شیعه دراستغاثه خدا را بر آورنده حاجت می داند و اولیای الهی(ع) را فقط به عنوان واسطه می داند لذا در کتب علمای شیعه استغاثه با این نگاه جایز شمرده شده و با مراجعه به کتب روایی شیعه می توان نمونه‌هایی از توصیه اهل بیت(ع) به استغاثه به پیامبر خدا و اهل بیت(ع) را دید.
منبع :  ,پایگاه تخصصی نقد وهابیت

مقدمه

استغاثه، یعنی طلب یاری از کسی، که طبق نظر وهابیت، هر گونه طلب حاجت و یاری از غیر خدا در صورتی که شخص مرده باشد؛ یا قادر بر انجام آن کار نباشد، شرک به حساب می آید اما در نگاه شیعه ، معیار شرک زنده بودن یا مرده بودن اشخاص دیگر نیست ، و استغاثه به غیر خدا با شرایطی جایز می باشد.

حکم انواع استغاثه نزد شیعه

استغاثه به خداوند متعال اصل در استغاثه است زیرا ربّ و خالق اوست پس همه نفع و ضرر ما نیز به دست اوست. استغاثه به حقتعالی نزد همه مسلمین جایز بلکه واجب است و این قسم از بحث ما خارج می باشد.

اما در مورد استغاثه به اولیای الهی، ملاک جواز و عدم جواز آن نزد شیعه به نیت و اعتقاد شخص مستغیث وابسته است نه به شرایط مستغاثٌ به، یعنی میت بودن، غائب بودن و قادر بودن یا نبودن مستغاثٌ به ربطی به حکم عمل مستغیث ندارد، بلکه اگر استغاثه کننده استغاثه شونده را در عرض خدای متعال و مستقل بداند، در این صورت و با این اعتقاد استغاثه و طلب حاجت از او حرام و شرک خواهد بود. اما اگر شخصی از ولی الهی حاجتی را درخواست کند و از آنان بخواهد که سودی به او برسانند یا دفع ضرری از او بنمایند و معتقد باشد که ولی خدا یا با دعای خود یا با شفاعت خود حاجت او را می دهد و مؤثر اصلی در برآوردن حاجات خداوند متعال است، این عین توحید است[1]

همچنین اگر شخص طلب حاجت از ولی خدا یا پیامبر خدا بکند و اعتقاد داشته باشد که مستغاثٌ به، به اذن خداوند حاجت او را برآورده می کند، به عبارت دیگر نبی یا ولی را مدبّر انجام برخی کارها بداند[2] با این قید که اولا: آنان این تدبیر را از ناحیه خداوند دارند ثانیا: خداوند امور را به آنها تفویض نکرده، بلکه خداوند محیط بر کار آنها می باشد و فقط به آنها اذن تدبیر یا تصرف در عالم را داده و آنها بر طبق اذن الهی کار را انجام می دهند، با این اعتقاد نیز استغاثه از اولیای الهی منافاتی با توحید ندارد. همچنانکه اعتقاد به دخالت ملائکه در امور عالم به اذن خداوند منافاتی با توحید ندارد.[3]

استغاثه به ملائکه یا قرآن و امثال اینها نیزحکم استغاثه به پیامبر(ص) و اولیای الهی را دارد. استغاثه به جن، بت، شیاطین، ارواح خبیثه و... حرام است و اگر به همراه اعتقاد به ربوبیت و الوهیت آنها باشد، یا آنها را در برآوردن حاجت مستقل بدانند، قطعاً شرک خواهد بود. استغاثه به سایر مخلوقین مانند استغاثه به انسان دیگری برای دفع ظالم یا استغاثه به پزشک در دفع مرض، یا استغاثه به کفار و... اینها تابع عنوانهای ثانوی و اعتقاد و نیت شخص می باشد که گاهی واجب است[4] و گاهی حرام است[5]، و گاهی مباح است.[6]

استغاثه در روایات اهل بیت(ع)

با مراجعه به کتابهای اهل بیت(ع) می بینیم که ایشان در موراد متعدد شیعیان خود را به استغاثه به پیامبر خدا و اهل بیت(ع) ترغیب نموده اند و در سیره خودشان نیز وجود دارد. در اینجا برای نمونه دو مورد ذکر می شود:

1- شیخ طبرسی روایتی را در کتاب مکارم الاخلاق به این صورت ذکر می کند: « عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِذَا کانَتْ لِأَحَدِکمُ اسْتِغَاثَةٌ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَلْیصَلِ‏ رَکعَتَینِ ثُمَّ یسْجُدُ وَ یقُولُ یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللَّهِ یا عَلِی یا سَیدَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ بِکمَا أَسْتَغِیثُ‏ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى یا مُحَمَّدُ یا عَلِی أَسْتَغِیثُ بِکمَا یا غَوْثَاهْ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ فَاطِمَةَ وَ تَعُدُّ الْأَئِمَّةَ بِکمْ أَتَوَسَّلُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَإِنَّک تُغَاثُ مِنْ سَاعَتِک إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.[7]

در این روایت برای رفع حاجات امام صادق(ع) می فرمایند؛ هر موقعی حاجتی داشتی که خواستی از خدا طلب کمک بکنی دو رکعت نماز بخوان و بعد از نماز در سجده این ذکر را بگو: « یا محمد یا علی؛ ای آقای مومنین و مومنات، به شما استغاثه می کنم به سوی خدا، یا محمد یا علی، استغاثه می کنم به شما، استغاثه به خدا می کنم و استغاثه می کنم به محمد و علی و فاطمه و- بقیه ائمه(ع) را می شماری- به شما توسل می کنم به سوی خدا.- اگر این عمل را انجام دهی انشاء الله در همان ساعت به فریادت می رسند.»

نکته مهم در این روایت این است که امام(ع) می فرمایند هر موقع خواستی استغاثه به خدا بکنی این نماز و ذکر را انجام بده، یعنی استغاثه به حضرت پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) همان استغاثه به خداست و طلب حاجت از ایشان طلب حاجت از خداست، همچنانکه اطاعت از ایشان اطاعت از خدا[8] و نافرمانی امر ایشان نافرمانی خداست.[9]

2- زیارت جامعه کبیره: در زیارتی که مشهور به زیارت جامعه کبیره می باشد و بزرگان شیعه از جمله شیخ صدوق در کتاب «من لایحضره الفقیه» نقل کرده است، موسی بن عبد الله نخعی از امام هادی(ع) درخواست می کند که کلمات بلیغی را به او یاد دهد که در هنگام زیارت قبور امامان(ع) آن کلمات را بگوید. امام هادی(ع) به او زیارت نامه ای را یاد می دهد که از نظر متن و سند محکم ترین زیارت می باشد. در قسمتی از این زیارت خطاب به امام(ع) عرض می شود: « مستجیر بکم ، زائر لکم ، لائذ عائذ بقبورکم »[10]

«مستجیر» به کسی گفته می شود که طلب حفظ از دیگری می کند.[11]

«لائذ» به کسی گفته می شود که از ترس چیزی به کسی پناه ببرد و از او درخواست پناه می کند.[12] و در هنگامی که کسی به دیگری پناهنده شده و استغاثه کند به کار می رود.[13]

«عائذ» به کسی گفته می شود که به دیگری پناه برده و به او پیوسته باشد.[14]

هر کدام از این الفاظ بر استغاثه دلالت می کنند اگر چه در ظاهر نداء و درخواستی نیست ولی پناهنده شدن و طلب امان از امام خود استغاثه است که زائر با این عبارت از امام(ع) استغاثه می کند و از او کمک می طلبد.

سیره علمای شیعه در استغاثه

چون بحث استغاثه، بحثی است که بعد از مطرح شدن شبهات وهابیت مورد توجه قرار گرفته، لذا علمای متقدم شیعه در مورد آن بحث مستقلی ندارند و آن را در ضمن توسل و یکی از راههای توسل و همچنین در ضمن آداب ادعیه و زیارات و در بحثهای مختلف فقهی وارد شده است.

برخی از علما با ذکر کردن زیارات، ادعیه، نماز و حکایاتی که در آنها استغاثه به معصومین(ع) شده است، استغاثه را جایز و با نقل آنها، دیگران را به صورت ضمنی بر این کار ترغیب نموده اند، و گاهی آن را به صورت یکی از مستحبات ذکر کرده اند.

علاوه بر اینها، بعد از ظهور وهابیت و ترویج شبهات در مورد توسل و استغاثه، گروهی از علمای شیعه کتاب های متعددی در نقد عقائد آنها نوشته و بر جواز استغاثه تصریح کرده اند. البته علمای شیعه همیشه بر این مطلب تأکید دارند که اگر استغاثه کننده نظر استقلالی به مستغاثٌ به داشته باشد دچار شرک می شود ولی در صورتی که او را مستقل نبیند و برآورده شدن حاجت خود را به اذن الله بداند، در این صورت استغاثه جایز است.

برخی از فقهاء شیعه نیز در کتب فتوایی خود بر جواز استغاثه فتوا داده اند، برای مثال:

  1. مجلسی اول درکتاب «روضه المتقین» زیارت قبر ائمه(ع) و طلب کمک از ایشان را بعد از انجام حج از مستحبات دانسته است. و در شرح حدیث امام باقر(ع) که فرمودند:« قال ابدءوا بمکة و اختموا بنا» می نویسد: لتعلم الأحکام کما کان دأب أصحاب الأئمة صلوات الله علیهم، و بعد وفاتهم لزیارة قبورهم و تجدید عهودهم و الاستمداد منهم و الاستشفاع بهم.»[15] [آمدن به حضور امام بعد از انجام حج برای یادگیری احکام می باشد- همچنانکه رسم اصحاب ائمه(ع) بر این بوده است- و بعد از وفاتشان منظور، زیارت قبور ایشان و تجدید عهد و طلب کمک و طلب شفاعت از ایشان می باشد.]
  2. شیخ جعفر کاشف الغطاء در کتاب فقهی«کشف الغطاء» استغاثه به اهل بیت(ع) را با توجه به اینکه استغاثه کننده اعتقاد دارد اهل بیت(ع) واسطه در فیض هستند، در حقیقت استغاثه به خداوند متعال دانسته است[16]
  3. احمد بن صالح قطیفی از فقهای شیعه در قرن 13 استغاثه را- با توجه به اینکه برآورنده واقعی خداست و اولیای الهی فقط واسطه هستند- عین توحید می داند.[17]
  4. آیت الله خویی در «صراط النجاه» در پاسخ به استفتائی، طلب حاجت و استغاثه به اهل بیت(ع) را جایز می دانند[18]
  5. آیت الله شیخ جواد تبریزی خواندن دعای بعد از نماز استغاثه به حضرت زهرا(س) را که از مفضل بن عمر نقل شده جایز می دانند[19] و در مورد دعای « یا محمد یا علی، یا علی یا محمد، انصرانی فإنکما ناصران و اکفیانی فإنکما کافیان»[20]، خواندن آن و طلب حاجت از اهل بیت(ع) را مشروع دانسته است.[21]

 پی نوشت ها

[1] - مکارم شیرازى، ناصر، آیات ولایت در قرآن، ص257

[2] - مانند ملائکه مدبر (فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً)

[3] - مراجعه شود به: مکارم شیرازی، آیات ولایت در قرآن، ص257

[4] - مثلا برای نجات جان مؤمن

[5] - مثلا استغاثه در کارهای حرام

[6] - عابدی احمد، توحید و شرک در نگاه شیعه و وهابیت،ص163

[7] - طبرسى، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، ص330.

[8] - النساء: 80 «من یطع الرسول فقد اطاع الله »

[9] - اگرچه در عبارت روایت آمده است « بکما استغیث الی الله» یعنی: به شما استغاثه می کنم به سوی خدا.- با این حال صراحت در استغاثه به اولیای الهی نیز دارد، چون مخاطب در این عبارت اولیای الهی هستند اگر چه «الی الله» نیز آمده است، بلکه در همه استغاثه ها، طلب حاجت از ولی الهی و خطاب به ولی الهی است ولی با اعتقاد به «الی الله».

[10] - صدوق محمد بن على ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه ، ج2 ص614

[11] - فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر ج‏2 ص114

[12] - ابن فارس احمد، معجم مقاییس اللغة، ج‏5، ص: 220.

[13] - ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج‏4، ص: 276

[14] - ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج‏4، ص: 183

[15] - مجلسى ، محمد تقى، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج 5 ص 313

[16] - کاشف الغطاء، جعفر بن خضر مالکى نجفى ، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ج3 ص 519

[17] - قطیفى آل طوق، احمد بن صالح، رسائل آل طوق القطیفی، ج1 ص36

[18] - خویى، سید ابو القاسم موسوى، صراط النجاة ، ج2 ص456

[19] - تبریزی جواد بن علی، صراط النجاه ، ج10 ص 76

[20] - (یا محمد یا علی؛ یا علی یا محمد، مرا کمک کنید که شما کمک کننده هستید، و مرا کفایت کنید که شما کافی هستید.)

[21] - همان، ج9 ص78- ج6 ص384

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن