تاریخ ثبت  1398/11/23
تعداد بازدید  341
کشور :  --

محمد جواد مغنیه، ‌فرزند شیخ محمود در سال 1322 هـ.ق (برابر با 1904م)، در روستای «طیردبا» لبنان به ­دنیا آمد.[1] وی از چهره های مخالف وهابیت بشمار می رود.

زندگی نامه

محمد جواد مغنیه، برای تحصیل علوم دینی به نجف اشرف سفر کرد و در آنجا از محضر عالمانی مانند آیت­الله خویی، آیت­الله حمامی، شیخ حسین کربلایی و سید محمد سعید فضل­ الله، کسب علم و دانش نمود؛[2] وی در این مدت از محضر اساتید مختلفی بهره برد که عبارتنداز: سید حسین حمّامى (سید حسین بن على بن هاشم حمّامى). ایشان 6 سال متوالی فقط از محضر حمامی استفاده کرده است. آیت­الله العظمى سید ابوالقاسم خویى؛ شیخ عبدالکریم مغنیه، برادر بزرگ­تر مغنیه؛ محمّد سعید فضل­­الله. همچنین رسائل را نزد میرزا فتّاح شهیدى تبریزى خواند و سالیانى در درس میرزا محمّد حسین نائینى و آقا ضیاءالدین عراقى شرکت کرد.[3]

سپس در سال 1936م، به لبنان برگشت و به ­تحقیق و تالیف و تدریس پرداخت؛[4] وی در سال 1367ق (1948م)، منصب قضاوت را در بیروت بر عهده داشت و از سال 1370 تا 1375 (1951-1956م)،  به ریاست دادگستری شیعیان لبنان اشتغال داشت.[5] مغنیه مدتی را هم به قم مهاجرت کرد و حدود دو سال (1390ق تا 1392ق)، در موسسه دارالتبلیغ الاسلامی به­ تدریسِ تفسیر و کلام مشغول بود.[6] وی از پیش­گامان تقریب و وحدت بین مسلمانان بود. او برای این موضوع مسافرت­هایی را به مصر و سوریه انجام داد و با علمای اهل سنت، از جمله شیخ شلتوت، امام مسجد الازهر و محمد ابوزهره، در این رابطه دیدار و گفتگو کرده است؛[7]

فعالیت های سیاسی و اجتماعی

  1. تقریب مسلمین: علامه مغنیه اعتقاد داشت که امت اسلامی دارای الله و کتاب و قبله واحدی است. او مسلمانان را دارای وطن واحدی می­دانست؛ هرچند که در اقصی نقاط عالم پخش شده و دارای مذاهب و رنگ و نژاد­های مختلفی باشند و باید در شرایط خاص و در صورت لزوم، مصالح شخصی را فدای اسلام و مصلحت عموم مسلمین کنند.[8] وی شیعه و سنی را حقیقتا و واقعا یک طایفه واحد می­دانست؛ چراکه کتاب آنها یکی است و همه به­یک قرآن معتقدند و پیامبر آنها یکی می­باشد. او با این مقدمه از تکفیر مسلمین نسبت به یک­دیگر ابراز تعجب می‌کند.[9] مغنیه اختلاف نظر و عقیده را بخشی از ذات انسان دانسته که ربطی به شیعه و سنی بودن ندارد؛ بنابراین اختلافاتی که در برخی از مسائل بین مسلمین وجود دارد، نباید منجر به تکفیر یک­دیگر شود.[10] مغنيه در سال 1382ق، در مصر ‌با شيخ شلتوت از بانیان "دار التقریب بین المذاهب" و از منادیان وحدت اسلامى ملاقات كرد و با او درباره وحدت اسلامی و فتوای شیخ شلتوت درباره صحت پیروی از مذهب شیعه امامیه به گفتگو پرداخت و از وی تمجید نمود.[11]

 تالیف کتاب الفقه علی المذاهب الاسلامیه از سوی علامه مغنیه را نیز می­توان اقدامی عملی از سوی ایشان در راستای تقریب امت اسلام قلمداد کرد. 

  1. تقابل با افکار وهابیت: علامه در گفته خود بیان کرده که تصور نمی­ کردم در این زمینه قلمی بزنم و تألیفی داشته باشم؛ اما علقه و حسی که در من ایجاد شد سبب ورود من به حوزه نقد وهابیت شد. حس و علاقه من در نقد وهابیت سبب شد اختیار از من سلب شده و به یک نوع الزام و اجباری در این کار کشیده شده ام. این رغبت و علاقه در نوشتن کتاب در این زمینه زمانی در من ایجاد شد که به مکه و مناسک حج مشرف شدم.[12]

بیان دیدگاه های شیخ محمد جواد مغنیه

شیخ محمد جواد مغنیه در تألیف خود بر علیه وهابیت دیدگاه های وهابیت در اهم موضوعات مورد نقد و بررسی قرار داده است که به طور مختصر اشاره می گردد:

توحید و شرک

از نظر شیخ محمد جواد مغنیه مهم ترین اشکال وهابیت در نوع نگرش آنان به مفهوم توحید و شرک است که می گوید: از نظر وهابی ها مسلمانان در معنی و تفسیر توحید دچار اشتباه شده و آن را بر خلاف حقیقت فهمیدند و تا مادامی که بر اساس فهم خود از مفهوم توحید عمل کنند از حقیقت شرک خارج نمی شوند بنابراین همه مسلمانان مشرکند زیرا در جهل مرکب به سر می برند. اقرار به شهادتین از دیدگاه وهابیت در اسلام کفایت نمی کند باید موارد دیگری باشد:

  1. نباید برای ارتباط با خدا به یکی از انبیاء و اولیاء متوسل شد.
  2. نباید سفر برای زیارت قبر پیامبر (ص) رفت.
  3. نباید طلب شفاعت از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) کرد.
  4. نباید به نام پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) سوگند یاد کرد و حضرت را با یا محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) ندا کرد.[13]

تمامی این اشکالات به مفهوم توحید و شرک و فاصله گرفتن وهابیت از دیدگاه عموم مسلمانان نشأت گرفته است.

 عبادت

گرچه علامه در این قسمتی از کلام خود عبادت را معنا نموده اما معنای مقصود که وهابیت بر آن اشاره کرده­اند را متذکر نشده و تنها به کلیاتی از تعاریف عبادت اشاره کرده است: از بیان علامه عبادت در مرحله اول یقین به خدا، اخلاص و صداقت در خواسته هایمان است. وی می گوید اگر در هر چیزی شک کنم هرگز شک ندارم در اینکه هر کسی که خداوند را مقصد و هدف قرار دهد تمام اعمالش مورد قبولش قرار می گیرد.[14]

اسلام و کفر

از دیدگاه علامه مغنیه آنچه در مقابل کفر قرار می گیرد اسلام ظاهری است، به همین جهت تمام مطالب وی، در باب تعریف اسلام ظاهری و بیان شواهد آن است. معنای اسلام از دیدگاه اهل لغت، پذیرش و تسلیم شدن و در زبان شرع در معانی گوناگون بکار رفته است. از جمله سلامت اخلاقی، کسی که دارای نقش رهبری و مثبت اندیش و فعال در راه ایجاد صلح و سلامت باشد و در فقه، اسلام به معنای چیزی است که موجب ترتب احکام اسلامی می شود از قبیل ازدواج، ارث، احترام مال و خون و... باید کیفر اعمالی که ممکن است از حقوق الهی باشد به عهده خدا و به روز قیامت واگذار کنیم پس معذب بودن شخص در روز قیامت مانع از این نخواهد بود که ما احکام ظاهری را در حق او جاری کنیم.[15] بنابراین اسلام در اصطلاح به اسلام ظاهری تعبیر شده که شواهدی در قرآن کریم بر آن وجود دارد: «ولا تقولوا لمن القی الیکم لست مومنا»[16] طبق آیه شریفه هر کسی کوچکترین علامت و نشانه ای از علائم و شعائر اسلامی را اظهار کند تمام احکام اسلام بر او جاری می گردد. یا در روایت پیامبر گرامی اسلام نقل شده که هر کسی کلمه لا اله الا الله را برزبان جاری سازد مال و جانش در امنیت کامل خواهد بود.[17] علاوه بر این هرکسی به کتب تاریخ، فقه و تفسیر مراجعه کند خواهد دید که علماء و دانشمندان اسلامی از آن زمانی که دامنه اختلافات در بینشان گسترده شده تا به امروز همه بر این مطلب اذعان دارند که هر کس به شهادتین اعتراف کند او را مسلمان به شمار آورده و احکام اسلامی از قبیل ازدواج، ارث، حرمت خون و مال در مورد او جاری می شود.[18]

وهابیت با وجود این ادله و شواهد فراوان کسانی را که به افکار و آرای آنها اعتقاد ندارند اگر چه به توحید و رسالت شهادت دهند و نماز و روزه و حج به جا آورند و زکات بپردازند، کافر و مشرک قلمداد می کند. به اعتقاد شیخ محمد جواد مغنیه آنچه سبب این نوع تکفر وهابیت شده تقسیمی است که رهبر فکری آنان ابن تیمیه برای مشرک آورده است. او معتقد است مشرکین به دو گروه تقسیم می شوند:

  1. کسی که به وحدانیت خداوند و نبوت حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) اقرار نکند و معتقد به نماز، روزه، حج، زکات و روز قیامت نباشد.
  2. کسی که ظاهرا به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) اقرار نماید و معتقد به نماز، روزه، حج، زکات و روز جزا باشد. به عقیده ابن تیمیه قسم دوم شامل کسانی است که از اسلام خارج هستند؛ زیرا اینان به ظاهر ایمان آورده اند و در باطن و حقیقت اعتقادی ندارند و اعمالی خلاف آنچه اظهار می کنند عمل می کنند. بدین ترتیب می بینیم ابن تیمیه از شدت تعصب و کور دلی به مرحله­ای می رسد که جز او پیروان خود راضی نیست و بقیه را کافر تلقی می کند.[19]

زیارت قبور

علامه بعد از بیان دیدگاه بنیان گذار وهابیت ابن تیمیه می نویسد: به عقیده ابن تیمیه تکریم مقبره پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) مستلزم این است که مانند لات و عزی به صورت بت در آید و اگر مردی بخواهد در کنار قبر یکی از پیامبران یا برخی از صالحان نماز بگذارد و قصد تبرک از آن بقعه را داشته باشد این عمل دشمنی با خدا و مخالفت امر او بلکه ابداع دینی است که بدون اذن خداوند است. جای تعجب دارد که نماز خواندن در کنار قبر حضرت و قصد تبرک از آن، بدعت باشد در حالی که بدیهی است همه مسلمانان در بقعه مقدسه در کنار قبری که جسد شریف حضرت را در برگرفته، نماز می خوانند و قصد تبرک دارند. علاوه بر اینکه تمام احادیثی که راجع به فضیلت زیارت قبر حضرت نقل شده مانند: «من زارنی و زار ابی ابراهیم الخلیل فی عام ضمنت له علی الله الجنة» و یا روایت: «ومن زارنی بعد مماتی فکانما زارنی فی حیاتی» و... همه این روایات دلالت بر مشروعیت زیارت قبر رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) دارد.[20] شیخ محمد جواد مغنیه می گوید اگر وهابیت به مضامین دعاهایی که شیعیان در کنار قبور می خوانند توجه می نمودند به توحید خالص آنان پی می­بردند.[21]

اسماء و صفات الهی

وی بعد از بیان دیدگاه وهابیت در اسماء و صفات و جایز ندانستن تأویل در اسماء وصفات می گوید:

اولا: در لغت عرب الفاظ در معانی مجازی بیشتر از معانی حقیقی استعمال می شوند و چون قرآن و حدیث نیز به زبان عربی است، تمام آیات و الفاظ احادیث را باید طبق اسلوب و قواعد زبان عرب معنا کنیم و اگر الفاظ قرآن را به ظاهر خود واگذاریم در معنا کردن برخی از آیات دچار اشکال می شویم از جمله در آیه شریفه: «واسئل القریة التی کنا فیها و العیر»[22] اگر بتوانیم آیات را مطابق قواعد زبان عربی تفسیر و تأویل کنیم باید این عمل را در تمام آیاتی که استناد به ظواهر آنها خلل ایجاد می کند انجام دهیم و فرق گذاشتن بین آیات، عملی نامعقول است.

ثانیا: وهابی ها که به قبول ظواهر آیات تن داده و از تأویل و تفسیر فرار می کنند دچار محذورات و مشکلات بزرگ تری شده اند به زعم آنها خدا مطابق ظواهر آیات دارای دست، چشم و گوش و غیره است و برای فرار از تشبیه گفتند که اعضای خدا مانند اعضای بشر نیست در صورتی که بسیار روشن است که اگر ما به ظواهر الفاظ اکتفا کنیم و آنها را تأویل و تفسیر نکنیم همه اش ظهور در جسمانیت دارد چون دست، چشم و گوش به حسب ظاهر هر چه باشد بالاخره ماده و جسم است و چون به جسم بودن خدا معتقد نیستند در بن بست قرار می گیرند و به اصطلاح از قطره فرار کرده گرفتار باران می شوند.[23]

کتاب های وهابیت از نگاه علامه مغنیه

به اعتقاد وی مهم ترین موضوعی که در این کتاب ها نظر هر خواننده ای را به خود جلب می کند حرص و علاقه شدیدی است که برای تکفیر ملتهای مسلمان بجز وهابیت نشان داده شده است. محمد بن عبدالوهاب در 24 مورد در کتاب کشف الشبهات همه مسلمانان به استثنای وهابیت را مشرک نامیده و صنعانی در تطهیر الاعتقاد در بیش از 30 جا مسلمانان را مشرک معرفی کرده است. از این روی هر انسان منصف با مشاهده کتاب های وهابیت یقین حاصل می کند که هدف نهایی آنان چیزی جز این نیست که تمام مسلمانان را ازصفحه روزگار براندازند.[24]

کتابخانه های سعودی از نگاه علامه مغنیه

علامه تعجب می کند از اینکه چرا کتاب های او در عربستان ممنوع اعلام شده و در پی این عمل می نویسد دروازه های عربستان چطور به روی کتاب های ضد عفت و اخلاق که مردم را به سوی فحشاء و فساد سوق می دهد باز است. من  کتابفروشی های مکه را تک تک گشتم و به نظرم هیچکدام را از قلم نیانداختم و به همان نحو که کتابفروشی های لبنان را زیرو رو می کردم در این کتابفروشی های مکه جز کتاب مجمع البیان و مکارم الاخلاق مرحوم طبرسی هیچ کتابی از شیعه نیافتم که به صورت آشکار بفروش برسد، اما رمان های خلاف عفت یا عکس های مستهجن در این کتابخوانه ها پر بود.[25]

کشف الارتیاب از نگاه علامه مغنیه

 اولین کتابی که علامه در نقد وهابیت مطالعه کرده کتاب کشف الارتیاب مرحوم علامه سید محسن امین بوده است که می نویسد در زمان تألیف این کتاب چهارده نفر از علماء وهابیت نامه ای به پادشاه خود ملک عبدالعزیز نوشتند و از او درخواست کردند که شیعیان ناحیه احساء و قطیف را به وهابیت ترغیب کند و هر کس خودداری کرد از شهر و دیارش رانده شده و به محلی که سلطان سعودی می خواهد تبعید گرداند، به گفته علامه مغنیه مهم ترین فایده کتاب این بود که سبب خنثی شدن فتنه علماء وهابیت بر شیعیان مناطق احساء و قطیف شد و سبب تعدیل این تفکر افراطی نسبت به آنان شد.[26]

آثار

علامه محمد جواد مغنیه آثار متعددی را در علوم مختلف تالیف نموده است که برخی از آنها به­عنوان مرجعی برای همه مسلمانان به­شمار می­رود. از جمله­ی آنها می­توان به‌کتاب­های مانند التفسیر الکاشف، التفسیر المبین، فی ظلال نهج البلاغه، فقه الامام جعفر الصادق7، الفقه علی المذاهب الخمسه، الحجّ على مختلف المذاهب، فی ظلال الصحیفه السجادیه، الشیعه فی المیزان، هذی هی الوهابیّه، الوضع الحاضر فی جبل عامل، الله و العقل، شبهات الملحدين و الاجابة عنها، اسرائيليات، من وحي الاسلام، فلسفة اخلاق في الاسلام، فلسفات اسلامية، عقلیات اسلامیه، علم اصول الفقه و...[27] اشاره کرد.

تألیف کتاب «هذی هی الوهابیه» 

علامه محمد جواد مغنیه کتاب «هذی هی الوهابیه» را در رد عقاید وهابیان نوشته است. مؤلف محترم در این کتاب علاقه شدید وهابیان به تکفیر مسلمانان را نشان داده و عقاید انحرافی آنان را از کتب معتبر خودشان بیان کرده و جواب داده است. این کتاب از یک مقدمۀ نسبتاً طولانی و نُه فصل تشکیل شده است. علامه محمدجواد مغنیه در مقدمۀ این کتاب به این نکته اشاره می‌فرمایند که با مطالعۀ کتاب‌های وهابیان، از جمله کتاب‌های محمد بن عبدالوهاب، پایه‌گذار مکتب وهابیت، دریافتم که مهم‌ترین موضوعی که در این کتاب‌ها نظرِ خواننده را به خود جلب می‌کند، حرص و علاقۀ شدید وهابیان در تکفیر مسلمانان است. آنها به‌بهانه‌های مختلف مسلمانان را از امت اسلام خارج می‌دانند و نسبت‌های «کافر» و «مشرک» به مسلمانان می‌دهند.[28]

ایشان بر این نکته تأکید دارند که هدف وهابیان از بیانِ این تفکراتِ افراطی و خارج از چهارچوبِ اسلام، چیزی جز این نیست که آنها خواسته یا ناخواسته به‌دنبال این هستند که مسلمانان را از صفحۀ روزگار خارج کنند و برای این هدفِ استعماری تلاش می‌کنند. اما هوشیاریِ مسلمانانِ جهان و عکس‌العمل‌های توده‌های عمومی مردم، آنها را تا امروز، از این سیاست شوم باز داشته است.

مؤلف محترم در این کتاب، علاقۀ شدید وهابیان به تکفیر مسلمانان را نشان داده است و ضمن بیان عقاید انحرافیِ آنان، از کتاب‌های معتبر خودشان پاسخِ آنان را داده است. ایشان روش خود را در تألیف این کتاب به‌صورت روش تطبیقی بیان می‌کنند؛ به این صورت که اقوال متناقضِ آنها را بیان می‌کنند و مفاسدی را که به‌سبب این اعتقادات حاصل می‌شود، متذکر می‌شوند. ایشان برای ردّ اعتقادات وهابیان، از آیات و روایات کمتر استفاده می‌کنند و برای اثبات بطلانِ عقایدِ افراطیِ آنها غالباً از اقوال و دیدگاه‌های خودِ وهابیان استفاده می‌کنند.

از آنجا که علامه مغنیه یکی از سردمداران مبارزه با عقاید انحرافیِ وهابیت به حساب می‌آیند، واردکردنِ کتاب‌های ایشان، از جمله کتابِ هذه هي الوهابیة، به عربستان سعودی ممنوع است.

در نگاهی کلی به این کتاب می‌بینیم که موضوعات زیر در این کتاب بررسی شده است:

  1. راه‌حل اختلاف برداشت‌های مختلف از متون حدیثی؛
  2. بحث شرک و نگاه وهابیان به مسلمانان به‌عنوان «مشرک»؛
  3. زیارت قبور؛
  4. عبادت در کنار قبور و...؛
  5. بحث خلافت بعد از رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم)
  6. اسلام و کفر و دیدگاه ابن‌تیمیه در این رابطه؛
  7. بحث حکومت اسلامی و آزادیِ بیان؛
  8. راه‌های شناخت خداوند و بحث توحید؛
  9. محمد بن عبدالوهاب و خاندان سعودی؛[29]

وفات

علامه مغنیه سرانجام پس از عمری تحقیق و تالیف و تدریس  در ۱۹ محرم ۱۴۰۰ق، در لبنان، دار فانی را وداع گفت.

منابع

  1. کمالی، علی اصغر، «گزارشی از کتاب هذی هی الوهابیه»، پژوهشنامه سراج منیر، موسسه دارالاعلام لمدرسة اهل البیت، 1396ش.
  2. مغنیه، محمد جواد، تجارب محمد جواد مغنیه، تحقیق: ریاض الدباغ، قم: انوار الهدی، چاپ اول، 1425ق،
  3. مغنیه، محمد جواد، فلسفات اسلامیه، بیروت: دارمکتبه الهلال، چاپ ششم، 1993م.
  4. مغنیه، محمد جواد، هذی هی الوهابیه، تحقیق: سامی الغریری، بیروت: موسسه دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1427ق.
  5. وردانی، صالح، الشیعه فی مصر من الامام علی حتی الامام الخمینی، قاهره: مکتبه مدبولی الصغیر، چاپ اول، 1414ق.
  6. http://dbsonnat.ir.آید

 

[1]. مغنیه، محمد جواد، تجارب محمد جواد مغنیه، ص32.

[2]. همان، ص44-42.

[3]. مغنیه، محمد جواد، تجارب محمد جواد مغنیه، ص54.

[4]. همان، ص87.

[5]. همان، ص108.

[6] . مغنیه، محمد جواد، فلسفات اسلامیه، ص12-9.

http://dbsonnat.ir

[7]. وردانی، صالح، الشیعه فی مصر من الامام علی حتی الامام الخمینی، ص126-125.

[8]. مغنیه، محمد جواد، تجارب محمد جواد مغنیه، ص223.

[9]. همان ص224.

[10]. همان ، ص225.

[11]. وردانی، صالح، الشیعه فی مصر، ص126.

[12] . مغنیه، محمد جواد، هذی هی الوهابیه(این است وهابیت)،ترجمه، احمد مقدسی، ناشر: موسسه دارالکتاب الاسلامی، چاپ اول، 1387ه.ش. ص9

[13] . همان 201

[14] . همان، ص35

[15] . همان، ص143.144

[16] . سوره نساء، آیه 64

[17] . صحیح مسلم، ج1، ص51ح.20

[18] . مغنیه، محمد جواد، هذی هی الوهابیه(این است وهابیت)، ص153.

[19] . همان، ص157.

[20] . همان، ص173.

[21] . همان، ص221.

[22] . سوره یونس، آیه 82.

[23] . مغنیه، محمد جواد، هذی هی الوهابیه(این است وهابیت)، ص240.

[24] . همان، ص 12و 13

[25] . همان، ص20

[26] . مغنیه، محمد جواد، هذی هی الوهابیه(این است وهابیت)، ص 11.

[27]. مجموعه آثار علامه محمد جواد مغنیه در قالب نرم‌افزار از سوی مرکز تحقیقات علوم اسلامی نور تهیه و توزیع شده است.

.[28] محمد بن عبدالوهاب در رسالۀ کشف الشبهات بیش از 24 بار، تمامیِ مسلمانان غیر از وهابیان را مشرک، کافر، بت‌پرست، منافق، جاهل و شیطان خوانده است. (مغنیه، محمدجواد، این است وهابیت، ترجمه: اکبر مقدسی، ص12).

[29] . «گزارش این کتاب در شماره 26 سراج منیر چاپ شده است»؛ (کمالی، علی اصغر، گزارشی از کتاب هذی هی الوهابیه، ص163-151).

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن