{گزارش مبحث اول تا سوم کتاب} الف: یافعی کیست؟ شیخ عبدالفتاح یافعی شافعی در سال 1394ق در شهر یافع یمن متولد شد. وی پس از گذراندن دروس ابتدایی و متوسطه وارد دانشگاه شد. البته مدرک ماجستیر (فوق لیسانس) خود را در دانشگاه وادی النیل سودان در رشته اصول دین اخذ کرد. یافعی متمایل به مسلک تصوف می باشد و یکی از فعالین نقد وهابیت در فضای مجازی، محسوب می شود.. وی خطیب و امام جماعت مسجد الخیرات شهر صنعا یمن است. علاوه بر آن، یافعی از اعضاء شورای افتاء وزرات اوقاف قطر، و همچنین از اعضای بعثه حج کشور قطر نیز بحساب می آید. عبدالفتاح یافعی نزد بسیاری از بزرگان یمن، قطر، سوریه و عربستان از قبیل: مصطفی محمد البنجوبنی، مقبل بن هادی الوادعی، عبدالرحمن المرعی الیمنی و... درس آموخت و بالغ بر هفتاد اجازه نقل روایت و تدریس معارف دین از بزرگان کشورهای متعددی از جمله، یمن، سوریه، هند، قطر و... دارد که در بین آنها شخصیتهایی همچون: محمد سعید رمضان البوطی، علی بن عبدالرحمن الجفری، عبدالقادر العیدروس، شیخ محمد عاقل سهارانفوری، جعفر بن محمد بن سقاف وجود دارد. وی بیش از 30 جلد کتاب نگاشته که مهمترین این کتب، در حوزه نقد وهابیت می باشد. کتاب پیش رو با عنوان " شد الرحل لزیاره القبر الشریف بین المجیزین و المانعین" از جمله این کتب بحساب می آید.
تعداد صفحات :  0
تعداد جلد :  0
سال انتشار :  0
نویسنده :  عبدالفتاح بن صالح یافعی

ب: مروری بر کتاب  "شد الرحل لزیاره القبر الشریف بین المجیزین و المانعین"

آقای یافعی، مولف محترم، کتاب پیش رو را در 87 صفحه و در قالب 4 مبحث مهم ارائه می دهد. وی پس از آنکه در مبحث اول، به حالات مختلف زیارت قبر مطهر نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) و حکم هر حالت، اشاره می کند، در مبحث دوم، اسامی افرادی که جزء مانعین شدرحال محسوب شده اند را ذکر کرده و تصریح می کند که از کلام اکثر اینان، بدست نمی آید که با شدرحال جهت زیارت قبر مطهر نبی مکرم (صلی الله علیه وآله) مخالف، بوده باشند. یافعی در مبحث سوم نیز به اقوال علمای مذاهب اسلامی در مورد جواز شدرحال برای زیارت قبور اشاره می کند. در ادامه، پس از گزارشی مختصر از مقدمه جناب مولف، به مباحث اول تا سوم این کتاب اشاره می شود.

  1. مقدمه کتاب

یافعی در مقدمه، با بیان اینکه یکی از مهم ترین مسائلی که بین مسلمانان در آن مسئله، نزاع شدید وجود دارد، مسئله شد رحال برای زیارت قبر مطهر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است، می افزاید که در این کتاب، بصورت مختصر به مسئله شد رحال پرداخته خواهد شد.

مولف این کتاب را در قالب 4 مبحث عمده، ارائه کرده است:

مبحث اول: حالات زیارت قبر مطهر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله)

مبحث دوم: بیان برخی از اقوال مانعین شد رحال

مبحث سوم: بیان اقوال علمای مذاهب اربعه که قائل به جواز شد رحال هستند

مبحث چهارم: بیان ادله قائلین به جواز و منع شد رحال

پس از بیان این مطالب مقدماتی، مولف وارد ارائه 4 مبحث فوق می شود.

 

  1. مبحث اول: حالات زیارت قبر شریف پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله)

مولف در این مبحث می نویسد: زیارت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) به 3 صورت متصور است.

الف: حالت اول: زیارت قبر مطهر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) بدون شد رحال، صورت گیرد.

حکم: باید گفت: کسی در استحباب نفسِ زیارت قبر مطهر آنحضرت مخالفتی ندارد و لذا مستحب بودن آن متفق القول است. چنانکه قاضی عیاض مالکی در الشفاء به اجماعی بودن قول به استحباب زیارت قبر نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) تصریح می کند.

حتی ابن تیمیه نیز تصریح کرده است که قول به استحباب زیارت مقبره مطهر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله)، قول بیشتر اهل علم است.

البته بسیار عجیب است که ابن تیمیه در این مسئله، اقوال دیگری نیز دارد که در تضاد با مطلب فوق است. چنانکه او در موضع دیگری مدعی می شود به اجماع سلف و بزرگان دین، حتی مردم مدینه نیز نباید به زیارت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) بروند. و زیارت آنحضرت، هرچند برای مردم مدینه، ملتزم انجام سفر نیست ولیکن کراهت دارد. و هرکسی که قائل شود زیارت قبر حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) همانند زیارت قبور دیگران مشروع است، با اجماع مسلمانان مخالفت کرده است!.[1]

البته مخالفت ابن تیمیه با نفس زیارت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله)- هرچند با شدرحال همراه نباشد- به همین جا منتهی نمی شود بلکه وی در مواضع متعددی دیگری نیز علنا با چنین امر نیکویی، مخالفت کرده است.

ناگفته نماند که جناب لکنوی به این مواضع ابن تیمیه واکنش نشان داده و تصریح کرده است نفس زیارت نبی مکرم (صلی الله علیه وآله) را تا قبل از ابن تیمیه، هیچ کسی نامشروع تلقی نمی کرد و اولین کسی که در این مسئله، اجماع را برهم زد، ابن تیمیه بود.[2]

 

ب: حالت دوم: زیارتی که همراه با شدرحال باشد. بدین صورت که زائر، به نیت زیارت مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله) و همچنین قبر مطهر آنحضرت، شد رحال انجام دهد.

حکم: این نوع از زیارت نیز مستحب است و کسی در استحباب آن شکی نکرده است. حتی ابن تیمیه نیز بدان تصریح کرده است.[3]

 

ج: حالت سوم: زیارتی که با شد رحال همراه باشد ولی شدرحالی که تنها به نیت زیارت قبر مطهر حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) باشد نه زیارت مسجدالنبی(صلی الله علیه وآله).

حکم: حکم این نوع زیارت، اختلافی است. جمهور علمای مذاهب، قائل به استحباب این نوع از زیارت هستند ولی ابن تیمیه از آن نهی کرده است. البته برخی از علما نیز از ابن تیمیه تبعیت نموده اند.

شوكاني در نیل الاوطار، به خوبي به وجود اين اختلاف اشاره كرده است. او تصریح می کند که جمهور علما معتقد به استحباب چنین زیارتی هستند. بعضی از مالکیه و ظاهریه قائل به وجوب آن می باشند. حنفیه مذهبان نیز بر این باورند که این نوع زیارت، نزدیک به واجبات است. ولیکن ابن تیمیه قائل به نامشروع بودن چنین زیارتی بوده ولذا بعضی از حنابله نیز به تاسی از او، حکم به عدم مشروعیت آن داده اند. [4]

پس از بیان این مطالب، مولف به مبحث دوم وارد می شود و اقوالی را ذکر می کند که به ظاهر، بر ممنوعیت شدرحال به جهت زیارت قبور دلالت می کند.

 

3: مبحث دوم: بیان اقوال مانعین شدرحال

مولف در این مبحث، به اقوال 10 نفر از کسانی که گفته می شود مخالف شدرحال برای زیارت قبور هستند،  اشاره می کند. جالب است جناب یافعی تصریح می کند، اکثر این اقوال، اساسا دلالتی بر ممنوعیت شدرحال جهت زیارت قبر مطهر نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) نمی کند.

الف: مالک بن انس: برخی همچون شوکانی مدعی شده اند که مالک، شدرحال را امری مکروه قلمداد کرده است. و گفته اند که «انه (مالک) یکره ان یقال: زرت قبر النبی (صلی الله علیه وآله)»؛

حال آنکه از چنین سخنی نمی توان مخالفت او با شد رحال را برداشت کرد چرا که اولا: در همین روایت مورد استناد، آمده است «مالک انه کره ان یقال زرت کعبه»؛ آیا می توان از این جمله مالک، برداشت که او با زیارت کعبه نیز مخالف بوده است؟  ثانبا: از کلام مالک، مطلق زیارت فهمیده می شود نه شدرحال؛ آیا می توان با استناد به چنین کلامی مدعی شد مالک با زیارت قبر مطهر نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) هرچند با شدرحال همراه نباشد، مخالف است؟ حال آنکه مشروعیت اصل زیارت، اجماعی است. بنابراین مخالفت جناب مالک بن انس، با الفاظی بوده است که شخص زائر به کار می برد نه اصلِ زیارت.

مولف سپس تصریح می کند که ابن تیمیه نیز –در جهت اعلام ممنوعیت شدرحال-  از مالک سخنی نقل کرده است[5] که باید گفت: این سخن نه در آثار مالک بن انس وجود دارد و نه در آثار مالکی مذهبان. فرضا اگر چنین سخنی نیز از مالک نقل شده باشد مخالف اجماع است. چرا که این سخن دلالت می کند که مالک، حتی زیارت بدون شدرحال را نیز، ممنوع و غیر شرعی می داند.

ب: ابن بطه عکبری: از ابن بطه نقل شده است که بناء بر قبور و شد رحال برای زیارت آن قبور بدعت است. حال آنکه در چنین سخنی، اشاره ای به ممنوعیت شد رحال برای زیارت قبر مطهر نبوی (صلی الله علیه وآله) نشده است. و همانطور که گذشت بر مشروعیت آن اجماع وجود دارد. ولذا می توان شد رحال به جهت زیارت قبر مطهر آنحضرت را از این سخن ابن بطه مستثنی دانست.

ج: جوینی: برخی همچون نووی مدعی شده اند که جوینی، شدرحال به جهت زیارت قبور صالحین را حرام اعلام کرده است.[6]

این کلام و سخنان دیگری که از جوینی نقل شده است نهایتا ممنوعیت شد رحال به سمت مساجد (غیر از آن 3 مسجد) را نشان می دهد. و ممنوعیت سفر برای زیارت قبر مطهر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) و سایر قبور را نمی توان از چنین عباراتی استنباط کرد. جدا از اینکه در این مسئله اجماع نیز وجود دارد.

د: قاضی عیاض: یافعی با بیان اینکه عده ای نیز همانند نووی و ابن حجر مدعی شده اند که شد رحال در نزد قاضی عیاض، امری ممنوع بوده است. همچنین تصریح می کند: کلامی از قاضی عیاض در این راستا مشاهده نکردم. گذشته از آنکه سُبکی در "شفاء السقام" به نقل از قاضی عیاض می نویسد: زیارت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله)، بعد از انجام حج و عمره، مستحب است.

ه: قاضی حسین: به تصریح مولف، تنها کسی که مدعی شده است قاضی حسین با شدرحال مخالف بوده است، ابن حجر است. حال آنکه کلام ابن حجر[7]، شبیه کلام نووی در شرح مسلم[8] است و از آنجایی که در کلام نووی بجای قاضی حسین، قاضی عیاض آمده است، می توان اینگونه نتیجه گرفت که ابن حجر، کلام نووی را تحریف کرده است و بجای قاضی عیاض، از قاضی حسین استفاده کرده است.

مولف می گوید: علاوه بر این مطلب، من کلامی از قاضی حسین ندیدم که دال بر مخالفتش با شدرحال بوده باشد. گذشته از آنکه سبکی در شفاءالسقام نقل کرده است: قاضی حسین به زیارت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) توصیه کرده است.

و: ابن عقیل حنبلی: ابن قدامه و ابن جوزی و دیگران، اقوالی از ابن عقیل نقل کرده اند که نشان می دهد او با شدرحال جهت زیارت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) مخالف بوده و از آن نهی کرده است.

این سخنان درحالی از ابن عقیل نقل شده است که در مقابل این سخنان، عبارات دیگری نیز از او ذکر شده است که نشان می دهد ابن عقیل با شدرحال جهت زیارت حرم مطهر نبوی (صلی الله علیه وآله) هیچ مخالفتی نداشته است. چنانکه در کتاب تذکره ابن عقیل آمده است: مستحب است انسان وقتی به مدینه وارد می شود به حرم مطهر نبوی(صلی الله علیه وآله) برود و از آنحضرت درخواست کند که برایش در نزد خدا، استغفار کند.

ز: ابن اثیر: از ابن اثیر نیز نقل شده که او معتقد بود به دلیل وجود روایت (لا تشد الرحال)، انسان نباید به نیت تقرب جویی و عبادت، به غیر از آن  3 مسجد برود.

با توجه به اجماعی که در مورد مشروعیت شدرحال جهت زیارت حریم نبوی (صلی الله علیه وآله) وجود دارد، می توان این کلام ابن اثیر را تخصیص زد و گفت که شدرحال جهت زیارت آن مرقد شریف از اطلاق این کلام خارج است.

ح: ابن تیمیه: از او عبارات فراوانی در جهت ممنوعیت شدرحال و حتی زیارت بدون شد رحال، نقل شده است.

ط: ابن قیم: از او نیز به تبعیت از استادش ابن تیمیه، مطالبی در جهت ممنوعیت شدرحال برای زیارت قبور وارد شده است.

ی: ابن رجب: در مورد ابن رجب حنبلی نیز نقل شده است که او با شدرحال جهت زیارت، مخالف بوده است.

خلاصه تمام مباحث فوق: اولین کسی که با شدرحال جهت زیارت قبر مطهر نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) مخالفت کرد، ابن تیمیه بود. همچنین اولین کسی که شدرحال برای زیارت تمام قبور را منع کرد، ابن بطه عکبری بوده است.

 

4: مبحث سوم: اقوال بعضی از اجازه دهندگان شدرحال

این مبحث دارای 5 بخش است که یافعی در 4 بخش اول آن، به اقوال علمای مذاهب اربعه که قائل به مشروعیت شدرحال برای زیارت هستند می پردازد. در بخش پنجم نیز اقوال علمای دیگر مذاهب را بیان می کند.

اول: اقوال علمای حنفیه

علمای بسیاری از مذهب حنفیه، قائلند هنگامی که انسان می خواهد به مسجدالنبی(صلی الله علیه وآله) مشرف بشود، جایز است و لذا می تواند صرفا زیارت آنحضرت را نیت کند. بعنوان مثال: طحطاوی در حاشیه ای که بر "مراقی الفلاح" زده است می نویسد: اولی این است که انسان وقتی می خواهد به زیارت حرم مطهر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) نائل آید، نیتش، مجردِ زیارت مقبره مطهر آنحضرت باشد.[9]

در "حاشیه ابن عابدین" نیز پس از بیان مباحثی پیرامون زیارت قبور مطهر شهدای احد، ابن عابدین سوال از استحباب پیمودن راه برای زیارت ایشان را به میان می آورد.[10] که این نوع برخورد نشان از این دارد که شدرحال برای زیارت قبور شهدا مشروع است. چرا که اگر نامشروع بود نباید بحث در مورد استحباب آن می شد.

دوم: اقوال علمای مالکیه

حطاب رعینی مالکی مذهب در 2 موضع از کتاب "مواهب الجلیل فی شرح مختصر الخلیل"، تصریح کرده است: حاجی پس از انجام اعمال حج و عمره، به قصد زیارت مقبره مطهر نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) به مدینه برود. [11]

در "منسک جناب خلیل بن اسحاق مالکی" نیز آمده است وقتی انسان از مکه خارج می شود، باید نیت زیارت مسجدالنبی(صلی الله علیه وآله) و قبر مطهر آنحضرت را در دل انجام دهد.

سوم: اقوال علمای شافعیه

نووی شافعی نیز در کتاب "الاذکار" با تصریح به این موضوع که زیارت قبر مطهر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله)، از اهم اعمالی است که انسان را به خدا نزدیک می کند، همچنین می افزاید: پس از انجام حج، سزاوار است که انسان به زیارت قبر مطهر آنحضرت برود. حالا چه مدینه در مسیر مراجعت به سوی وطنش باشد و یا نباشد.[12] البته نووي در "الایضاح" و "المجموع" نیز به این مسئله، مجددا اشاره کرده است.

ابن حجر هيتمي نیز با تاکید به زیارت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) چه از نزدیک و چه از راه دور، همچنین می نویسد باتوجه به این مسئله و روایات موجود، فضیلت شدرحال برای زیارت قبر مطهر آنحضرت را نیز می توان اثبات کرد.

چهارم: اقوال علمای حنابله

 در "شرح الکبیر" مقدسی تصریح می شود: مستحب است انسان پس از انجام حج، به زیارت قبر مطهر پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) برود. [13]

بهوتي نيز در کتاب "کشاف القناع" می نویسد: ابن نصرالله گفته است: از استحباب زیارت قبر نبی اکرم (صلی اله علیه وآله)، می توان استحباب شدرحال برای زیارت آنحضرت را نیز استفاده کرد. چرا که زیارت مرقد مطهر ایشان، برای شخصی که حج را انجام داده است، بدون شدرحال ممکن نیست.[14]  

پنجم: اقوال علمای غیر از مذاهب اربعه

در این بخش، جناب یافعی به دیدگاه ابن حزم و امام صنعانی در جهت اثبات مشروعیت شدرحال برای زیارت استناد می کند. بعنوان مثال ابن حزم در کتاب "المحلی"، تصریح کرده است انسان باید به نذری که کرده است، عمل کند. ابن حزم بعد از بیان این حکم، چند مثال برای نذر می زند که باید بدان عمل کرد یکی از این مثال ها، بحث زیارت پیامبر یا شخصی صالح است. بدین معنی که اگر کسی نذر کند در صورت روا شدن حاجتش، به زیارت فلان شخص صالح برود، اگر دعایش مستجاب شد، بر او واجب است که به نذرش عمل کند.[15]  صنعانی نیز تصريح مي كند: شدرحال برای زیارت قبور، شامل نهی موجود در روایت "لا تشد الرحال" نمی شود.

پس از بیان این 3 مبحث، جناب یافعی مبحث چهارم کتابش را به بیان ادله موافقین و مخالفین شدرحال اختصاص می دهد که ان شاءالله در گزارش بعدی، این مبحث نیز گزارش داده خواهد شد.

 

 

[1] . ابن تیمیه می نویسد: «أنه لو كان قبر نبينا يزار كما تزار القبور لكان أهل مدينته أحق الناس بذلك كما أن أهل كل مدينة أحق بزيارة من عندهم من الصالحين فلما اتفق السلف وأئمة الدين على أن أهل مدينته لا يزورون قبره بل ولا يقفون عنده للسلام إذا دخلوا المسجد وخرجوا. وإن لم يسمى هذا زيارة بل يكره لهم ذلك عند غير السفر كما ذكر ذلك مالك وبين أن ذلك من البدع التي لم يكن صدر هذه الأمة يفعلونه: علم أن من جعل زيارة قبره مشروعة كزيارة قبر غيره فقد خالف إجماع المسلمين»   مجموع الفتوی، ج27، ص243

[2] . لكنوی می نویسد: «وأما نفس زيارة القبر النبوي(صلي الله عليه وأله) فلم يذهب أحد من الأئمة وعلماء الملة إلى عصر ابن تيمية إلى عدم شرعيته ، بل اتفقوا على أنها أفضل العبادات وأرفع الطاعات ، واختلفوا في ندبهما ووجوبها ، فقال كثير منهم : بأنها مندوبة .وقال بعض المالكية والظاهرية : أنها واجبة. .قال أكثر الحنفية : أنها قريب من الواجب ، وقريب الواجب عندهم في حكم الواجب . وأول من خرق الإجماع فيه وأتى بشيء لم يسبق إليه عالم قبله هو ابن تيمية ، فإنه جعل نفس زيارة القبر النبوي أيضا غير مشروعة»  إبراز الغي الواقع في شفاء العي، ص73

[3] . ابن تيميه: «إنما كان عمن سافر لمجرد زيارة قبورهم والعالم بالشريعة لا يقع في هذا فإنه يعلم أن الرسول قد استحب السفر إلى مسجده والصلاة فيه وهو يسافر إلى مسجده. فكيف لا يقصد السفر إليه فكل من علم ما يفعله باختياره فلا بد أن يقصده» مجموع الفتوی، ج27، ص227.

[4] . «وَقَدْ اخْتَلَفَتْ فِيهَا أَقْوَالُ أَهْلِ الْعِلْمِ، فَذَهَبَ الْجُمْهُورُ إلَى أَنَّهَا مَنْدُوبَةٌ، وَذَهَبَ بَعْضُ الْمَالِكِيَّةِ وَبَعْضُ الظَّاهِرِيَّةِ إلَى أَنَّهَا وَاجِبَةٌ وَقَالَتْ الْحَنَفِيَّةُ: إنَّهَا قَرِيبَةٌ مِنْ الْوَاجِبَاتِ وَذَهَبَ ابْنُ تَيْمِيَّةَ الْحَنْبَلِيُّ حَفِيدُ الْمُصَنِّفِ الْمَعْرُوفُ بِشَيْخِ الْإِسْلَامِ إلَى أَنَّهَا غَيْرُ مَشْرُوعَةٍ، وَتَبِعَهُ عَلَى ذَلِكَ بَعْضُ الْحَنَابِلَةِ وَرُوِيَ ذَلِكَ عَنْ مَالِكٍ وَالْجُوَيْنِيِّ وَالْقَاضِي عِيَاضٍ كَمَا سَيَأْتِي»  نيل الاوطار، ج5، ص113.

[5] . ابن تیمیه در مجموع الفتاوی چنین می نویسد: «وسئل مالك عن رجل نذر أن يأتي قبر النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) فقال مالك: إن كان أراد القبر فلا يأته وإن أراد المسجد فليأته. ثم ذكر الحديث {لا تشد الرحال إلا إلى ثلاثة مساجد} ذكره القاضي إسماعيل في مبسوطه» مجموع الفتوی، ج1، ص304.

[6] . « اختلف العلماء في شد الرحال وإعمال المطي إلى غير المساجد الثلاثة كالذهاب إلى قبور الصالحين وإلى المواضع الفاضلة ونحو ذلك فقال الشيخ أبو محمد الجويني من أصحابنا هو حرام.» شرح النووی علی مسلم، ج9، ص106.

[7] . ابن حجر در فتح الباری می نویسد: فقال الشيخ أبو محمد الجويني يحرم شد الرحال إلى غيرها عملا بظاهر هذا الحديث وأشار القاضي حسين إلى اختياره وبه قال عياض وطائفة»  فتح الباری، ج3، ص65.

[8] . نووی در شرح بر مسلم می نویسد: « فقال الشيخ أبو محمد الجويني من أصحابنا هو حرام وهو الذي أشار القاضي عياض إلى اختياره»  شرح النووی علی صحیح مسلم، ج9، ص106.

[9] . «الأولى في الزيارة تجريد النية لزيارة قبره (صلى الله عليه وآله وسلم)»  حاشیه الطحطاوی علی مراقی الفلاح، ص745.

[10] . استفيد منه ندب الزيارة وإن بعد محلها. وهل تندب الرحلة لها كما اعتيد من الرحلة إلى زيارة خليل الرحمن وأهله وأولاده، وزيارة السيد البدوي وغيره من الأكابر الكرام؟» رد المحتار على الدر المختار، ج2، ص242.

[11] . الف: «وقولنا إن عليه الحج بعد العمرة والقصد إلى قبر النبي - صلى الله عليه وآله وسلم - هو الأفضل فإن ترك مع ذلك العمرة أو القصد حط له من الأجرة بقدر ما يرى انتهى.»   مواهب الجلیل فی شرح مختصر خلیل، ج2، ص556.

ب: «وقال العبدي من المالكية في شرح الرسالة: وأما النذر للمشي إلى المسجد الحرام والمشي إلى مكة فله أصل في الشرع، وهو الحج والعمرة إلى المدينة لزيارة قبر النبي - صلى الله عليه وآله وسلم - أفضل من الكعبة ومن بيت المقدس، وليس عنده حج، ولا عمرة، فإذا نذر المشي إلى هذه الثلاثة لزمه، فالكعبة متفق عليها ويختلف أصحابنا في المسجدين الآخرين، انتهى. من خلاصة الوفا»    مواهب الجلیل فی شرح مختصر خلیل، ج3، ص344

[12] . «اعلم أنه ينبغي لكل من حج أن يتوجه إلى زيارة رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، سواء كان ذلك طريقه أو لم يكن، فإن زيارته (صلى الله عليه وآله وسلم) من أهم القربات وأربح المساعي وأفضل الطلبات» الاذکار، ص204.

[13] . «فإذا فرغ من الحج استحب زيارة قبر النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) وقبر صاحبيه» شرح الکبیرعلی متن المقنع، ج3، ص494.

[14] . «قَالَ ابْنُ نَصْرِ اللَّهِ: لَازِمُ اسْتِحْبَابِ زِيَارَةِ قَبْرِهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآله وسَلَّمَ - اسْتِحْبَابُ شَدِّ الرِّحَالِ إلَيْهَا؛ لِأَنَّ زِيَارَتَهُ لِلْحَاجِّ بَعْدَ حَجِّهِ لَا تُمْكِنُ بِدُونِ شَدِّ الرَّحْلِ فَهَذَا كَالتَّصْرِيحِ بِاسْتِحْبَابِ شَدِّ الرَّحْلِ لِزِيَارَتِهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآله و سَلَّمَ -» كشاف القناع عن متن الإقناع، ج2، 515.

[15] . «مَنْ نَذَرَ طَاعَةً لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ لَزِمَهُ الْوَفَاءُ بِهَا فَرْضًا إذَا نَذَرَهَا تَقَرُّبًا إلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ مُجَرَّدًا أَوْ شُكْرًا لِنِعْمَةٍ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ تَعَالَى؛ أَوْ إنْ أَرَاهُ اللَّهُ تَعَالَى أَمَلًا لَا ظُلْمَ فِيهِ لِمُسْلِمٍ، وَلَا لِمَعْصِيَةٍ -:مِثْلُ أَنْ يَقُولَ: لِلَّهِ عَلَيَّ صَدَقَةُ كَذَا وَكَذَا، أَوْ يَقُولَ: صَوْمُ كَذَا وَكَذَا فَأَكْثَرَ، أَوْ حَجٌّ، أَوْ جِهَادٌ، أَوْ ذِكْرٌ لِلَّهِ تَعَالَى، أَوْ رِبَاطٌ، أَوْ عِيَادَةُ مَرِيضٍ، أَوْ شُهُودُ جِنَازَةٍ، أَوْ زِيَارَةُ قَبْرِ نَبِيٍّ، أَوْ رَجُلٍ صَالِحٍ، أَوْ الْمَشْيُ أَوْ الرُّكُوبُ، أَوْ النُّهُوضُ إلَى مَشْعَرٍ مِنْ مَشَاعِرِ مَكَّةَ، أَوْ الْمَدِينَةِ، أَوْ إلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ، أَوْ عِتْقُ مُعَيَّنٍ، أَوْ غَيْرُ مُعَيَّنٍ، أَوْ أَيُّ طَاعَةٍ كَانَتْ -: فَهَذَا هُوَ التَّقَرُّبُ الْمُجَرَّدُ.» المحلى بالآثار، ج6، ص244.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن