ابوالقاسم بن أحمد بن محمد بن المعتل البلوی مشهور به «بُرزُلی» (738 – 841) فقیه و مفتی تونس در قرن هشتم هجری قمری می باشد

سیره نویسان از وی با القابی چون «مفتی، فقیه، حافظ، شیخ الشیوخ یاد کرده اند. وی پس از «امام غربینی» امامت جماعت مسجد «الجامع الأعظم» را بر عهده گرفت.[1]

مهم ترين تآليف وي كتاب «جامع مسائل الأحکام لما نزل من القضایا بالمفتین و الحکّام» می باشد. وی در جلد ششم این کتاب مطالبی پیرامون متصوفه نگاشته و دیدگاه برخی افراد را در این زمینه ثبت کرده است. از جمله در مورد برخی افراد که بسیار سخت گیر بر متصوفه بوده اند از ابن تیمیه یاد می کند. وی می نویسد:

«وکذا هذا الشیخ ابن تیمیة – رحمه الله – شدید الشکیمة علی من کان فی عصره ومن کان قبلهم ویلیهم فکان یتتبّع ألفاظهم وینقضها وربما أدّی ذلک إلی تبدیع کثیرٍ منهم. فتتبّع الشیخ القطب العارف الصالح أباالحسن علیاً الشاذلی فی الحزب الکبیر وحزب البحر وقطعه من کلامه، وغیره مثل الشیخ أبی حامد وابن عربی الطائی وابن افارض وابن سبعین وغیرهم، وتتبّع الحلاج الحسین بن منصور فأدی ذلک إلی أن تفاوض أهل عصره ففسقّوه وبدّعوه وربما إنتهوا إلی تکفیره»[2]

همچنین شیخ ابن تیمیه به خود بسیار مغرور و خود بزرگ بین نسبت به هم عصران خود و گذشتگان و کسانی که پس از او خواهند آمد بود. او کلمات صوفیه را پیگیری و رد می نمود. در پی این امر وی بسیاری از صوفیه را بدعت گذار نامید. از جمله پیگیر نظرات شیخ قطب عارف صالح ابوالحسن علی شاذلی در دو کتاب «حزب کبیر» و «حزب البحر» شد و نظرات وی را تقطیع می کرد. ابن تیمیه در مورد شیخ ابوحامد (غزالی) و ابن عربی طائی و ابن فارض و ابن سبعین و دیگران و همچنین حسین بن حلاج نیز چنین رویکردی داشت. در برابر نیز هم عصرانش با او به گفتگو و مذاکره نشستند. نتیجه این گفتگو این بود که او را فردی فاسق و بدعت گذار دانستند و این مسئله به جایی رسید که او را تکفیر کردند.

 

 


[1]. مخلوف، محمد نب محمد، شجرة النور الزکیة فی طبقات المالکیة، دارالکتب العلمیة ، لبنان، چاپ اول، 1424 هـ، ج 1، ص 352 و 353.

[2]. برزلی، ابوالقاسم، جامع مسائل الأحکام، دارالغرب الاسلامی، بیروت، چاپ اوّل، 2002 میلادی، ج 6، ص 204.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن