همزمان با گمانه‌زنی‌هایی پیرامون نفوذ داعش در آسیای مرکزی و به ویژه تاجیکستان، سوالاتی پیرامون مسائل امنیتی این جمهوری آسیای مرکزی به وجود آمده که بازخوانی مجدد علل و زمینه‌های جنگ داخلی و صلح تاجیکستان را ایجاب می‌کند.
منبع :  تسنیم

تحولات اخیر جمهوری تاجیکستان توجهات بسیاری را به خود جلب کرده است. چندی پیش تعدادی از جوانان تاجیک به گروهی از توریست‌های خارجی در مناطق جنوبی تاجیکستان حمله کرده و 4 نفر از آن‌ها را به قتل می‌رسانند.

داعش مسئولیت این حمله را بر عهده گرفته و روز بعد نیز ویدئویی از اعلام بیعت این افراد با ابوبکر البغدادی منتشر می‌کند.

افزایش تحرکات داعش در افغانستان و گمانه‌زنی‌ها برای ظهور مجدد این گروه تروریستی در آسیای مرکزی، سوالات بسیاری را درباره امنیت این منطقه مهم ژئوپلیتیکی به وجود آورده است. البته دولت تاجیکستان همچنان بر این امر پافشاری می‌کند که اظهارات داعش صرفاً یک رد گم‌کنی بوده و اصل تهاجم بر عهده حزب نهضت اسلامی است. موضوعی که با بی‌توجهی جامعه بین‌المللی مواجه شده است.

از سوی دیگر، این اتفاقات و تحولات مصادف شده بود با سالروز فوت سیدعبدالله نوری، رهبر فقید حزب نهضت اسلامی و نماینده گروه‌های اپوزوسیون در صلح تاجیکستان.

در همین راستا خبرگزاری تسنیم گفت‌و‌گویی را با "آرتمی ام کالینوسکی"، استاد دانشگاه آمستردام (هلند) و از پژوهشگران مسائل تاجیکستان و افغانستان با موضوع «بازخوانی جنگ داخلی- صلح تاجیکستان و تحولات پیش‌رو» ترتیب داده‌ است.

کالینوسکی نویسنده کتاب معروف «آزمایشگاه توسعه سوسیالیستی: سیاست جنگ سرد و استعمار زدایی از تاجیکستان شوروی» است.

یکی از مهم‌ترین بحران‌های پس از استقلال در تاجیکستان، وقوع جنگ داخلی بود. جنگی که یک طرف آن طرفداران جبهه خلق و طرف دیگر آن اتحاد نیروهای اپوزوسیون به رهبری سیدعبدالله نوری بودند. علت و ریشه اصلی این جنگ را چه می‌دانید؟ آیا باید در اتحاد جماهیر شوروی به دنبال ریشه‌های این جنگ بود یا در تحولات پس از استقلال تاجیکستان؟

کالینوسکی: جنگ داخلی تاجیکستان تنها اندکی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به وقوع پیوست؛ فاکتورهای آنی (شکل‌گیری جنگ داخلی) را می‌توان در ارتباط با از میان رفتن آنی قدرت دولت، ناتوانی دولت‌های پساسوسیالیستی از تامین مشروعیت خود و حفظ نظم (در جامعه)، و سرخوردگی گروه‌هایی که احساس می‌کردند نماینده هیچ سهمی در دولت‌های جدید -که در حال شکل‌گیری است- نیستند.

اما علل و عوامل بلندمدت‌تر ریشه در دوران حاکمیت شوروی دارد؛ مردم برخی مناطق شوروی که احساس می‌کردند دولت کمونیستی نسبت به نیازها و منافع آن‌ها بی‌توجهی کرده است. در این میان البته واپسین سال‌های اتحاد جماهیر شوروی شاید مهم‌ترین فاکتور در این زمینه باشد؛ به این معنا که این دوران به گونه‌هایی از بسیج سیاسی اجازه شکل‌گیری و به برخی نارضایتی‌ها امکان ظهور داد.

البته این امر بدون رهنمون شدن به سوی یک نظام جدید برای رسیدگی و اعمال این نارضایتی‌ها بدون برانگیختن خشونت در جامعه، صورت گرفت. این موضوع هم درست است که اصلاحات اقتصادی در آن دوره نیز نتایج ناخوشایندی را بر جای گذاشت؛ نابرابری افزایش یافته و فضا برای ظهور گروه‌های مسلح در حاشیه‌های اقتصاد بازاری جدید، در اقصی‌نقاط شوروی فراهم آورد.

با وقوع جنگ سیدعبدالله نوری و بسیاری از اسلام‌گرایان دیگر به افغانستان مهاجرت کردند. به نظر شما علت انتخاب افغانستان از سوی نوری و دیگر گروه‌های اپوزوسیون برای شکل‌گیری جبهه‌های مخالفین چه بود؟

کالینوسکی: به نظرم انتخاب افغانستان به لحاظ جغرافیایی و مولفه‌های فرهنگی، یک انتخاب طبیعی بود. در عین حال نباید تحسین احمد شاه مسعود در میان اپوزوسیون را نیز نادیده گرفت.

در ادامه جنگ شاهد آن بودیم که مذاکرات صلح میان مخالفین و دولت آغاز شد و اتفاقاً به نتیجه هم رسید و در نهایت شاهد صلح بودیم. صلحی که نمونه‌ای مشابه آن را تاکنون در منطقه شاهد نبوده‌ایم. نقش افکار و آراء حزب نهضت اسلامی و مرحوم سیدعبدالله نوری در دستیابی صلح را چگونه می‌دانید؟

کالینوسکی: فکر می‌کنم همانطور که در اغلب جنگ‌های داخلی رایج است، همواره یک تمایل در تمام جوانب جنگ برای پیدا کردن راه‌حلی بدون پایان دادن به موقعیت‌های تابعه، وجود دارد. به نظر من هم دولت و هم اپوزوسیون در کار و تعامل با کانال‌های مختلف – همچون سازمان ملل متحد، روسیه و ایران- بسیار عاقلانه عمل کرده و در تلاش برای دست یافتن به یک توافق بودند.

البته اپوزوسیون در یک وضعیت ضعیف‌تر به جنگ پایان می‌داد؛ به دلیل وضعیت نظامی آن‌ها و تاحدی به‌ خاطر این که اتحاد شمال به آن‌ها برای صلح و در نتیجه این که آن‌ها می‌توانستند همکاری نزدیک‌تری با روسیه به منظور مبارزه علیه طالبان داشته باشند، فشار می‌آورد.

با این حال امروز شاهد آن هستیم که دیگر اثری از آن صلح در تاجیکستان دیده نمی‌شود و بسیاری سیاست رحمان در تاجیکستان امروز را با سال‌های آخر شوروی مقایسه می‌کنند. به نظر شما آیا چنین مقایسه‌ای درست است و سیاست‌های امروز دولت شبیه به آن زمان شده؟

کالینوسکی: فکر نمی‌کنم امروز اشتراکات زیادی میان دولت فعلی تاجیکستان و دولت شوروی وجود داشته باشد، البته به جز در لایه‌های سطحی. ایدئولوژی کهنی که موجب پی‌ریزی دولت سوسیالیستی شد، امروز کلاً رها شده است. لذا، اگرچه دولت به منظور باقی ماندن در قدرت همچنان نهادهای مشابهی را از دوره شوروی نگه داشته است (همچون تغییر نام دستگاه‌های امنیتی و ...)، اما کانتکست سیاسی امروز کاملاً متفاوت از آن زمان است.

این روزها می‌بینیم که اقدامات داعش در افغانستان گسترش یافته و در تاجیکستان هم شواهدی از فعالیت داعش وجود دارد. اما با این حال دولت تاجیکستان همچنان وجود داعش را کتمان کرده و حتی در عملیات اخیر علیه دوچرخه‌سواران غربی، حزب نهضت اسلامی را متهم می‌کند. علت این موضع دولت تاجیکستان چیست و چه پیامدهای امنیتی می‌تواند برای تاجیکستان داشته باشد؟

کالینوسکی: این سوال نسبتاً دشواری است (و نیاز است شواهد و اسناد بیشتری در این باره به دست بیاید). واضح است که دولت به شدت متمایل است که حزب نهضت اسلامی را به عنوان یک مشکل بسیار بزرگ‌تر (از داعش و ... ) نشان دهد، اما چرایی و علت آن هنوز به صورت کامل مشخص نیست.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن