یکی از مسائل مهم فقهی، رفتن به زیارت قبور می باشد. در اصلِ زیارت قبور توسط مردان هیچ اختلافی وجود ندارد؛ اما در ارتباط با زیارت قبور توسط زنان، بین مذاهب اسلامی و وهابیت اختلاف وجود دارد. محمد بن عبدالوهاب در کتاب التوحید، روایتی که مضمون آن لعن و نفرین زیارت کنندگان زن می باشد را نقل کرده است که این مسئله بیان از حُکم حرمت دارد؛ چنان¬که پیروان وی با استفاده از این روایت، قائل به حُرمت زیارت قبور زنان هستند. علمای فریقین، برخلاف ابن عبد الوهاب و پیروان وی، به حُکم جواز زیارت قبور زنان تصریح کرده اند. علمای اهل سنت، در مواجهه با روایت نهی از زیارت بانوان مُعتقدند که این روایت نسخ شده است؛ لذا زیارت زنان را جایز دانسته و در مقام دلیل، به سیره حضرت زهرا(س) نسبت به رفتن و زیارت نمودن قبر حضرت حمزه(ع)و روایاتی که از عایشه نسبت به جواز زیارت زنان وجود دارد، استناد کرده¬اند. آنها همچنین به روایتی که از پیامبر(ص) نسبت به تعلیم و چگونگی زیارت اهل قبور نقل شده و دیگر روایات در این زمینه تمسّک نموده و این روایات را دلیل بر جواز زیارت زنان دانسته‌اند.
نویسنده :  مصطفی مهاجر، اعظم خوش صورت موفق
منبع :  دوفصلنامه علمی پژوهشی سلفی‌پژوهی

مقدمه

یکی از مسائلی که اهمیّت رفتن به زیارت قبور اموات را بالا می برد، تذکر مرگ و یادآورى قیامت است و این خود، موجب باز داشتن انسان از پیروی هواهای نفسانی است؛ این مسئله زمینه ساز عبرت آموزى فردی و همچنین، موجب جهت دار شدن زندگی بشریّت می باشد؛ چنان که در روایات نبوی به این نکته مهم نیز اشاره شده که ایشان فرمودند:«... إني كنت نهيتكم عن زيارة القبور فزوروها فإنها تذكركم الآخرة...».[1]

عبرت و موعظه نفس، مسئله ای است که هم مردان و هم زنان را شامل می شود؛ بنابراین همه افراد را شامل می شود؛ اگر چه ممکن است حضور بانوان در زیارت مقابر، مفاسدی را به همراه داشته باشد، ولیکن صِرف این احتمال نمی تواند موجب حُرمت نفس عمل شود؛ بلکه باید ضوابط شرعی رعایت گردد؛ لذا مسئله جواز زیارت قبور توسط زنان، در میان مذاهب اسلامی امری پذیرفته شده است؛ ولی در مقابل، وهابیّت حُکم حُرمت را برای آن ذکر می کنند. محمد بن عبدالوهاب، مؤسّس جریان وهابیّت، در کتاب التوحید، روایتی از ابن عباس مبنی بر لعن و نفرین زیارت قبور برای زنان ذکر می کند[2] و تابعینِ وی از آن، حکم حُرمت را استنباط می کنند.[3]

شیعه و اهل سنّت، با توجه به روایاتی که دالّ بر جواز زیارت رفتن بانوان می باشد، حُکم به جواز آن داده اند.

در میان شیعیان، زیارت قبور برای زنان از جهت روایات و فتاوای فقها، استحباب دارد[4] و در میان اهل سنت، سه حکم جواز و اباحه،[5] کراهت[6] و استحبابِ[7] زیارت دیده می شود؛ حتی برخی مانند ابن حزم ظاهری، قائل به استحباب زیارت قبور هستند و آن را یک بار در طول عُمر، واجب می دانند.[8] اهل سنت معتقدند که روایات نهی از زیارت بانوان، نسخ شده است.

در این مقاله زیارت قبور توسط زنان به صورت تطبیقی میان مذاهب اسلامی و وهابیت و همچنین واکاوی ادلّه طرفین بر حکم جواز و عدم جواز مورد بررسی قرار گرفته است. پیروی از سیره و سنّت نبوی ایجاب می کند که در راستای دفاع از حق، ادّله و اسناد طرفین مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد؛ چنان که بعضی از وهابیون مانند البانی، به دلیل رسیدن به این هدف مهم، در این زمینه تحقیقاتی انجام داده اند و برخلاف تفکرات ابن عبدالوهاب، استحباب زیارت را قائل شده اند و در مقام دفاع، به مهم ترین اشکالاتی که وهابیون در این زمینه داشته اند، پاسخ داده اند؛[9] در ذیل، ابتدا سخنان ابن عبد الوهاب ذکر می شود و سپس، دیدگاه علمای مذاهب اسلامی و ادلّۀ آنها بر جواز زیارت قبور زنان ذکر می گردد.

ابن عبد الوهاب و زیارت زنان

در باب «ما جاء أن الغلو في قبور الصالحين...»، روایتی از «ابن عباس» نقل شده است:

«وعن ابن عباس قال: لعن رسول الله(ص)زائرات القبور، والمتخذين عليها المساجد والسرج».[10]

شیخ عبدالوهاب ذیل مسئله نهم و دهم تصریح می کند که رفتن زن ها برای زیارت و همچنین روشن کردن چراغ بر روی قبر، مورد لعن قرار گرفته است.[11] وهابیون به این نکته اذعان دارند که مُقتضا و مُستفاد از حکم لعن، حُرمت است؛[12] بنابراین زیارت قبور زنان را حرام می دانند. آنها معتقدند معصیتی که با لعن یا وعید دوزخ همراه باشد، علاوه بر حُکم حرمت، از گناهان کبیره نیز محسوب می شود؛[13] چنان که ابن عثیمین در شرح کتاب التوحید به این مسئله اذعان داشته است.[14]

بررسی سند روایت لعن، نسبت به زیارت قبور زنان

روایتی که ابن عبد الوهاب به آن استناد کرده، در کتب متعدّد اهل سنت، با سند «حدثنا هاشم، حدثنا شعبة، عن محمد بن  جحادة، عن أبي صالح، عن ابن  عباس»، روایت شده است[15] که در ذیل، سند آن مورد بررسی قرار می گیرد.

در سند این روایت، نام «أبوصالح» وجود دارد و اسم وی «باذام» است که بسیاری از بزرگان مانند نسایی، أبوحاتم، عقيلی، ابن عدی، ابن الجارود، أبوأحمدالحاكم، ابن حبان و دیگران وی را تضعیف کرده اند.[16] ابن حجر عسقلانی علاوه بر تضعیف،[17] وی را مدلّس نیز می داند.[18]

ألبانی نیز این روایت را ضعیف دانسته  است.[19] وی ضعف راوی مذکور را به جمهور علما نسبت می دهد و بیان می کند که به جز «عجلی»، هیچ کس وی را توثیق نکرده است.[20]

قفیلی محقّق کتاب التوحید نیز، روایت فوق را ضعیف دانسته و در ادامه به ضعف أبوصالح اشاره کرده و سخنان بزرگان را نسبت به تضعیف راوی ذکر می کند.[21]

محقّق کتاب فتح المجيد، روایت را ضعیف می داند و معتقد است، بدون جملۀ «المتخذين عليهاالمساجد والسرج» روایت صحیح  می باشد؛[22] در حالی که حديث «لعن اللّٰه زوّارات القبور»[23] يا «لعن رسول اللّٰه زوّارات القبور»، بدون عبارت فوق، با دو سند در کُتب حدیثی ذکر شده است که آن دو سند عبارت اند از:

1. «عن سفيان، عن عبدالله بن عثمان بن خثيم، عن عبدالرحمن بن  بهمان، عن عبدالرحمن بن  حسان بن  ثابت، عن أبيه، قال: لعن رسول الله زوارات القبور».[24]

2. «حدثنا يحيى بن  إسحاق، حدثنا أبوعوانة، عن عمر بن أبی سلمة، عن أبيه، عن أبی  هريرة، قال: "لعن رسول الله زوارات القبور».[25]

هر دو سند راویت فوق ضعیف است؛ چنان که قفیلی نیز به آن اشاره کرده است.[26]

در سند اول نام دو راوی (عبدالرحمن بن  بهمان، عبدالرحمن بن  حسان) وجود دارد که هر دوی آنها مجهول هستند.[27] ابن مدینی در وصف عبدالرحمن بن بهمان، وی را مجهول ذکر کرده است.[28] شعیب أرنؤوط نیز ابن بهمان را مجهول و سند روایت را ضعیف ذکر کرده است.[29]

در سند دوم نیز، نام عمر بن أبی سلمه وجود دارد که ضعیف شمرده می شود.[30] شعبه و یحیی بن  معین وی را ضعیف می دانند[31] و نسایی و جوزجانی او را در حدیث قوی ندانسته اند.[32] ابن سعد، أبوحاتم[33] و ابن خزیمه[34] قائلند که به حديثش نمی توان استدلال نمود و برخی احادیثِ او را واهی و پوچ بیان کرده اند؛[35] بعضی از بزرگان نیز نام وی را در شمار راویان ضعیف برشمرده اند.[36]

مذاهب اسلامی و زیارت زنان

مذاهب اسلامی با توجه به روایاتی که دالّ بر جواز زیارت رفتن بانوان می باشد، آن را جایز دانسته اند که در ذیل، دیدگاه هر کدام ذکر می گردد.

اهل سنّت و زیارت قبور زنان

علمای اهل سنّت در مسئله زیارت قبر توسط زنان، قائل به جواز و اباحۀ زیارت شده اند؛[37] برخی از آنها استحباب زیارت[38] را قائل شده اند و بعضی قائل به کراهت هستند.[39] 

علّت قول کراهت، به دلیل روایاتی است که دربارۀ منع زیارت زنان بیان شده است.[40]

از آن جایی که در برابر روایت منع، احادیث جواز بر زیارت قبور وجود دارد (مانند روایتی که از ابن بریده در کتب حدیثی ذکر شده است)،[41] برخی از بزرگان اهل سنت فقط به روایات ترخیص تمسّک کرده و قائل به جواز زیارت شده اند؛[42] ولی علمای دیگر در مواجهه با این دو دسته از روایات، بین آ نها را جمع کرده اند که برخی از آنان عبارت اند از:

1. اکثرا گفته اند: زن ها تا از فتنه ها در امان باشند، اجازه زیارت دارند؛[43] از جمله، رويانی که در کتابش به این مسئله تصریح کرده است.[44]

2. بعضی قائل به کراهت زیارت زنان شده اند؛ چراکه صبرشان کمتر و جزع آنها بیشتر است.[45]

3. قرطبی می گوید: نفرین در این حدیث، اختصاص به زنانی دارد که زیاد به زیارت قبور می‌روند و صیغه مبالغه (زوّارات) به این معنا دلالت دارد؛ البته شاید سبب نهی چنین زنانی از زیارت قبور، عواقب آن باشد؛ مانند از بین رفتن حقّ همسر، زینت و خودنمایی، فریاد زدن و امثال آن؛ لذا چنان چه از تحقّق نیافتن این عواقب مطمئن باشیم، مانعی ندارد که زنان به زیارت قبور روند؛ زیرا یادآوری آخرت چیزی است که هم مردان و هم زنان، به آن نیازمند هستند.[46]

شوکانی هم، سخن قرطبی را پذیرفته و می گوید: این سخن شایسته اعتماد در جمع بین احادیثی است که به ظاهر متعارض می‌باشند.[47] مبارکفوری نیز در کتاب تحفة الأحوذی، پس از نقل سخن قرطبی می‌گوید: آن  چه قرطبی می‌گوید چیزی است که ظاهر حدیث بر آن دلالت دارد.[48]

ادله اهل سنت بر جواز زیارت قبور زنان

بزرگان اهل سنت نسبت به حکم جواز زیارت زنان، به روایاتی استدلال کرده اند که عبارت اند از:

الف: تقریر پیامبر(ص)در روایت صحیح بخاری

در کتاب صحیح بخاری روایتی از «أنس بن مالک» نقل شده است که می گوید:

«حَدَّثَنَا آدَمُ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، حَدَّثَنَا ثَابِتٌ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: مَرَّ النَّبِيُّ(ص)بِامْرَأَةٍ تَبْكِي عِنْدَ قَبْرٍ، فَقَالَ: اتَّقِي اللَّهَ وَاصْبِرِي. قَالَتْ: إِلَيْكَ عَنِّي، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَبْ بِمُصِيبَتِي، وَلَمْ تَعْرِفْهُ، فَقِيلَ لَهَا: إِنَّهُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَأَتَتْ بَابَ النَّبِيِّ6، فَلَمْ تَجِدْ عِنْدَهُ بَوَّابِينَ، فَقَالَتْ: لَمْ أَعْرِفْكَ، فَقَالَ: إِنَّمَا الصَّبْرُ عِنْدَ الصَّدْمَةِ الأُولَى».[49] 

روزى پيامبر(ص)زنى را در كنار قبرى ديد كه گريه مى‌كرد. به او فرمود: تقواى الهى پيشه كن و صبر نما. آن زن گفت: دور شو، تو كه مبتلا به مصيبت من نشده‌اى تا بدانى گرفتار چه مصيبتى شده‌ام. شخصى به آن زن گفت: او پيامبر(ص)بود. آن زن به درِ خانۀ پيامبر(ص)آمد و هيچ نگهبانى نبود. زن به پيامبر(ص)عرض كرد: من شما را نشناختم. پيامبر(ص)فرمود: صبر حقيقى، صبر در مصيبت اوّل است.

ابن حجر عسقلانی می نویسد: از اینکه پیامبر(ص)عمل وی را منع نکردند، حکم به جواز زیارت ثابت می شود؛ چراکه تقریر پیامبر(ص)حجت می باشد.[50] عینی نیز در شرح روایت فوق، رفتن به زیارت قبور را برای مرد و زن جایز می داند و به نقل از نووی جواز را به جمهور علما نسبت می دهد.[51] 

علاوه بر عالمان اهل سنت،[52] البانی نیز از روایت فوق جواز زیارت را استنباط کرده است.[53]

ب: روایت عایشه در جواز زیارت بانوان

«عن عبدالله بن أبي مليكة، أن عائشة أقبلت ذات يوم من المقابر فقلت لها: يا أم المؤمنين من أين أقبلت؟ قالت: من قبر أخي عبدالرحمن بن أبي بكر. فقلت لها: أليس كان رسول الله نهى عن زيارة القبور؟ قالت: نعم كان نهى ثم أمر بزيارتها».[54] روزى عايشه از قبرستان می آمد، به او گفتم: از كجا مى‌آيى؟ گفت: از كنار قبر برادرم عبدالرحمن بن ابى بكر. گفتم: آيا رسول خدا(ص)از زيارت قبور نهى نكرده بود؟ گفت: آرى، ابتدا نهى كرده بود و سپس دستور به زيارت قبور داد.

و همچنین روایتی که ابی ملیکه می گوید: از عایشه شنیدم که گفت: پیامبر(ص)زیارت قبور را اجازه داد.[55]

بعضی از عالمان اهل سنت در حکم جواز زیارت، به روایت فوق اشاره کرده اند.[56] البانی نیز هر دو روایت را ذکر کرده است.[57]

ج: پیامبر(ص)و تعلیم زیارت به عایشه

عايشه از پيامبر(ص)نقل مى‌كند كه آن حضرت به من فرمودند:

«... فَقَالَ: إِنَّ رَبَّكَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَأْتِيَ أَهْلَ الْبَقِيعِ فَتَسْتَغْفِرَ لَهُمْ، قَالَتْ: قُلْتُ: كَيْفَ أَقُولُ لَهُمْ يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَال "قُولِي: السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ، وَيَرْحَمُ اللهُ الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنَّا وَالْمُسْتَأْخِرِينَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لَلَاحِقُون»؛[58] پروردگارت به تو امر مى‌كند كه به قبرستان برو و براى آنان طلب استغفار كن. گفتم: در كنار قبرها چه بگويم؟ پيامبر(ص)فرمودند: بگو:...

علاوه بر علمای اهل سنت،[59] البانی[60] نیز در حکم به جواز زیارت، به روایت فوق استدلال کرده  است.

د: زیارت قبر حضرت حمزه(ع)توسط حضرت فاطمه3

«عن علي بن الحسين7، عن أبيه: أن فاطمة بنت النبی(ص)كانت تزور قبر عمها حمزة كل جمعة فتصلي وتبكي عنده»؛[61] فاطمه دختر پيامبر(ص)هر جمعه به زيارت قبر عمويش حمزه(ع)مى‌رفت؛ در آنجا نماز مى‌خواند و در كنار قبر گريه مى‌كرد.

بعضی از بزرگان اهل سنت[62] در جواز زیارت به روایت فوق اشاره کرده اند.

شیعه و زیارت قبور زنان

در میان بزرگان و فقهای شیعه، سه حُکم جواز،[63] استحباب و کراهت وجود دارد.[64] نظر اکثریت فقهای شیعه بر استحباب زیارت قبور زنان می باشد؛[65] برخی استحباب آن را با شرط صبر و عدم جزع ذکر کرده اند؛[66] ولی برخی مانند محقق حلّى و علمای بعد از او، قائل به کراهت شده اند.[67]

لازم به ذکر است که علّت فتوای کراهت، در خصوص زیارت زنان نیست؛[68] بلکه کراهت به دلیل آن است که محفوظ ماندن زن از چشم نامحرمان برای او ارجحیّت دارد؛[69] لذا برخی بزرگان بعد از حُکم جواز می نویسند که شایسته است، هیچ مردی او را نبیند.[70] محقق حلّى نیز در ابتدا، برای جواز، به سیره حضرت زهرا(س)در زیارت قبر حمزه(ع)در شنبه‌ها و نیز رفتن عایشه به زیارت قبر برادرش استدلال کرده است؛ سپس برای کراهت چنین دلیل آورده است که ستر و پوشش و صیانت برای زنان اولویت دارد.[71]

دلایل روایی شیعه بر جواز زیارت قبور زنان

در کتب روایی شیعه، وجود روایات زیادی در باب چگونگی زیارت قبور مؤمنان توسط مردان و زنان، دلالت بر جواز حُکم آن دارد؛[72] همچنین بابی مستقل در استحباب زیارت قبور مؤمنین وجود دارد که به صورت مطلق ذکر شده است؛[73] لذا برخی بزرگان، مانند مرحوم نراقی از مقتضای اطلاق روایات، استحباب زیارت قبر توسط زنان را (تا زمانی که متضمن مفسده ای نباشد)، استفاده کرده اند.[74]

غیر از اطلاق روایات فوق، روایات دیگری به صورت خاص وجود دارد که جواز زیارت بانوان را اثبات می کند. یکی از این روایات که به خوبی دلیل بر جواز زیارت قبور زنان[75] و بلکه دلیل بر استحباب آن می باشد،[76] سیره عملی حضرت فاطمه(س)است که هر هفته، در روزهای دوشنبه و پنج شنبه، قبور شهدا را زیارت می کردند؛ همچنین در روایات آمده است که آن حضرت(س)قبر عمویش حضرت حمزه(ع)را هر هفته، صبح های شنبه زیارت می نمود و برایش طلب استغفار می کرد؛ چنان که در کتاب کافی، باب «زِيَارَةِ الْقُبُور»، حدیث سوم آمده است:

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ، قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: عَاشَتْ فَاطِمَةُ(س)بَعْدَ أَبِيهَا خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً لَمْ تُرَ كَاشِرَةً وَ لَاضَاحِكَةً، تَأْتِي قُبُورَ الشُّهَدَاءِ فِي‏ كُلِ‏ جُمْعَةٍ مَرَّتَيْنِ‏: الْإِثْنَيْنَ، وَ الْخَمِيسَ‏، فَتَقُولُ: هَاهُنَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ6، هَاهُنَا كَانَ الْمُشْرِكُونَ»؛[77] فاطمه(س)پس از پیامبر خدا(ص)هفتاد و پنج روز زنده بود و در این مدّت بشّاش و متبسّم دیده نشد و هر هفته دو بار، روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه به زیارت قبور شهدا می‌رفت و گاهی محلّ استقرار مشرکان در اُحد و همچنین جایگاه پیامبر خدا(ص)را به همراهانش معرفی می‌کرد.

این روایت همچنین در باب «إِتْيَانِ الْمَشَاهِدِ وَ قُبُورِ الشُّهَدَاء»، حدیث سوم، با سند «عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ» نقل شده است. [78]

نتیجه

محمد بن عبدالوهاب در کتاب التوحید، از روایتی که مضمون آن لعن و نفرین زیارت کنندگان زن می باشد، استفاده کرده و تابعین وی با استفاده از این روایت، قائل به حُرمت زیارت قبور زنان می باشند. حال آنکه اولا، این روایت طبق تصریح برخی از محقّقین کتاب التوحید و بنابر اذعان برخی از تابعین فکری ابن عبدالوهاب (مانند البانی)، ضعیف می باشد و ثانیا حُکم به حُرمت زیارت قبور توسط زنان، برخلاف جمهور اهل سنت و شیعیان می باشد.

حُکم به جواز زیارت رفتن بانوان توسط مسلمانان، طبق روایات جواز، مانند تقریر پیامبر(ص)و عمل صحابه، مسئله ای ثابت شده و مسلّم می باشد؛ لذا برخلاف پندار محمد بن عبدالوهاب، نمی توان به روایت وی برای حکم به حُرمت زیارت قبور برای بانوان تمسک کرد.


منابع

اردبيلى، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البرهان في شرح إرشاد الأذهان، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ اول، 1403ق.

بحرانى، يوسف بن احمد، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ اول، 1405ق.

حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، قم: مؤسسه آل البيت:، چاپ اول، 1409ق.

صيمرى، مفلح بن حسن، كشف الالتباس عن موجز أبي العباس، قم: مؤسسه صاحب الأمر عليه السلام، چاپ اول، 1417ق.

علامه حلّى، حسن بن يوسف، منتهى المطلب في تحقيق المذهب، مشهد: مجمع البحوث الإسلامية، چاپ اول،‏ 1412ق.

مجلسى، محمد باقر، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران: چاپ دوم، 1404ق.

محقق حلّى، جعفر بن حسن، المعتبر في شرح المختصر، قم: مؤسسه سيدالشهداء7، چاپ اول، 1407ق.

محقق سبزوارى، محمد باقر، ذخيرة المعاد في شرح الإرشاد، قم: مؤسسه آل البيت:، چاپ اول، 1247ق.

نراقى، احمد بن محمد، مستند الشيعة في أحكام الشريعة، قم: مؤسسه آل البيت:، چاپ اول، 1415ق.

10. كلينى، محمد بن يعقوب، كافی، قم: نشر دارالحديث، چاپ اول،‏ 1429ق.

ابن حزم ظاهری، علی، المحلى بالآثار، بيروت: دارالفكر، بی تا.

12. ابن حنبل شيبانی، أحمد، مسند أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط و عادل مرشد و ديگران، بیروت: مؤسسة الرسالة، چاپ اوّل، 1421ق.

13. ابن عبدالبر، يوسف، التمهيد لما في الموطأ من المعاني والأسانيد، تحقيق: مصطفى بن أحمد العلوي و محمد عبدالكبير البكري، مغرب: وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامية، 1387ق.

14. ابوداود سجستانى، سليمان، سنن أبى داود، تحقيق: محمد محيى الدين عبدالحميد، بیروت: المكتبة العصرية، بى تا.

15. ألبانی، محمد ناصرالدين، أحكام الجنائز، بیروت: المكتب الإسلامي، چاپ چهارم، 1986م.

16. ألبانی، محمد ناصرالدين، إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل، بیروت: المكتب الإسلامي، چاپ دوّم، 1405ق.

17. ألبانی، محمد ناصرالدين، ضعيف موارد الظمآن إلى زوائد ابن  حبان، ریاض: دارالصميعي، چاپ اول، 1422ق.

18. بغوی، حسين، شرح السنة، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد زهير الشاويش، بیروت: المكتب الإسلامي، چاپ دوم، 1403ق.

19. بن باز، عبدالعزيز، فتاوى نور على الدرب، بی جا: بی نا، بی تا.

20. ابن جبرين، عبدالله، فتاوى في التوحيد، ریاض: دارالوطن للنشر، چاپ اول، 1418ق.

21. بيهقى، أحمد، السنن الكبرى، تحقيق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دارالكتب العلمية، چاپ سوم، 1424ق.

22. ترمذى، محمّد، سنن الترمذى، تحقيق: بشار عواد معروف، بیروت: دارالغرب الإسلامى، 1998م.

23. تميمی، عبدالرحمن، فتح المجيد شرح كتاب التوحيد، تحقیق: محمد حامدالفقي، قاهره: السنة المحمدية، چاپ هفتم، 1377ق.

24. حاكم نيشابورى، محمّد، المستدرك على الصحيحين، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت: دارالكتب العلمية، چاپ اوّل، 1411ق.

25. ذهبى، محمّد، ميزان الاعتدال فى نقد الرجال، تحقيق: بجاوى على محمّد، بیروت: دارالمعرفة للطباعة والنشر، چاپ اوّل، 1382ق.

26. ذهبی، محمد، المغني في الضعفاء، تحقیق: نورالدين عتر، بی جا: بی تا، بی نا.

27. ذهبی، محمّد، سير أعلام النبلاء، تحقيق: مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط، بيروت: مؤسسة الرسالة، چاپ سوّم، 1405ق.

28. رويانی، عبدالواحد بن إسماعيل، بحر المذهب، تحقیق: طارق فتحي السيد، بیروت: دارالكتب العلمية، چاپ اول، 2009م.

29. سابق، سيد، فقه السنة، بیروت: دارالكتاب العربی، چاپ سوّم، 1397ق.

30. شرنبلالی، حسن بن عمار، مراقي الفلاح شرح متن نور الإيضاح، بی جا: المكتبة العصرية، چاپ اوّل، 1425ق.

31. شوكانی، محمّد بن علی، نيل الأوطار، تحقيق: عصام الدين الصبابطي، مصر: دارالحديث، چاپ اوّل، 1413ق.

32. طباطبايى يزدى، سيد محمد كاظم، العروة الوثقى مع تعاليق الإمام الخميني، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى قدس سره، چاپ اول، 1422ق.

33. طحطاوی، احمد بن محمّد، حاشية الطحطاوي على مراقي الفلاح شرح نور الإيضاح، تحقيق: محمد عبدالعزيز الخالدي، بیروت: دارالكتب العلمية، چاپ اوّل، 1418ق.

34. ابن عبدالوهاب، محمد، كتاب التوحيد، تحقیق: احمد بن علی القفیلی، مصر: مکتبة عباد الرحمن، چاپ اول، 1429ق.

35. ابن عثیمین، محمد، القول المفيد على كتاب التوحيد، ریاض: دار ابن  الجوزي، المملكة العربية السعودية، چاپ دوّم، 1424ق.

36. ابن حجر عسقلانى، احمد بن علی، التلخيص الحبير في تخريج أحاديث الرافعي الكبير، بیروت: دارالكتب العلمية، چاپ اول، 1419ق.

37. ابن حجر عسقلانى، احمد بن علی، تقريب التهذيب، تحقيق: محمد عوامة، سوریه: دارالرشيد، چاپ اوّل، 1406ق.

38. ابن حجر عسقلانى، احمد بن علی، تهذيب التهذيب، هند: مطبعة دائرة المعارف النظامية، چاپ اوّل، 1326ق.

39. ابن حجر عسقلانى، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، بيروت: دارالمعرفة، 1379ق.

40. عقيلی، محمّد بن عمرو، الضعفاء الكبير، تحقيق: عبدالمعطي أمين قلعجي، بیروت: دارالمكتبة العلمية، چاپ اوّل، 1404ق.

41. عينی، محمود، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، بيروت: دار إحياء التراث العربي، بی تا.

42. قرطبی، أحمد بن عمر، المفهم لما أشكل من كتاب تلخيص مسلم، تحقیق: محی الدين ديب مستو، أحمد محمد السيد، يوسف علی بديوی، محمود إبراهيم بزال، بی جا: بی نا، 1417ق.

43. ابن ماجه قزوينى، محمد، سنن ابن  ماجه، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي، بی جا: دار إحياء الكتب العربية، بى تا.

44. مباركفوری، عبدالرحمن، تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، بیروت: دارالكتب العلمية، بى تا.

45. نسائی، احمد، السنن الصغرى، تحقيق: عبدالفتاح أبوغدة، حلب: مكتب المطبوعات الإسلامية، چاپ دوّم، 1406ق.

46. نووی، يحيی بن شرف، المجموع شرح المهذّب، بیروت: دارالفكر، بی تا.

47. يزدى طباطبايى، سيدمحمد كاظم، العروة الوثقى، بيروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، چاپ دوم، 1409ق.

48. طیالسی، سلیمان بن داود، مسند أبي داود الطیالسي، لبنان: دارالکتاب، بی تا.

 

 


* استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب؛ a.khoshsorat@yahoo.com

** کارشناسی ارشد مؤسسۀ مذاهب اسلامی و پژوهش گر مؤسسۀ دارالإعلام لمدرسة أهل البیت:.

[1]. ابن حنبل شيبانی، أحمد، مسند أحمد بن حنبل، ج2، ص398.

[2]. ابن عبدالوهاب، محمد، كتاب التوحيد، ص67.

[3]. تميمی، عبدالرحمن، فتح المجيد، ص250؛ ابن عثیمین، محمد، القول المفيد، ج1، ص430.

[4]. «و هي مستحبة إجماعا نصا و فتوى»؛ (بحرانى، يوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج4، ص169).

[5]. بغوی، حسين، شرح السنة، ج2، ص417.

[6]. همان.

[7]. شرنبلالی، حسن بن عمار، مراقي الفلاح شرح متن نور الإيضاح، ص228؛ طحطاوی، احمد، حاشية الطحطاوي، ص620.

[8]. ابن حزم ظاهری، علی، المحلى بالآثار، ج3، ص388.

[9]. ألبانی، محمد، أحكام الجنائز، ج1، ص180.

[10]. ابن عبدالوهاب، محمد، كتاب التوحيد، ص67.

[11]. همان، ص69.

[12]. «فاللعن يقتضي التحريم»؛ (ابن جبرين، عبدالله، فتاوى في التوحيد، ص41).

[13]. «وأخذ العلماء من ذلك أن الزيارة للنساء محرمة؛ لأن اللعن لا يكون إلا على محرم، بل يدل على أنه من الكبائر; لأن العلماء ذكروا أن المعصية التي يكون فيها لعن أو فيها وعيد بالنار هذه تكون من الكبائر»؛ (بن باز، عبدالعزيز، فتاوى نور على الدرب، ص242).

[14]. «تحريم زيارة النساء للقبور، بل إنها من كبائر الذنوب؛ لهذا الحديث»؛ (ابن عثیمین، محمد، القول المفيد، ج1، ص430).

[15]. ابن حنبل، أحمد، مسند أحمد، ج5، ص128؛ سجستانى، سليمان، سنن أبى داود، ج3، ص218؛ نسائی، احمد، السنن الصغرى، ج4، ص94.

[16]. ابن حنبل، أحمد، مسند أحمد، تحقيق الأرنؤوط، ج3، ص471.

[17]. ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، التلخيص الحبير، ج2، ص313؛ همان، تقريب التهذيب، ص120.

[18]. ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، تقريب التهذيب، ص120.

[19]. ألبانی، محمد، ضعيف موارد الظمآن، ص50.

[20]. همان، إرواء الغليل، ج3، ص212.

[21]. ابن عبدالوهاب، محمد، كتاب التوحيد، ص68.

[22]. تميمی، عبدالرحمن، فتح المجيد، ص250.

[23]. طيالسی، أبوداود، مسند أبی داود، ج4، ص113؛ بيهقى، أحمد، السنن الكبرى، ج4، ص130.

[24]. ابن  ماجه قزوينى، محمد، سنن ابن ماجه، ج1، ص502؛ ابن حنبل، أحمد، مسند أحمد، ج24، ص424.

[25]. ابن حنبل، أحمد، مسند أحمد، ج14، ص305.

[26]. ابن عبدالوهاب، محمد، كتاب التوحيد، ص68.

[27]. همان.

[28]. «ابن المديني: لا نعرفه»؛ (ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، تهذيب التهذيب، ج6، ص149)؛ (ذهبى، محمّد، ميزان الاعتدال فى نقد الرجال، ج2، ص551).

[29]. ابن حنبل، أحمد، مسند أحمد، ج24، ص424.

[30]. ابن عبدالوهاب، محمد، كتاب التوحيد، ص68.

[31]. ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، تهذيب التهذيب، ج7، ص457.

[32]. همان.

[33]. همان، ص456.

[34]. ذهبی، محمّد، سير أعلام النبلاء، ج6، ص134.

[35]. ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، تهذيب التهذيب، ج7، ص456.

[36]. ذهبی، محمد، المغني في الضعفاء، ج2، ص468؛ عقيلی، محمّد، الضعفاء الكبير، ج3، ص164.

[37]. «فَذَهَبَ بَعْضُ أَهْلِ الْعِلْمِ إِلَى أَنَّ هَذَا كَانَ قَبْلَ تَرْخِيصِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي زِيَارَةِ الْقُبُورِ، فَلَمَّا رَخَّصَ، دَخَلَ فِي الرُّخْصَةِ الرِّجَالُ وَالنِّسَاءُ، وَذَهَبَ بَعْضُهُمْ إِلَى أَنَّهُ كَرِهَ لِلنِّسَاءِ زِيَارَةَ الْقُبُورِ، لِقِلَّةِ صَبْرِهِنَّ، وَكَثْرَةِ جَزَعِهِنَّ»؛ (بغوی، حسين، شرح السنة، ج2، ص417)؛ «رخص مالك وبعض الاحناف ورواية عن أحمد وأكثر العلماء، في زيارة النساء للقبور، لحديث عائشة...»؛ (سابق، سيد، فقه السنة، ج1، ص566).

[38]. «"ندب زيارتها" من غير أن يطأ القبور "للرجال والنساء"»؛ (شرنبلالی، حسن بن عمار، مراقي الفلاح شرح متن نور الإيضاح، ص228)؛

«الأصح أن الرخصة ثابتة للرجال والنساء فتندب لهن أيضا "على الأصح»؛ (طحطاوی، احمد، حاشية الطحطاوي، ص620).

[39]. «والذي قطع به الجمهور أنها مكروهة لهن كراهة تنزيه»؛ (نووی، يحيی بن شرف، المجموع شرح المهذّب، ج5، ص310).

[40]. «قال أصحابنا: يكره زيارة القبور للنساء لما روى أبو هريرة أن النبي(ص)"لعن زوارات القبور"»؛ (رويانی، عبدالواحد، بحر المذهب، ج2، ص602).

[41]. «حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُونُسَ، حَدَّثَنَا مُعَرِّفُ بْنُ وَاصِلٍ، عَنْ مُحَارِبِ بْنِ دِثَارٍ، عَنِ ابْنِ بُرَيْدَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ6: نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ، فَزُورُوهَا، فَإِنَّ فِي زِيَارَتِهَا تَذْكِرَةً»؛ (ابوداود سجستانى، سليمان، سنن أبى داود، ج3، ص218، ح3235).

[42]. ترمذى، محمّد، سنن الترمذى، ج۲، ص363.

[43]. ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج3، ص148؛ شوكانی، محمّد، نيل الأوطار، ج 4، ص134.

[44]. «لعن زوارات القبور... كان هذا قبل أن يرخص النبي(ص)في زيارة القبور فلما رخص دخل في رخصته الرجال والنساء، وهذا أصح عندي إذا أمنت الافتتان والتعدي عما فيه رضي الله تعالى»؛ (رويانی، عبدالواحد، بحر المذهب، ج2، ص602).

[45]. ترمذى، محمّد، سنن الترمذى، ج۲، ص363؛ بغوی، حسين، شرح السنة، ج2، ص417.

[46]. قرطبی، أحمد، المفهم لما أشكل من كتاب تلخيص مسلم، ج2، ص633؛ ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج3، ص149.

[47]. شوكانی، محمّد، نيل الأوطار، ج4، ص135.

[48]. مباركفوری، عبدالرحمن، تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، ج4، ص137.

[49]. بخارى، محمّد، صحيح البخاري، ج2، ص79.

[50]. «... ويؤيد الجواز حديث الباب وموضع الدلالة منه أنه لم ينكر على المرأة قعودها عند القبر وتقريره حجة»؛ (ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج3، ص148).

[51]. «جَوَاز زِيَارَة الْقُبُور مُطلقًا، سَوَاء كَانَ الزائر رجلا أَو امْرَأَة، وَسَوَاء كَانَ المزور مُسلما أَو كَافِرًا لعدم الْفَصْل فِي ذَلِك. وَقَالَ النَّوَوِيّ: وبالجواز قطع الْجُمْهُور»؛ (عينی، محمود، عمدة القاري، ج8، ص68).

[52]. «وَمِنْهَا مَا أَخْرَجَهُ الْبُخَارِيُّ: أَنَّ النَّبِيَّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - مَرَّ بِامْرَأَةٍ تَبْكِي عِنْدَ قَبْرٍ فَقَالَ: اتَّقِي اللَّهَ وَاصْبِرِي، قَالَتْ: إلَيْك عَنِّي، الْحَدِيثَ، وَلَمْ يُنْكِرْ عَلَيْهَا الزِّيَارَةَ»؛ (شوكانی، محمّد، نيل الأوطار، ج4، ص134)؛ (سابق، سيد، فقه السنة، ج1، ص567).

[53]. ألباني، محمد، أحكام الجنائز، ج1، ص184.

[54]. بيهقى، أحمد، السنن الكبرى، ج4، ص131.

[55]. «حدثنا إبراهيم بن سعيد الجوهري قال: حدثنا روح قال: حدثنا بسطام بن مسلم، قال سمعت أباالتياح، قال: سمعت ابن أبي مليكة، عن عائشة، أن رسول الله6، رخص في زيارة القبور»؛ (ابن ماجه قزوينى، محمّد، سنن ابن ماجه، ج1، ص500، ح1570).

[56]. مباركفوری، عبدالرحمن، تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي، ج4، ص137؛ ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج3، ص149؛ ابن عبد البر، يوسف، التمهيد، ج3، ص233؛ سابق، سيد، فقه السنة، ج1، ص566.

[57]. ألبانی، محمد، أحكام الجنائز، ج1، ص184.

[58]. نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم، ج2، ص670.

[59]. ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، التلخيص الحبير، ج2، ص314؛ شوكانی، محمّد، نيل الأوطار، ج4، ص134؛ سابق، سيد، فقه السنة، ج1، ص566.

[60]. ألبانی، محمد، أحكام الجنائز، ج1، ص182.

[61]. حاكم نيشابورى، محمّد، المستدرك على الصحيحين، ج1، ص533؛ بيهقى، أحمد، السنن الكبرى، ج4، ص131.

[62]. ابن  حجر عسقلانى، احمد بن علی، التلخيص الحبير، ج2، ص313؛ شوكانی، محمّد، نيل الأوطار، ج4، ص134؛ ابن عبدالبر، يوسف، التمهيد، ج3، ص234.

[63]. اردبيلى، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج2، ص489.

[64]. بحرانى، يوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج4، ص169.

[65]. همان.

[66]. طباطبايى يزدى، سيدمحمد كاظم، العروة الوثقى مع تعاليق الإمام الخميني، ص227؛ طباطبايى يزدى، سيدمحمد كاظم، العروة الوثقى، ج1، ص443.

[67]. «و هي مستحبة إجماعا نصا و فتوى إلا ان المحقق في المعتبر و جمعا ممن تأخر عنه خصوا ذلك بالرجال و كرهوه للنساء»؛ (بحرانى، يوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج4، ص169).

[68]. «و حينئذ فالكراهة بالنسبة الى النساء انما هو باعتبار أمر آخر لا من حيث الزيارة كما أطلقه في المعتبر، إذ ليس مجرد الزيارة مستلزما لهتك الستر و الصيانة و الا لاستلزم كراهة خروجهن من البيوت مطلقا و لا قائل به»؛ (بحرانى، يوسف بن احمد، الحدائق الناضرة، ج4، ص173).

[69]. محقق حلّى، جعفر بن حسن، المعتبر في شرح المختصر، ج1، ص340.

و أما الكراهية لهن فلان الستر و الصيانة أولى بهن.

[70]. «فالظاهر عدم الكراهة للنساء أيضا زيارة قبور أقاربهم (هن خ ل)، فالائمة عليهم السلام بالطريق الاولى. و ينبغي كون ذلك بحيث لا يراهن الرجال»؛ (اردبيلى، احمد بن محمد، مجمع الفائدة، ج2، ص489).

[71]. محقق حلّى، جعفر بن حسن، المعتبر في شرح المختصر، ج1، ص340-339.

[72]. صيمرى، مفلح، كشف الالتباس عن موجز أبي العباس، ص313.

[73]. «بَابُ اسْتِحْبَابِ زِيَارَةِ قُبُورِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الدُّعَاءِ لَهُمْ وَ تِلَاوَةِ الْقَدْرِ سَبْعاً عِنْدَ ذَلِكَ»؛ (‌حرّ عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، ج14، ص591).

[74]. «و مقتضى إطلاقاتها: الاستحباب للنساء إذا لم تتضمّن مفسدة»؛ (نراقى، احمد بن محمد مهدى، مستند الشيعة، ج3، ص320).

[75]. «و قد ورد في الاخبار المعتبرة زيارة فاطمة عليها السلام قبور الشهداء في الأسبوع مرتين، الاثنين و الخميس و في كل غداة سبت، و استغفارها لحمزة فالظاهر عدم الكراهة للنساء أيضا زيارة قبور أقاربهم (هن خ ل)، فالائمة عليهم السلام بالطريق الاولى. و ينبغي كون ذلك بحيث لا يراهن الرجال: و يحتمل اختصاصها بها عليها السلام لعصمتها و معلومية سترها عن العيون»؛ (اردبيلى، احمد بن محمد، مجمع الفائدة و البرهان في شرح إرشاد الأذهان، ج2، ص489)؛ «الرابع: يجوز للنساء زيارة القبور ... و من طريق الخاصّة: ما رواه الشيخ عن يونس، عن أبي عبد اللّٰه عليه السلام قال: إنّ فاطمة عليها السلام كانت تأتي قبور الشهداء في كلّ غداة سبت، فتأتي قبر حمزة‌ و تترحّم عليه و تستغفر له»؛ (علامه حلّى، حسن بن يوسف، منتهى المطلب، ج7، ص430).

[76]. «و قد ورد في الأخبار المعتبرة زيارة فاطمة ع قبور الشهداء في الأسبوع مرتين في الإثنين و الخميس و في كل سبت و استغفارها لحمزة و يستفاد منه استحباب زيارة النساء قبور المؤمنين و ينبغي كون ذلك بحيث لا يراهن الرجال و يحتمل اختصاصها صلوات اللّٰه عليها بذلك لعصمتها و معلومية سترها عن العيون»؛‌ (محقق سبزوارى، محمد باقر، ذخيرة المعاد في شرح الإرشاد، ج2، ص341)؛ «الحديث الثالث‏: حسن." و الكشر التبسم" ذكره الجوهري و يدل على استحباب الزيارة في اليومين و للنساء قولها عليهما السلام ههنا كان أي كانت ترى نساءها موضع الرسول صلى الله عليه و آله و موضع المشركين عند القتال في غزوة أحد فإن تذكر تلك الأمور يصير سببا لمزيد الحزن و الاهتمام في الزيارة»؛ (مجلسى، محمد باقر، مرآة العقول، ج14، ص193)؛ «الخامس و الثلاثون زيارة قبور المؤمنين و السلام عليهم بقول السلام عليكم يا أهل الديار إلخ و قراءة القرآن و طلب الرحمة و المغفرة لهم و يتأكد في يوم الاثنين و الخميس خصوصا عصره و صبيحة السبت للرجال و النساء بشرط عدم الجزع و الصبر»؛ (يزدى طباطبايى ، سيدمحمد كاظم، العروة الوثقى، ج1، ص443).

[77]. كلينى، محمد بن يعقوب، كافی، ج5، ص565.

[78]. همان، ج9، ص276.




نظرات کاربران
0 0
عبدالله عبدالله
باسلام و تشکر از این مقاله بسیار جامع و کامل واقعا عالی و قابل استفاده بود
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن
0 0
وعلیک السلام ورحمه الله وبرکاته با تشکر
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن