منبع :  alwahabiyah.com

این مسئله که آیا مردگان می توانند کلام کسی را بشنوند یا خیر؟ از مسایلی است که خود صحابه کرام درباره آن با هم اختلاف نظر داشته اند، حضرت عبد الله بن عمر سماع مرده را به اثبات می رساند، و حضرت ام المؤمنین عایشه صدیقه آن را نفی می نماید، لذا اصحاب دیگر و تابعین هم به دو گروه تقسیم شده اند، بعضی قایل به اثبات و بعضی به نفی آن می باشد، و این مضمون در قرآن یکی در این سوره آمده و دوّم در سوره روم آیه 52 و 53 تقریباً با همین الفاظ آمده است، و در سوره فاطر آیه 22 به این الفاظ آمده است: ﴿وما أنت بمسمع من فی القبور﴾ یعنی: شما نمی توانید کسانی را بشنوانید که در قبرها هستند.

در این هر سه آیه این امر قابل توجّه است که در هیچ یک از آنها نفرمود که مردگان نمی توانند بشنوند بلکه در هر سه آیه این را نفی نمود که شما نمی توانید آنها را بشنوانید، از اختیار کردن این تعبیر و عنوان در هر سه آیه، اشاره واضح به این است که امکان دارد مردگان استعداد و صلاحیت شنیدن را داشته باشند، ولی ما نمی توانیم با اختیار خود آنها را بشنوانیم.

در مقابل این سه آیه، آیه ی چهارم که در حقّ شهدا آمده این را ثابت می کند که به شهدا در قبرهای شان زندگی خاصّی عنایت شده است و طبق آن زندگی به آنها رزق هم می رسد، و نسبت به بستگان و پس ماندگان شان از جانب خدا به آنها بشارت داده می شود و آن آیه 169 سوره آل عمران است، به این الفاظ ﴿وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ﴾ این آیه دلیلی است بر این که پس از مرگ هم می تواند در روح انسانی شعور و ادراک باقی بماند، بلکه در حقّ شهدا این آیه بر وقوع آن شهادت می دهد، امّا این امر که مختص به شهداست نه به اموات دیگر، پس جواب آن این است که از این آیه حداقل این ثابت می شود که پس از مرگ هم در روح انسانی می تواند شعور و ادارک و ارتباطی به این دنیا باقی بماند، چنان که به شهدا این اعزاز داده شده است که ارتباط ارواح شان با قبور و اجسادشان برقرار می ماند هم چنین هر وقت خدا بخواهد، می تواند به اموات دیگر هم این فرصت را بدهد، حضرت عبد الله بن عمر که قایل به سماع موتی است، قول او نیز مستند به حدیث صحیحی است، که از خود او با اسناد صحیح منقول است، به این عبارت:

«ما من أحد یمرّ بقبر أخیه المسلم کان یعرفه فی الدنیا فیسلم علیه إلّا ردّ الله علیه روحه حتّی یردّ علیه السلام»[1] یعنی کسی نیست که به کنار قبر برادر مسلمانش می گذرد که او را در دنیا می شناخت به او سلام می کند مگر الله تعالی روح آن مرده را باز به او بر می گرداند تا به سلام جواب بدهد.

از این هم ثابت می شود که وقتی کسی سر قبر برادر مسمانش رفته سلام گوید، آن مرده سلام او را می شنود و به او جواب سلام می دهد، بدین صورت که الله تعالی در آن زمان روح او را به دنیا بر می گرداند، از این حدیث دو امر ثابت می گردد، یکی این که مردگان می توانند بشنوند، دوّم اینکه شنیدن آنها به اختیار خود ما نیست، بلکه هر گاه خدا بخواهد می شنواند و اگر نخواهد نمی شنواند، این حدیث نشان می دهد که به هنگام سلام گفتن مسلمانی، حقّ تعالی روح مرده را بر می گرداند، و سلام را به او می شنواند و به او توانایی می دهد تا جواب سلام را بدهد، نسبت به بقیه ی احوال و کلمات، نمی توان به طور قطعی فیصله داد که مرده آنها را می شنود یا خیر ؟ بنابراین امام غزالی، علامه سبکی و غیره چنین تحقیق کرده اند که این امر از احادیث صحیح و آیه مذکور قرآن ثابت است که بسا اوقات مردگان کلام زندگان را می شنوند، ولی این ثابت نیست که هر مرده ای در هر زمانی کلام هر کس را حتماً می شنود، پس بدین طریق بین روایات و آیات هم، توافق ایجاد می گردد، امکان دارد که مرده در بعضی اوقات کلام زندگان را بشنود و در بعضی اوقات دیگر نشنود، یا این که بعضی از مردگان بشنوند و بعضی دیگر نشنوند؛ زیرا از آیات سوره ی نمل و سوره ی روم و سوره ی فاطر هم این ثابت گردید که شنوانیدن مردگان در اختیار ما نیست، بلکه کسی که خدا بخواهد به او می شنواند، لذا در مواردی که از احادیث صحیح شنیدن ثابت گردد، در آنجا بر شنیدن باید عقیده داشت و جایی که ثابت نیست، در آنجا هر دو احتمال وجود دارد، بنابراین نه مجالی برای اثبات قطعی است و نه برای نفی قطعی، والله اعلم[2].

____________________________

[1]. ذکره ابن کثیر فی تفسیره.

[2]. محمد شفیع عثمانی دیوبندی، معارف القرآن، ترجمه محمد یوسف حسین پور، انتشارات شیخ الاسلام احمد جام، تربت جام، چاپ چهارم، 1386ش، ج10، ص237-235.

 

aa.jpgbb.jpgcc.jpgdd.jpg

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن