مقاله حاضر با تحلیل قصه عبدالله بن سبأ (به روایت سیف بن عمر)، در منابع سازمان تروریستی - تکفیری داعش، ابتدا آن را از حیث صورت و ماده با منابعِ مورد وثوق وهابیتِ رسمی مقایسه می‌کند و سپس با روشِ فرا تحلیل کیفی، در نتایج پژوهش‌هایی که به نقد آن قصه پرداخته‌اند، سستی اعتبار آن را خصوصاً در شکل-گیری عقاید و فتاوی تکفیری، تبیین می‌‌کند. قصه مذکور یکی از محورهای مشترک گفتمان تکفیری سازمان تروریستی داعش با وهابیتِ رسمی سعودی علیه شیعه است. پیوستگی فوق موجب شده است تا ردیه بر این قصه هم به مثابه ردیه بر گفتمان داعش و هم وهابیت درباری (رسمی) صادق آید. این موضوع نشان می‌دهد، مبارزه با داعش، نیازمند مبارزه با گفتمان بزرگ¬تری از وهابیت است که داعش را در درون خود پرورش داده است.
نویسنده :  کامیار صداقت ثمرحسینی
منبع :  دوفصلنامه علمی پژوهشی سلفی‌پژوهی

بیان مسئله

مقاله حاضر با تحلیل قصه عبدالله بن سبأ در منابع سازمان تروریستی - تکفیری داعش، ابتدا آن را از حیث صورت و ماده (فرم و محتوای داستانی) با منابعِ مورد وثوق وهابیتِ رسمی (با شاخص هیئت علمای کبار دربار سعودی)، مقایسه می‌کند و سپس با الهام از روشِ فرا تحلیل کیفی،[1] به مرور تحقیقاتی می‌پردازد که قصه مذکور را نقد کرده‌اند؛ از این طریق می‌توان اعتبار قصه­ی ابن­سبأ به روایت سیف بن عمر (170ق) را، خاصه در مقام صدور فتاوی فقهی سنجید و بی‌اعتباری آن را در مقام منبع یا مقدمه‌ای برای تکفیر اثبات کرد.

لازم به ذکر است که روش فرا تحلیل، مبتنی بر تحلیل نتایج مجموعه تحقیقاتی است که هر یک جداگانه، به یک مسئله مشترک پرداخته‌اند و اینک تمامی آنها در کنار هم تحلیل می‌شوند.

بدین منظور، مقاله حاضر، به ترتیب به سه محور زیر می‌پردازد:

1. قصه­ی ابن­سبأ در گفتمان تکفیری داعش؛

2. نتایجِ مترتب بر قصه­ی ابن­سبأ؛

3. ساختار مشوش قصه­ی ابن­سبأ؛

قصه­ی ابن­سبأ در گفتمان تکفیری داعش

داعش از ابتدای شکل‌گیری خویش، بر راهبرد اولویت قتال با دشمن نزدیک با محوریت شیعه تأکید کرد.[2] راهبرد مذکور که از منظری دیگر، بیان­گر آغاز گُسست داعش از القاعده بود،[3] بر وجوب کشتار عامّه شیعیان[4] و حتی مقدم داشتن جنگ با آنان بر استرداد بیت‌المقدس استوار شده بود؛[5] بدین‌سان، هفته‌نامه النبأ که از تاریخ سوم محرم 1437ق، به‌عنوان ارگان رسمی خلافتِ داعش فعالیت می‌کرد،[6] آکنده از برچسب‌های شرک و ارتداد (مانندِ الرافضة، المشرکین، المرتدین) در توصیف شیعه شد.[7] (تصویر شماره 1: بسامدِ انتساب شرک و ارتداد به شیعه).

 

تصویر شماره 1: بسامدِ انتساب شرک و ارتداد به شیعه در شماره‌های 1- 226 هفته‌نامه النبأ بر حسب دفعات تکرار

آنان با حربه­ی تکفیر، قتل مسلمانان را به‌عنوان عبادت و راهی برای تقرب به خدا، واجب شمرده[8] و سیاستِ زمین سوخته را با تخریبِ خانه‌ها و به آتش کشیدن مزارع و زیرساخت‌های زندگی مسلمانان (به­خصوص شیعیان)، به اجرا گذاشتند.[9] سوزاندن اماکن عمومی، چنان مورد اهتمام داعش بود که آموزش شیوه‌های مختلف آن در دستور کار آنها قرار گرفت[10] تا سراسر جهان اسلام آکنده از رعب و وحشت شود.[11]

اجرای چنین راهبردی در قبال مسلمانانِ شیعه، نیازمند باز نشرِ گفتمان تکفیری و شیعه­­ستیز سلفی - وهابی بود؛ در چنین شرایطی، قصه­ی ابن­سبأ به‌خوبی نظر تکفیری داعش را تأمین می‌کرد؛ لذا مناطق اشغالی داعش در عراق و سوریه مبدل به دانشگاهی بزرگ، جهت تعلیم عقاید تکفیری مانند قصه عبدالله بن سبأ شد.[12] 

یکی از منابع داعش در شیعه­ستیزی، سلسله سخنرانی‌‌های ابومصعب الزرقاوی در سال 1427ق، با عنوان «هل اتاک حدیث الرافضة» است. او مطابق با روش و عقیده ابن­تیمیه، شیعه را متهم به اموری چون تحریف قرآن، شتم صحابه رسول‌الله6 و توطئه علیه مسلمانان کرد و با طرح قصه عبدالله بن سبأ، به یهود‌انگاری مذهب امامیه و در نتیجه توجیه جنایات خویش مبادرت ورزید.[13] کاملا مشخص است که تصور زرقاوی از عبدالله بن سبأ، مبتنی بر قصه­ی سیف بن عمر به نقل از طبری است. زرقاوی پیش از آن نیز، نامه‌ای در تبیین راهبرد ضدشیعی خود، به اسامه بن‌لادن (1432ق) نوشت و از برچسب «سبئیه» استفاده کرده بود.[14]

رویکرد تکفیری زرقاوی در یادداشت‌ها و مطالبِ هفته‌نامه النبأ، منعکس‌ شده است.[15] در یک اطلاع‌نگاشت،[16] در بیانِ مصداق آیة )فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ(،[17] ابتدا آمار جنایت کشتارِ شیعیان به­دست داعش ارائه ‌شد و آن­گاه، سخنان تکفیریِ زرقاوی علیه شیعه با برچسبِ «سبئیه» نقل‌شده است.[18]

رویکرد مذکور در دیگر مجله سازمان تروریستی داعش موسوم به دابق نیز دنبال شده است. عنوان یکی از مقالات آن در شماره 13 مجله دابق، «رافضه، از ابن­سبأ تا دجّال» است که به تکفیر شیعه امامیه بر محور قصه­ی ابن­سبأ اختصاص دارد.[19] در آن مقاله، قصه عبدالله بن سبأ اقتباسی از کتاب مجموع الفتاوی ابن­تیمیه (و او به نقل از طبری) است. ابن­تیمیه، با تشبیه ابن­سبأ به پُولس،[20] مدعی شده بود که اگر زمانی پولس منافقانه از یهودیت به نصرانیت گِروید تا آیین مسیح را تحریف کند، ابن­سبأ یهودی نیز منافقانه با هدف نابودی اسلام وارد صفوف مسلمین شد و با تردّد در شهرهای مختلفی چون مدینه، کوفه، دمشق و مصر، به فتنه­­افکنی میان صحابه مبادرت کرد. از دید ابن‌تیمیه، قتل خلیفه مسلمین، جنگ جمل و پیدایش خوارج از نتایج تحرکات ابن­سبأ هستند. ابن­تیمیه نهایتاً ابن­سبأ را مؤسس شیعه قلمداد و عقایدی چون رجعت، وصایت و تکفیر صحابه را به او منتسب کرد. نویسندگان مقاله دابق، با چنین اقوالی بر کفر و ارتداد شیعیان و در نتیجه، مشروعیت قتل ایشان تأکید کرده‌اند.[21] مقاله دابق در ادامه، به مناقشات موجود میان داعش با القاعده (مناظرات مکتوب میان زرقاوی با مقدسی و اسامه بن‌لادن و حواشی ایمن الظواهری)، درباره تکفیر عوام شیعه پرداخته و از رویکرد تروریستی - تکفیری خود دفاع می‌کند.

آموزش قصه عبدالله بن سبأ محدود به نشریات نشد و در برنامه‌های شبکه رادیویی داعش (موسوم به البیان در شهرهای موصل و رقّه)، نیز گنجانده شد. عنوان یکی از آن برنامه‌ها «القواصم الداحضة لعقیدة الرافضة» است که قصه عبدالله بن سبأ را از کتاب الفصل فی الملل والنحلِ ابن­حزم (و او به نقل از طبری)، اقتباس کرده است. ابن­حزم در کتاب مذکور، شیعه را نامسلمان و ابن­سبأ را مؤسس تشیع قلمداد کرده است؛[22] این­چنین شد که قصه عبدالله بن سبأ به روایت سیف بن عمر و با استناد به آرای ابن­تیمیه و ابن­حزم، نقشی مهم در تکفیر و کشتار شیعه ایفا کرد؛ نظیر قتل وحشیانه دانشجویان غیرمسلح و بی‌دفاع در پایگاه آموزشی اسپایگر تکریت که در ماه شعبان سال 1435قمری اتفاق افتاد.

یکی از برادران از او (ابوالمغیره القحطانی)، خواست، رافضی مشرکی را در اختیارش قرار دهد تا سرش را ببرد؛ شیخ به او گفت: بشارت باد بر تو که به اذن خدا سر هزار نفر رافضی از آن توست! بعد از دو روز خداوند بر او منت نهاد و هزاران تن از رافضی‌ها در اسپایگر در اختیارش نهاده شد تا آنان را سر ببرد و با ریختن خون ایشان، به خداوند تعالی تقرب جوید و به وعده‌ای که به برادرش داده بود، وفا کند...[23]

در تمامی منابع فوق‌الذکر، داعش در سیاق طرح قصه عبدالله بن سبأ، شیعه را بدون هیچ قید و شرط و یا استثنایی تکفیر می‌کند. مستند داعش در تکفیر عامّه مسلمین که با چنین قصه‌ها و باورهای سخیفی روی می‌داد، فتاوی عبدالله ابابطین (1282ق)،[24] محمد بن عبدالوهاب (1206ق)، محمد بن عبداللطیف آل­الشیخ (1367ق) و داعشی معاصر، حمد عبدالحمید و نظایر آنها بود.[25] از لحاظ نظری، داعش چیزی افزون بر عقاید تکفیری شیوخ دربار سعودی مانند صالح الفوزان[26] ارائه نداده است. آنها به‌رغم اختلافات شدید فی‌مابینشان،[27] در اصول و مبانی تکفیر، مشابه هم هستند؛ زمانی­که عبدالله بن سعدی الغامدی العَبدلی (1425ق)، به تشویق عبدالعزیز بن‌باز (1420ق)، مفتی دربار سعودی، در کتاب عقیدة الموحدین والرد علی الضُّلال و المبتَدِعین، مبادرت به احیای میراث شیوخ نجدی از رساله‌های ابابطین، ابن­عبدالوهاب و دیگران کرد تا حکم تکفیر معین و عدم عذر به جهل را تبیین کند،[28] در حقیقت، به تدوین عقاید سازمان تروریستی داعش همّت گمارد؛ زیرا در فاصله سال‌های 1437 - 1436ق، داعش، بسیاری از رساله‌های کتاب او را جهت تربیت اعتقادی جنگ­جویان تکفیری در موصل و رقّه منتشر کرد؛ نظیر رساله عبدالله ابابطین که به‌تنهایی در شمارگانِ یک­صد هزار جلد منتشر شد؛[29] در واقع، موضوع اختلاف داعش با شیوخ معاصر نجدی، نه بر سر مشروعیتِ فتاوی تکفیری شیوخ نجدی، بلکه درباره نحوه عمل مطابق با ذاتِ تکفیر است؛ چنان­که ابومحمد عدنانی (1437ق)، سخنگوی وقت سازمان تروریستی داعش، خطاب به شیوخ دربار سعودی می‌گوید: کلمات و عبارات در بیان حکم کافران و حکم به وجوب قتال با ایشان، کافی نیستند و حق مطلب را ادا نمی‌کنند؛ مگر آنکه سخن با عمل همراه شود و عمل یعنی، بریدن سر مرتدان و منهدم کردن و به مجازات رساندن آنان؛ این کار­ها باید به­صورتی عیان و آشکار انجام شود تا جنگ حقیقی میان اسلام و کفر رُخ دهد...[30]

نتایجِ مترتب بر قصه عبدالله بن سبأ

قصه­ی ابن­سبأ به روایتِ سیف بن عمر، صرفاً در تهاجم به شیعه خلاصه نمی‌شود؛ بلکه اساساً کارکرد آن، دفاع از نظریه عدالتِ تمامی صحابه می­باشد؛ بنابراین، یک جنبه از آن دفاعی و جنبه دیگر آن تهاجمی است.

1. دفاع از نظریه عدالت تمامی صحابه

مورخانی که درصدد تبرئه برخی از صحابه‌ در وقایعی چون شورش احزاب بر خلیفه عثمان بن عفّان و جنگ جمل بودند، بی‌توجه به اعتبار اندکِ قصه‌های سیف بن عمر، آن را نقل کردند؛ زیرا قصه­ی ابن­سبأ و سبئیه،[31] مانند اسفنجی بود که با جذب گناهان برخی از صحابه، نظریه عدالتِ تمامی ایشان را محفوظ می‌داشت. لایه پنهان ذهنیتِ مورخی مانند ابن­کثیر (متوفی 774ق) که ابن­سبأ را عامل اصلی فتنه‌های آن دوران می‌‌دانست،[32] مبتنی بر این گزاره است که تمام اصحاب عادل‌ هستند؛ هرچند بر امام علی7 خروج کرده باشند.[33] استفاده ابزاری از قصه­ی ابن­سبأ، تا تطهیر جنایات یزید بن معاویه امتداد یافت. ابن­تیمیه در رساله‌ای که پیرامون یزید بن معاویه نگاشت، کوشید با ترسیم فضای فتنه­آلودی که پس از قتل خلیفه­ی وقت (عثمان بن عفّان)، شکل گرفت، راهی برای توجیه و تبرئه یزید بن معاویه بیابد.[34] یکی از توجیهات او فتنه ابن­سبأ بود؛[35] اما چرا نظریه عدالت همه صحابه تا این درجه اهمیت داشت؟[36] خدشه در عدالت صحابه، بابی را در ضرورت بازنگری در صحت برخی از احادیث می‌گشود. کافی است تا به مناقشه مهم شیخ محمد بن سلیمان الأشقر (متوفی 1430ق) توجه شود که با استناد به واقعه‌ای به‌مراتب کوچک‌تر از خروج بر خلیفه مسلمین، حدیث ابوبکره در صحیح بخاری را که پیرامونِ ولایت عامّه زنان است، مردود دانست که در زمان خود، جنجالی بزرگ میان وهابیان ایجاد کرد.[37] بدیهی است که خروج مسلحانه برخی صحابه بر خلیفه مسلمین چون امام علی7، بدون توسل به توجیهاتی از قبیل فتنه عبدالله بن سبأ، پذیرش نظریه مذکور را دشوار می‌کند.

2. رویکرد تهاجمی به تکفیر شیعه

در شیعه‌شناسی معاصرِ وهابیان، شیعه امامیه به ابن­سبأ (به روایت سیف بن عمر)، منتسب می‌شود؛[38] برای نمونه، عبدالله قصیمی (متوفی 1416ق)، در «الصراع بین الاسلام والوثنیة» با توسل به قصه‌هایی از این‌ دست، به یهود‌انگاری شیعه پرداخت[39] و متعاقب آن، عبدالظاهر ابوالسمح (پیش­نماز وقت مسجدالحرام)، در تقریظی منظوم بر آن کتاب سرود: تاکنون چنین می‌پنداشتیم که رافضی بودن جرم است، ولی کتاب الصراع، کفر آن را آشکار کرد.[40] 

در شیعه‌شناسی وهابیان، مرجعِ فتاوی هیئت کبار علمای سعودی، آثاری از ابن­حزم، ابن­تیمیه، محمود آلوسی (1270ق)،[41] محب‌الدین الخطیب (1389ق)[42] و نظایر ایشان است[43] که تمام­شان متأثر از قصه‌های سیف بن عمر بوده‌اند؛ از این حیث، وهابیت رسمی با سازمان تروریستی داعش وجوه مشترک جالب‌ توجهی دارند. وهابیان رسمی این اشتراک‌نظر را کتمان می‌کنند تا آیندگان، داعش را از منظر خاستگاه‌ اعتقادی وهابیت نبینند.[44] 

ساختار مشوش قصه­ی ابن­سبأ

بسیاری از محققان از اهل­سنت و شیعه، قصه­ی عبدالله بن سبأ را از ابعاد مختلف زیر سؤال برده‌اند؛ مانند:

1. بی‌اعتباری قصه‌گو (سیف بن عمر)؛

2. تردید در وجود فردی به­نام عبدالله بن سبأ؛

3. مغایرت با عقل سلیم و اصول علم تاریخ؛

4. احادیث شیعی در رد انتساب شیعه اهل­بیت: به ابن‌سبأ؛

5. تعارض با احادیث صحیح (نظیر تعارض انتساب عقیده وصایت به ابن­سبأ با حدیث متواتر غدیر)؛

در منابع اهل­سنت، رایج‌ترین الگوی قصه عبدالله بن سبأ، مأخوذ از تاریخ طبری و او نیز از سیف بن عمر کوفی است؛ چنان­که گذشت، عقیده داعش در یهودانگاری شیعه بر پایه قصه عبدالله بن سبأ از دو طریق به طبری و از او به سیف بن عمر می‌رسد که اول ابن­حزم و بعد ابن­تیمیه می­باشد. مرجع نقل قصه مذکور در تألیفات مؤلفان معاصر نظیر عبدالله الجمیلی،[45] سعدی الهاشمی[46] و یا انور الجندی[47] نیز، تمام­شان به سیف بن عمر بازمی‌گردد؛ این در حالی است که سیف بن عمر، بنابر نظر جمعی از محدثان و محققان علم رجال، نظیر نسایی (233ق) و ابوداود (275ق)، فردی کذّاب و در نتیجه، قصه‌های او نامعتبر است.[48]

قصه مذکور از حیث محتوا نیز دچار خدشه است. جمعی از اصحاب تحقیق (از قبیل استاد طه حسین و علّامه سید مرتضی عسکری)، اصولاً در وجود شخصی به­نام عبدالله بن سبأ (با توصیفاتی که سیف بن عمر دارد)، تشکیک کرده و او را موجودی خیالی دانسته‌اند.[49] اینکه فردی منافق، با پایگاه اجتماعی پایین، (یهودی‌الاصل، تازه‌مسلمان در عهد خلافتِ عثمان بن عفّان، سیاه چهره، کنیززاده و از اهالی صنعای یمن)،[50] عهده‌دار تعلیم و تربیتِ جمعی از اصحابِ حضرت رسول‌الله6 و یاران امام علی7 مانند ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، عبدالرحمن بن عدیس، صعصه بن صوحان، محمد بن ابی­حذیفه، محمد بن ابی­بکر و مالک اشتر ‌و... ‌شود و بتواند با ایجاد شبکه‌ای مخوف، همه را فریب دهد و اسباب قتل خلیفه سوم مسلمین گردد و جنگ جمل را رقم ‌زند[51] و حتی به تعبیر عجیب سعید افغانی، بازیگر توطئه‌ای بین‌المللی از سوی دولت روم باشد،[52] با عقل سلیم و علمِ تاریخ سازگار نیست.[53]

از منظر مطالعاتِ تطبیقی، قصه عبدالله بن سبأ به روایت سیف بن عمر، هم از حیث صورت (فرم داستان) و هم از حیث ماده (محتوا)، مغایر با روایات شیعی است؛ در حالی‌که داعش به استناد ابن­تیمیه و ابن­حزم، ابن­سبأ را مؤسس شیعه می‌پندارد.[54] شیعیان مانند عبدالجلیل رازی (556ق)، در کتابِ نقض، او را پیشوای نواصب و دشمن امام علی7 معرفی کرده‌اند.[55] رازی تأکید دارد که ملحد، ملحد است؛ نه شیعی است و نه سنی؛ هرچند عادت ملحدان آن است که خود را بر مذهبی ببندند.[56] 

در متون شیعه، هر آنچه درباره عبدالله بن سبأ ذکر شده، در مذمّت و مخالفت اوست.[57] در احادیث اهل‌بیت:، در منابع رواییِ محمد بن عمر کشّی و شیخ طوسی، از عبدالله بن سبأ یاد شده است؛[58] اما از حیث محتوایی، کاملاً متفاوت با نقل طبری است؛ چراکه نمی‌توان آنها را در یک دسته قرار داد. ابن­سبأ در احادیث شیعه، از غلات و حتی از نواصب شمرده شده است. آیت‌الله میرزا خلیل کمره‌‌ای با گردآوری احادیثِ اهل‌بیت: در ردّ غلو و غالیان (از جمله احادیث وارده درباره ابن­سبأ)، و تنظیم آنها به ترتیب زمان صدور احادیث، بطلان انتساب عقایدِ غالیان را به شیعه نشان داده است؛[59] از حیث فقهی نیز فقهای شیعه، حکم به کفر غلات داده‌اند.[60]

همچنین، انتساب عقیده وصایتِ امام علی7[61] به منافقی یهودی،[62] در تعارض با حدیث صحیح و متواتر غدیر است.[63] این امر علّت ناتوانی مدعیان قصه­ی سیف بن عمر، از ارائه حداقل یک مثال متقن از شیعه‌ای که خود را به ابن­سبأ منتسب کند، نشان می‌دهد؛[64] لذا استاد محمد کرد علی (1372ق)، در خطط الشام، انتسابِ شیعه به ابن­سبأ را مصداق جهل و نادانی دانسته[65] و یا شیخ محمد ابوزهره (1394ق)، بر صحت عقیده شیعیان معاصر در انکار عبدالله بن سبأ‌ و نامسلمانی او (تا چه­رسد که شیعه باشد)، تأکید کرده است.[66]

لازم به ذکر است که مورخان و محدثان، حتی آنان که قائل به قصه‌‌های سیف بن عمر بودند، پیروان اهل‌بیت: را با عنوان سبئیه نام نبرده‌اند؛ در ادامه به سه نمونه از آن اشاره می­کنیم که عبارت‌‌اند از:

1. سیوطی در تفسیر «خیر البریة»،[67] به روایتی از ابن­عباس اشاره دارد که حضرت رسول‌الله6 فرمودند: «هو انت و شیعتک یوم القیامة راضین مرضیین».[68]

2. ابن­حجر در الصواعق عبارت «اصحاب و شیعه علی7» را در مفاد عهدنامه صلح امام حسن مجتبی7 با معاویه مضبوط می‌داند: «... أن اصحاب علی و شیعته آمنون علی أنفسهم و أموالهم و نسائهم و أولادهم حیث کانوا...»؛ به‌موجب عهدنامه، مال، جان، زنان و فرزندان اصحاب و شیعه علی7، هرکجا باشند، ایمن خواهند بود...[69] 

3. ابن‌خلدون هرچند خود متأثر از داستان‌سرایی سیف بن عمر است، اما اذعان دارد که امام حسین7 درخواستِ شيعیان اهل‌بیت: ساکن در کوفه را اجابت فرمود: «و امّا الحسين فانًه لما ظهر فسق يزيد عند الكافًة من اهل عصره، بعثت شيعة أهل البيت بالكوفة للحسين ان يأتيهم فيقوموا بأمره...».[70] 

نتیجه‌

چنان­که مشاهده شد، دو نتیجه کلی (دفاعی و تهاجمی) بر قصه عبدالله بن سبأ مترتب است. درون‌مایه تهاجمی قصه مذکور که با یهودانگاری شیعه همراه است، کاربردی به مراتب گسترده‌تر در گفتمان تکفیری خانواده وهابیت دارد.

آنچه اهمیت تحقیق درباره قصه­ی ابن­سبأ را دوچندان می‌کند، وجود شباهت معنادار در مؤلفه‌های اصلی گفتمان‌های وهابی از جمله هیئت علمای کبار سعودی و سازمان تروریستی تکفیری داعش است که موجب می‌شود، نقد قصه­ی ابن­سبأ در گفتمان تکفیری داعش به منزله­ی نقد شیوخ تکفیری نجدی و نقد قصه­ی ابن­سبأ در گفتمان شیوخ نجدی به منزله نقد عقایدِ تکفیری داعش باشد؛ چراکه داعش در توجیه جنایات خود، از همان شیوه و ادلّه‌ای استفاده کرده که برای سالیانی دراز در منابعِ وهابیان نجدی بازنشر شده است.

قصه­ی ابن­سبأ در گفتمان تکفیری داعش، اقتباسی از آثارِ ابن­حزم و ابن­تیمیه (و از طبری) به سیف بن عمر می‌رسد و این اقتباس در شاخه تکفیری وهابیت رسمی (درباری) نیز، به­خوبی مشاهده می‌شود. این مسئله نه‌ تنها این توجه را حاصل می‌کند که جنایات سازمان‌های تکفیری ریشه در تألیفاتِ ابن­تیمیه و ابن­حزم و شیوخ وهابی نجدی دارد؛ بلکه نشان می‌دهد مبارزه اصولی و حقیقی با داعش از نقد و مبارزه با گفتمان و منابع تکفیری سلفی – وهابی آغاز می‌شود.

در تحقیقاتِ متعددی، قصه­ی ابن‌سبأ از ابعاد مختلفی از بی‌اعتباری قصه‌گو تا تردید در وجود فردی به­نام عبدالله بن سبأ، زیر سوال رفته است و محتوای تکفیری آن، نه با عقل سلیم و اصول علمِ تاریخ سازگار است و نه با احادیث صحیحی چون حدیث متواتر غدیر؛ بنابراین، نقدِ آگاهانه و مسئولانه ایجاب می‌کند که محکومیت عمل جنایت (کشتار مسلمانان)، با محکوم کردن ریشه‌های شکل­گیری آن (از قبیل قصه­ی ابن­سبأ) همراه شود. جنایت کشتار ده‌ها هزار نفر مسلمان تنها به­دلیل رواج نسبت‌هایی ناروا، مشکوک و بی‌ماخذ، یک­بار دیگر مسلمانان را به اهمیت تفکیک قصه‌ها از حقایق و رعایت ملاحظات اخلاقی در آموزش، رسانه و انتشارات فرا می‌خواند.


منابع

قرآن کریم.

آصف خان قزوينى‏، قاضى احمد تتوى، تاريخ الفي،‏ محقق: غلام رضا طباطبايى مجد، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى‏، چاپ اول، 1382ش.

صداقت ثمرحسینی، کامیار، شیعه شناسی معاصر اهل­سنت، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با همکاری مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، چاپ اول، 1391ش.

صداقت ثمرحسینی، کامیار، «وصایای پیامبر اکرم6 دربارۀ جانشین بلافصل خویش و نقد نظریة انکار وصایت»، پژوهش‌نامه علوی، تهران: سال پنجم، شماره 2، 1393ش.

طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، 1417ق.

قزوینی رازی، نصیرالدین، مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض، تصحیح: میرجلال­الدین محدث ارموی، تهران: سلسله انتشارات انجمن آثار ملّی، چاپ اوّل، 1358ش.

کاشف الغطاء، محمد حسین، اصل الشیعة و أصولها مقارنة مع المذاهب الاربعة، تهران: منشورات اعتماد الکاظمی، 2006م.

کمره‌ای، خلیل، پیام ایران به نجد و حجاز و مصر، تهران: انتشارات کتابخانه شمس، چاپ اول، 1382ق.

مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مقدمه: کاظم مدیرشانه­چی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1375ش.

مكارم شيرازى، ناصر، الأمثل فى تفسير كتاب الله المنزل‏، قم: مدرسه امام على بن ابى­طالب7‏، 1421ق.

آل­محسن، علی، عبدالله بن سبأ حقیقة أم خرافة، تهران: دارالمشعر، 1429ق.

ابن­تیمیه، احمد، سؤال فی یزید بن معاویة لشیخ الاسلام ابن­تیمیة، تحقیق: صلاح­الدین المنجد، دمشق: مطبوعات المجمع العلمی العربی، 1963م.

ابن­خلدون، عبدالرحمن، المقدمة تاریخ العلامة ابن­خلدون، تونس: الدار التونسیة للنشر، 1984م.

ابن­کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمرو، البدایة والنهایة، بیروت: مکتبة المعارف، 1406ق.

ابن­کثیر، دمشقی، اسماعیل بن عمرو، الباعث الحثيث شرح اختصار علوم الحديث، تعلیق: ناصرالدین الألبانی، ریاض: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، 1114ق.

ابو­زهره، محمد، تاریخ المذاهب الاسلامیة، قاهره: دارالفکرالعربی، 1996م.

امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب والادب والسنة، تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1416ق.

تقدمی معصومی، امیر، طرق حدیث الغدیر بروایة الواسطی و الشیبانی و إبن­أبی­عاصم، قم: منشورات دلیل ما، 1426ق.

تونسوی، محمد عبدالستار، بطلان عقائد الشيعة و بيان زيغ معتنقيها و مفترياتهم علي الاسلام من مراجعهم الأساسية. مكه: المكتبة الأمدادية، 1403ق.

جمیلی، عبدالله، بذل المجهود فی اثباتِ مشابهة الرافضة للیهود، مدینه: مکتبة الغرباء الاثریة، 1414ق.

جندی، انور، الاسلام و الدعوات الهدامة، بیروت: دارالکتاب­اللبنانی، 1982م.

جيزاوی، اشرف، علم الحديث بين اصالة اهل السنة و انتحال الشيعة، مصر: داراليقين للنشر و التوزيع، 1430ق.

حمدى زقزوق، محمود، الموسوعة القرآنية المتخصصة، قاهره: وزاره الاوقاف، 2003م.

خطیب، محب‌الدین، الخطوط العریضة لدین الشیعة، مصر: هدیة مجلة الأزهر، 1433ق.

دهلوی، شاه عبد العزيز، مختصر التحفة الاثنى عشرة، قاهره: المطبعة السلفية، 1373ق.

زحيلى، وهبه بن مصطفى‏، التفسير المنير فى العقيدة و الشريعة و المنهج‏، بیروت، دمشق: دارالفكر المعاصر، 1418ق.

زرقاوی، ابومصعب، الأرشیف الجامع لکلمات و خطابات اسد الاسلام الشیخ ابومصعب الزرقاوی، بی­جا: شبکة البراق الاسلامیة. 1427ق.

سیوطی، عبدالرحمن، تفسیر الدرالمنثور فی التفسیر المأثور، بیروت: دارالفکر للطباعه و التوزیع، 1432ق.

طبری، محمد بن جریر، تاريخ الامم و الملوك، تاريخ الطبري، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهيم‏، بیروت: روائع التراث العربى‏، 1387ق.

عبدلی، عبدالله بن سعدی الغامدی، عقیدة الموحدین و الرد علی الضال و المبتدعین، طائف: دارالطرفین، 1419ق.

عسکری، سید مرتضی، الاسطورة السبئیة، قم: مرکز الطباعة والنشر للمجع العالمی لأهل­البیت:، 1424ق.

عوده، سلیمان بن فهد، عبدالله بن سبأ و اثره فی احداث الفتنة فی صدر الاسلام، ریاض: دار طیبة، 1412ق.

قصیمی، عبدالله، الصراع بین الاسلام والوثنیة، قاهره: دارالکتب للطباعة والنشر، 1402ق.

مظهرى، محمد ثناءالله،‏ التفسير المظهرى‏، تحقیق: غلام نبى تونسى‏، پاکستان: مكتبة رشدية، 1412ق.

هاشمی، سعدی، ابن­سبأ حقیقة لا خیال، مدینه: مکتبة الدار، 1406ق.

هلابی، عبدالعزیز صالح، عبدالله بن سبأ دراسة للروایات التاریخیة عن دوره فی الفتنة، کویت: حولیات کلیة الآداب، 1407ق.

محیمید، ابراهیم بن صالح، القصة الكاملة لخوارج عصرنا، مدينه: بی­نا، بی­تا.

ابو­زهره، محمد، تاریخ المذاهب الاسلامیة، قاهره: دارالفکر العربی، 1996م.

مجلات سازمان تروریستی داعش:

النبأ، صحيفة أسبوعية تصدر عن ديوان الإعلام المركزي، الاعداد: 1؛ 6؛ 9؛ 16؛ 24؛ 27؛ 28؛ 26؛ 45؛ 47؛ 69؛ 86؛ 119؛127؛ 128؛ 129؛150؛ 158؛166؛ 171.

DABIQ (1437 RABI AL-AKHIR) THE RĀFIDAH: FROM IBN SABA’ TO THE DAJJĀ

www.youtube.com

[1] .Qualitative Meta-analysis.

[2]. النبأ، معرکتنا مع الرافضة حتی لا تکون فتنة، ع28، ص3.

[3]. البنأ، تحولات الجهاد العالمی بعد اعلان الخلافة، ع6، ص9.

[4]. النبأ، أقوال اهل العلم فی حکم الروافض المرتدین، ع26، ص12.

[5]. النبأ، معرکتنا مع الرافضة، ع28، ص3.

[6]. النبأ، أهم المراحل فی مسیرة تطویر نشرة النبأ، ع1، ص2.

[7]. النبأ، غزوة طهران المبارکة مرحلة جدیدة من جهاد الروافض المرتدین، ع86، ص9؛ النبأ، أعذار المنافقین فی التهرب من الجهاد، ع153، ص10.

[8]. النبأ، فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم، ع47، ص3؛ النبأ، انفوغرافیک النبأ فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم، ع9، ص2.

[9]. النبأ، حرقوا مولدات كهرباء ومزرعة دواجن وقتلوا وأصابوا، ع166، ص5؛ النبأ، إصابة عناصر للجيش الرافضي قنصاً وتفجير وإحراق منزلين للروافض، ع171، ص4؛ النبأ، كمين في منطقة الدبس وعبوات ناسفة غرب الرياض، ع127، ص4؛ النبأ، تدمير وإعطاب آليات وإحراق ثلاثة منازل للمرتدين في كركوك، ع153، ص5؛ النبأ، تفجير مزار رافضي، ع119، ص8 و 6.

[10]. النبأ، انفوغرافیک النبأ انصار الخلافة فی المیدان ، ع150، ص11.

[11]. (النبأ، انفوغرافیک النبأ هجوم تازربو فی ولایة لیبیا، ع158، ص12)؛ «در آنجا سیاست مذکور را از زبان ابومحمد العدنانی بیان کرده است».

[12]. النبأ، و لا زال العراق جامعة الجهاد، ع128، ص3؛ النبأ، مساجد الرحمن تمتلی بالمسلمین بعد الدورات الشرعیة، ع26، ص13.

[13]. زرقاوی، مصعب، الأرشیف الجامع لکلمات و خطابات ابومصعب الزرقاوی، ص525.

[14] «نامه مذکور به تاریخ 24 ذوالحجة 1424ق منتشر شد»؛ (زرقاوی، ابومصعب، الأرشیف الجامع لکلمات و خطابات ابومصعب الزرقاوی، شبکة البراق الاسلامیة).

[15] النبأ، اقامة الدولة الاسلامیة بین منهاج النبوة و سبل اهل الضلالة، ع69، ص8.

[16]. Infographic.

[17]. (سوره توبه، آیه5)؛ «در مطالب هفته‌نامه النبأ، 19 بار به آیه مذکور استناد شده است».

[18]. النبأ، انفوغرافیک النبأ فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم، ع9، ص2.

[19]. DABIQ (1437 RABI AL-AKHIR) THE RĀFIDAH: FROM IBN SABA’ TO THE DAJJĀL, 13, p32.

[20]. پولس (حدود 60م)، از مبلغان بزرگ مسیحی که از دین یهود به آن گروید. در همان زمان وی متهم به برخی تحریفات در تعالیم حضرت مسیح7 شد.

[21]. DABIQ (1437 RABI AL-AKHIR) pp. 32-33

[22]. «برنامه مذکور در ربیع الاول و ربیع الآخر سال 1437ق، جمعه‌ها ساعت 3:45 عصر پخش می‌شد. فایل صوتی آن مشتمل بر یک مقدمه و هفت برنامه در پایگاه آرشیو (صفحه اذاعة البیان) archive.org موجود است»؛ «علامه امینی در الغدیر، پاسخ ابن­حزم را داده است»؛ (امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السنة والادب، ج3، ص138-134).

[23]. النبأ، قصة الشهید الامیر النبیل ابوالمغیرة القحطانی ثبات حتی الممات، ع24، ص9.

[24]. DABIQ (1437 RABI AL-AKHIR) 13, p37.

[25]. DABIQ (1437 RABI AL-AKHIR) THE RĀFIDAH: …, 13, p38.

[26]. عوام الروافض كفار مثل علمائهم فتوى للعلامة صالح الفوزان؛

https://www.youtube.com/watch?v=VL3o34faqN0

[27]. النبأ، طواغیت و مرتدون و لو تعلقوا بأستار الکعبة، ع16، ص13؛ النبأ، أعظم الناس إیماناً قوم یأتون من بعدکم یجدون صحفاً یؤمنون بها، ع27، ص13؛ النبأ، علماء السوء، ع45، ص13.

[28]. عبدلی، عبدالله بن سعدی، عقیدة الموحدین، ص7.

[29]. (النبأ، صدر حديثاً عن مكتبة الهمّة، ع9، ص11)؛ «مشخصات کتاب مذکور چنین است»؛ (أبابطين، عبدالله، الانتصار لحزب الموحدين و الرد علی المجادل عن المشرکين، الدولة الاسلامية خلافة علی منهاج النبوة).

[30]. النبأ، حوارات، ع26، ص9.

[31]. طبری، محمد، تاريخ الامم و الملوك‏، ج4، ص340؛ آصف­خان قزوينى، قاضی احمد، تاريخ الفي‏‏، ج1، ص201؛ مظهرى، محمد، التفسير المظهرى، ج2، ص107؛ حمدی زقزوق، محمود، الموسوعة القرآنية المتخصصة، ص295؛ زحیلی، وهبه بن مصطفی، التفسير المنير فى العقيدة و الشريعة و المنهج، ج9، ص37.

[32]. ابن­کثیر، اسماعیل بن عمرو، البدایة والنهایة، ج7، ص167.

[33]. ابن­کثیر، اسماعیل بن عمرو، الباعث الحثيث شرح اختصار علوم الحديث، ج1، ص499-498.

[34]. ابن­تیمیه، احمد، سؤال فی یزید بن معاویة لشیخ الاسلام ابن­تیمیة، ص19.

[35]. همان، ص22.

[36]. «شیعه امامیه نظریه عدالتِ تمام صحابه را نمی‌پذیرد؛ اما عمیقاً به خیل عظیمی از ایشان احترام می‌گذارد. تنها در یک مورد، علّامه امینی، نام 145 تن از صحابه را نام برده است که در صفین در رکاب امام علی7 جهاد کردند و 35 تن از آنان در غزوه بدر حضور داشتند»؛ (امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج9، ص502- 495).

[37]. صداقت ثمرحسینی، کامیار، شیعه شناسی معاصر اهل­سنت و چالشهای فراروی آن، ج1، ص132-123.

[38]. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج3، ص371 و ج9، ص303.

[39]. قصیمی، عبدالله، الصراع بین الاسلام والوثنیة، ج1، ص493- 492.

[40]. همان، ج1، ص718.

[41]. دهلوی، شاه عبدالعزیز، مختصر التحفة الاثنى عشریة، ص317 و 10 و 6.

[42]. خطیب، محب­الدین، الخطوط العریضة لدین الشیعة، ص21.

[43]. فتاوی هیأت کبار علمای سعودی در alifta.net به‌ شماره: 3206؛ 7308؛ 8187؛ 8852؛ 9420؛ 11461؛ 11461.

[44]. «نمونه‌ای از یک نقد وهابیان رسمی بر داعش که با مسکوت گذاشتن ریشه‌های وهابی داعش همراه است»؛ (المحیمید، ابراهیم بن صالح، القصة الكاملة لخوارج عصرنا، المدينة المنورة، ص333-17).

[45]. جمیلی، عبدالله، بذل المجهود فی اثباتِ مشابهة الرافضة للیهود، ج1، ص144.

[46]. هاشمی، سعدی، ابن­سبأ حقیقة لا خیال، ص24.

[47]. جندی، انور، الاسلام و الدعوات الهدامة، ج3، ص23.

[48]. عسکری، سیدمرتضی، الاسطورة السبئیة، ج1، ص26-23؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج9، ص260.

[49]. آل­محسن، علی، عبدالله بن سبأ حقیقة أم خرافة، ص105؛ هلابی، عبدالعزیز صالح، عبدالله بن سبأ دراسة للروایات التاریخیة عن دوره فی الفتنة، ص74.

[50]. طبری، محمد بن جریر، تاريخ الامم و الملوك، تاريخ الطبري‏، ج4، ص340.

[51]. زحيلى، وهبه بن مصطفی، التفسير المنير فى العقيدة و الشريعة و المنهج‏، ج‏9، ص37؛ عوده، سلیمان به فهد، عبدالله بن سبأ و اثره فی احداث الفتنة فی صدرالاسلام، ص111 و 159 و 188؛ امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج9، ص351.

[52]. هلابی، عبدالعزیز، عبدالله بن سبأ، ص63.

[53]. همان، ص73.

[54] تونسوی، محمد عبدالستار، بطلان عقائد الشيعة و بيان زيغ، ص11؛ جيزاوی، اشرف، علم الحديث بين اصالة اهل السنة و انتحال الشيعة، ص30؛ هاشمی، سعدی، عبدالله بن ‌سبأ حقيقة لا خيال، ص8.

[55]. قزوینی رازی، نصرالدین، مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض، ص542.

[56]. همان، ص207-206.

[57]. کاشف الغطاء، محمد حسین، اصل الشیعة و أصولها مقارنة مع المذاهب الاربعة، ص115.

[58]. مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، ص226.

[59]. کمره‌ای، خلیل، پیام ایران به نجد و حجاز و مصر، ص148-48.

[60]. مكارم شيرازى، ناصر، الأمثل فى تفسير كتاب الله المنزل، ج4، ص529.

[61]. صداقت ثمرحسینی، کامیار، «وصایای پیامبر اکرم (ص) دربارۀ جانشین بلافصل خویش و نقد نظریة انکار وصایت»، پژوهش‌نامه علوی، سال پنجم، شماره 2، ص99-80.

[62]. طبری، محمد، تاريخ الامم و الملوك، تاريخ الطبري‏، ج4، ص340.

[63] امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج1، ص167؛ تقدمی معصومی، امیر، طرق حدیث الغدیر بروایة الواسطی و الشیبانی و إبن­أبی­عاصم، ص176 و 74 و 11.

[64]. امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج‏3، ص137.

[65]. همان، ج3، ص138.

[66]. ابوزهره، محمد، تاریخ المذاهب الاسلامیة، ص35.

[67]. سوره بینه، آیه7.

[68] سیوطی، عبدالرحمن، تفسیر الدرالمنثور فی التفسیر المأثور، ج8، ص589.

[69]. امینی، عبدالحسین، الغدير، ج11، ص15.

[70]. ابن­خلدون، عبدالرحمن، المقدمة تاریخ العلامة ابن­خلدون، ص271

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن