شیخ الاسلام دکتر محمد طاهر القادری متولد سال 1951 میلادی دانشمند حنفی مذهب پاکستان، داراي مشرب صوفی  و از فعالان در عرصه مبارزه با تروريسم در جهان اسلام و از ناقدان وهابیت مي باشد.
کشور :  پاكستان

 زندگي نامه و تحصيلات

او تحصيلات ابتدايي را در زادگاه خود يعني شهر جهنگ (ايالت پنجاب) گذراند و پس از اخذ ديپلم با نمرات عالي از مدرسه دولتي درسال1969م ، مدرک فوق ليسانس خود را درسال 1973م از دانشگاه پنجاب در رشته حقوق دريافت کرد و در 1986 م- دکترای خود را در رشته مطالعات اسلامي (Islamic studies) از دانشگاه پنجاب لاهور دريافت نمود[1] او در سال 1974 ميلادي در شهر ميانوالي مشغول تدريس در يکي از دانشکده هاي دولتي شد، اما پس از مدتي استعفا داد.[2] بعد از آن از آنجا به لاهور منتقل شد و در دانشگاه پنجاب مدتي استاد قانون بوده است. او از همين دانشگاه موقعيت خوبي گرفته و بالاخره در شهر لاهور موسسه "منهاج القرآن" را تاسيس کرد .طاهر القادري چند سال در مسجد «اتفاق» که متوليان آن از شخصيات مهم و داراي جايگاه سياسي پاکستان بودند امامت جمعه و جماعت را به عهده گرفت و اين علت ديگر موفقيت دکتر طاهر القادري بوده و موجب شهرت علمي او در پاکستان و حتي جهان شد.[3] ايشان هم اکنون در کانادا ساکن است.

دکتر قادري علاقه مندي خود را به تصوف از همان دوران کودکي متذکر مي شود و مي گويد که براي ياد گرفتن تصوف در روزهاي گرم تابستان (در تعطيلات تابستاني) نزد استادي بنام عبد الرشيد در يک روستا مي رفت که حتي برق هم وجود نداشت.[4] بعد از آن با بيعت رسمي بدست علاؤالدين گيلاني (که از نوادگان عبدالقادر گيلاني بوده) رسماً وارد سلسله تصوف شد. اما از نظر تفکر سياسي و اجتماعي سخت تحت تاثير استادش دکتر برهان احمد فاروقي بوده و تفکر انقلابي خود را مرهون ايشان مي داند.[5]

اساتيد و مشايخ

 دکتر فر يد الدين (پدر دکتر قادري)

اولين استاد دکتر طاهرالقادري پدرش فريد الدين بوده که برخي از کتابهاي فارسي و عربي را از همان اوائل کودکي به پسرش آموزش داد.[6]

مولانا ضياء الدين مدني

بريلوي ها ضياء الدين مدني را خليفه اعلي احمد رضا خان مي دانند، ضياء الدين شاگرد احمد رضا بريلوي بوده و از ايشان اجازه نقل حديث و افتاء داشته است. او به بغداد رفت و سپس در مدينه ساکن شد و مدرسه اي بنام العلوم الشرعيه بنا کرد. در سال 1963م رسم بسم الله خواني دکتر طاهر القادري در همين مدرسه نزد مولانا ضياء الدين برگزار شد.[7] که بيشتر جنبه تشريفاتي داشته است.

طاهر علاوء الدين القادري گيلاني

طاهر علاوء الدين از خانوده عبد القادر گيلاني است که در سال 1934م در بغداد متولد شد و در سال 1956م براي تبليغ به پاکستان هجرت نمود و شهر کويته را به عنوان مرکز تبليغي خود انتخاب کرد. او موفق شد در سراسر پاکستان و حتي در کشور هاي ديگر هم مريدان و علاقه مندان پيدا کند قادري ها او را مجدد سلسله قادريه مي نامند. دکتر طاهر القادري يکي از مريدان اوست و علاقه زيادي با استاد و مرشد خود دارد، در سال 1966م طاهر القادري براي ديدار و بيعت از علاء الدين به کويته سفر کرد و به دست او بيعت کرد و از اين به بعد لقب قادري را به خود اختصاص داد. از نظر مريدان طاهر القادري موفقيت هاي علامه طاهرالقادري و نهضت او (که الان در 86 کشور فعال است) مرهون دعاهاي علاء الدين است. [8]

رشيد الدين رضوي

رشيد الدين کسي است که دکتر طاهر القادري بعد از پدرش بيشتر دروس حوزوي را پيش او خوانده و بلاغت، تفسير، فقه و حديث را از ايشان ياد گرفته است .[9]

شيخ الحديث مولانا غلام رسول رضوي

 مولانا غلام رسول يکي از علماي معروف اهل سنت پاکستان بوده و در شهر فيصل آباد درس حديث مي داد و قادري چند ماه از وي استفاده کرده است.[10]

علامه برهان احمد فاروقي

يکي ديگر از اساتيد طاهر القادري برهان احمد فاروقي بوده که باعث شد قرآن را با نگاه انقلابي مطالعه کند [11] ايشان حاصل مطالعات قرآني خود را به عنوان منتخبات القرآن جمع کرد و نزد استاد خود احمد فاروقي فرستاد، ایشان بعد از مطالعه عنوان " البرهان علي سبيل الرشاد والايقان" را بر کتاب او نهاد.[12] که تحت عنوان فلسفه انقلابي قرآن چاپ شده است.

پروفيسور دکتر بشير احمد صديقي

 پروفيسور بشير احمد صديقي يکي از اساتيد دانشگاه بود که در اديان و مذاهب صاحب نظر بوده و رهنمايي رساله دکتري ايشان را برعهده داشته است.[13]

السيد محمد بن علوي المالکي

 او يکي از سادات هاشمي است که در مکه درس حديث مي داد و فقه مالکي را تدريس مي کرد. او از نظر طريقت باسلسله قادريه متصل است، درسال 1991م طاهر القادري به مکه سفر کرد و علوي مالکي اجازه حديث خود را تحت عنوان  " العلوم الباهر في اجازة الشيخ محمد الطاهر" به وي هديه کرد.[14]

فعاليت علمي وفرهنگي دکتر طاهر القادري

طاهر القادري بعد از اتمام تحصيلات فعاليت هاي علمي خود را با نوشتن آيات انقلاب آفرين درقرآن آغاز کرد و اين اولين کتابي بود که تحت عنوان فلسفه انقلابي قرآن به چاپ رسيد. وي درسال 1976م  اولين بار سلسله دروس قرآن را از شهر جهنگ شروع کرد وموفق به جذب جوانان شد. سپس به لاهور منتقل شد و فعاليت هاي خود را گسترش داد.

تاسيس منهاج القرآن

      دکتر طاهرالقادري براي ترويج و نشر فرهنگ اسلامي در سال1980 ميلادي موسسه اي بنام «نهضت منهاج القرآن» در لاهور تاسيس نمود که شاخه هاي آن تاکنون علاوه بر پاکستان در هشتاد کشور جهان فعاليت مي کند. ایشان از طرف همين اداره دروس قرآن خود را در سراسر پاکستان و حتي در کشور هاي ديگر شروع کرد۔ او درسال 1986م براي جلب نيروي بيشتر اين موسسه را به عنوان انجمن، تنظيم سازي کرد و افراد را به عهده هاي مختلف معرفي کرد. الان تحت همين موسسه ۵۷۲ کانون علمي وفرهنگي تاسيس شده و بنابر آماري که در ماه فوریه 2014م انتشار يافت مدارس و دانشگاه هاي که تحت اين موسسه در لاهور پاکستان فعال هستند به شرح زير اند: دانشگاه منهاج لاهور، دانشکده شريعه، دانشکده منهاج براي زنان، جامع المنهاج، موسسه تحفيظ القرآن، موسسه تحقيقاتي فريد ملت وغيره که کارهاي علمي را انجام مي دهند اما براي فعاليت هاي گسترده علمي و فرهنگي شعبه هاي مختلفي نيز وجود دارند که مهمترين از آن منهاج العلماء کونسل، منهاج فاؤنديشن، شعبه دعوت، شعبه تربيت، شعبه نشر و اشاعت (انتشارات منهاج) کتاب فروشي منهاج، شعبه انترنت، شبکه تلويزيوني منهاج (منهاج تي وي) و سه مجله تحت عنوان ماهنامه منهاج القرآن، ماهنامه دختران اسلام و ماهنامه علما منتشر مي شود.[15]

دکترطاهر القادري از نگاه ديگران

     دکترطاهر القادري موافقان و مخالفان زيادي دارد و شخصيت مورد نزاع به حساب مي آيد. او با شعار وحدت بين اديان ومذاهب اسلامي و حمايت از مردم مظلوم، توجه بسياري از مسلمانان و غيرمسلمان را به طرف خود جلب نموده و با شرکت در مراسم مسيحيان و مجالس عزاداري امام حسين (عليه السلام) توانسته است بسياري از مسيحيان و شيعيان اهل بيت را از مريدان خود قرار بدهد. دکتر طاهرالقادري با قبول نظريه شفاعت پيامبر و اولياي صالحين، جواز توسل و زيارت پيامبر و اهل بيت اطهار (عليهم السلام) و اولياء ميان شيعه و بريلويه جايگاه ويژه اي دارد.

مخالفان:

او در عين حال توسط علماي مذاهب اسلامي و سياستمداران پاکستان، مورد نقد هاي جدي قرار گرفته است. مخالفان طاهر القادري را مي توان در ميان همة علماي شيعه، بريلويه، ديوبنديه، اهل حديث و سلفيه يافت. اما بيشتر مخالفان وي از اهل حديث، ديوبنديه و سلفيه هستند و فضاي مجازي شاهد بر اين مطلب است که الان صدها مقالات و بروشور درفضاي مجازي بر عليه طاهر القادري نوشته شده و روز بروز افزون تر مي شوند. محمد نوازکهرل يکي ازمخالفين طاهرالقادري کتابي به نام متنازع ترين شخصيت نوشته که  مجموعه مقالاتي است که بر عليه دکتر طاهر القادري تا به حال نوشته شده اند. کتابخانه محدث وابسته به اهل حديث که حضور فعال تري در فضاي مجازي دارد مشغول نشر اينگونه مقالات و کتاب هاست. مقالات و کتاب هاي که برعليه دکترطاهرالقادري در زبان اردو نوشته شده و در انترنت يافت مي شوند به شرح زير اند:

«فتنه قادريه»، «افکار متنازع طاهر القادري»، «خيانت هاي علمي دکتر طاهر القادري»، «طاهرالقادري درميدان کارزار»، «دکتر طاهرالقادري خادم دين متين يا افاک اثيم» و ....[16]

در اين نوشته ها برچسپ هاي متعددي روي طاهر القادري زده شده و از وي به عنوان فتنه پرور، گمراه، بي دين، مفادپرست، شيعه تفضيلي و يک شخص مجنون ياد شده است.

موافقان:

همچنان که شخصيت هاي ملي و بين المللي بسياري از اقدامات و فعاليت هاي وي قدرداني کردند. از جمله:

محمد بن علوي مالکي

وي  خطاب به همایش جهانی علما و مشایخ که در 20 نوامبر 1995 برگزار شد ، گفت:

درباره منهاج القرآن چیزهای زیادی شنیده بودم اما امروز ، با دیدن همه اینها با چشمان خود، به نظر می رسد که واقعيت بسيار بيشتر از شنيده ها بوده است. شیخ دکتر محمد طاهرالقادری با نيت خالصانه و قلب پاک بیرون آمده و اهدافي بلند دارد ، بنابراین موفقیت ها دستگير وي مي شود. (در طول تاريخ‌) هرگاه فتنه و فسادي از قواي باطل ناشی می شد ، شخصیتي نیز براي از بين بردن آن ظهور مي کرد. شیخ محمد طاهرالقادری از اينگونه افراد است.[17]

آیت الله محمد علی تسخيری (دبیر مجمع تقريب مذاهب اسلامی )

 در نهم ربیع الثانی 1429 هجری قمری از مرکز بین المللی منهاج القرآن بازدید کردند و از اقدامات دکتر قادري که در  راستاي وحدت امت مسلمان انجام گرفته تقدير و تشکر کردند.[18]

طاهر علاء الدین الگیلانی البغدادی

وی که رئيس سلسله صوفيه قادريه در پاکستان است، طي  نامه ای مورخ 9 ژانویه 1987 ضمن ابراز خرسندي از از کارهاي  منهاج القرآن و دکتر محمد طاهرالقادري ابراز داشت که هر کس به فکر آسيب زدن به شخصيت وي برآيد، خود را از سلسله قادريه بايد جدا سازد و بداند که هيچ خدمتي به اسلام نکرده است.[19]

پروفيسور علامه مفتی منیب الرحمان (رئیس  کمیته رؤیت هلال پاکستان)

ايشان در کنفرانس جهانی علما و مشايخ20 نوامبر 1995  ضمن تأکيد بر پيروي از دکتر طاهر القادري در جنبش منهاج القرآن اظهار داشت که تمايز اين جنبش آن است که علاوه بر تمسک به قرآن لزوم عشق و محبت پيامبر (صلی الله علیه وآله) را نيز در مردم مورد تاکيد قرار مي دهد و اين اساس تفکر اين جنبش است. [2

آثار و نوشته ها

 دکتر طاهر القادري تا حال حدوداً 450 کتاب کوچک و بزرگ در موضوعات مختلف نوشته که برخي از آنها علاوه بر زبان اردو، به عربي و انگليسي نيز ترجمه شدند. بيشتر کتاب هاي دکتر طاهر القادري مشتمل بر قرآن و حديث اند و روش او جمع آوري آيات و روايات درموضو ع مورد نظر است.

کتب قرآني:

 وی قرآن را به دو زبان اردو و انگليسي ترجمه کرد و تحت عنوان «عرفان القرآن» به چاپ رسانده است. همچنين در حال نوشتن يک تفسير قرآن بنام ((تفسير منهاج القرآن)) نيز هست که تاحال فقط تفسيرسوره حمد و بقره چاپ شده است. تفسير ايشان بيشتر طبق علوم جديد است. او معتقد است که همه علوم و فنون اعم از مادي وغير مادي در قرآن موجود است و ريشه همه علوم قرآن است او براي اثبات ادعاي خود آيات متعدد را به عنوان شاهد آورده از جمله اين آيه «وانزلنا عليک الکتاب تبيانا لکل شئي»[21] .او مي گويد که واژه «شئي» بر همه موجودات جهان و تمامي مخلوقات اطلاق مي شود و بنابر اين تفصيل هر چيز در قرآن موجود است [22]

قبلا اشاره شد که او کتابي تحت عنوان فلسفه قرآني انقلاب نگاشت که مبانی فلسفه انقلابی قرآن را مطرح کرده و در پرتو آیات قرآنی با توجه به اهداف بعثت پیامبر (صلی الله علیه وآله) این واقعیت را توضیح می دهد که از زمان فروپاشی ملت اسلامی، قدرت های استکباري و استعماری هفت نوع تغییر زیر را در مفاهیم اساسی اسلام ایجاد کرده اند:

تغییر در اندیشه سیاسی

تغییر در اندیشه اقتصادی

تغییر در فقه و اندیشه حقوقی

تغییر در سنن اجتماعی

تغییر در تفکر فرهنگی

تغییر در تفکر دینی و مذهبی

تغییر در تفکر آموزشی و تربیتی

لذا باتوجه به برنامه انقلابي قرآن، او دنبال بازسازی امت اسلامي بر اساس مؤلفه هاي فوق برآمده است.

به علاوه موسوعه قرآني در هشت جلد به چاپ رسانده که موضوعات آن به قرار زير است:

 جلد اول: متعلق به مباحث ایمان به وجودِ باری تعالی، عقیدہ  توحید و مسايل مربوطه.

جلد دوم: در بيان بطلان شرک و ایمان به رسالت، ایمان بالکتب، ایمان به ملائکه، اِیمان به قدر، ایمان به آخرت

جلد سوم: مربوط به اَحوالِ قیامت، عبادات، معاملات، حقوق و فرائض، علوم جديد.

جلد چهارم: در بيان مباحث اجتماعي امت اسلامي مانند مسالمت آميزي و عدمِ تشدد، رواداري با پيروان مذاهب ديگر و قصص انبياء.

جلد پنجم: در بیان نظام حکومتی و سیاسی اسلام و نظامِ عدالت اقتصادی، مسایل مربوط بہ جہاد و غزوه هاي پيامبر

جلد ششم تا هشتم: مربوط به تفسير و توضيح  واژه هاي مهم قرآني است، مثلا در «انزلنا» مفهوم شناسي نزول قرآن و کيفيت نزول آن مطرح شده است. [23]

کتب حديثي

دکتر طاهر القادري حدودا هشتاد کتاب به اين عنوان تاليف نموده که معروف ترين از اين مجموعه «جَامِعُ السُّنَه» است که در20 جلد و مشتمل بر30 هزار حديث است. غير از اين، کتاب «اَلْمِنْهَاجُ السَّوِی وهِدَايَةُ الْأُمَّة» نيز معروف ترين کتاب وي در باره حديث هستند.

سيره رسول الله (صلي الله عليه وآله وسلم)

اين کتاب مشتمل بر دوازده جلد پيرامون سيره پيامبر اسلام است.

تصوف

 طاهر القادري چهل عنوان کتاب در مورد تصوف تاليف کرده و به همين خاطر مريدان و پيروان وي، او را يکي از احيا گران تصوف مي دانند.[24]

صحابه، تابعين و ازواج نبي (صلی الله علیه وآله)

طاهر القادري در مورد صحابه چندین کتاب نوشته است، خصوصا در مورد خلفای چهار گانه کتابهاي مستقل و جداگانه نوشته و ابعاد مختلف از شخصيات خلفاء راشدين را ذکر کرده است، همچنين در مورد ازواج رسول چند تا کتاب نوشته که مهمترين از آن سيره حضرت خديجه (علیه السلام) و سيره عائشه است. او در مورد ابوحنيفه هم چند جلد کتاب تاليف کرده است.

اهل بيت (عليهم السلام)

طاهر القادري اگرچه سني مذهب است اما علاقه خاصي به اهل بيت (عليهم السلام) نشان مي دهد ودر سخنراني هاي ماه محرم مصايب امام حسين (عليه السلام) مي خواند. او آثار متعددي در مورد اهل بيت (علیهم السلام) نوشته که برخي به شرح زير اند:

  1. الکفايه في حديث الولايه: اين کتاب 250صفحه اي براي اثبات ولايت امام علي در رد ابن تيميه نوشته شده است. نویسنده در اين کتاب به 153 طرق روايي پرداخته و نتيجه گرفته که اکثر اين طرق يا صحيح اند يا حسن . همچنين او مي گويد که 98 تن از صحابه حديث غدير را روايت کرده اند.
  2. کنز المطالب في مناقب علي ابن ابي طالب: اين کتاب 161 صفحه و مشتمل بر20 باب است.
  3. السيف الجلي علي منکر ولاية علي: اين کتاب 108 صفحه ومشتمل بر 51 حديث است او حديث غدير و اعلام پيامبر (صلی الله علیه وآله) براي ولايت علي (علیه السلام) را قبول دارد و از مسلمات مي داند و به همين منظور تعداد زيادي از راويان و ناقلين اين حديث را مورد بررسي قرارداده اما به اين همه او ولايت امام علي (علیه السلام) و ساير ائمه (عليهم السلام) را فقط به عنوان ولايت باطني قبول دارد. او در مقدمه همين کتاب ولايت و نيابت را به سه نوع (ولايت سياسي، ولايت باطني، ولايت ديني) تقسيم کرده و ولايت باطني را به اهل بيت (علیهم السلام) اختصاص داده است.
  4. الدرة البيضاء في مناقب فاطمه الزهراء: اين کتاب داراي 40 فصل کوچک که هر فصل چند تا حديث دارد و جمعا 122 صفحه است.
  5. القول المعتبر في امام المنتظر: دراين کتاب روايات اهل سنت در مورد امام زمان (عليه السلام) جمع آوري شده است واين کتاب 84 صفحه است .
  6. الاربعين، مرج البحرين في مناقب الحسنين: داراي مناقب امام حسن وحسين (عليهما السلام) است و مشتمل بر 127 صفحه است .[25]
  7. غاية الاجابه في مناقب القرابه: اين کتاب در فضائل و مناقب اهل بيت (عليهم السلام) است که داراي 327 صفحه است.
  8. فلسفه شهادت امام حسين (عليه السلام): اين کتاب مشتمل بر 284 صفحه و هفت باب است.
  9. ذبح عظيم از ذبح اسماعيل تا امام حسين (عليه السلام): اين کتاب در 143 صفحه نوشته شده و در آن شهادت امام حسين (علیه السلام) با ذبح اسماعيل (علیه السلام) مقايسه شده است.
  10. شهادت امام حسين (علیه السلام) فلسفه وتعليمات: اين کتاب عين همان کتاب فلسفه شهادت است و فقط تفاوت اسمي دارد.
  11. مناجات امام زين العابدين (علیه السلام): در اين کتاب دعاهاي امام زين العابدين (علیه السلام) را جمع آوري کرده و در آخر چند تا مناجات از امير المومنين (علیه السلام) هم نقل کرده است.
  12. حسن الماب في ذکر ابي تراب : اين کتاب 67 صفحه و مشتمل بر چهل حديث در مورد امير المومنين (عليه السلام) است.
  13. حيات ونزول مسيح (عليه السلام) ومسئلةولادت امام مهدي (عليه السلام): اين کتاب 144صفحه و در مورد ولادت و ظهور امام زمان (علیه السلام) است که در آن امامت جماعت به توسط امام زمان (عليه السلام) و خواندن نماز حضرت عيسي (علیه السلام) پشت سر امام ذکر شده است.
  14. فرحة المومنين: در اين کتاب 86 سند در مورد حديث(فاطمةالسيدةالنساء العالمين) ذکر کرده است.

آثار وي در نقد سلفيه تکفيري:

او سخنراني هاي متعددي در بيان مباني توحيد و شرک و نيز در تبيين مفاهيم توسل، تبرک و استغاثه و مسايلي از اين قبيل ارايه داده و چندین اثر مکتوب در نقد اندیشه هاي سلفي چه مسلح (جهادي) و چه غير مسلح (وهابي) از وي به چاپ رسيده است.

در نقد سلفيان مسلح:

الارهاب و فتنة‌الخوارج

  او طالبان و گروه هاي تروريستي مسلح ديگر را به عنوان فتنه خوارج قلمداد کرده و فتواي مفصلي عليه آنها صادر کرده که به صورت کتاب ششصد صفحه اي به زبان اردو تحت عنوان (دهشت گردي و فتنه خوارج)[26]و به زبان عربي  تحت عنوان «الارهاب و فتنة‌الخوارج» به چاپ رسيده است.[27] گزارش مفصل اين فتوا توسط محمد الشافعي در روزنامه الشرق الاوسط انتشار يافته است.[28]  همچنين طي مصاحبه ها و کنفرانس ها به نقد تفکرات اين جريان پرداخته است.[29]

در نقد سلفيان غير مسلح(وهابي):

کتاب التوحيد:

به نظر مي رسد که عنوان کتاب براي تقابل با کتاب التوحيد محمد بن عبدالوهاب نگاشته شده است و لذا دکتر قادري در اين کتاب ضمن بيان اقسام سه گانه توحيد، بر فرق گذاري ميان عبادت و تعظيم (احترام و بزرگ داشتن) تاکيد ويژه داشته و نسبت سنجي ميان مفاهيم تبرک و توسل و استغاثه را با مفهوم توحيد عبادي بيان کرده است.[30]

عقيده توحيد و تصور غير خدا

او در اين کتاب به بيان «ما اهل لغير الله» «من دون الله» و «لا تدع مع الله» پرداخته و معتقد است که منظور قرآن از تعبير «من دون الله» تمامي آلهه هاي مشرکان هستند و هيچگاه شامل اولياي الاهي نمي شود، او مي گويد که من دون الله اصطلاح نيست، بلکه معني دون و پستي و حقارت در آن خوابيده است، و نشاندهنده حقارت اين آلهه است. استعمالات قرآني اين واژه نشان مي دهد که شامل بت ها و آلهه هاي طبيعي مانند خورشيد و ماه و.... که مورد پرستش قرار مي گرفتند مي شده است. [31]

بدعت و تصور درست آن

وي در اين کتاب اثبات کرده که افزودن  عملی در دین به عنوان بدعت خوانده نمی شود ، مگر اینکه حرمت این عمل توسط کتاب و سنت یا آثار صحابه اثبات شود. بنابراین، طبق نظر ايشان، اگر منعي در کتاب خدا یا سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وجود نداشته باشد آن فعل مباح است يا بدعت حسنه به حساب مي آيد.

او دو کتاب دیگر نیز در خصوص بدعت نگاشته يکي «اطلاقات واژه بدعت در احاديث و آثار» و ديگر «بدعت نزد محدثان و بزرگان اهل سنت».

کتب وي در خصوص تبرک:

راجع به تبرک، ايشان سه اثر نگاشته است. يکي جمع آوري چهل حديث در تبرک به ذات پيامبر اسلام تحت عنوان «الشرف العلي في التبرک بالنبي» دوم: «الصفا في التوسل و التبرک بالمصطفي» و «جايگاه شرعي تبرک». در مباحث"تبرک" وي اثبات کرده که از زیارتگاه ها و مقبره های انبیاء، اولياء و صالحان  مي توان تبرک جست و بوسيدن مقبره ها، زیارتگاه ها و درب هاي آنها نيز مطلوبيت ويژه دارد و آداب زيارت را در اين اماکن بايستي در نظر گرفت. به علاوه او چهل حديث راجع به فضيلت زيارت قبور نيز جمع آوري کرده است.

کتب وي در خصوص توسل:

راجع به توسل نيز او سه اثر به نگارش در آورده است. يکي کتاب فوق الذکر که با تبرک مشترک بوده، دوم: چهل حديث درمورد توسل تحت عنوان «الفوز الجلي في التوسل بالنبي ص» و سوم «التوسل عند الائمه و المحدثين» که جمع آوري آراي بزرگان اهل سنت درمورد توسل بوده است. نگاه کلي وي در عقيده توسل بمعناي عام اين است که امت پيامبر نمی تواند مشرک به شرک اکبر باشد.[32]

«احسن الصناعة فی اثبات الشفاعة» 

نویسنده در اين کتاب به جمع آوري احاديث راجع به مسئله شفاعت همت گماشته و طي بيست و سه باب به اسباب شفاعت و مصاديق آن و موانع آن پرداخته است.[33]

«وسايط شرعيه»:

 او در اين کتاب پيامبر اسلام را به عنوان واسطه عظمي ميان خلق و خداوند معرفي مي کند و اقسام 23 گانه اي براي وسايط مطرح مي کند و نسبت آنها را با توحيد بيان مي کند، مانند واسطه ايمان، حرمت،اطاعت، حکم، تعظيم، استعانت، تبرک، توسل، ولايت و... معتقد شده که تنها واسطه تعبد است که مختص خداوند است و بقيه هيچ کدام از واسطه گري ها ممنوعيت شرعي ندارد.[34]

مسئله استغاثه و حيث شرعي آن:

ايشان  در کتابچه ديگر خود تحت عنوان «مسئله استغاثه و حيث شرعي آن» دنبال اثبات اين مطلب بوده که استغاثه به اولياء و انبياء همانطوري که در حيات شان جايز بوده، پس از ممات نيز جايز و مشروع است. ايشان معتقد است که اين استغاثه حقيقي نيست، بلکه بازگشت آن به وسيله قرار دادن مخلوقات براي طلب از خداوند است.[35]

فعاليت سياسي واجتماعي دکتر طاهر القادري

دکتر طاهر القادري با شعار کمک به مردم فقير و مظلوم وارد عرصه سياست شد و يک بار نمائنده پارليمان نيز شده ولي براي اعتراض به کارکرد دولت آن زمان استعفا داد و راهي کانادا شده و تاکنون همانجا ساکن است. او براي رسيدن به اهداف سياسي يک حزب سياسي بنام «نهضت مردمي پاکستان» تاسيس نموده که الان در سطح کشور فعال است[36] اما بنظر می رسد در اين عرصه موفقيت چنداني به دست نياورده است.

ديدگاه ها

انقلاب قرآني:

مهم ترين نظريه وي در باره انقلاب قرآني است. او معتقد است که بشريت براي رسيدن به فلاح در تمامي شعبه هاي زندگي به نظام مبتني بر وحي نياز دارد و رويگرداندن از آن نتيجه اي جز هلاکت و خسران ندارد.[37]

آزادي زنان

طاهرالقادري معتقد است زن مي تواند عضو پارليمان يا مشير سياسي دولت شود.[38]

وحدت اديان و اتحاد بين المذاهب

    طاهر القادري مسيحيان و ديگر اهل کتاب را از مؤمنين مي داند و مسيحيان را اجازه مي دهد که آنان مراسم مذهبي خود را در مسجد منهاج القرآن برگزار کنند.[39]

گرايش به تشيع تفضيلي

در مقدمه دو کتاب خویش (السيف الجلي علي منکر ولاية علي ) و (القول المعتبر في الامام المنتظر) جانشيني و رهبري پس از پيامبرصلي الله عليه وآله را به سه نوع تقسيم نموده :

  1. وراثت باطني و روحاني
  2. وراثت سياسي وخلافت ظاهري
  3. وراثت عمومي ديني

 وي معتقد است:

 وراثت باطني وروحاني که همان امامت و ولايت است به ائمه اهل بيت عليهم السلام اختصاص دارد، و وراثت سياسي و خلافت ظاهري به خلفاء راشدين مختص است و همچنين خلافت عمومي ديني که وارث آن همه اصحاب و تابعين اند. او وراثت روحاني را بر آن دو مقدم دانسته و آن را امري الاهي دانسته است.[40]

طاهر القادري امام مهدي (علیه السلام) را مانند شيعيان، امام دوازدهم مي داند و او را مانند علي مرتضي ولي و وصي پيامبر (صلی الله علیه وآله) مي داند، در عين حال معتقد است که او هنوز به دنيا نيامده و در آينده متولد خواهد شد.[41]

لذا بیشتر توسط مخالفان وی اینگونه معرفي شده که طاهر القادري از نظر اعتقادي شيعه تفضيلي و از نظر فقهي حنفي بريلوي است.[42]

نقد انديشه هاي سلفي وهابي:

طلب شفاعت از غير الله:

در خصوص طلب شفاعت از غیر الله ايشان معتقد است که کلمات "من دون الله" به کسانی که دشمن خدا هستند، اطلاق مي شود مانند بتهای مشرکان، و لذا به کار گرفتن آن براي دوستان و اولياي خدا صحیح نیست. بت ها به همين دليل  نمي توانند شفيع و ولي باشند، اما اولياء الله در روز قیامت ولي و شفيع مؤمنان خواهند بود.[43]

توسل به اولياء

    طاهرالقادري هيچ عملي را که بدعت و شرک بودنش از نظر قرآن و سنت ثابت نباشد بدعت و شرک نمي شمارد و قائل به توسل، زيارت قبور، تبرک جستن از مراقد انبيا و اوليا بعد از مرگشان است و کتابهاي مستقلي در اين موارد نوشته که برخي از آنها معرفي شد.[44]

دعا لغير الله:

او اين مبحث را در ذيل آيه «لا تدع مع الله»  مورد بررسي قرار داده است.  ايشان معتقد است که «دعا» به سه معنی به کار می رود: خواندن، درخواست کردن و  عبادت. بنابراین ، اگر دعا مبتنی بر عبادت باشد ، دعا کردن به غیر خدا جایز نیست و اگر دعوت یا درخواست باشد ، دعا کردن به غير خدا جایز است. بنابراین ، استغاثه از غير خدا جايز است و به طور مجاز مي توان واژه مشکل کشا را نيز براي غير خدا به کار گرفت.

در خصوص نذر و ذبح، ايشان معتقد است که جنبه عبادي آن مخصوص خداوند است، اما استعمال کلمه نذر براي انبياء و اولياء بصورت مجاز است و منظور از آن هديه ثواب به اين ذوات و بقيه مسلمانان است، و هيچ مسلماني براي غير خداوند نذر نمي کند. لذا به طور مجاز تعبير هايي مانند «نذرحسین» و "نیاز شاه عبدالقادر گیلانی" درست است.  [45]

در نقد سلفيان مسلح:

  او معتقد است جهاد و تروریسم هیچ ارتباطی با همديگر ندارند و هیچ چیز مشترکی ميان آن دو نيست. بلکه  جهاد عبارت از پایان دادن به تروریسم بوده و اين  یکی از اهداف مهم جهاد است. اولین شرط جهاد این است که باید توسط یک دولت اسلامی اعلام شود.هیچ کس  چه عالم و دانشمند و چه رهبر حزب سياسي يا فرد عادي نمي تواند سرخود جهاد را برای امت اعلام کنند. بلي مي تواند اعتصاب  کند ، ممکن است تحصن کند ، اما جهاد يک واجب شرعي است که رئیس یک حزب یا یک شخص نمی تواند آن را اعلام کند.[46] او در طي کنفرانسي در لندن اعلام کرد که داعش شر قديم به اسم جديد است. اشاره وي به همان خوارجي است که پيدايي و ظهور آن به دوران امام علي (علیه السلام)  بر مي گردد. طبق گزارش سايت رسمي منهاج اين فتوا به چند زبان ديگر نيز ترجمه شده، از جمله: انگليسي، نارويژي، اسپانيايي، فرانسوي و هندي.

روياهاي طاهر القادري در باره پيامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)

 ملاقات طاهرالقادري با پيامبر اسلام در عالم رويا مسئله اي است که ميان مردم پاکستان زبان زده عام شده است. خود دکتر طاهرالقادري اين خواب ها را در بعضي از سخنراني هايش بيان نموده و مي گويد که روزي پيامبراسلام در عالم رويا به پاکستان آمده و از من خواسته که براي ايشان هتل، غذا و بليط هواپيما براي مدينه را مهيا کنم. اين گونه خواب ها اگرچه مورد قبول مريدان وي شده است اما مخالفان او به شدت رد کرده و او را دروغ گو شمرده اند و اين خواب هاي او را توهين پيامبر اسلام مي دانند. نوار اين خواب هاي طاهرالقادري توسط يکي از مخالفان وي جمع آوري شده و به چاپ رسيده است.[47]

ديدگاه دکتر طاهر القادري درباره اهل بيت (علیهم السلام)

آثار متعدد وي درباره اهل بيت (علیهم السلام) باعث شده که پايان نامه مستقلي در جامعة المصطفي تحت عنوان «بررسي ديدگاه دکتر طاهر القادري درباره اهل بيت (عليهم السلام)» توسط طلبه اي پاکستاني بنام جواد حسين به نگارش در آيد.

بر اساس يافته هاي پژوهش مذکور، دکتر طاهر القادري از يک طرف امام علي (علیه السلام)، حضرت فاطمة و امام حسن و حسين (عليهم السلام) را اولين مصداق آيه تطهير مي داند و معتقد است که اهل کساء فقط همين پنج نفر هستند اما از طرف ديگر براي اهل بيت پيامبر اکرم (صلی الله علیه واله) مفهوم وسيعي قائل شده است و اهل بيت را به سه قسم تقسيم نموده است:

  1. اهل بيت نسب: مراد از اهل بيت نسب فاميل هايي هستند که از طريق نسبي با انسان تعلق دارند يعني فاميل هاي اجدادي مانند عمو و عمه و غيره.
  2. اهل بيت مسکن: کساني که درخانة شخص زندگي مي کنند مانند زوجه.
  3. اهل بيت ولادت: کساني که در خانة شخص متولد مي شوند و از نسل او باشند مانند پسر و دخترهاي شخص و نسل فرزندان او.[48]

دکتر طاهرالقادري بعد از ذکر اين تقسيم مي گويد: وقتي مطلق اهل بيت گفته مي شود هرکدام از اين سه طبقه بشرطيکه اهل ايمان باشند شامل اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه وآله) مي شوند و با خارج کردن يکي از آن مفهوم اهل بيت کامل نمي شود. لذا خارج کردن ازواج از آيه تطهير جائز نيست چون در اين آيه مطلق اهل بيت آمده است و ديگر اينکه آيه در سياق ذکر ازواج بوده است.

آيه تطهير

دکترطاهر القادري فصل مستقلي تحت عنوان " فصل في کون آل فاطمة (سلام الله عليها) من اهل بيت و اهل کساء" باز کرده و ضمن سخن از آيه تطهير و حديث کساء روايات متعددي را آورده، از جمله:

(الف) روايت عائشه که  در صحيح مسلم نقل شده[49] و (ب) روايت عمرابن ابي سلمه  که در مسند احمد ذکر شده است.[50]

آيه مباهله

 دکتر طاهر القادري معتقد است که اهل بيت کساني اند که در قرآن نفس پيامبر (صلی الله علیه وآله) شمرده شده اند، لذا او مي نويسد: آيه((فمن حاجک فيه من بعد ماجاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءکم ونساءنا ونساءکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الکاذبين))[51] در باره علي، فاطمه وحسنين (علیهم السلام) نازل شده است و همان ها نفس پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل بيتش هستند او براي اين که اين آيه با اهل بيت تعلق دارد از روايت سعد بن ابي وقاص استدلال کرده:

((لما نزل هذه الاية ندع ابناءنا وابناءکم دعا رسول الله علياً وفاطمة وحسناً وحسيناً فقال اللهم هؤلاء اهلي))[52] هنگامي که اين آيه نازل شد: ما فرزندان خودمان را و شما فرزندان تان را بياوريد، پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) علي فاطمه وحسن وحسين (علیهم السلام) را طلب کرد و فرمود: خدايا اينان اهل من هستند.

آيه مودت

دکتر طاهر القادري معتقد است که آيه مودت درباره پنج تن نازل شده است و مراد از قربي علي، فاطمه حسن و حسين (عليهم السلام) هستند او براي اثبات اين مطلب از روايت طبراني و احمد بن حنبل استشهاد کرده است.[53]

 

 نویسنده: محمد فرقان

 

 


[1]  نير، نکات برجسته سفر پنجاه ساله، ماهنامه منهاج القرآن ، فروري 2001.

[2]. نير، نکات برجسته سفر پنجاه ساله، ، ماهنامه منهاج القرآن ، فروري 2001.

[3] https://www.facebook.com/424181810969915/posts/424208964300533/.

[4]. ماهنامه منهاج القرآن، داستان من از زبان خودم، فروري 2003.

[5]. همان، داستان من از زبان خودم .

[6]. اعظمي، اساتذه ومشايخ علامه قادري، ماهنامه منهاج القرآن ، فروري 2001.

[7] .همان .

[8] همان.

[9] همان.

[10] همان.

[11]. تحريک منهاج القرآن در پرتوي مصاحبه ها.

[12]. . اعظمي، اساتذه ومشايخ علامه قادري ماهنامه منهاج القرآن ، فروري 2001

[13] .همان

[14] .همان

[15] .ماهنامه منهاج القرآن، فوريه 2014

[16] .علوي ، افکار متنازع طاهر القادري، مجله محدث، جنوري2013م، شماره359.

[17] https://www.minhaj.org/urdu/Comments/#

[18] همان.

[19] همان.

[20] همان.

[21] .نحل ، آيه 89

[22]. قادري، اسلام وسائنس جديد ، ص201

[23] www.minhaj.org/urdu/tid/45320/

[24] شیخ الاسلام: تنقید و کارنامه

 [25] .www.minhaj.org

[26]لينک کتاب: https://www.minhajbooks.com/urdu/book/375/Terrorism-and-the-Tribulation-of-the-Kharijites/

[27] لينک کتاب: https://www.minhajbooks.com/urdu/book/595/al-Irhab-wa-Fitna-al-Khawarij-FATWA/

[28] https://aawsat.com/home/article/391021/القادري-«داعش-شر-قديم»-باسم-جديد

[29] مصاحبه خصوصی ، ماہنامہ منہاج القرآن، دسامبر 2001، صفحه: 42-43.

[30] قادري، کتاب التوحيد، دو جلد. لينک کتاب: https://www.minhajbooks.com/urdu/book/Book-on-Oneness-of-Allah-vol-I/read/txt/btid/1406/

[31] قادري، توحيد و تصور غير خدا، لينک کتاب: https://www.minhajbooks.com/urdu/book/Belief-in-the-Oneness-of-God-and-the-Concept-of-other-than-Allah/read/txt/btid/96/

[32] https://www.minhajbooks.com/urdu/book.

[33] https://www.minhajbooks.com/urdu/book.

[34] قادري، وسايط شرعيه، سراسر کتاب.  لينک کتاب:  https://www.minhajbooks.com/urdu/book/The-Medials-of-Law/read/img/btid/483/

[35] قادری، مسئله استغاثه و حيث شرعي آن، نسخه ويب https://www.minhajbooks.com/urdu/book/52/Beseeching-for-Help-and-its-Legal-Status/.

[36]  http://www.pat.com.pk.

[37] قادري، قرآني فلسفه انقلاب ، ص86.

[38] حقوق زن در اسلام، نسخه ويب. لينک https://www.minhajbooks.com/urdu/book/Women-Rights-in-Islam/read/txt/btid/319/۔

[39] عبدالستار منهاجين، تعارف شیخ الاسلام دکتر قادری، چاپخانه ناياب، فيصل آباد،2012،  ص34.

[40] السَّيفُ الجَلى علٰى مُنکرِ وِلايةِ علِیّ، دکتر محمد طاہرالقادری، چاپ هشتم، 2007. مقدمه کتاب۔ https://www.minhajbooks.com/urdu/book/A-Majestic-Rebuttal-to-Deniers-of-Sayyiduna-Ali-s-Sovereignty/read/txt/btid/726/.

[41] قادري، حيات ونزول مسيح اور ولادت امام مهدي عليه السلام، ص70-81.

[42]. سرور قادری، پرفيسورطاهر القادري علمي وتحقيقي جائزه، ص40.

[43] قادری، عقیدہ توحید و تصور غیر خدا۔ لينک کتاب: https://www.minhajbooks.com/urdu/book/Belief-in-the-Oneness-of-God-and-the-Concept-of-other-than-Allah/read/txt/btid/96/

[44] رجوع شود به بخش آثار.

[45] قادري، توحيد و تصور غير خدا، لينک کتاب: https://www.minhajbooks.com/urdu/book/Belief-in-the-Oneness-of-God-and-the-Concept-of-other-than-Allah/read/txt/btid/96/

[46] مصاحبه خصوصی ، ماہنامہ منہاج القرآن، دسامبر 2001، صفحه: 42-43.

[47]. غلزئی، نقل کفر کفر نباشد، هفته نامه تکبیر، 19 جولائی 1990م۔

[48] قادري، فلسفة شهادت امام حسين، ص259.

[49]. قادری، محمد طاهر، الدرة البيضأء في مناقب فاطمة الزهراء سلام الله عليها، منهاجُ القرآن، لاهور، چاپ ششم: مارس 200۷ءص18 به نقل ازصحيح مسلم، باب فضائل اهل بيت النبي ج4 ص 1883رقم 2424 عن صفية بنت شيبة، قالت: قالت عائشه رضي الله عنها: خرج النبي (ص) غداة وعليه مرط مرحل من شعر اسود فجاء الحسن ابن علي فأدخله، ثم جاء الحسين فدخل معه، ثم جاءت فاطمة رضي الله عنها فأ دخلها، ثم جاء علي رضي الله عنه فأدخله، ثم قال:(إ نما يريد الله ليذهب عنکم الرجس أهل البيت ويطهرکم تطهيرا)

[50].قادري،همان . به نقل از سنن الترمذي کتاب التفسير القرآن، باب ومن سورة الاحزاب، ج 5، ص351 و مسند احمد بن حنبل، ج 6، ص292: عن عمر ابن أبي سلمة ربيب النبي (ص) قال : لما نزلت هذه الأية علي النبي: (إنما يريد الله ليذهب عنکم الرجس أهل البيت ويطهرکم تطهيراً) في بيت ام سلمة فدعا فاطمةوحسناً وحسيناً فجلّلهم بکساء، وعلي رضي الله عنه خلف ظهره فجلّله بکساء، ثم قال: (اللهم هؤلاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيراً).

[51] .آل عمران، آيه61

[52]. قادري، سيرة الرسول ج10، ص866 به نقل صحيح مسلم، ج4، ص1817

[53]. قادري ، حسن المأب في ذکر ابي تراب عليه السلام، ص13 به نقل طبراني في معجم الکبير، ج3، ص47واحمد بن حنبل، فضائل الصحابة، ج2669

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن