زندگی نامه محمد العربی بن التبّانی بن الحسین بن عبدالرحمن بن یحیی بن مخلوف بن ابی القاسم بن علی بن عبدالواحد المغربی السطیفی المالکی المکی در سال 1315ق، در روستای رأس الوادی در حومه شهر سطیف در کشور الجزایر متولد گردید.
نویسنده :  سعید سلمانی
منبع :  مجله سراج منیر شماره 35

 نسب وی به شیخ عبدالسلام بن مشیش و از ایشان به امام حسن مجتبی(ع) می  رسد.[1]

علوم مقدماتی چون نحو و عقائد و فقه را در روستا آموخت و در 12 سالگی حافظ قرآن گردید؛ از جمله اساتید وی در این دوران، می  توان به شیخ عبدالله بن قاضی یعلاوی اشاره نمود. وی برای تکمیل مراحل علمی به تونس هجرت کرد و در دانشگاه زیتونیه مشغول تکمیل دروسی مانند صرف، نحو، فقه و تجوید گردید.[2]

این عالم مالکی مذهب در سال 1332ق، به مدینه رفت و از محضر استادانی چون شیخ احمد بن محمد خیرات شنقیطی تندغی(133(ص)ق)، علامه حمدان بن احمد وُنَیسی(133(ع)ق)، شیخ عبدالعزیز وزیر تونسی(133(ع)ق) و علامه لغوی محمد محمود قاضی شنقیط بهره برد.[3]

با قیام شریف حسین در حجاز علیه حکومت عثمانی و شعله کشیدن آتش جنگ در حجاز، ابن  التبّانی مانند غالب مردم مدینه مجبور شد که از مدینه بگریزد و به دمشق برود. او چندین ماه در این شهر ماند؛ اما به  دلیل شرایط ناگوار نظامی نتوانست مشغول تحصیل بشود؛ از این  رو وقت خود را صرف مطالعه در کتابخانه معروف «ملک ظاهر» نمود و برای نماز نیز در مسجد اموی حاضر می  شد.[4]

وی بار دیگر خود را در سال 133(ص)ق، به حجاز و این بار به مکه مکرمه رساند. در دروس مسجد  الحرام شرکت نمود و از استادانی چون علامه محقق شیخ عبدالرحمن الدّهان و شیخ مشتاق أحمد کانفوری قطبی استفاده نمود.[5]

این شخصیت از عالمانی چون شيخ فالح ظاهری (1329ق)، شيخ محمد بن محمد بن عبدالقادر قرشی مالكی مدنی (13(ص)8ق) معروف به العَايش، سيد  محمد بن جعفر كتانی (1345ق) و محدث الحرمين الشريفين شيخ عمر حمدان المحرسی (13(ص)(ع)ق)، سيد  محمد عبدالحی كتانی (1382ق)، شيخ طاهر بن عمر رياحی، شيخ مكی بن عزوز تونسی، شيخ بلقاسم بن منيع قسنطينی، شيخ أحمد بن عبدالسلام بنانی درعی اجازه نقل حدیث دریافت کرده است.[6]

تدریس

در سال 1338ق، به  عنوان مدرس در مدرسه «الفلاح» مشغول تدریس علوم گوناگونی چون تفسیر، حدیث، فقه، سیره نبوی، تجوید، صرف و نحون و بلاغت و تاریخ اسلامی گردید.[7]

ابن  التبّانی در صحن مسجدالحرام نیز بر کرسی تدریس نشست. وی کتبی چون صحیحین، موطأ مالک بن أنس، تفاسیر بیضاوی و نسفی و خازن و ابن  کثیر، سیره ابن  هشام، الاتقان سیوطی، إحکام الأحکام آمدی در این دوره توسط وی تدریس شد.[8]

سید محمد امین الکتبی در مورد وی سروده است:

من کان یعتز فی علمٍ و فی أدبٍ                            بشیخــه فأنــا أعتز بالعربی

شیخٌ تمکَّن فیه الفضل فانبثقت                            أنواره فحکت سیّارة الشهب[9]

هر کس در دانش و در ادب به استادش افتخار می  کند، اما من به عربی (محمد العربی بن التبّانی) افتخار می  کنم.

استادی که در فضیلت و دانش توانمند شد و انواری از او متجلی گشت و شهاب  سنگ  ها را خراشیده و نابود نمود.

شاگردان

عده بسیاری از دروس ابن  التبّانی استفاده نموده  اند که از جمله مهم  ترین شاگردان وی می  توان به شيخ إبراهيم النوری (1384ق)، شيخ جميل عارف (138(ع)ق)، شيخ سليمان صنيع حنبلی (1389ق)، شيخ عبدالله ساسی (1391ق)، علامه سيدعلوی بن عباس مالكی (1392ق)، جمال حريری (1405ق)، شيخ محمد نور سيف بن هلال (140(ع)ق)، شيخ محمد صالح فرفور دمشقی (140(ع)ق)، شيخ حسن سندی (140(ع)ق)، شيخ محمد ياسين فادانی (1410ق)، شيخ عبدالله بن سعيد لحجيی (1410ق)، شيخ مختارالدين فلمبانی (1411ق)، سيد محمد أمين كتبی (1412ق)، شيخ زكريا بيلا (1413ق)، شيخ إسماعيل زين يمانی مكی (1415ق)، علی حمود يمانی، سيدإسحاق عزوز (1415ق)، علامه شيخ عبدالفتاح أبوغده (141(ع)ق)، شيخ عبدالمالک طرابلسی (141(ع)ق)، شيخ خليل طيبه، شيخ عبدالرحمن أبومَضای جهنی، شيخ عبدالفتاح راوة المكی، شيخ محمد إبراهيم فاسی مكی (1418ق)، شيخ محمد تيسير مخزومی، شيخ محمد رياض مالح دمشقی، حبيب معمَّر عبدالرحمن بن أحمد كاف (1420ق)، شيخ محمد علی مراد حموی مدنی(1421ق)، شيخ عبدالسبحان برماوی (1421ق)، شيخ محمد بن عبدالرحمن باشيخ (1423ق)، سيد  محمد بن علوی المالكی (1425ق)، شيخ وصفی مسدی حمصی (1429ق)، شیخ محمد سعيد كحيل حمصی، دكتر محمد مطيع حافظ دمشقی، علامه حبيب سالم الشاطری اشاره نمود.[10]

تألیفات

از جمله آثار وی می  توان به کتب زیر اشاره نمود:

  1. اعتقاد أهل الإیمان بالقرآن بنزول المسیح ابن مریم آخر الزمان؛
  2. خلاصة الکلام فیما هو المراد من مسجد الحرام؛
  3. محادثة أهل الأدب بأخبار و أنساب جاهلیة العرب؛
  4. إتحاف ذوی النجابة بما فی القرآن و السنة من فضائل الصحابة؛
  5. حلبة المیدان و نزهة الفتیان فی تراجم الفتیان و الشجعان؛

(ص). براءة الأبرار و نصیحة الأغمار من خطل الأغمار؛

(ع). مختصر تاریخ دولة بنی عثمان؛

  1. تحذیر العبقری من حاضرات الخضری؛
  2. تنبیه الباحث السری إلی ما فی رسائل و تعالیق الکوثری؛
  3. النقد المحکم الموزون لکتاب الحدیث و المحدثون؛
  4. إدراک الغایة من تعقب إبن الکثیر فی البدایة مخطوط؛

تألیفات در نقد سلفیت و وهابیت

ایشان دو کتاب در رد دیدگاه سلفیت و وهابیت نگاشته است که عبارت  اند از:

  1. براءة الأشعریین من عقائد المخالفین: در این کتاب، دیدگاه محمد بن عبدالوهاب و طرفداران وی را نقد نموده است. وی اساسی ترین عقائد محمد بن عبدالوهاب و تابعانش را در چهار مسئله ی تشبیه خداوند به مخلوقات، توحید الوهیة و ربوبیة، بی  احترامی به پیامبر اکرم(ص) و تکفیر مسلمانان می  داند. ابن  التبّانی معتقد است، محمد بن عبدالوهاب تمام این چهار مسئله را از ابن  تیمیه گرفته و ابن  تیمیه نیز این مطلب را از کرّامیه و مجسّمه از حنابله گرفته است. 
  2. التعقب المفید من هدی الزرعی الشدید: در این کتاب به نقد کتاب زاد المعاد ابن قیّم پرداخته است. در این کتاب 49 اشکال در موضوعاتی مانند تجسیم خداوند، انکار فضائل امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت(ع)، تکفیر مسلمانانی که به زیارت قبور می  روند، حکم بناء بر قبور، تقسیم توحید، شرک مشرکین صدر اسلام، توسل به جاه، نذر برای غیرالله، بر کتاب زاد المعاد ابن  قیّم وارد نموده است.

وی در ابتدای این کتاب می  نویسد:

محمد بن ابی  بکر زرعی حنبلی معروف به ابن  قیّم جوزیه (متوفای (ع)51)، نسبت به امام احمد و استادش ابن  تیمیه تعصب شدیدی دارد و از نظرات شاذ او دیوانه  وار دفاع می  کند. او جاهل به اصول دین است و خداوند را به مخلوقات تشبیه می  کند. ابن  قیّم ضمن تحسین دیدگاه خودش اشاعره را تکفیر کرده و به آن لقب «جهمیة» و «معطله» داده است. ابن  قیم عیب  های بسیاری از احناف و مالکی و شافعی  ها گرفته است.[11]

کتاب العقب المفید و کتاب برائة الأشعریین و کتاب النقد المحکم الموزون در یک مجلد و با نام مستعار «ابو  حامد مرزوق» چاپ شده  اند؛ اما انتساب کتاب به وی قطعی است.[12]

وفات

در نهایت وی در ماه صفر سال 1390ق، در مکه مکرمه درگذشت و در قبرستان «المعلا» دفن گردید.

 

 

منابع

  1. بعلی، حفناوی، الرحلات الحجازیة المغاربیة الأعلام فی بلد الحرام، عمان: دارالیازوری العلمیة، 201(ع)م.
  2. سطیفی مغربی، محمد، إتحاف ذوی النجابة بما فی القرآن و السنة من فضائل الصحابة، مکه: المکتبة المکیة، چاپ اوّل، 1422ق.
  3. سطیفی مغربی، محمد، التعقب المقید علی هدی الزرعی الشدید، بی جا: دارالمصطفی، چاپ اوّل، 142(ع)ق.
  4. سطیفی مغربی، محمد، برائة الأشعریین من عقائد المخالفین، بی جا: دارالمصطفی، چاپ اوّل، 142(ع)ق.
  5. سطیفی مغربی، محمد، محادثة اهل الادب بأخبار و أنساب جاهلیة العرب، قاهره: مطبعة حجازی، 1951م.
  6. مرعشلی، یوسف، نثر الجواهر و الدرر فی علماء القرن الرابع عشر، بیروت: دارالمعرفة، چاپ اوّل، 142(ع)ق.
  7. ممدوح، محمود سعید، تشنیف الأسماع بشیوخ الإجازة و السماع، بیروت: بی نا، چاپ دوّم، 1434ق.

 

.[1] بعلی، حفناوی، الرحلات الحجازیة المغاربیة الأعلام فی البلد الحرام، ص477.

.[2] سطیفی مغربی، محمد، إتحاف ذوی النجابة بما فی القرآن و السنة من فضائل الصحابة، ص9- 8.

.[3] سطیفی مغربی، محمد، محادثة اهل الادب بأخبار و أنساب جاهلیة العرب، ص133.

.[4] مرعشلی، یوسف، نثر الجواهر و الدرر فی علماء القرن الرابع عشر، ج1، ص1345.

.[5] همان، ص1345.

  1. https://b2n.ir/805976.

.[7] سطیفی مغربی، محمد، برائة الأشعریین، مقدمه، ص م .

.[8] همان.

.[9] ممدوح، محمود سعید، تشنیف الأسماع بشیوخ الإجازة و السماع، ج1، ص531.

[10]. https://b2n.ir/805976

.[11] سطیفی مغربی، محمد، التعقب المقید علی هدی الزرعی الشدید، ص3.

[12]. https://b2n.ir/805976

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن