هدف این مقاله بررسی تطبیقی دیدگاه­های رشیدرضا در تفسیر المنار و علّامه طباطبائی در المیزان پیرامون مسئله شفاعت در قرآن کریم می باشد. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی تطبیقی دیدگاه­های این دو اندیشمند پرداخته­ا­ست. پیامد­های به دست آمده عبارتند از اینکه رشیدرضا ضمن بررسی آیات مربوط به شفاعت معتقد است آیات قرآن دلالتی بر وجود شفاعت در قیامت ندارد و تنها نجات‌دهندۀ بشر، اعمال نیک او می‌باشد. به باور رشیدرضا بین آیات شفاعت هیچ­گونه ناسازگاری وجود ندارد. ایشان با بیان استدلال عقلی بر نفی شفاعت می­گوید: شفاعت نزد حاکمان دنیایی یا بر پایۀ جهل است یا بر پایۀ عدم عدالت و هر دو حالت در مورد خداوند منتفی است. علّامه طباطبائی معتقد است آیات قرآن برای تبیین مسئله شفاعت کفایت می­کند و با بررسی دقیق آیات قرآن می­توان دیدگاه قرآن در این زمینه را استخراج نمود. اینکه در برخی از آیات به کلی شفاعت مردود شده دلیلش این است که خداوند می­خواهد شفاعت استقلالی را نفی کند و آیاتی که دلالت بر وجود شفاعت با اذن الهی دارد وجود شفاعت را به‌صورت غیر استقلالی و با اراده خداوند اثبات می­کند. از نظر علّامه، شفاعت فرصتی برای رحمت­گری خداوند در قیامت است و با شفاعت، نه جهلی از خدا بر طرف می­شود و نه به خدا منفعتی می­رسد. شفاعت علاوه بر اثر اخروی اثر دنیایی نیز دارد تا مردم به سمت شفیعان سوق داده شوند. نتیجه اینکه آیات قرآن بر مسئلۀ شفاعت دلالت قطعی دارند و به صورت واضح بر اینکه شفاعت هم امکان عقلی دارد هم امکان وقوعی، تصریح می نمایند.

نویسنده: علی رضا شاه فضل قمصری(استادیار گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی کاشان، کاشان، ایران)

 

متن کامل مقاله

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن