وهابیون، واژه«و انحر» در آیه «فَصَلُّ لِرَبِّکَ وَ انحَر» را به معنی ذبح و قربانی دانسته و بدین جهت مدعی شده اند که طبق این آیه شریفه، ذبح کردن باید صرفا برای خداوند متعال انجام شود. از همین رو ذبح کردن حیوانات برای اولیاء الهی، شرک و ممنوع است. حال آنکه لغت شناسان و مفسرین در مورد معنای «وانحر» اختلافات جدی دارند و چه بسا این واژه در آیه مذکور به معنی ذبح و قربانی نبوده باشد و لذا معنای دیگری بدهد. همچنین این نکته را نیز باید توجه داشت بر فرض اینکه «وانحر» به معنی ذبح و قربانی باشد ولیکن از آنجایی که ذبح کردن برای اولیاء الهی صرفا بدین جهت انجام می‌شود که ثواب ذبح به آن بزرگواران برسد و ذبح کنندگان نیز در صدد عبادت غیرالله نیستند، بنابراین مشخص می‌شود ذبح حیوانات به نیت اشخاص صالح هیچ گونه تنافی با ذبح کردن برای خدای متعال ندارد.
نویسنده :  محمد باغچیقی

مقدمه

تفسیر نادرستی که وهابیون نسبت به بسیاری از آیات و روایات ارائه کرده‌اند، از جمله مشکلاتی است که امروزه جهان اسلام با آن مواجه است. بدین صورت که مفتیان وهابی با ارائه تفسیری دل به خواه، نسبت به بسیاری از آیات و روایات، درصدد اثبات ادعاهای نادرست خود هستند.. به عنوان نمونه، در مسئله ذبح و قربانی، با استناد به آیه« فَصَلُّ لِرَبِّکَ وَ انحَر»، مدعی شده اند که ذبح کردن حیوانات برای اولیاء الهی از مصادیق شرک به خدای متعال است. برهمین اساس با توجه به اینکه سکوت محققین و پژوهشگران حوزه نقد وهابیت و جریانات تکفیری، موجب انتشار بیش از پیش اعتقادات غلط وهابیون و تکفیری ها می شود، نگارنده در مقاله حاضر، به بررسی دلالت آیه «فَصَلُّ لِرَبِّکَ وَ انحَر» بر ممنوعیت ذبح برای غیرالله می پردازد.

دیدگاه وهابیون راجع به آیه «فصل لربک وانحر»

 در آئین وهابیت، امور فراوانی از موجبات شرک و کفر قلمداد شده‌اند. ذبح کردن به نیابت از اولیاء الهی نیز از جمله اموری است که به باور وهابیون، موجب شرک شده و فاعل آن، از مشرکین قلمداد می‌شود. چنانکه بن باز با استناد به آیاتی همچون آیه «فَصَلُّ لِرَبِّکَ وَ انحَر» چنین مدعی شده است: «أما الذبح للخِضر وغيره من الأنبياء والأولياء فمنكر وشرك بالله عز وجل؛ لأن الذبح لله عبادة له عز وجل، وصرفه لغيره شرك به سبحانه»[1] ذبح کردن برای حضرت خضر(علیه‌السلام) و دیگر انبیاء (علیهم‌السلام) و اولیاء الهی شرک محسوب می‌شود. چرا که ذبح کردن برای خدای متعال، عبادت اوست و نمی‌توان، این عمل را برای دیگران انجام داد.

بن عثيمين، مفتی وهابی مسلک دیگری است که او نیز چنین تصریح کرده است: «الذبح لغير الله شرك أكبر لأن الذبح عبادة كما أمر الله به في قوله: {فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ}»[2]  ذبح کردن برای غیرالله شرک اکبر است، چرا که ذبح، عبادت بوده و خدای متعال در آیه 2 سوره کوثر امر می‌فرماید که تنها برای او باید انجام شود.

بنابراین مشخص شد که چهره‌های نام آشنای وهابیت، با استناد به آیه «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ»، درصدد اثبات شرکی بودن ذبح برای غیرالله هستند. در ادامه، این ادعا مورد بررسی قرار می‌گیرد.  

بررسی ادعای وهابیون راجع به آیه 2 سوره کوثر

 در پاسخ به ادعایی که وهابیت راجع به آیه« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ» مطرح می‌کنند، باید 2 نکته مهم را یادآور شد:

اولا: بحث اصلی در آیه محل بحث، بر روی واژه «و انحر» صورت گرفته است. بدین صورت که وهابیون، این واژه را به معنی قربانی کردن، دانسته و با عطف نمودن آن به جمله «فصل لربک»، اینچنین مدعی شده اند که چون نماز، تنها باید برای خدای متعال، اقامه شود، ذبح و قربانی نیز صرفا باید برای خداوند، انجام شود. از همین رو ضرورت دارد ابتدا، معنای واژه «و انحر» به‌خوبی تبیین شود. واژه «وانحر» تنها 1 مرتبه در قرآن کریم ذکر شده و نگارنده برای بدست آوردن معنای این لغت، به آثار بسیاری لغت شناسان و مفسرین اسلامی مراجعه کرده است. در ادامه نکاتی را در جهت تبیین هرچه بهتر معنای واژه «و انحر» ارائه می‌شود.

الف: دیدگاه لغویون در مورد معنای واژه « وانحر»

هنگام مراجعه به کتب علم لغت، مشاهده می‌شود که در تبیین معنی «وانحر» بین علمای این علم، اختلافات جدی وجود دارد. چنانکه فراهیدی لغت شناس نام دار جهان اسلام، در کتاب «العین»، تصریح می‌کند معانی متعددی برای واژه «وانحر» بیان شده است.[3] به همین سبب نگارنده با رجوع به کتب لغت، حداقل 5 معنای کلیدی برای کلمه «و انحر» بدست آورده است که در ادامه بدان معانی اشاره می‌شود:

1. انحر البدن[4]: نحر کردن شتران چاق 

2. وضع اليمين على الشمال في الصلاه[5]: گذاشتن دست راست بر روی دست چپ، در هنگام قیام در نماز

3. استَقْبِل القِبْلَة بنَحْرِك[6]: رو به قبله ایستادن در هنگام نحر

4. بالا آوردن دستان تا مقابل گلو، در هنگام تکبیره الاحرام نماز[7]

5. قلع و قمع کردن خواسته‌های شهوانی نفس[8]

بنابراین مشخص شد، معانی متعددی از سوی لغویون برای واژه «و انحر» ذکر شده است. در بخش بعدی، به نظرات مفسرین قرآن کریم، در مورد معنا و تفسیر واژه مذکور پرداخته می‌شود.

ب:  دیدگاه مفسرین قرآن در مورد معنای واژه « وانحر»

همانطور که لغت شناسان، معانی متعددی را برای واژه «و انحر» ذکر کرده اند، در تفاسیر قرآن نیز معانی گوناگونی برای این کلمه، بیان شده است. بدین صورت که تقریبا تمامی مفسرین، احتمالات موجود در مورد معنای «وانحر» را بیان کرده‌اند. البته برخی از آنان، قول مدنظر خویش را به گونه ای مشخص کرده و عده ای نیز، صرفا به بیان معانی متعدد، اکتفاء کرده اند. در ادامه به برخی از معانی که توسط مفسرین برای واژه «و انحر» بیان شده است، اشاره می‌شود:

  1: بالا آوردن دستان تا مقابل گلو در هنگام تکبیر[9]

2: مراد از «فصل لربک و انحر» این است که در روز عید قربان، ابتدا باید، نماز عید خوانده شود و سپس قربانی صورت گیرد.[10]

3: نماز و مناسکی که انجام می‌دهیم را باید مخلصانه برای خدا انجام بدهیم.[11]

4: قرار دادن دست راست بر روی دست چپ در هنگام خواندنِ نماز[12]

5: نحر البدن یا نحر کردن شتر چاق[13]

6: نحر کردن رو به قبله[14]

از آنجایی که در این نوشتار، بنا بر اختصار است به همین میزان اکتفاء شده و مشخص می‌شود که مفسرین نیز در مورد معنای واژه «و انحر» آراء مختلفی ارائه کرده اند از همین رو نمی‌توان همانند وهابیون مدعی شد که قطعا واژه «وانحر» به معنی ذبح و قربانی است چرا که ممکن است این واژه در آیه 2 سوره کوثر در معنایی غیر از قربانی به کار رفته باشد. چنانکه روایات متعددی از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده است که دلالت می‌کنند واژه «وانحر» به معنی بالا آوردن دستان تا مقابل گلو در هنگام گفتن تکبیر در نماز است. به عنوان نمونه می‌توان به این روایت اشاره کرد: «حَدَّثَنَا الْأَصْبَغُ بْنُ نُبَاتَةَ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ عَلَى النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): «فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ» قَالَ: يَا جَبْرَئِيلُ، مَا هَذِهِ النَّحِيرَةُ الَّتِي أَمَرَ بِهَا رَبِّي قَالَ: يَا مُحَمَّدُ، إِنَّهَا لَيْسَتْ نَحِيرَةً، وَ لَكِنَّهَا رَفْعُ الْأَيْدِي فِي الصَّلَاةِ».[15] امیرالمومنین (علیه‌السلام) فرمودند: هنگامی که آیه «فصل لربک و انحر» بر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نازل شد، ایشان از جبرئیل امین (علیه السلام) پرسید: مراد از نحيره‏اى كه خدا مرا بآن امر فرموده، چيست؟جبرئيل گفت: مراد از آن، نحيره نيست، بلکه خداوند تو را امر مي كند كه هرگاه تكبيره الاحرام نماز را خواستى بگويى دستهايت را بالا بیاور و سپس بگو اللَّه اكبر.

با همه این تفاصیل مشخص می شود که ممکن است بر خلاف ادعای وهابیت، مراد از «وانحر» در آیه «فصل لربک و انحر»، چیزی غیر از ذبح و قربانی باشد.

ثانیا: بر فرض که معنای «وانحر»، قربانی و ذبح باشد، بدین معنا که طبق آیه2 سوره کوثر، قربانی و ذبح باید برای خدا انجام شود نه غیرالله؛ در این صورت، این نکته را باید یادآور شد که شیعیان و همه مذاهب اسلامی نیز معتقدند ذبح باید تنها برای خدای متعال انجام شود. چنانکه آیت الله مکارم شیرازی (حفظه الله) در تفسیر نمونه چنین می‌نویسند: «"عبادت" خواه به صورت نماز باشد، يا قربانى كردن، مخصوص" رب" و ولى نعمت است، و او منحصرا ذات پاك خدا است‏.»[16] برهمین اساس مشخص می شود نزاع مسلمانان با وهابیت در مسئله ذبح و قربانی، نزاعی است کبروی نه صغروی؛ یعنی در صغری مسئله (اینکه ذبح باید برای خدا انجام شود) کسی از مسلمانان شکی ندارد، ولی در کبرای مسئله (اینکه آیا ذبح کردن برای اولیاء الهی، ذبح برای غیرالله است یا خیر؟) اختلاف وجود دارد. بدیگر سخن مفتیان وهابی مدعی آنند که ذبح به نیابت از اشخاص صالح، مصداقی از مصادیق ذبح برای غیرالله است. حال آنکه شیعیان و اهل سنت معتقدند ذبح کردن برای اولیاء الهی، صرفا به این جهت صورت می گیرد که ثواب ذبح، به آن بزرگواران برسد. چنانکه شیخ جعفر کاشف الغطاء (ره) از علمای مطرح امامیه چنین تصریح می کند: «من ذبح عن الأنبياء أو الأوصياء، أو المؤمنين ليصل الثواب إليهم، كما يقرأ القرآن ويهدى إليهم، ونصلي لهم وندعو لهم، ونفعل جميع الخيرات عنهم، ففي ذلك أجر عظيم، وليس قصد أحد من الذابحين للأنبياء أو لغيرهم سوى ذلك.»[17] کسی که ذبح کند به نیابت از اولیاء، اوصیاء و یا مومنین تا ثواب ذبح به آن بزرگواران برسد، اجر عظیمی برده است. و باید گفت: مسلمانانی که برای انبیاء و غیر انبیاء ذبح می کنند، نیتی غیر از رسیدن ثواب ذبح به ایشان، ندارند.

بنابراین از آنجایی که نووی شافعی مذهب تصریح کرده است که نیت ذبح کننده در شرکی بودن یا شرکی نبودن فعلش تاثیر دارد[18] با توجه به اینکه مسلمانانی که برای اولیاء الهی حیوانی را ذبح می‌کنند، نیتی غیر از وصول ثواب به ایشان را نداشته و در صدد عبادت آن بزرگواران نیستند، مشخص می شود که نمی توان ذبح کردن برای اشخاص صالح را از مصادیق عبادت غیرالله وشرک ورزیدن به خداوند متعال تلقی کرد.

تذکر این نکته نیز ضرورت داردکه در بسیاری از آثار وهابیون، ذبح کردن مسلمانان برای اولیاء الهی همانند ذبح کردن مشرکین برای بت هایشان قلمداد شده است، حال آنکه بین ذبحی که مشرکین برای آلهه خود انجام می دادند و ذبحی که مسلمانان به نیابت از صالحین بدان ملتزم هستند، تفاوت های جدی وجود دارد. به عنوان نمونه گوشت ذبحی که مسلمانان انجام می دهند در راه فقراء و آنچه خدا و رسولش(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اراده کرده اند، مصرف می شود، در حالیکه از گوشت حیوانی که مشرکین ذبح می کنند، فقراء بهره ای نمی برند و آن گوشت صرفا در راه آلهه دروغین، خدام و محافظین از بت ها صرف می شود.[19]
همچنین زمخشری در تفسیرش، 2 امر را از نشانه های مهم ذبحِ برای خدا تلقی کرده است:
1: داشتن نیتی خدایی و نام بردن خدا در هنگام ذبح کردن
2: مخالفت با طریقه مشرکین در ذبح برای بت ها[20]

حال آنکه مسلمانانی که قائل به ذبح به نیابت از اولیاء الهی هستند، هر دو شرط را دارند. یعنی هم نام خدا را در هنگام ذبح کردن می برند[21] و هم اینکه بر خلاف مشرکین، قائل به الوهیت و ربوبیت اشخاص صالحی که برایشان ذبح می‌کنند نیستند و همانطور که گفته شد هدف مسلمانان از ذبح برای اشخاص صالح، صرفا این است که ثواب ذبح به آن بزرگواران برسد. بنابراین نمی توان ذبحی که مسلمانان، مقید به انجام آن هستند را همانند ذبحی که مشرکین انجام می دادند به حساب آورد.

جمع بندی:

از مجموع مباحث مطرح شده در این نوشتار، چند نکته بدست می آید:

1: وهابیون با استناد به آیه «فصل لربک و انحر» مدعی شده اند که ذبح کردن برای اولیاء الهی، شرک اکبر است.

2: با مراجعه به کتب لغت و تفسیر مشاهده می‌شود که معانی متعددی برای واژه «و انحر» ذکر شده و لذا نمی توان آن را بصورت قطعی به معنی نحر و ذبح، دانست. برهمین اساس، اگر «وانحر» به معنی قربانی کردن نباشد، قطعا استناد وهابیت به آیه 2 سوره کوثر در جهت مبارزه با ذبح برای اولیاء الهی، رد خواهد شد.

3: حتی اگر واژه «و انحر» به معنی ذبح و قربانی نیز باشد، بازهم نمی توان با تمسک به آیه«فصل لربک و انحر»، ذبح کردن برای اشخاص صالح را از موجبات شرک قلمداد کرد. چراکه مسلمانانی که برای اولیاء الهی ذبح می کنند، هیچ گاه قصد عبادت آن بزرگواران را نداشته اند و ذبحی که انجام می دهند صرفا به نیت آن است که ثوابش به ایشان برسد.

4: میان ذبحی که مسلمانان برای صالحین انجام می دهند و ذبحی که مشرکین برای بت ها انجام می دادند، تفاوت های فراوانی از جمله در نیت ذبح و طریقه مصرف گوشت حیوان ذبح شده، وجوددارد.

با همه این تفاصیل روشن می شود که ادعای وهابیون مبنی بر شرک بودن ذبح برای اولیاء الهی آن هم با استناد به آیه «فصل لربک و انحر» ادعایی ناصواب محسوب می شود.


[1] . بن باز، مجموع فتاوی، ج5، ص327، بی‌جا، بی‌تا.

[2] . بن عثیمین، مجموع فتاوی و رسائل، ج2، ص148، دار الوطن - دار الثريا، چاپ آخر، 1413هـ.

[3] . فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج3، ص210،  قم، نشر هجرت، چاپ دوم، 1409ه‌ق.

[4] . فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين، ج‏3 ؛ ص210، نشر هجرت، قم، چاپ دوم، 1409 ه.ق؛
ازهرى، محمد بن احمد، تهذيب اللغة، ج5، ص9، بیروت، دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1421 ه.ق.

[5] . فراهيدى، خليل بن احمد، كتاب العين، ج‏3 ؛ ص210، نشر هجرت، قم، چاپ دوم، 1409 ه.ق؛

ازهرى، محمد بن احمد، تهذيب اللغة، ج5، ص9، بیروت، دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1421 ه.ق.

[6] . فراء، یحیی بن یزید، معانی القرآن، ج3، ص296، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، 1980م، چاپ دوم.

[7] . راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص794، بیروت، دار القلم، چاپ اول، 1412 ه‌ق.
طريحى، فخر الدين بن محمد، مجمع البحرين، ج3، ص488، تهران، مرتضوي، چاپ سوم، 1375 ه.ش.

 قرشى، على اكبر، قاموس قرآن، ج7، ص31، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ ششم، 1371 ه.ش.

[8] . راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص794، بیروت، دار القلم، چاپ اول، 1412 ه‌ق.

[9] . طباطبايى، محمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، ج20، ص371، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، چاپ دوم، 1390ه‌ق.
طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج10، ص837، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ه‌ش.

[10] . طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج10، ص837، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ه‌‌ش
طبرانى، سليمان بن احمد، التفسير الكبير: تفسير القرآن العظيم (الطبرانى)، ج6، ص570، اردن، دار الكتاب الثقافي، چاپ اول، 2008 م.
جصاص، احمد بن على، احكام القرآن (جصاص)، ج5، ص375، بیروت، دار إحياء التراث العربي،  چاپ اول، 1405 ه‌ق.

[11] . طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن (تفسير الطبرى)، ج30، ص212، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، 1412ه‌ق.

[12] . جصاص، احمد بن على، احكام القرآن (جصاص)، ج5، ص375، بیروت، دار إحياء التراث العربي،  چاپ اول، 1405 ه‌ق.
طبرى، محمد بن جرير، جامع البيان فى تفسير القرآن (تفسير الطبرى)، ج30، ص212، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، 1412ه‌ق.

[13] . جصاص، احمد بن على، احكام القرآن (جصاص)، ج5، ص375، بیروت، دار إحياء التراث العربي،  چاپ اول، 1405 ه‌ق.
سيوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بكر، الدر المنثور فى التفسير بالماثور،ج6، ص403،قم، كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى نجفى (ره)، چاپ اول، 1404 ه‌ق.

[14] . سيوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بكر، الدر المنثور فى التفسير بالماثور،ج6، ص403،قم، كتابخانه آيت الله العظمى مرعشى نجفى (ره)، چاپ اول، 1404 ه‌ق.

[15] طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي (للطوسي)، ص377،  قم، دارالثقافه، چاپ اول، 1414ق.

.[16] مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج27، ص372، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ دهم، 1371 ه.ش.

[17] . کاشف الغطاء، شیخ جعفر، منهج الرشاد لمن أراد السداد، ص42، بی‌جا، بی‌تا.

[18] . چنانکه می‌نویسد: ««فَمَنْ ذَبَحَ لِغَيْرِهِ مِنْ حَيَوَانٍ أَوْ جَمَادٍ كَالصَّنَمِ عَلَى وَجْهِ التَّعْظِيمِ وَالْعِبَادَةِ، لَمْ تَحِلَّ ذَبِيحَتُهُ، وَكَانَ فِعْلُهُ كُفْرًا،كَمَنْ سَجَدَ لِغَيْرِهِ سَجْدَةَ عِبَادَةٍ، وَكَذَا لَوْ ذَبَحَ لَهُ وَلِغَيْرِهِ عَلَى هَذَا الْوَجْهِ، فَأَمَّا إِذَا ذَبَحَ لِغَيْرِهِ لَا عَلَى هَذَا الْوَجْهِ، بِأَنْ ضَحَّى أَوْ ذَبَحَ لِلْكَعْبَةِ تَعْظِيمًا لَهَا لِأَنَّهَا بَيْتُ اللَّهِ تَعَالَى، أَوِ الرَّسُولِ لِأَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآله) فَهَذَا لَا يَجُوزُ أَنْ يَمْنَعَ حِلَّ الذَّبِيحَه»  اگر ذبحی که برای غیرالله انجام می شود به قصد تعظیم و عبادت غیرالله باشد، چنین کاری کفر است مثل کسی که در برابر غیرالله به نیت عبادت او، سجده می کند. ولی اگر ذبح برای غیرالله به نیت عبادت او نباشد مثل اینکه برای کعبه ذبح کند به این دلیل که کعبه، بیت الله است، یا برای پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) ذبح کند به این جهت که آنحضرت، رسول خداست، حلیت چنین انواعی از ذبح را نمی توان زیر سوال برد.   نووی، محی الدین، روضة الطالبين وعمدة المفتين، ج3، ص205، بیروت، المكتب الإسلامي،  چاپ سوم، 1412ه‌ق.

[19] . حسینی لواسانی تهرانی(عصار)، محمد بن محمود، رسالة في رد مذهب الوهابية، ص76، بی‌جا، چاپ اول، 1420ق.

[20] . زمخشری، الکشاف، ج4، ص807، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، 1407ه‌ق.

[21] . چناننکه در مصادر شیعی بر خواندن ادعیه ای در هنگام قربانی کردن وارد شده است. بعنوان نمونه سید بن طاووس (از علمای مطرح امامیه) دعایی به جهت ذبح و قربانی از امام کاظم(علیه السلام) نقل کرده است که در بخشی از این دعا می خوانیم: «اللَّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي‏»  خدایا، این قربانی از تو و برای توست، خدایا (این قربانی) را از ما قبول کن.  ابن طاووس،على بن موسى، إقبال الأعمال، ج1، ص450، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، چاپ دوم، 1409 ق.


نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن