گزارش مبحث چهارم در گزارش قبلی، مباحث اول تا سوم کتاب "شد الرحل لزیاره القبر الشریف بین المجیزین و المانعین"، گزارش داده شد. جناب یافعی در آن 3 بحث، علاوه بر بیان حالات مختلف زیارت قبر مطهر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله)، همچنین به اقوال مانعین و موافقین شدرحال نیز اشاره نمود. حال وارد گزارش مبحث چهارم این کتاب می شویم. ناگفته نماند که مولف در مبحث چهارم، پس از بیان ادله موافقین مشروعیت شدرحال برای زیارت قبور، 3 دلیل از ادله مانعین را نیز ذکر کرده و به هرکدام پاسخ می دهد.
تعداد صفحات :  0
تعداد جلد :  0
سال انتشار :  0
نویسنده :  عبدالفتاح بن صالح یافعی

مبحث چهارم: ادله
مولف در این مبحث، ادله موافقین و مانعین شدرحال برای زیارت قبور را بیان می کند.
1: ادله جمهور: جناب یافعی، ابتدا به 7 دلیل از ادله مورد استناد جمهور علمای مذاهب اسلامی در راستای اثبات مشروعیت شدرحال اشاره می کند.
اول: اجماع
در مباحث قبل گفته شد که به تصریح بسیاری از علما، مسئله استحباب زیارت قبر مطهر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله)، مسئله ای اجماعی محسوب می شود. در همین راستا مولف می افزاید: قول به استحباب زیارت، مطلق است بدین معنی که قائلین به استحباب زیارت، بین زیارت همراه با شدرحال و یا زیارت بدون شدرحال، فرقی نگذاشته اند و اولین کسی که در این مسئله اختلاف ایجاد کرد، ابن تیمیه بوده است.
دوم: آیات قرآنی
یافعی با اشاره به آیه 64 سوره نساء{وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا} می نویسد: شوکانی معتقد است: با توجه به زنده بودن حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) در عالَم قبر، بنابراین می توان به نزد قبر مطهر آنحضرت رفت، و همانند دوران حیات، از ایشان درخواست نمود که برای گناهانمان از خدای متعال، طلب استغفار بفرماید.
آیه 100 سوره نساء {وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ} دومین آیه ای است که به گفته مولف، جهت اثبات مشروعیت شدرحال، بدان استناد شده است. شوكاني در ذیل این آیه نیز می نویسد: هجرت به سوی حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) در زمان حیات ایشان به معنی تشرف به حضور آنحضرت بوده و این هجرت پس از رحلت آنحضرت نیز به همان شکل جاری است. بدین معنی که انسان می تواند با تشرف به بارگاه نورانی حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) در زمره مهاجران به سوی ایشان قرار گیرد.
سوم: روایات دال بر مشروعیت زیارت همه قبور
مولف با اشاره به روایت {فَزُورُوا الْقُبُورَ فَإِنَّهَا تُذَكِّرُ الْمَوْتَ : قبور را زیارت کنید، چرا که این زیارت، باعث یادآوری مرگ می شود.}، می نویسد: به طریق اولی، مشروعیت زیارت قبر مطهر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) و همچنین زیارت قبور مطهر صالحین تحت شمول عمومیت این روایت، قرار می گیرد.
چهارم: روایات دال بر مشروعیت خصوص زیارت قبر مطهر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله)
مولف در این بخش به 15 روایت اشاره می کند که در جهت اثبات مشروعیت زیارت قبر مطهرنبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله)، مورد استناد جمهور علما واقع شده است. در ادامه به 2 روایت از این روایات اشاره می شود:
1: حدیث حاطب: در این روایت آمده است که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) فرمودند: «مَنْ زَارَنِي بَعْدَ مَوْتِي فَكَأَنَّمَا زَارَنِي فِي حَيَاتِي» کسی که مرا بعد از وفاتم زیارت کند، همانند آن است که مرا در حال حیاتم زیارت کرده است.
2: حدیث ابن عمر: در معجم کبیر و اوسط طبرانی چنین روایت شده است که حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) فرمودند: «مَنْ جَاءَنِي زَائِرًا لَا يَعْلَمُهُ حَاجَةً إِلَّا زِيَارَتِي كَانَ حَقًّا عَلَيَّ أَنْ أَكُونَ لَهُ شَفِيعًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ» کسی که به جهت زیارت، به سمت من بیاید، و تنها دلیل آمدنش، زیارت من بوده باشد، بر من لازم است که در روز قیامت، شفیعش باشم.
مولف پس از بیان روایات می نویسد: هرچند برخی ازاین روایات، اسناد خوبی ندارند، ولیکن باتوجه به اینکه بیش از 10 شاهد و روایت در این مسئله وارد شده است می توان حتی ادعای تواتر در مسئله نمود. ولذا ادعای ابن تیمیه و امثال او که مدعی شده اند سند تمام این روایات ضعیف و یا موضوعه می باشند، قابل قبول نیست. چنانکه جناب "محمد عبدالحی لکنوی" می نویسد: هرچند بیشتر این روایات از حیث سندی، ضعیف هستند ولیکن باید توجه داشت سند برخی از این روایات نیز ضعیف نیستند. و لذا با نظر به مجموع این روایات، قوت سند به چشم می خورد. ابن حجر و تقی الدین سبکی به این قوت سند، تصریح کرده اند. برهمین اساس ادعای برخی افراد، نظیر ابن تیمیه که گمان کرده اند تمامی احادیث این باب، ضعیفه و یا موضوعه هستند، ادعایی نادرست و خطا است.
پنجم: آثار
در این بخش مولف به 8 اثر {اقوال و افعال صحابه}در راستای مشروعیت شدرحال اشاره می کند. در ادامه 2 اثر از این آثار را ذکر خواهیم کرد.
1: قصه بلال حبشي: در تاریخ دمشق ابن عساکر اینگونه وارد شده است: بلال، مؤذن رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در عهد عمر بن‌خطاب، در شهر شام اقامت داشت. شبى در خواب پيامبراکرم (صلی الله علیه وآله) را ديد كه به وى فرمود: اى بلال، این چه ظلمى است که در حق من روا داشته‌اى؟ آيا وقت آن نرسيده است كه مرا زيارت كنى؟ از خواب بيدار شد. ناراحتى و ترس، سراسر وجودش را فرا گرفته بود. با سرعت وسایل سفر را بست و بر مركبش سوار شد و به طرف مدينه حركت نمود. وقتى به شهر مدينه رسيد، كنار قبر رسول الله (صلی الله علیه وآله) آمد. در حالي‌كه گريه مي‌كرد، صورت خود را بر قبر حضرت ماليد. در اين هنگام امام حسن و امام حسين (علیهماالسلام) را ديد كه به طرف قبر جدشان مى‌آيند. آن دو عزيز را در آغوشش گرفت و غرق بوسه ساخت. شوکانی در نیل الاوطار، سند این روایت را سندی جید و نیکو تلقی کرده است.
ناگفته نماند که طبق این قصه، جناب بلال، برای زیارت حرم مطهر نبوی (صلی الله علیه وآله) از شام به مدینه، سفر کردند. که این نشان از مشروعیت شدرحال در نزد صحابه دارد.
2: اثر عمر بن خطاب: در مصنف عبدالرزاق، سخنی از عمر بن خطاب نقل شده است که دلالت می کند شدرحال برای رفتن به غیر از آن 3 مسجد نیز جایز است. در این کلام چنین آمده است: «لَوْ كَانَ مَسْجِدُ قِبَاءَ فِي أُفُقٍ مِنَ الْآفَاقِ ضَرَبْنَا إِلَيْهِ أَكْبَادَ الْمَطِيِّ» اگر مسجد قبا در افقی از افق‌ها می‌بود ما مرکب‌ها را به سوی آن روانه می‌نمودیم.
ششم
مولف در این قسمت نیز با استناد به کلام علما مدعی می شود که در طول تاریخ، مردم و ائمه مذاهب اسلامی به قصد زیارت قبر مطهر نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) به مدینه مشرف می شدند. چنانکه شوکانی در "نیل الاوطار" می نویسد: در گذر تاریخ، سیره مسلمین (با هر مذهبی که داشتند) این بوده است که وقتی برای حج به مکه مشرف می شدند، برای زیارت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) نیز به مدینه مشرف می شدند. و زیارت آنحضرت را از افضل اعمال تلقی می کردند.
در تاریخ دمشق نیز چنین وارد شده است: عبدالرزاق صنعانی می گفت: حج را بجا آوردم و برای زیارت قبر مطهر نبی اکرم(صلی الله علیه وآله)، به مدینه رفتم.
پس شدرحال و سفر از مکه به مدینه، آن هم به قصد زیارت بارگاه نورانی نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله)، امری متداول بین مردم و علمای تمام مذاهب اسلامی بوده است.
هفتم:
اگر از کسانی که می گویند: تنها باید برای زیارت مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله) به مدینه سفر نمود، بپرسیم: علت افضلیت مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله) بر مساجد دیگر چیست؟ حتما خواهند گفت: به سبب وجود پیکر مطهر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله)، آن مسجد افضلیت یافته است.
در اینجا به آنها می گوییم: وقتی مسجدی به سبب وجود آنحضرت اینقدر جلالت پیدا کرده که می تواند زیارتگاه واقع شود، پس به طریق اولی، سبب افضلیت (یعنی قبر مطهر نبی اکرم صلی الله علیه وآله) نیز قابل زیارت خواهد بود.
2: ادله مانعین مشروعیت شدرحال به جهت زیارت قبور
مولف در این بخش به 3 دلیل از ادله مهم مانعین شدرحال می پردازد و به هرکدام، پاسخ می دهد.
الف: حدیث لا تشد الرحال
در این روایت آمده است: «لا تشدالرحال الا الی ثلاثه مساجد المسجدالحرام مسجدالرسول (صلی الله علیه وآله) و مسجدالاقصی» ؛ شدرحال نکن مگر به یکی از این 3 مسجد: مسجدالحرام، مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله)، و مسجدالاقصی؛
جواب جمهور به استدلال مانعین به این حدیث
به گفته جناب یافعی، جمهور علما استناد به این روایت را در جهت ممنوعیت شدرحال برای قبور، قبول ندارند. چراکه اولا باید دانست نمی توان این روایت را بر اطلاقش نگه داشت. بلکه این روایت، استثنائاتی نیز دارد که حتی مانعین نیز آن را قبول دارند. نظیر: شدرحال برای طلب علم، شدرحال برای سیاحت و....بدین معنی که هیچ گاه، مانعین با استناد به این روایت، شدرحال برای امور فوق را ممنوع اعلام نکرده اند. بنابراین جمهور، عبارت (الی مسجد) را در این روایت در تقدیر گرفته اند به این شکل که (لا تشدالرحال الی مسجد الا الی ثلاثه مساجد) چنانکه در مسند احمد روایتی با این مضمون از ابی سعید خدری نقل شده است: «قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم): " لا ينبغي للمطي أن تشد رحاله إلى مسجد يبتغى فيه الصلاة، غير المسجد الحرام، والمسجد الأقصى، ومسجدي هذا "» یعنی شدرحال بسوی مسجدی، غیر از آن 3 مسجد، ممنوع است نه قبور صلحاء.
ثانیا: عبارت "لا تشدالرحال"، عبارتی ناهیه نیست. بلکه افضلیت این 3 مسجد را بر مساجد دیگر نشان می دهد. چنانکه ابن قدامه در "المغنی" می نویسد: «وأما قوله – (صلى الله عليه وآله وسلم): " لا تشد الرحال إلا إلى ثلاثه مساجد " فيحمل على نفي التفضيل، لا على التحريم، وليست الفضيلة شرطا في إباحة القصر، فلا يضر انتفاؤها.» روایت لا تشد الرحال، بر نفی تفضیل مساجد دیگر بر این 3 مسجد دلالت می کند، نه بر تحریم شدرحال به سوی مساجد دیگر؛
ثالثا: برخی نیز گفته اند این روایت مربوط به بحث نذر است. یعنی اگر کسی نذر کند در مسجدی غیر از این 3 مسجد نمازی بخواند، بر او لازم نیست که به نذرش وفاء کند. چنانکه ابن حجر در فتح الباری به این مسئله متذکر شده است.
رابعا: عده ای نیز معتقدند مراد از روایت شدرحال این است که قصد اعتکاف در مسجدی غیر از آن 3 مسجد مذکور در روایت، صحیح نیست. ابن حجر در فتح الباری به این احتمال نیز اشاره کرده است.

ب: آثاری از سلف
مولف در این قسمت نیز به 2 اثر از سلف اشاره می کند که مورد استناد مانعین شدرحال واقع شده است.
1: اثر ابن عمر: در مصنف عبدالرزاق آمده است که عرفجه مي گوید: به ابن عمر گفتم: من میخواهم به مسجد طور بروم. ابن عمر در پاسخ به من روایت لا تشدالرحال را خواند و بدین وسیله نشان داد که شدرحال به مسجد دیگری غیر از این 3 مسجد، جایز نیست.
2: اثر ابی بصره: ابی بصره می گوید: دیدم ابوهریره می خواهد به سمت مسجد طور برود تا در آنجا نماز بخواند. به او حدیث لا تشدالرحال را یادآور شدم.
پاسخ به این آثار: قبلا گفته شد که طبق دیدگاه جمهور، حدیث لا تشد الرحال، شدرحال به مساجد را نهی کرده است بنابراین با این آثار نمی توان شدرحال به سمت زیارت قبور را منع کرد. چرا که اساسا شدرحال برای زیارت قبور، تحت شمول روایت لا تشدالرحال، واقع نمی شود.
ج: روایت لا تتخذوا قبری عیدا{قبر مرا عیدگاه قرار ندهید}: این روایت در مصنف عبدالرزاق صنعانی ذکر شده است و عده ای برای منع شدرحال برای زیارت قبر مطهر آنحضرت به این روایت استناد کرده اند.
پاسخ: اولا: چنانکه ابن کثیر در تفسیرش گفته است سند این روایت، ضعیف است و شخص مبهمی در سلسله سند آن وجود دارد.
ثانیا: این روایت – بر فرض صحت سندش- بر منع زیارت حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) دلالت نمی کند (چنانکه شوکانی به این مسئله تصریح کرده است). بلکه نهایتا بر این مسئله دلالت دارد که نباید آنحضرت را صرفا در ایامی مخصوص{مثلا روز عید)، زیارت نمود (چنانکه سبکی معتقد به این تفسیر است.)

 

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن