یکی از تهمت هایی که از گذشته تا کنون مخالفین شیعه به این مذهب، زده اند، مسئله اهانت به همسران پیامبران الهی (علیهم السلام) بوده است. عده ای نظیر ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب، مدعی شده اند که شیعیان، نسبت های قبیحی همچون زنا و فحشاء به عایشه و سایر همسران انبیاء (علیهم السلام) داده اند. اینان برای اثبات مدعای خود، به قول برخی از روحانیون شیعه و یا ادعاهایی که در برخی از شبکه های ماهواره ای تحت مدیریت شیعیان مطرح شده است، استناد نموده اند. حال آنکه اولا: این گونه از اقوال، مورد قبول جمهور علمای شیعه نمی باشد چنانکه جمهور علمای شیعه به این گونه اقوال اعتراض کرده اند. ثانیا: با مراجعه به اقوال جمهور علمای شیعه، مشاهده می شود که ایشان، تمامی همسران پیامبران (علیهم السلام) را از زنا و فحشاء منزه می دانند و حتی امکان وقوع اینگونه افعال زشتی را از سوی ازواج الانبیاء(علیهم السلام)، محال می دانند. ثالثا: علمایی همچون آلوسی تصریح کرده اند که چنین نسبت هایی از شیعیان نسبت به همسران انبیاء (علیهم السلام) واقع نشده است. با همه این تفاصیل می توان اینگونه نتیجه گرفت که ادعای افرادی نظیر ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب در مسئله مذکور، ادعایی مردود و نادرست است.
نویسنده :  محمد باغچیقی (پژوهشگر موسسه دارالاعلام لمدرسه اهل البیت (علیهم السلام) قم).
منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه

مقدمه

گاه عدم اطلاع دقیق و صحیح از عقاید و تفکرات دیگر مذاهب اسلامی، انسان را به ورطه تهمت پراکنی علیه آن مذاهب می کشاند. از همین رو، همواره عده ای از ناآگاهان به ظاهر عالم، ادعاهایی را در مورد عقاید و تفکرات شیعیان مطرح کرده اند که با اندک تامل و مطالعه ای در مبانی اعتقادی علمای شیعه، دروغ بودن آن ادعاها روشن می شود. البته این نکته را نیز باید یادآور شد که نگاه علمای یک مذهب زمانی، می تواند به اسم نگاه کلی آن مذهب انگاشته شود که دیدگاه جمهور علمای آن مذهب بحساب آید. بنابراین نمی توان با استناد به آراء یک یا چند عالم که نگاهی مخالف نگاه جمهور علمای آن مذهب دارند، مطلبی را بدان مذهب نسبت داد.

یکی از مهم ترین تهمت هایی که از گذشته تا کنون به پیروان مکتب اهل البیت (علیهم السلام) زده شده است، تهمتی در باب نگاه شیعیان نسبت به عایشه است. عده ای نا آگاه و یا مغرض همواره در آثار خود مدعی شده اند که شیعیان، به عایشه، رذایل منافی عفت نسبت می دهند. این ادعا در حالی از سوی این افراد صادر شده است که یا برای اثبات چنین مدعایی دلیلی اقامه نکرده اند و یا به نظر شاذی از یک یا نهایتا چند عالم شیعه استناد کرده اند. حال آنکه نظر جمهور علمای شیعه در مورد این مسئله، چیز دیگری است و به جرات می توان ادعا کرد جمهور علمای شیعه با استناد به ادله متقن و محکم عقلی و نقلی، زنان پیامبران الهی (علیهم السلام) را از انجام اعمال منافی عفت، مبرا می دانند.

در ادامه ضمن بیان ادعای مخالفین شیعه در مسئله مذکور، این ادعا مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

ابن تیمیه

ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه مدعی شده است که شیعیان، به عایشه و همچنین زن حضرت نوح( علیه السلام) نسبت زنا داده اند. او می نویسد: «وهؤلاء الرافضة يرمون أزواج الأنبياء: عائشة وامرأة نوح بالفاحشة ; فيؤذون نبينا - صلى الله عليه وآله وسلم - وغيره من الأنبياء من الأذى بما هو من جنس أذى المنافقين المكذبين للرسل»[1]  شیعیان به عایشه و زن حضرت نوح(علیه السلام) نسبت فحشاء می زند.. و بدین سبب، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) و انبیاء دیگر را اذیت می کند.

محمد بن عبدالوهاب

محمد بن عبدالوهاب نیز در یکی از آثار خود، مدعی می شود شیعیان به یهودیان شباهت هایی دارند، یکی از شباهت هایی که وی بدان اشاره می کند این است که همانگونه که یهودیان به حضرت مریم (سلام الله علیها) نسبت فحشاء می دادند، شیعیان نیز به همان شکل به عایشه، نسبت فحشاء می دهند.[2]

انصاف اقتضاء می کند به آثار جمهور علمای امامیه مراجعه شود تا بدست آید که آیا چنین ادعاهایی صحیح است یا خیر؟ در ادامه ادعای ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

نقد و بررسی 2 ادعای فوق

در بخش قبلی به ادعای ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب راجع به اینکه شیعیان به جناب عایشه، نسبت فحشاء می دهند، اشاره شد. حال در ادامه این 2 ادعا بررسی می شود:

اولا: حتی بسیاری از علمای دیگر مذاهب بواسطه مراجعه ای که به آثار بزرگان شیعه داشته اند، اذعان کرده اند که نسبت دادن زنا به جناب عایشه و دیگر زنان پیامبران(علیهم السلام) از سوی شیعیان، امری خلاف واقع است که اتفاق نیافتاده است. چنانکه آلوسی در تفسیر روح المعانی تصریح کرده است: «ونسب للشيعة قذف عائشة بما برأها الله تعالى منه وهم ينكرون ذلك أشد الإنكار وليس في كتبهم المعول عليها عندهم عين منه ولا أثر أصلا، وكذلك ينكرون ما نسب إليهم من القول بوقوع ذلك منها بعد وفاته (صلّى الله عليه وآله و سلّم) وليس له أيضا في كتبهم عين ولا أثر[3] به شيعيان نسبت داده شده است که به عائشه، تهمت زنا - که خداوند او را از آن مبرّا کرده است،- زده‌اند؛ در حالى که خود آن‌ها چنين مطلبى را شديدا انکار مى‌کنند؛ در کتاب‌هاى مورد اعتماد آن‌ها چنين مطلبى ديده نمى‌شود و اصلا اثرى از آن نيست. همچنين آن‌ها وقوع فحشاء را براى عائشه بعد از وفات رسول خدا (صلى الله عليه وآله) انکار مى‌کنند و از اين مطلب نيز در کتاب‌هاى آن‌ها اثرى ديده نمى‌شود.

 آلوسی همچنین پس از بحث در مورد معنا و مفهوم خیانت زن حضرت نوح( علیه السلام) و زن حضرت لوط (علیه السلام) {فخانتاهما}، چنین اذعان کرده است: «وما ينسب للشيعة مما يخالف ذلك في حق سيد الأنبياء (صلّى الله تعالى عليه وآله وسلم) كذب عليهم فلا تعول عليه وإن كان شائعا»[4] نسبتی (که در مورد نسبت دادن زنا به همسران پیامبران از سوی شیعیان) مطرح می شود دروغی است که بر علیه آنان می بندند هرچند شایع است.

ثانیا: با مراجعه به آراء جمهور علما و مفسرین مکتب اهل بیت (علیهم السلام) در می یابیم که ادعای ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب، مبنی بر اینکه شیعیان، عایشه و زن نوح (علیه السلام) را به فحشاء نسبت می دهند، ادعایی واهی و نادرست است. آراء علمای شیعه در این باره، هم در کتب تفسیری به چشم می خورد و هم در کتب کلامی و حتی اخلاقی وجود دارد. در ادامه به برخی از آراء بزرگان شیعه در این باره اشاره خواهد شد.

الف: بسیاری از علمای امامیه در ذیل آیه شریفه « قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ  إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ  فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ  إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ»[5] تصریح کرده اند اینکه بگوییم ( انه لیس من اهلک) به این معنی است که جناب کنعان، فرزند واقعی حضرت نوح (علیه السلام) نبوده بلکه از راه (العیاذبالله) زنا، متولد شده است، حرف نادرست و مردودی است. علمای امامیه علاوه بر بیان این مطلب، همچنین تاکید کرده اند که هیچ یک از همسران انبیاء (علیهم السلام) نیز دچار زنا نشده اند. به برخی از این نظرات اشاره می شود:

1: مرحوم طبرسی (ره) در تفسیر مجمع البیان تصریح می کند که کنعان، فرزند نسبی و واقعی حضرت نوح(علیه السلام) بوده است. ایشان در جهت اثبات این مدعا، علاوه بر آیه «وَ نَادَى نُوحٌ ابْنَهُ»[6] که برای جناب کنعان، از لفظ (ابنه) استفاده شده است، همچنین می نویسند: انتساب فحشاء به زنان انبیاء الهی(علیهم السلام) جايز نيست و مقام آنها از امثال اينگونه افعال مذموم، منزه و مبرا است. چرا که خدای سبحان، به جهت عظمت انبیائش، ایشان را از چنین نسبت هایی که موجب تنفر می شود، حفظ کرده است. مرحوم طبرسی (ره) به حدیثی اشاره می کند که ابن عباس گفته است: «ما زنت‏ امرأة نبي قط و كانت الخيانة من امرأة نوح أنها كانت تنسبه إلى الجنون و الخيانة و من امرأة لوط أنها كانت تدله على أضيافه».[7]  هیچ یک از زنان پیامبران(علیهم السلام)، زنا نکرده اند.و باید توجه داشت که مراد از خیانت زنِ حضرت نوح(علیه السلام) این بوده است که همسرش را دیوانه می خواند(العیاذ بالله)؛ خیانت زن لوط نیز به این صورت بود که مردم را از ورود مهمانانی که به دیدار حضرت  لوط(علیه السلام) می رفتند، مطلع می کرد.[8]

2: شیخ طوسی(ره) نیز در ذیل این آیه می نویسند: نمی توان کنعان را فرزند حضرت نوح (علیه السلام) ندانست چرا که چنین نسبتی طعن به پیامبرالهی بوده و انبیای الهی(علیهم السلام) سزاوار چنین نسبت هایی نیستند.[9]

3: علامه طباطبایی(ره) نیز در المیزان با رد این مدعا که کنعان، حاصل ارتباط نامشروع زن حضرت نوح (علیه السلام) باشد می نویسد: انبیای الهی (علیهم السلام) از این اباطیل منزه هستند ولذا نسبت دادن چنین اتهاماتی به زنان ایشان، صحیح نیست.[10]

4: ابوالفتوح رازی نیز در روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، نفی نسبت داشتن کنعان به حضرت نوح (علیه السلام) را منافی تنزیه انبیاء الهی (علیهم السلام) از اینگونه منفرات دانسته ولذا رد می کند.[11]

5: مرحوم فتح الله کاشانی (ره) از مفسرین قرن 10 هجری، در منهج الصادقین احتمال اینکه کنعان، فرزند واقعی حضرت نوح (علیه السلام) نبوده باشد را رد می کند.[12]

ب: یکی دیگر از آیاتی که مفسرین شیعه، در ذیل آن آیه به تنزیه زنان پیامبران (علیهم السلام) از امور منافی عفت، اشاره کرده اند، آیه «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ»[13] می باشد. بسیاری از مفسرین شیعی در تبیین مفهوم خیانتی که در این آیه بدان اشاره شده است، تصریح کرده اند که مراد از این خیانت، قطعا خیانت جنسی نیست. چراکه زنان انبیاء الهی از اموری نظیر فحشاء و زنا مبرا هستند.به برخی از مفسرین امامیه که چنین مطلبی را اذعان فرموده اند، اشاره خواهد شد:

1: شیخ  طبرسی (ره) در مجمع البیان با بیان اینکه زنان پیامبران الهی (علیهم السلام) دچار فحشاء نمی شوند، تاکید می کند خیانت آن 2 زن در دین بوده است نه در حوزه مسائل جنسی؛[14]

مرحوم طبرسی (ره) در تفسیر جوامع الجامع نیز می نویسد: «و لا يجوز أن يراد بالخيانة الفجور؛ لأنه نقيصة عند كلّ أحد، سمج‏ فى كلّ طبيعة بخلاف الكفر؛ لأن الكفّار لا يستسمجونه»‏ جایز نیست که مراد از خیانت زن حضرت نوح (علیه السلام) و زن حضرت لوط( علیه السلام) را خیانت به معنای زنا و فحشاء بگیریم. چرا که چنین خیانتی، در واقع نقیصه ای برای آن 2 پیامبرالهی (علیهماالسلام) واقع می شود. برخلاف کفر؛ که اگر زنان پیامبران الهی(علیهم السلام) کافر باشند، نقبصه ای برای آن حضرات محسوب نمی شود.

2: شیخ طوسی (ره) در ذیل این آیه با تصریح به این موضوع که خیانت در این آیه، به معنی فحشاء نمی باشد، تاکید می کند: «فمن نسب أحداً من زوجات النبي إلى الزنا، فقد أخطأ خطاء عظيما»[15] اگر کسی به زنان پیامبر، نسبت زنا بدهد، خطای بزرگی مرتکب شده است.

3: مرحوم طریحی (ره) نیز در مجمع البحرین تصریح کرده است جایز نیست خیانت در آیه 10 سوره تحریم را به معنی زنا و فحشاء بدانیم.[16]

4: آیت الله مکارم شیرازی (حفظه الله) نیز می نویسد: «اين دو زن، به اين دو پيامبر بزرگ خيانت كردند، البته خيانت آنها هرگز انحراف از جاده عفت نبود، زيرا هرگز همسر هيچ پيامبرى آلوده به بى‏عفتى نشده است، چنان كه در حديثى از پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) صريحا آمده است،" ما بغت امرأة نبى قط": همسر هيچ پيامبرى هرگز آلوده عمل منافى عفت نشد. »[17]

5: علامه محمد جواد مغنیه (ره) نیز در تبیین معنای خیانت در این آیه شریفه می نویسد «فخانتاهما أي بالكفر و النفاق لا بالزنا و الفجور»[18]

6: آیت الله معرفت (ره) نیز تصریح کرده است مراد از خیانتی که در آیه 10 سوره تحریم مطرح است، هرگز فحشاء نیست.[19]

7: فتح الله کاشانی(ره) از مفسرین قرن 10 هجری نیز در ذیل این آیه با این بیان که مراد از خیانت، سخن چینی و یا نفاق و کفر است، تصریح می کند که مراد از این خیانت، زنا نیست چرا که تمامی زنان انبیاء (علیهم السلام) از زنا مبرا هستند.[20]

 

ج:  آیه «إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ  بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ  لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّی كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ»[21] نیز موضع دیگری است که علمای امامیه، در این موضع نیز، تصریح به تنزیه همسران انبیاء (علیهم السلام) از اموری نظیر زنا نموده اند. چنانکه علامه طباطبایی (ره) در ذیل این آیه شریفه تصریح کرده است: «إن تسرب الفحشاء إلى أهل النبي ينفر القلوب عنه فمن الواجب أن يطهر الله سبحانه ساحة أزواج‏ الأنبياء عن لوث الزنا و الفحشاء و إلا لغت الدعوة و تثبت بهذه الحجة العقلية عفتهن واقعا لا ظاهرا فحسب»‏[22] اگر فحشاء را به خانواده انبیاء (علیهم السلام) نسبت بدهیم موجب تنفر از آن حضرات خواهد شد. پس واجب است که خدای متعال، ساحت همسران انبیاء (علیهم السلام) را از امور زشتی همچون زنا و فحشاء، پاک گرداند. چرا که اگر آنان از چنین مسئله ای منزه نباشند، دعوت انبیاء الهی (علیهم السلام) لغو خواهد شد.

علامه محمد جواد مغنیه (ره) نیز در ذیل این آیه چنین تصریحی دارد: «ان الشيعة الإمامية يعتقدون و يؤمنون ان نساء الأنبياء جميعهن عفيفات طاهرات،.....، و ان زوجته قد تكون كافرة و لن تكون بغيا، لأن الرسول‏ أكرم على ربه و أعز من أن يجعل تحته بغيا»[23]  شیعیان معتقدند و ایمان دارند که همه زنان انبیاء (علیهم السلام) عفیفه و طاهر( از فحشاء) هستند. زنان آنحضرات ممکن است که کافر باشند ولی از اعمال منافی عفت، به دور هستند چرا که شان پیامبر، اکرم و اعز از چنین مسئله ای است.

د: برخی از علمای شیعه در ذیل آیه «الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ  وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ  لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ»[24] به مسئله طهارت زنان انبیاء (علیهم السلام) از فحشاء پرداخته اند. نظیر آیت الله مکارم شیرازی (حفظه الله) که در ذیل این آیه می نویسد: «هيچيك از همسران‏ پيامبران‏ و امامان (علیهم السلام) به طور قطع انحراف و آلودگى جنسى نداشتند، و منظور از خيانت در داستان نوح و لوط جاسوسى كردن به نفع كفار است نه خيانت ناموسى؛ اصولا اين عيب از عيوب تنفر آميز محسوب مى‏شود و مى‏دانيم محيط زندگى شخصى پيامبران بايد از اوصافى كه موجب نفرت مردم است پاك باشد تا هدف نبوت كه جذب مردم به آئين خدا است عقيم نماند.»[25]

ه: غیر از مفسرین شیعه، علمای دیگری از امامیه نیز در آثار خود به تنزیه زنان پیامبران الهی (علیهم السلام) از فحشاء و زنا تصریح کرده اند. در ادامه به برخی از این موارد اشاره می شود:

1: سید مرتضی (ره) در مورد فرزند حضرت نوح (علیه السلام) می نویسد: بعید است که بگوییم کنعان، فرزند واقعی حضرت نوح (علیه السلام) نبوده است. چراکه اولا در آیه دیگری تصریح شده است که وی فرزند آن حضرت بوده است. همچنین باید توجه داشت تمام انبیاء منزه از آن هستند که همسران شان، مرتکب فحشاء بشوند.[26]

2: علامه شرف الدین(ره) نیز در واکنش به این تهمتی که برخی مطرح کرده اند: شیعیان به عایشه، نسبت فحشاء می دهند، می نویسد: نزد امامیه، عایشه از اموری نظیر زنا، منزه و پاک است. این مطلب در کتب قدیم و جدید علمای شیعه وجود دارد. عصمت انبیاء(علیهم السلام) از اموری نظیر فحشاء همسران شان، از اصول لاینفک پذیرفته شده میان شیعیان است. برهمین اساس، نسبت فحشاء دادن به عایشه و دیگر زنان انبیاء(علیهم السلام) امری غیرجایز است.[27]

3: مرحوم ابن شهرآشوب نیز با بیان این مسئله که پیامبران الهی(علیهم السلام) از یکسری از منفرات منزه هستند، تاکید می کند که کافر بودن والدین آنحضرات و همچنین زناکار بودن همسران ایشان، از جمله این منفرات است که انبیاء الهی از این امور قبیح، منزه هستند.[28]

4: ملا صالح مازندرانی (ره) نیز در شرحی که بر کافی شریف زده است تصریح می کند: «خيانة المرأتين ليست هى الفجور و انما هى نفاقهما و ابطانهما الكفر و تظاهرهما على الرسولين فامرأة نوح قالت لقومه انه مجنون و امرأة لوط دلت قومه على ضيفانه، و ليس المراد بالخيانة البغى و الزنا اذ ما زنت امرأة نبى قط»[29]  خیانت آن 2 زن {زن حضرت نوح و زن حضرت لوط (علیهماالسلام)}فحشاء نبوده است. بلکه زنِ حضرت نوح (علیه السلام)، آنحضرت را دیوانه نامید (العیاذبالله) و زنِ حضرت لوط (علیه السلام) نیز به قومش خبر می داد که چه کسانی به مهمانی آنحضرت می روند. بنابراین مراد از خیانت آن 2 زن، زنا نبوده است چرا که زن هیچ یک از پیامبران الهی(علیهم السلام) زنا نمی کند.

5: مرحوم خواجویی نیز در جامع الشتات می نویسد: «اللائق بمنصب النبوّة نزاهتهنّ عنه و سلامتهنّ منه، و لم يقع من واحدة منهنّ، فعن ابن عبّاس: ما زنت امرأة نبيٍّ قطّ. و أمّا ما توهّم من قوله تعالى: «يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ» أنّه يدل على تلوّث ذيلها و تدنّس إزارها و قذارة ثيابها، و لذا نقل عن الحسن و مجاهد أنّه ما كان ابنه على الحقيقة و إنّما ولد على فراشه فقال: يا «رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي» على ظاهر الحال فأعلمه تعالى بأنّ الأمر على خلاف الظاهر؛ فهو فاسد يأباه‏ «وَ نادى‏ نُوحٌ ابْنَهُ» مع أنّ الأنبياء يجب أن ينزّهوا عن مثل هذه الحال لأنّها تنفر و تشين، و قد نزّه اللَّه أنبياءه عمّا دون ذلك توقيراً لهم و تعظيماً ممّا ينفر من القبول و خاصّة على مذاهب أهل الحقّ، فالمراد أنّه ليس على دينك»‏[30]  سزاوار منصب نبوت این است که زنان انبیاء الهی(علیهم السلام) از زنا و فحشاء منزه و در امان باشند. بنابراین، اینکه از آیه (یا نوح انه لیس من اهلک) چنین استفاده شود که زن حضرت نوح(علیه السلام) دچار زنا شده است و کنعان، فرزند حقیقی آنحضرت نیست، توهمی بیش نیست. چراکه هم خلاف ظاهر آیات دیگر است و هم اینکه پیامبران الهی (علیهم السلام) از چنین امور منفری، منزه هستند.

6: شهید مطهری(ره) نیز تاکید می کند که مراد از خیانت زن حضرت لوط و زن حضرت نوح (علیهماالسلام) «فخانتاهم»، قطعا خیانت در فحشاء نیست.[31]

7: مقام معظم رهبری (حفظه الله) نیز در دیداری که 17 مرداد ماه 1383 ه ش، با مداحان داشتند با اشاره به آیه «كانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين فخانتاهما»[32] می فرمایند: {زنِ حضرت لوط(علیه السلام) و زنِ حضرت نوح(علیه السلام)} به شوهرانشان خيانت كردند. اين خيانت، لزوماً خيانت جنسى نيست؛ خيانتِ اعتقادى است؛ خيانتِ مسلكى است؛ راه را كج كردند.[33]

8: آیت الله صافی گلپایگانی (حفظه الله) در اظهار نظری صریح در مورد قذف عایشه و حکم نسبت دادن فحشاء به آن جناب، می نویسد: «نعم لا شك في انها طاهرة مما قذفت به، ومن انكر ذلك فهو كافر بالله، وبكتابه كما ان سائر أمهات المؤمنين أيضاً كلهن طاهرات مما قذفت هي به»[34]  شکی نیست که عایشه از فحشاء، طاهر است و هرکسی طهارت عایشه از فحشاء را انکار کند، به خدا و کتاب خدا کافر شده است. سایر زنان پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز همینگونه هستند و از فحشاء، پاک و منزه هستند.

و: در بسیاری از آثار شیعه نیز علمای امامیه به روایتی به نقل از امام رضا (علیه السلام) اشاره فرموده اند. در این روایت چنین وارد شده است:  «عن الحسن بن علي الوشاء قال: سمعت الرضا (علیه السلام) يقول: قال أبو عبد الله (علیه السلام)‏ إن الله قال لنوح(علیه السلام): «إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ‏» لأنه كان مخالفا له، و جعل من اتبعه من أهله- قال: و سألني كيف يقرءون هذه الآية في نوح‏؟ قلت: يقرؤها الناس على وجهين، إِنَّهُ عَمَلٌ‏ غَيْرُ صالِحٍ‏ و إنه عمل‏ غير صالح‏ فقال: كذبوا هو ابنه، و لكن الله نفاه عنه حين خالفه في دينه»‏[35]  امام رضا(علیه السلام) می فرمایند: پدرم به نقل از امام صادق(علیه السلام) فرمودند: حق تعالی به حضرت نوح (علیه السلام) فرمودند: «إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ‏»؛ زیرا که مخالف عقیده او بود و خدای متعال، هرکسی را که موافق و پیرو حضرت نوح(علیه السلام) بود را اهل او قرار داد. راوی می گوید: آنحضرت از من سوال کرد: این آیه «انه لیس من اهلک» را مردم چگونه قرائت می کنند؟ گفتم بر دو وجه: برخی می گویند: آن(فرزند حضرت نوح علیه السلام)، عملِ شخصِ غیر صالح بود؛ عده ای نیز می گویند: او عمل غیرصالحی انجام داد. حضرت فرمودند: دروغ گفتند، او پسر حضرت نوح(علیه السلام) بود لیکن خدای متعال بدلیل اینکه وی با آنحضرت، در دین مخالفت نمود، او را از آنحضرت نفی فرمود.

این روایت در آثار متعددی از علمای شیعه نقل شده است تفسیر عیاشی از جمله این آثار است.

با همه این تفاصیل مشخص می شود که شیعیان، حتی امکان وقوع فحشاء و زنا از سوی همسران انبیاء(علیهم السلام) را رد می کنند. بنابراین، ادعا نمودن اینکه شیعیان به عایشه و یا زنان دیگری از انبیاء(علیهم السلام)، نسبت فحشاء می دهند، خلاف واقع است.

حال ممکن است برخی از مخالفین شیعه برای اثبات مدعای خود به قول برخی از علما و روحانیون شیعه در ابن باره استناد کنند، که در بخش بعد این مسئله مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

نسبت دادن فحشاء به عایشه از سوی عده کمی از شیعیان

با وجود آنکه در بخش قبلی، اثبات شد جمهور علمای شیعه قائلند که عایشه و سایر همسران پیامبران(علیهم السلام) از زنا و فحشاء منزه و پاک هستند، ولیکن برخی اوقات مشاهده می شود که عده کمی از عوام شیعه، به جناب عایشه، نسبت زنا داده اند (العیاذبالله)!! و یا گاه در برخی از شبکه های ماهواره ای تحت مدیریت شیعیان، جناب عایشه را متهم به زنا و فحشا می کنند (العیاذبالله). همین امور موجب می شود، عده ای از مخالفین شیعه، با استناد به این سخنان مردود، ادعا کنند که شیعیان، به عایشه، نسبت فحشاء می دهند. حال آنکه هیچ گاه صحیح نیست قول شاذی از یک مذهب را بعنوان عقیده تمام علمای آن مذهب تلقی کرد. که اگر چنین کاری صحیح باشد هر آینه با استناد به قول جناب البانی باید اینگونه نتیجه گیری کرد که تمام علمای وهابی مسلک، بر این باورند که امکان وقوع زنا و فحشاء از سوی زنان پیامبران (علیهم السلام) وجود دارد. چرا که جناب البانی در کتاب سلسله الاحادیث الصحیحه، با استناد به 2 روایت"الشاهد يرى ما لا يرى الغائب" و همچنین حدیث "افک" (نقل شده در صحیح بخاری) مدعی می شود که زنان پیامبران (علیهم السلام) نیز همانند زنان افراد دیگر بوده و معصومیتی در انجام اعمال منافی با عفت ندارند. و هرکسی که مدعی عصمت زنان پیامبران (علیه السلام) باشد، بدعت گذار است.[36]

به راستی آیا می توان با استناد به این قول، مدعی شد تمام علمای وهابی مسلک، چنین عقیده ای دارند؟

گذشته از آنکه وقتی عالمی از علمای شیعه، نسبتی خلاف واقع به جناب عایشه داده است، مورد اعتراض مابقی علما قرار گرفته است که این نیز دلیل خوبی بر شاذ بودن وهمچنین خطای عقیده آن عالم می باشد. چنانکه هنگامی که در کتاب تفسیر قمی، جناب علی ابراهیم قمی، به جناب عایشه، نسبت فحشاء می دهد[37] سید نعمت الله جزایری به این ادعا اینگونه واکنش نشان می دهد: «كثير من أصحابنا أعرض عن قبوله و استنكف عن سماعه، و هو مجرّد استبعاد لا دليل عليه[38] بسیاری از علمای ما، از قبول این قول اعراض کرده اند. چنین قولی، علاوه بر اینکه استبعاد دارد، همچنین دلیلی نیز ندارد.

بنابراین قول به ارتکاب فحشاء توسط جناب عایشه(العیاذبالله)، که از سوی برخی از علمای امامیه نقل شده است را نمی توان به تمام مذهب تسری داد چرا که چنین اقوال شاذی، مورد قبول جمهور علمای امامیه واقع نشده است.

نتیجه

با مطالعه اقوال مفسرین و علمای امامیه، به این نتیجه می رسیم که جمهور علمای امامیه معتقدند حتی امکان وقوع فحشاء و زنا از سوی همسران پیامبران الهی (علیهم السلام) وجود ندارد. بنابراین ادعای ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب مبنی بر اینکه شیعیان به عایشه و دیگر زنان پیامبران، نسبت فحشاء داده اند، ادعایی بی اساس و مردود است. لازم به ذکر است اگر عده محدودی از علما، روحانیون و شبکه های ماهواره ای تحت مدیریت شیعیان، مدعی صدور فحشاء از سوی عایشه، شده اند (العیاذبالله)، باید دانست که این نوع اقوال، اقوالی شاذ بوده که مورد اعتراض دیگر علما واقع شده است. بنابراین نمی توان چنین اقوالی را به تمام مذهب امامیه تسری داد.

منابع

1: قرآن کریم.

2: ابن تیمیه، منهاج السنة النبوية في نقض كلام الشيعة القدريه، عربستان سعودی، جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلاميه، چاپ اول، 1406 ه ق.

3: ابن شهر آشوب، متشابه القرآن و مختلفه، قم، داربیدار للنشر، چاپ اول، 1369 ه ق.

4: آلوسی، شهاب الدین محمود، روح المعانی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1415 ه ق.

5: الباني، محمد ناصر الدين، سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، رياض، مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، چاپ اوّل، بی تا.

6: جزايرى، نعمت‏الله، عقود المرجان في تفسير القرآن، قم، نور وحی، چاپ اول، 1388 ه ش.

7: رازی، ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، مشهد مقدس، آستان قدس رضوی(علیه السلام)، چاپ اول،  1408 ه ق

8: شرف الدین، سید عبدالحسین، الفصول المهمه فی تالیف الامه، تهران، المجمع العالمی للتقریب، چاپ دوم، 1423 ه ق.

9: صافی گلپایگانی، لطف الله، صوت الحق ودعوة الصدق، بی نا، بی تا

10: طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1390 ه ق.

11: طبرسى، فضل بن حسن، تفسير جوامع الجامع، قم، مركز مديريت حوزه علمیه، چاپ اول، 1412 ه.ق.

12: طبرسی،  فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن،  تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ه ش.

13: طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرين، تهران، مرتضوی، چاپ سوم، 1375 ه ش.

14: طوسی، محمد بن حسن،  التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، بی تا.

15: علم الهدی، سید مرتضی، أمالي سیدمرتضى(ره)، قاهره، دارالفکر العربی، چاپ اول، 1998 م.

16: عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العيّاشي، تهران، المطبعه العلمیه، چاپ اول،1380 ق.

17: قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، 1363 ه ش.

18: کاشانی، فتح الله، منهج الصادقین فی الزام المخالفین، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ اول، بی تا.

19: مازندرانی، ملاصالح، شرح الکافی(الاصول و الروضه)، تهران، المکتبه الاسلامیه، چاپ: اول، 1382 ق.

20: محمد بن عبدالوهاب، رساله فی الرد علی الرافضه، ریاض، جامعة الإمام محمد بن سعود، بی تا

21: مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، بيروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق.

22: خواجوئى، محمد اسماعيل، جامع الشتات، بی جا، بی نا، چاپ اول، 1418ق.

23: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری(ره)، قم، صدرا، چاپ هشتم، 1372 ه ش.

24: معرفت، محمد هادی، شبهات و ردود حول القرآن الکریم، قم، موسسه التمهید، چاپ اول، بی تا.

25: مغنيه، محمدجواد، التفسير الكاشف، قم، دار الكتاب الإسلامي، چاپ اول، 1424 ه.ق.

26: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چاپ دهم، 1371ه ش.

27: https://farsi.khamenei.ir

 

[1]. ابن تیمیه، منهاج السنه، ج4، ص348

[2] . «أنهم يضاهون اليهود الذين رموا مريم الطاهرة بالفاحشة بقذف زوجة رسول الله صلى الله عليه وسلم عائشة المبرأة بالبهتان».  رساله فی الرد علی الرافضه، ص43

[3] . آلوسی، شهاب الدین، روح المعانی، ج9، ص318

[4]. همان، ج14، ص357

[5] . سوره هود، آیه 46

[6] . سوره هود، آیه42

[7]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار ؛ ج‏11 ؛ ص314

[8] . طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج5، ص254

[9] . طوسی، محمد بن حسن،  التبیان فی تفسیر القرآن، ج5، ص493

[10] . طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج10، ص235

[11] . رازی، ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج10، ص240

[12] . کاشانی، فتح الله، منهج الصادقین، ج4، ص443

[13] . سوره تحریم، آیه10

[14] . طبرسی،  فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن،  ج10، ص479

[15]. طوسی، محمد بن حسن، التبيان في تفسير القرآن ؛ ج‏10 ؛ ص52

[16] .« و لا يجوز أن يراد بِالْخِيَانَةِ: الفجور، قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ‏: مَا زَنَتْ امْرَأَةُ نَبِيٍّ قَطُّ، لِمَا فِي ذَلِكَ مِنَ التَّنْفِيرِ عَنِ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ، وَ إِلْحَاقِ الْوَصْمَةِ بِهِ.»        مجمع البحرين ؛ ج‏6 ؛ ص244

[17] مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج‏24، ص301

[18]. مغنيه، محمدجواد، التفسير الكاشف، ج‏7، ص367

[19] . معرفت، محمد هادی، شبهات و ردود حول القرآن الکریم، ص242

[20] . کاشانی، فتح الله، منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ج9، ص344

[21] . سوره نور، آیه11

[22] . طباطبایی، سید محمد حسین، الميزان في تفسير القرآن ؛ ج‏15؛ ص102

[23] مغنيه، محمدجواد، التفسير الكاشف، ج‏5، ص 403

[24] . سوره نور، آیه26

[25] مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج‏14، ص425

[26] . «و هذا الوجه يبعد إذ فيه منافاة للقرآن؛ لأنه تعالى قال: وَ نادى‏ نُوحٌ ابْنَهُ‏، فأطلق عليه اسم البنوّة؛ و لأنه أيضا استثناه من جملة أهله بقوله تعالى: وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ‏؛ و لأنّ الأنبياء عليهم السلام يجب أن ينزّهوا عن مثل هذه الحال؛ لأنّها تعرّ و تشين و تغضّ من القدر؛ و قد جنّب اللّه تعالى أنبياءه عليهم السلام ما هو دون ذلك؛ تعظيما لهم و توقيرا، و نفيا لكل ما ينفّر عن القبول منهم‏»    أمالي سیدمرتضى ؛ ج‏1 ؛ ص503

[27] .   «أنها عند الامامية وفي نفس الأمر والواقع أنقى جيباً واطهر ثوباً وأعلى نفساً وأغلى عرضاً وامنع صوتا وارفع جنابا وأعز خدرا واسمى مقاماً من أن يجوز عليها غير النزاهة أو يمكن في حقها الا العفة والصيانة ، وكتب الامامية قديمها وحديثها شاهد عدل بما أقول ، على أن أصولهم في عصمة الأنبياء تحيل ما بهتها به أهل الافك بتاتا ، وقواعدهم تمنع وقوعه عقلاً ولذا صرح فقيه الطائفة وثقتها أستاذنا المقدس الشيخ محمد طه النجفي أعلى بما يستقل بحكمه العقل من وجوب نزاهة الأنبياء عن أقل عائبة ولزوم طهارة اعراضهم عن أدنى وصمة فنحن والله لا نحتاج في براءتها إلى دليل ولا نجوز عليها ولا على غيرها من أزواج الأنبياء والأوصياء كل ما كان من هذا القبيل.»     شرف الدین، سید عبدالحسین، الفصول المهمه فی تالیف الامه، ص210

[28] . «فإن كل منفر لا يجوز على الأنبياء و الأئمة ع مثل كفر الوالدين و فسق الأزواج لأنهما يتعديان إليهم و ما لا يكون منفرا جاز فيهم مثل كفر أولادهم و أزواجهم أو فسقهم إلا أن الفاحشة لا يجوز على أزواجه»   متشابه القرآن و مختلفه؛ ج‏1؛ ص205

[29]. مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الكافي، ج10، ص94

 

[30]. خواجوئی، محمد اسماعیل، جامع الشتات ؛ ص38

[31] . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهری(ره)، ج27، ص476

[32]. سوره تحریم، آیه10

. 34: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3246

[34] . صافی گلپایگانی، لطف الله، صوت الحق ودعوة الصدق، ص53

[35] . عياشى، محمد بن مسعود، تفسير العياشي ؛ ج‏2 ؛ ص151

[36] . «قلت: والحديث نص صريح في أن أهل البيت رضي الله عنهم يجوز فيهم ما يجوز في غيرهم من المعاصي إلا من عصم الله تعالى، فهو كقوله (صلى الله عليه وآله وسلم) لعائشة في قصة الإفك: " يا عائشة! فإنه قد بلغني عنك كذا وكذا، فإن كنت بريئة فسيبرئك الله وإن كنت ألممت بذنب فاستغفري الله وتوبي إليه.. ".   أخرجه مسلم  . ففيهما رد قاطع على من ابتدع القول بعصمة زوجاته (صلى الله عليه وآله وسلم) محتجابمثل قوله تعالى فيهن: * (إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا) * جاهلا أو متجاهلا أن الإرادة في الآية ليست الإرادة الكونية التي تستلزم وقوع المراد وإنما هي الإرادة الشرعية المتضمنة للمحبة والرضا وإلا لكانت الآية حجة للشيعة في استدلالهم بها على عصمة أئمة أهل البيت وعلى رأسهم علي رضي الله عنه، وهذا مما غفل عنه ذلك المبتدع مع أنه يدعي أنه سلفي!»     سلسله الاحادیث الصحیحه، ج4، ص529

[37] . علی ابن ابراهیم در ذیل واژه {فخانتاهما}در آیه 10 سوره تحریم، می نویسد: "«فَخانَتاهُما» إِلَّا الْفَاحِشَةَ وَ لَيُقِيمَنَّ الْحَدَّ عَلَى فُلَانَةَ فِيمَا أَتَتْ فِي طَرِيقٍ وَ كَانَ فُلَانٌ يُحِبُّهَا فَلَمَّا أَرَادَتْ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى ... قَالَ لَهَا فُلَانٌ لَا يَحِلُّ لَكِ أَنْ تَخْرُجِي مِنْ غَيْرِ مَحْرَمٍ فَزَوَّجَتْ نَفْسَهَا مِنْ فُلَان"‏   تفسير القمي، ج‏2، ص377

 

[38]. جزايرى، نعمت‏الله، عقود المرجان في تفسير القرآن، ج‏5، ص165

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن