منبع :  http://alwahabiyah.com

ابن کثیر دمشقی شافعی در البدایه و النهایه روایتی را از توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می کند و آن را تصحیح می کند:

عن مالك قال أصاب الناس قحط في زمان عمر بن الخطاب فجاء رجل إلى قبر النبي صلى الله عليه وسلم فقال يا رسول الله استسق الله لأمتك فإنهم قد هلكوا فأتاه رسول الله صلى الله عليه وسلم في المنام فقال ائت عمر فأقرئه مني السلام وأخبره أنكم مسقون وقل له عليك الكيس الكيس فأتى الرجل فأخبر عمر فقال يا رب ما آلو إلا ما عجزت عنه

وهذا إسناد صحيح.[1]

در زمان عمر بن الخطاب قحطي آمد ، مردی كنار قبر پيامبر عرضه داشت :

يا رسول الله  امت تو نابود شدند ، از خداي عالم باران طلب كن .

بعد پيامبر به خوابش آمد و گفت برو پيش عمر و سلام مرا به او برسان و به او خبر بده كه باران رحمت نازل خواهد و به او بگو كه نسبت به مردم بذل و بخششت زیاد باشد . آن مرد پیش عمر آمد و جریان را گفت. عمر گفت : پروردگارا هيچ خدمتي را كه از دستم بر بيايد كوتاهي نخواهم كرد.

ابن کثیر: این اسناد صحیح است.

جالب این که عمر که از صحابه و سلف است این توسل را رد نمی کند و حتی با جواب به آن، آن توسل را تأیید می کند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] ابن كثير دمشقي، اسماعيل، البداية والنهاية، تحقيق: عبد الله بن عبد المحسن التركي، دار هجر، چاپ اوّل، 1418ق، ج10، ص73-74.

 

qwfg.jpgقالب-اسناد.jpgwqffqw.jpg

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن