سازند. القاعده، النصره، داعش، لشکر طیبه و سایر گروه های تکفیری، در کشورهایی فعال هستند که نهادینگی ضعیفی دارند.

در مجموع، فقر گرچه یکی از عوامل مهم شکل گیری تکفیر گرایی (به ویژه در رابطه با نیروهای صف و سربازان است)، اما تنها عامل نیست. فقر در کنار سایر عوامل می تواند به تکفیرگرایی منتهی شود.

تکفیر، تروریسم و خشونت در اسلام که سبب انحراف از اسلام شده، علاوه بر ریشه تاریخی، دارای بسترهای سیاسی در حوزه تجربه استثمار و استعمار بوده که برای نمونه می توان، به دوران بعد از سقوط امپراتوری عثمانی اشاره کرد؛ از سوی دیگر، تحقیر، بحران هویت، سرخوردگی، قشری نگری، عشیره و قبیله گرایی محض و القاء محرومیت و فقر بستر هایی که می تواند منجر به تکفیر گرایی شود. در واقع فقر تنها یکی از عوامل افراطی گری و تکفیرگرایی است که می تواند مورد بررسی قرار گیرد.

نتيجه

آنچه در بحث و بررسی رهبران گروه‏های تکفیری در جهان اسلام انجام شد، بیان گر آن است که آمار دقیقی از رابطه میان فقر و تکفیر وجود ندارد؛ زیرا آمار موجود، عقاید مذهبی را برابر با افراط گرایی دانسته اند؛ به علاوه، انجام تحلیل آماری از رابطه میان فقر و تکفیر در حوزه سربازان تکفیری بسیار دشوار است؛ زیرا آمار مناسبی از سرگذشت این سربازان در دسترس نیست. با این حال، می توان با نگاه به گذشته رهبران، رابطه میان فقر یا عقاید مذهبی با تکفیر را مورد تحلیل آماری قرار داد؛ همان طور که اشاره شد، در رابطه با رهبران، شاهد ارتباط معنادار میان عقاید مذهبی و تکفیر بودیم؛ اما چنین ارتباطی در رابطه با اقتصاد وجود نداشت. فقرای زیادی در جهان هستند که هرگز به تکفیر دچار نمی شوند؛ بنابراین، فقر در کنار عوامل دیگری مانند وجود بستر مذهبی، فهم نادرست از شریعت، حمایت  دولت ها و نهادینگی ضعیف، به تکفیر منتهی می شود.

استفاده تکفیری ها از عوامل احساساتی در عوض عوامل خِردگرایی دینی، چشم افراد را بیش از پیش به واقعیت شریعت خواهد بست؛ لذا به سرعت منطق تکفیری برای این افراد نیز نهادینه می شود و از آن زمان به بعد، همراهی بسیار زیادی با آنها خواهد داشت و به یک تهدید واقعی مبدل می شود. شاید گرایشات اولیه تکفیری به علل مالی وابسته باشد، اما ادامه این گرایشات مالی نیست؛ بلکه هویتی است؛ یعنی افراد احساس تعلق به این تفکرات پیدا می کنند و آن  را تنها راه نجات خود از آلودگی ها، گناهان و بدبختی های دنیوی و اخروی می دانند.

خیلی از تکفیری ها به خاطر کمک های مالی به آنها پیوسته اند؛ ولی بسیاری از آنها نه برای کسب پول، بلکه برای کسب هویت به این گروه ها پیوسته اند؛ در حالی  که اغلب آنها نیز از مشکلات مالی و احساس تبعیض برخوردار بوده اند. این موضوع بسیار خطرناک است؛ زیرا این افراد حتی با پیشنهاد پول و تطمیع نیز حاضر به تغییر دیدگاه های خود نیستند؛ لذا، حتی بسیاری از تکفیری ها که در ابتدا صرفاً برای کسب درآمد به این گروه ها ملحق شده بودند، بعد از مدتی حاضر به کشتار مردم فقیر و بی گناه در پاکستان و افغانستان نیز می شوند؛ از این رو، در فرایند ورود فرد به گروه های تکفیری، باید به سرعت عمل نمود و فرد را از آنها جدا کرد؛ زیرا به سرعت شخص هویت خود را به این گروه ها پیوند می دهد و به عنصری بسیار خطرناک تبدیل می شود. رسوخ عقاید تکفیری تنها یکی از علل رفتارهای خشن تکفیری ها و عملیات های انتحاری است. بسیاری از تکفیری ها به آن دلیل به اقدامات خشونت آمیز و انتحاری دست می زنند که چاره ای برای خروج از این گروه ها ندارند؛ لذا مرگ را بر زنده ماندن ترجیح می دهند. تهدید و تطمیع نیز عوامل دیگری است که به انجام چنین کارهایی از سوی افراد این گروه ها منتهی می شوند؛ از این رو، تکفیری ها نیز به لحاظ رسوخ افکار تکفیری، با یک دیگر متفاوتند و بسیاری از آنها را می توان مجدد به مسیر سلامت باز گرداند؛ لذا نباید همه آنها را با یک چوب تنبیه نمود و با این کار آنها را به سمت عقاید تکفیری، سوق بیشتری داد؛ البته شناخت میزان سطح و عمق عقاید تکفیری در افراد این گروه ها کاری بسیار پیچیده و روان شناسانه است. می توان با شناسایی این افراد، زمینه های نفوذ به گروه های تکفیری را، از درون خود آنها فراهم آورد. مسلماً ضربات داخلی به این گروه ها از ضربات خارجی به آنها اثر بخش تر است و شالوده فکری آنها را با چالش بیشتری مواجهه می سازد.

 


 

منابع

الف) منابع فارسی:

  1. آدمی، علی، مرادی، علی، «چیستی افراط‏گرایی در اسلام سیاسی: ریشه‏های هویتی و کنش هنجاری»، فصل نامه پژوهش‏های سیاسی جهان اسلام. سال5، ش3، 1394ش.
  2. بختیاری، محمد، اسکندری، محمد رضا، «بررسی تطبیقی ساختار فکری جریان‏های افراطی با خوارج»، فصل نامه مطالعات خاورمیانه، سال24، شماره3 و 4، 1396ش.
  3. بغیری، علی، علل گرایش به تکفیر، پژوهش پشتیبان، تهران: موسسه مطالعات اندیشه سازان نور، 1394ش،
  4. غلامی، رضا، تاریخ خلافت مدرن، تهران: آوای مکتوب، 1394ش.
  5. فخلعی، محمد تقی، مجموعه گفتمان‏های مذاهب اسلامی، تهران: مشعر، 1383ش.
  6. قاسمی، بهزاد، «مقایسه رویکرد انقلاب اسلامی و ایالات متحده به افراط گرایی و تروریسم»، پژوهش نامه انقلاب اسلامی، دوره 8، ش28، 1397ش.
  7. محمدی، ملیحه، سیمای پاکستان، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368ش.
  8. مستوفی، آرمان، مرگ رهبر گروه ابوسیاف، رادیو فردا، 1385ش.
  9. واسعی، هادی، منتظری، سعید رضا، قاسمی، رعنا، «بررسی و مقایسه فرقه‏های تکفیری میان مسلمانان و مسیحیان؛ مطالعه موردی داعش و کوکلاکس کلان»، فصل نامه سپهر سیاست، دوره 5، ش17، 1397ش.

ب) منابع لاتین:

  1. Cullison, Alan (2013). Meet the Rebel Commander in Syria That Assad, Russia and the U.S. All Fear". The Wall Street Journal.
  2. Doku Umarov's father killed in Chechnya, Caucasian Knot, (2007); accessed 18 March 2014: http://eng.kavkaz-uzel.
  3. Gupta, Dipak K. (2008), Understanding Terrorism and Political Violence. London: Routledge, available at: /www.theatlantic.com/magazine.
  4. Heras, Nicholas A. (2014), ABU AYMAN AL-IRAQI DIRECTS ISIS OPERATIONS IN EASTERN SYRIA, Volume: 5 Issue: 3: .jamestown.org.
  5. Kevin Daniel Leahy, (2010) From Racketeer to Emir: A Political Portrait of Doku Umarov, Russia’s Most Wanted Man, Caucasian Review of International Affairs, Vol. 4 (3) - Summer: www.cria-online.org.
  6. Maulana Masood Azha (2002) Kashmir Herald (kashmiri-pandit.org) 1 (8). January .
  7. McCone, David R.; Scott, Wilbur J. & Mastroianni, George R. (2008), THE 3RD ACR IN TAL’AFAR: CHALLENGES AND ADAPTATIONS, Department of Behavioral Sciences & LeadershipUnited States Air Force Academy, Colorado Springs.
  8. Murad Batal al-Shishani (2013), Syria crisis: Omar Shishani, Chechen jihadist leader: http://www.bbc.com/news/world-middle-east.
  9. Oves, Khaled (2013), Syrian opposition won't talk to officials linked to crackdown: www.reuters.com/article.
  10. Bein (2005) Paper no. 1232: Explosions in Xinjiang". South Asia Analysis Group. Archived from the original on 2007-09.
  11. Sichor, Yitzhak (2006) Fact and Fiction: A Chinese Documentary on Eastern Turkestan Terrorism". China and Eurasia Forum Quarterly (Central Asia-Caucasus Institute and Silk Road Studies Program) 4 (2): pp.89–108.
  12. Swami, Praveen (2012) Pakistan and the Lashkar’s jihad in India: http://www.thehindu.com.

ج)روزنامه‏ ها:

  1. سرویس خارجی، «محاصره سه ساله دیرالزور شکست، یک قدم تا پیروزی»، روزنامه کیهان، شماره 21433، 1396ش.

د)سایت‏ها:

  1. co.uk.
  2. com.
  3. wikipedia.org.
  4. com.
  5. ir.
  6. co.uk
  7. com.
  8. bbc.co.uk.
  9. sky.com
  10. org.
  11. co.uk.
  12. co.uk.
  13. com.
  14. com.

 

 

 

[1]. قاسمی، بهزاد، «مقایسه رویکرد انقلاب اسلامی و ایالات متحده به افراط­گرایی و تروریسم»، پژوهش­نامه انقلاب اسلامی، ص37 و 15.

[2]. محمدی، ملیحه، سیمای پاکستان، ص241.

[3]. www.theguardian.com.

[4].www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iraq/10948846/How-a-talented-footballer-became-worlds-most-wanted-man-Abu-Bakr-al-Baghdadi.html

[5].Ibd.

[6]. McCone, David R.; Scott, Wilbur J. & Mastroianni, George R. (January 8, 2008), THE 3RD ACR IN TAL’AFAR: CHALLENGES AND ADAPTATIONS, Department of Behavioral Sciences & LeadershipUnited States Air Force Academy, Colorado Springs.

[7]. www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iraq.

[8]. www.wsj.com.

[9]. Heras, Nicholas A. (March 31, 2014), ABU AYMAN AL-IRAQI DIRECTS ISIS OPERATIONS IN EASTERN SYRIA, Volume: 5 Issue: 3: .jamestown.org.

[10]. www.nbcnews.com.

[11]. OWEIS, KHALED YACOUB (Feb 15, 2013), Syrian opposition won't talk to officials linked to crackdown: www.reuters.com/article

[12]. news.sky.com.

[13]. Cullison, Alan (19 November 2013). "Meet the Rebel Commander in Syria That Assad, Russia and the U.S. All Fear". The Wall Street Journal.

[14]. Murad Batal al-Shishani (3 December 2013), Syria crisis: Omar Shishani, Chechen jihadist leader: http://www.bbc.com/news/world-middle-east.

[15]. www.economist.com.

[16]. www.mirror.co.uk.

[17]. fa.wikipedia.org.

[18]. بغیری، علی، علل گرایش به تکفیر، ص21.

[19]. همان.

[20]. Sichor, Yitzhak (2006). "Fact and Fiction: A Chinese Documentary on Eastern Turkestan Terrorism". China and Eurasia Forum Quarterly (Central Asia-Caucasus Institute and Silk Road Studies Program) 4 (2): pp.89–108.

[21]. Raman. Bein (2005-01-27). "Paper no. 1232: Explosions in Xinjiang". South Asia Analysis Group. Archived from the original on 2007-09-27.

[22]. Swami, Praveen, Pakistan and the Lashkar’s jihad in India: http://www.thehindu.com.

[23]. Maulana Masood Azha2002". Kashmir Herald (kashmiri-pandit.org) 1 (8). January .

[24]. بغیری، علی، علل گرایش به تکفیر، ص22.

.[25] همان.

[26]. www.adl.org.

[27]. N news.bbc.co.uk

[28]. Nigeria sect leader defends killings in video, Jan 12, 2012:

[29]. Nigeria's Boko Haram leader Abubakar Shekau in profile, 9 May 2014.

[30]. سرویس خارجی، «محاصره سه ساله دیرالزور شکست؛ یک قدم تا پیروزی»، روزنامه کیهان، ص12.

[31]. آرمان، مستوفی، مرگ رهبر گروه ابوسیاف، رادیو فردا.

[32]. www.rferl.org.

[33]. Kevin Daniel Leahy,  From Racketeer to Emir: A Political Portrait of Doku Umarov, Russia’s Most Wanted Man, Caucasian Review of International Affairs, Vol. 4 (3) - Summer 2010: http://www.cria-online.org.

[34]. www.chechenpress.co.uk.

[35]. "Latest Report Of Umarov's Death Leaves Details Unclear". Rferl.org. 25 August 2013.

[36]. Doku Umarov's father killed in Chechnya, Caucasian Knot, 20 April 2007; accessed 18 March 2014: http://eng.kavkaz-uzel.

[37] .www.farsnews.com.

[38]. www.mashreghnews.ir.

[39]. www.farsnews.com/newstext.php.

[40]. جهت اطلاعات بیشتر رجوع کنید به مرکز اطلاعات فتا، مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی تروریست­ها.

[41]. Does Poverty Cause Extremism?: http://borgenproject.org/poverty-cause-extremism/

[42]. واسعی، هادی، منتظری، سعید رضا، قاسمی، رعنا، «بررسی و مقایسه فرقه­های تکفیری میان مسلمانان و مسیحیان؛ مطالعه موردی داعش و کوکلاکس کلان»، فصل­نامه سپهر سیاست، شماره17، ص 97- 77.

[43]. Gupta, Dipak K. (2008), Understanding Terrorism and Political Violence. London: Routledge, available at: http://www.theatlantic.com.

[44]. بختیاری، محمد، اسکندری، محمد رضا، «بررسی تطبیقی ساختار فکری جریان‏های افراطی با خوارج»، فصل­نامه مطالعات خاورمیانه. ص 160- 141.

[45]. محمد تقی، فخلعی، مجموعه گفتمان‏های مذاهب اسلامی، ص220.

[46]. رضا، غلامی، تاریخ خلافت مدرن، ص224.

[47]. آدمی، علی، مرادی، علی، «چیستی افراط‏گرایی در اسلام سیاسی: ریشه‏های هویتی و کنش هنجاری»؛ فصل­نامه پژوهش‏های سیاسی جهان اسلام، ص82-67.

 

 

 

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن