وهابی ها، توسل به دعای پیامبر (صلي الله عليه وآله) بعد از وفات ایشان را غیر مشروع می پندارند و با رد کردن روایتی که دلالت بر توسل شخصی اعرابی به قبر پیامبر اکرم (صلي الله علیه وآله) دارد، به توجیه آیه 64 سوره نساء پرداخته و استغفار پیامبر (صلي الله علیه وآله) برای امتش را غیر ممکن دانسته اند؛ چرا که استغفار یک عمل است و بر اساس روایتی که از حضرت رسول (صلي الله علیه وآله) وارد شده است، انسان بعد از مرگ هیچ عملی نمی تواند انجام دهد. در حالی که مشروع بودن توسل به دعای پیامبر اکرم (صلي الله علیه وآله) در زمان حیات و ممات آن حضرت، جزو عقائد مسلّم نزد همه مسلمانان و علمای مذاهب اسلامی است.
منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه

وهابی ها، توسل به دعای پیامبر (صلي الله عليه وآله) بعد از وفات ایشان را غیر مشروع می پندارند[1] و با رد کردن روایتی که دلالت بر توسل شخصی اعرابی به قبر پیامبر اکرم (صلي الله علیه وآله) دارد،[2] به توجیه آیه 64 سوره نساء پرداخته[3] و استغفار پیامبر (صلي الله علیه وآله) برای امتش را غیر ممکن دانسته اند؛ چرا که استغفار یک عمل است و بر اساس روایتی که از حضرت رسول (صلي الله علیه وآله) وارد شده است، انسان بعد از مرگ هیچ عملی نمی تواند انجام دهد.[4]

در حالی که مشروع بودن توسل به دعای پیامبر اکرم (صلي الله علیه وآله) در زمان حیات و ممات آن حضرت، جزو عقائد مسلّم نزد همه مسلمانان و علمای مذاهب اسلامی است. از جمله کسانی که توسل به پیامبر (صلي الله علیه وآله) بعد از ممات آن حضرت را جایز می شمارد، احمد بن حنبل است. قاضی ابویعلی در کتاب "طبقات الحنابله" می نویسد:

«أنه كان فِي جوار أَحْمَد بن حنبل رجل وكان ممن يمارس المعاصي والقاذورات فجاء يومًا إلى مجلس أَحْمَد بن حنبل فسلم عليه فكأن أحمد لم يرده عليه مردًا تاما وانقبض عنه فقال: له يا أبا عبد اللَّه لم تنقبض عني فإني قد انتقلت: عما كنت تعهد مني برؤيا رأيتها قَالَ: وأي شيء رأيت تقدم قَالَ: رأيت النَّبِيّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - فِي النوم كأنه عَلَى علو من الأرض وناس كثير أسفل منه جلوس قَالَ: فيقوم رجل إليه فيقول ادع لي فيدعو له حتى لم يبق من القوم غيري قَالَ: فأردت أن أقوم فاستحييت من قبيح ما كنت عليه قَالَ: فقال: لي يا فلان لم لا تقوم إلي تسألني أدعو لك قَالَ: قلت: يا رَسُول اللَّهِ يقطعني الحياء لقبح ما أنا عليه فقال: إن كان الحياء فقم فسلني أدعو لك فإنك لا تسب أحدًا من أصحابي قَالَ: فقمت فدعا لي قَالَ: فانتبهت وقد بغض اللَّه إلي ما كنت عليه قَالَ: فقال: لنا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ يا جَعْفَر يا فلان حدثوا بهذا واحفظوه فإنه ينتفع به.»[5]

شخصی در همسایگی خانه احمد بن حنبل زندگی می کرد و از کسانی بود که مرتکب گناهان و پلیدی ها بود. روزی در مجلس احمد حضور یافت و بر او سلام کرد ولی احمد با کدورت خاطر جواب او را داد و او را تحویل نگرفت. او به احمد گفت: من خوابی دیدم و از گذشته توبه کردم. احمد به او گفت: در خواب چه دیدی؟ گفت: رسول خدا (صلي الله علیه وآله) را دیدم که گویا بر سطح بالایی از زمین قرار داشت و مردم بسیاری در جلوی ایشان نشسته بودند و هر کدام برای طلب دعا بلند می شدند و ایشان برای او دعا می کرد تا اینکه نوبت به من رسید. من به خاطر گناهانم خجالت کشیدم و بلند نشدم. آن حضرت به من فرمود: چرا بلند نمی شوی و از من نمی خواهی برایت دعا کنم. من گفتم من به خاطر گناهانم خجالت می کشم. آن حضرت فرمود: از من بخواه تا برایت دعا کنم. او می گوید: من برخواستم و برایم دعا کرد و بر اثر دعای آن حضرت، متنبه شدم و خداوند بغض اعمالی که انجام می دادم را بر اثر دعای پیامبر (صلي الله علیه وآله) در دل من قرار داد. احمد بن حنبل به شاگردان خود دستور داد: این داستان را نقل کنید و آن را حفظ کنید پس همانا در آن فایده وجود دارد.

همانطور که ملاحظه می شود، آن شخص با توسل به دعای پیامبر (صلي الله علیه وآله) و با شفاعت خواهی که پیامبر (صلي الله علیه وآله) برای او به درگاه الهی انجام داد، زمینه توبه برایش فراهم شد و اعمال سابقش را کنار گذاشت و توبه کرد. اگر توسل به دعای پیامبر (صلي الله علیه وآله) اگر شرعا جایز نباشد، آیا صحیح است که احمد بن حنبل دستور به حفظ داستان و نقل آن به دیگران دهد؟!!

 

 


 

 

سید مصطفی هاشمی

 

[1]. مجموع فتاوى ابن باز (6/ 190).

[2]. العثيمين، محمد بن صالح، مجموع فتاوى ورسائل فضيلة الشيخ محمد بن صالح العثيمين، جمع وترتيب: فهد بن ناصر بن إبراهيم السليمان، دار الوطن - دار الثريا، الطبعة الأخيرة، 1413 هـ. ج10، ص1101.

[3]. مجموع فتاوى ورسائل فضيلة الشيخ محمد بن صالح العثيمين، ج2، ص343.

[4]. مجموع فتاوى ورسائل فضيلة الشيخ محمد بن صالح العثيمين، ج2، ص345.

[5] ابن أبي يعلى، محمد بن محمد، طبقات الحنابلة، ج1، ص338

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن