دین خالص را باید از قرآن بشناسیم؛ البته هر کس به اندازه توان علمی و عملی خود می ‌تواند به دین خالص برسد؛ همان طور که قرآن می فرماید: إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ ؛ أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ ۚ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ ؛  لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لَاصْطَفَىٰ مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ سُبْحَانَهُ ۖ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ؛
نویسنده :  حسین رجبی سردبیر مجله سراج منیر
منبع :  مجله سراج منیر شماره 35

ما را هرچه بيشتر به خدا نزديک گردانند، نمى‌پرستيم، البته خدا ميان آنان درباره آنچه كه بر سر آن اختلاف دارند، داورى ما اين‌ كتاب را به حق به‌سوى تو فرود آورديم؛ پس خدا را در حالى كه اعتقاد خود را براى او خالص‌كرده ای عبادت كن؛ آگاه باشيد آيين پاک از آنِ خداست و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند، به اين بهانه كه ما آنها را جز براى اينكه خواهد كرد؛ در حقيقت، خدا آن كسى را كه دروغ‌پرداز ناسپاس است هدايت نمى‌كند؛ اگر خدا مى‌خواست براى خود فرزندى بگيرد، قطعاً از ميان‌ آنچه خلق مى‌كند، آنچه را مى‌خواست برمى‌گزيد. منزّه است او، اوست خداى يگانه قهار.[1]

دین یعنی توحید و توحید یعنی اتکای به قدرت غیر متناهی؛ یعنی غیر او را ندیدن و وابستگی به قدرتی که همه قدرت ها به او نیازمندند: «إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ».[2]

توحید خالص یعنی فقط او را دیدن. دین خالص و پاک یا نسبت به خدا و رسول(ص) است؛ چون خود آنان پاک هستند و به همین جهت، در نبی(ص) و جانشین ایشان عصمت شرط است؛ یا نسبت به بشر است که با فکر و اجتهادات خود، بر دین می افزاید؛ از این رو، دین خالص یعنی دینی که از سرچشمه گرفته شده و هیچ دستی از بشر به آن نرسیده باشد. دین کاربرد های مختلف دارد که عبارت اند از:

مجموعه دستورات حیات بخش که انسان را به سرانجام مطلوب می رساند؛ چنان که قرآن می فرماید: )ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ[3] اين است كتابى كه در حقانيت‌ آن هيچ ترديدى نيست و مايه هدايت تقواپيشگان است؛ در آیه ای دیگر آمده: )إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ (.

دین به این معنا، خلوصش به آن است که هر چه از سرچشمه وحی آمده پاک است و هیچ کدورتی ندارد؛ مانند آبی که از سرچشمه سرازیر شده است، در ابتدا خالص و ناب است؛ ولی هر چه زمان به جلو می رود و دست به دست می گردد، مکدر می شود و گاه به صورت کلی، شکل آب را از دست می دهد و مثل ادیان تحریف شده می گردد.

  1. روز جزا ) مَالِکِ‌يَوْمِ‌الدِّينِ‌[4] خداوند مالک روز جزاست؛ روزی که همه چیز آشکار می گردد و هیچ ابهام و تاریکی وجود ندارد؛ همه چیز مانند آب صاف است؛ زیرا مکر و حیله انسان در آن روز بی اثر است. حکومت به صورت مستقیم در اختیار خداست. کارهای خوب و بد، قوانین و سنت هایی که فقط از جانب خدای بزرگ قابل اجرا است.
  2. دین یعنی عمل و طاعت؛
  3. دین یعنی سلطه و قدرت؛

خلوص: خلوص، صافی و یک رنگی است؛ یا سفید است یا رنگ دیگری دارد؛ اما دو رنگ نیست و یک رنگ است؛ یا رنگ خداست و یا رنگ شیطان؛ این خلوص یا در عقیده ظهور می کند و یا در عمل و رفتار؛ هر کدام می تواند خلوص داشته باشد و می تواند همراه ناخالصی ها باشد. ناخالصی ها نیز مراتب دارد؛ گاه رنگ ضعیفی غیر از خود می گیرد و گاه بیشتر می گردد؛ گاه با هوای نفسانی، غضب، شهوت و تمایلات رنگ دیگری پیدا می کند.

آیه نخست می گوید که عقیده و عمل خودتان را برای خدا خالص گردانید؛ در اتیان و در انتخاب، هیچ رنگ دیگری نگیرید.)صِبْغَةَ اللَّهِ ۖ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً[5] اين است نگارگرى الهى و كيست خوش‌نگارتر از خدا؟ و ما فقط او را می پرستیم. این خلوص باید برای خدا باشد؛ زیرا او لایق این خلوص است و دین خالص برای خداست. دین خالص یعنی دینی که یک محور و مرکز در عقیده و عملش مورد توجه  است. )وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ[6] من از روى اخلاص، پاک دلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمان ها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم.

 انسان های موحد یعنی کسانی که عقیده و عمل خود را خالص و در جهت او قرار دادند؛ مانند حضرت ابراهیم واسماعیل(ع) ) وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ* إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ[7] بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديده‌ور بودند به يادآور. )قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ[8]شيطان‌ گفت: پس به عزّت تو سوگند كه تمام شان را جداً از راه به در مى‌برم.

همه دستورات الهی برای تقوا و ترک گناه و توصیه به خلوص است. )قُلْ يَا عِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ ۚ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ ۗ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ ... قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ.. قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ؛ قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي ؛ فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ[9] بگو: اى بندگان من كه ايمان آورده‌ايد، از پروردگارتان پروا بداريد. براى كسانى كه در اين دنيا خوبى كرده‌اند، نيكى خواهد بود و زمين خدا فراخ است. بگو من مأمورم كه خدا را در حالى كه آيينم را براى او خالص گرداندم بپرستم... بگو من اگر به پروردگارم عصيان ورزم، از عذاب روزى هولناک مى‌ترسم. بگو خدا را مى‌پرستم در حالى كه دينم را براى او بى‌آلايش مى‌گردانم  ؛ پس هر چه را غير از او مى‌خواهيد، بپرستيد.

بنابراین دین یعنی بندگی و خلوص در عمل و عقیده؛ دین یعنی توحید و توحید یعنی تسلیم در برابر یک نیرو و قدرت غیر متناهی و لایزال الهی؛ بین بنده ای که دارای چندین مولا باشد و هر یک از آنها یک اراده و تصمیمی بگیرند و آن بنده را به سوی خودشان بخوانند و بنده ای که فقط یک مولا دارد و تابع دستورات اوست، تفاوت بسیار است؛ بلکه قابل قیاس نیست. )ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فيهِ شُرَکاءُ مُتَشاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ[10] خدا مثَلى زده تا بشنوید. مردى است كه چند خواجه ناسازگار در مالكيّت‌ او شركت دارند و هر يک او را به كارى مى‌گمارند و مردى است كه تنها فرمانبر يک مرد است. آيا اين دو در مثَل يكسانند؟ سپاس خداى را، نه، بلكه بيشترشان نمى‌دانند.

 

 

[1]. سوره زمره، آیات 4-3-2.

[2]. مناجات شعبانیه.

[3]. سوره بقره آیه2.

[4]. سوره حمد، آیه3.

[5]. سوره بقره، آیه139.

[6]. سوره انعام، آیه79.

[7]. سوره ص، آیات 46-45.

[8]. همان، آیات 83-82.

[9]. سوره زمر، آیات 15-10.

[10]. سوره زمر، آیه29.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن