تاریخ ثبت  1400/04/29
تعداد بازدید  114

فتاوی نسنجیده، سطحی و البته ناصواب موجود در آئین وهابیت، یکی از مهم ترین مشکلات امروز جهان اسلام به حساب می‌آید که عالمان اسلامی، فارغ از هر مذهب و قومیتی را بر آن داشته است تا جهت مبارزه با این فتاوی به پا خیزند. از همین رو علمای فراوانی را مشاهده می‌کنیم که حداقل بخشی از زندگی علمی خویش را صرف مبارزه با آراء وهابیون کرده‌اند. داود بن سلیمان نقشبندی ازجمله علمای سنی مذهبی است که خطر وهابیت را حس کرده و در موارد متعددی بر رای و نظر مفتیان وهابی، تاخته است. از آنجایی که ضرورت شناخت ابعاد زندگانی وهمچنین آراء علمی افرادی همچون داود بن سلیمان، برای محققین و پژهشگران حوزه نقد وهابیت، بر کسی پوشیده نیست، لذا در نوشتار پیش رو ضمن اشاره به مختصری از زندگانی این عالم عراقی، همچنین برخی از نقطه نظرات وی تبیین خواهد شد.

مختصری از زندگینامه داود بن سلیمان نقشبندی 

«ابن جرجیس» یا همان «داود بن سلیمان نقشبندی» از فقها و ادبای عراقی، در سال 1231ه‌ق در شهر بغداد به دنیا آمد.[1] در مورد مذهب وی اختلاف نظر وجود دارد برخی همچون «زرکلی»، داود را شافعی مذهب معرفی کرده اند.[2] در مقابل، عده دیگری نیز معتقدند وی، از علمای حنفی مذهب بوده است.[3] داود تا هنگامی که پدرش (سلیمان) در قید حیات بود در منطقه خودش به تحصیل علوم پرداخت ولی پس از وفات پدرش، به جهت تحصیل بیشتر علوم، به شهرهای مختلفی از جمله مکه، مدینه، دمشق، شام، حجاز، مصر، قاهره و موصل سفر کرد و در همه این شهرها مورد احترام اهل علم قرار گرفت تا جایی که از سوی تعدادی از فحول و علمای آن روزگار، برای وی اجازه نامه‌هایی صادر شد. البته در تمامی این سال‌ها و در خلال سفرهای علمی، مدتی به دیار خودش یعنی بغداد برمی‌گشت. سرانجام پس از بازگشت از سفر آخرش(که ظاهرا به موصل بوده است) برای همیشه به بغداد برگشت و نهایتا در سال 1299ه‌ق در این شهر وفات کرد.[4] از او آثار متعددی برجای مانده است که برخی از این آثار عبارتند از:
1: نحت حديد الباطل وبرده في أدله الحق الذابه عن صاحب البرده

شرف الدین محمد بوصیری از شاعران و پیروان تصوف در قرن هفتم هجری، ابیاتی در ستایش رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سرود که «قصیده برده» نام گرفت. این قصیده مورد استفاده بسیاری از مسلمانان قرار گرفت و در آن به بسیاری از مفاهیم، از جمله توسل به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) اشاره شد. از همین رو مورد تهاجم عده‌ای از وهابیون قرار گرفت تا جایی که بر آن، نقدهای بی اساسی وارد شد. تهاجماتی که از سوی عده ای وهابی مسلک بر قصیده برده، وارد آمد، موجب شد داود بن سلیمان نقشبندی با تالیف کتاب «نحت حدید الباطل و برده فی ادله الحق الذابه عن صاحب البرده»، از این قصیده مطرح و پر مضمون حمایت کند. داود بن سلیمان در کتاب مذکور، مفاهیمی همچون: علم غیب اولیاء الهی، مشروعیت خطاب قرار دادن اموات، جواز توسل به ذات صالحین و طلب شفاعت و استغاثه از اموات، ارتباط مردگان با دنیا و اثبات عرضه اعمال زندگان بر مردگان را اثبات کرده است. اثبات مسائل مذکور در حالی صورت می‌گیرد که وهابیون، تمامی این موارد را انکار می‌کنند. از همین رو با توجه به اینکه روش داود بن سلیمان در کتاب «نحت حديد الباطل وبرده في أدله الحق الذابه عن صاحب البرده»، روشی مبتنی بر ادله عقلی و نقلی است، بنابراین می‌توان این کتاب را یکی از کتب مهم و مفید در جهت نقد افکار وهابیت به حساب آورد.

2. المنحه الوهبيه في الرد على الوهابيه

کتاب «الوهبیه فی الرد علی الوهابیه» یکی دیگر از آثار داود بن سلیمان نقشبندی است که مطالعه آن برای محققین و پژوهشگران حوزه نقد وهابیت و جریانات تکفیری مفید خواهد بود. چرا که در این کتاب نیز بسیاری از مفاهیمی را که وهابیون در رد کردن آن مفاهیم از هیچ کوششی دریغ نکرده‌اند، اثبات می‌شوند. به عنوان نمونه، داود بن سلیمان در کتاب «المنحه الوهبيه في الرد على الوهابيه»، به اثبات مفاهیمی همچون: سماع موتی، جواز زیارت قبور حتی برای زنان، اطلاع مردگان از احوالات زندگان، امکان تصرف اموات در عالَم و امکان صدور کرامات از انسان‌ها پس از مرگ، پرداخته است.

3. أشد الجهاد في إبطال الاجتهاد

کتاب «أشد الجهاد في إبطال الاجتهاد» اثری دیگر از داود بن سلیمان نقشبندی است که وی در این اثر برخلاف وهابیون، بر اهمیت تقلید از مذاهب اربعه تاکید می‌کند. بدیگر سخن داود بن سلیمان در کتاب مذکور با بیان نقاط قوت 4 پیشوای مذاهب اربعه اهل سنت، تصریح می‌کند که کسی حق ندارد خود را مجتهد مطلق به حساب آورد چرا که اگر چنین کاری صحیح بود هرآیینه باید عالمان نامدار، چنین کاری را انجام می‌دادند حال آنکه آنان با وجود علمیت فروانی که داشتند ولیکن مدعی نشدند که مجتهد مطلق هستند.

4: صلح الإخوان من أهل الإيمان وبيان الدين القيم في تبرئة ابن تيميه وابن القيم

5: مناقب المذاهب الأربعه.

6: دوحه التوحيد في علم الكلام.

7: روضه الصفا في بعض مناقب والد المصطفى(صلی‌الله‌علیه‌وآله).

8: رساله في الرد على محمود الألوسي.

البته ناگفته نماند از آن جهت که داود بن سلیمان، عمرش را وقف تبیین علم کرد، مورد مدح وثنای تعداد زیادی از علمای اسلامی قرار گرفته است. چنانکه عبدالرحمن بن حسن میدانی دمشقی در این باره چنین تصریح می‌کند:«وللأفاضل في حقه مراثي كثيره»[5]  فضلاء، در رثای داود بن سلیمان، مطالب فراوانی بیان کرده‌اند. البته این تمام ماجرا نیست و از آن جایی که ابن جرجیس نقشبندی، با بسیاری از آراء وهابیون مخالف بوده است به همین دلیل برخی از سردمداران وهابیت در آثار خود، به او حملاتی کرده‌اند چنانکه عبدالله بن جبرین چهره نام آشنای وهابی،به مطالب مطرح شده از سوی داود بن سلیمان، نسبت «اباطیل» داده است.[6] عبدالرحمن بن عبداللطیف آل الشیخ از نوادگان محمدبن عبدالوهاب نیز داود بن سلیمان را طاغوت عراق و مبلغ به سوی کفر و گمراهی معرفی کرده است.[7] حال این سوال مطرح می‌شود که مگر داود بن سلیمان نقشبندی چه دیدگاه و نظراتی را در آثارش بیان می‌کند که مورد هجمه برخی از بزرگان وهابیت قرار گرفته است؟ در ادامه با اشاره به برخی از مهم ترین آراء ابن جرجیس نقشبندی، پاسخ این سوال تا حدود زیادی مشخص می‌شود.

برخی از مهمترین نکته نظرات داود بن سلیمان نقشبندی

با مراجعه به آثار علمای وهابیت مشاهده می‌شود که آنان اموری همچون: توسل به ذات اولیاء الهی، طلب شفاعت از اموات، استغاثه از اشخاص صالح، و خطاب قرار دادن مردگان را اموری ممنوع دانسته اند. همچنین در آئین وهابیت مسائلی نظیر: علم غیب صالحین، عرضه اعمال بر اموات، سماع موتی و تصرف اشخاص صالحی که از دنیا رفته‌اند انکار می‌شود. حال آنکه علمای اسلامی از جمله داود بن سلیمان نقشبندی در این امور، نظر دیگری دارند. برخی از مهم‌ترین نظرات داود بن سلیمان را که با آراء وهابیت تفاوت‌های جدی دارد را در ادامه ذکر می‌کنیم:

1: آیات و روایات متعددی دلالت می‌کنند که پیامبراکرم(صلی‌الله علیه‌وآله) دارای علم غیب بوده‌اند.[8]

2: علاوه بر پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، همچنین انبیاء عظام الهی(علیهم‌السلام)، برخی از صحابه و اولیاء الهی نیز دارای علم غیب هستند.[9]

3: دعا و خواندنِ غیرالله، زمانی عبادت و موجب شرک خواهد بود که دعاکننده، غیرالله را اله و رب خود بداند.بنابراین اگر دعاکننده، اعتقادی به الوهیت و ربوبیت دعاشونده نداشته باشد، چنین دعایی مشروع می‌باشد.[10]

4: باتوجه به عمومیت واژه «وسیله» در آیه«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَه»[11] می‌توان نتیجه گرفت که توسل به ذات اولیاء الهی جایز است.[12]

5: طبق نظر مفسرین، آیه«لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا»[13] نشان دهنده آن است که با عنایت پروردگار، مومنین، مالک شفاعت هستند. از همین رو طلب شفاعت از آنان هیچ منعی ندارد.[14]

6: از آنجایی که پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اولیاء الهی در قبر زنده هستند، لذا طلب شفاعت از ایشان پس از وفات شان نیز بی اشکال خواهد بود.[15]

7: کسانی که منکر جواز طلب شفاعت از اموات هستند، باید حداقل یک روایت از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ذکر کنند که نشان دهد ایشان، طلب کردنِ شفاعت از اموات را نهی فرموده‌اند.[16]

8: بسیاری از بزرگان همچون ابن رجب، روایت «عرضه اعمال»[17] را روایتی صحیح قلمداد کرده‌اند.[18]

9: روایت «مالک الدار»[19] به خوبی نشان می‌دهد که پس از رحلت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز می‌توان از ایشان مسئلتی نمود.[20]

10: اگر درخواست کردن از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پس از وفات ایشان امر ممنوعی است هر آیینه صحابه، نبایدبدان ملتزم می‌بودند. حال آنکه در موارد متعددی، صحابه از آن حضرت، مسئلت کرده‌اند.[21]

11: مخالفین خطاب قرار دادن اموات و طلب شفاعت از ایشان(وهابیت)، به استناد به کلام ابن تیمیه، بیشتر اطمینان دارند تا استناد به آیات و روایات صحیحه! [22]

12: عبارات علمای مذاهب اربعه نشان دهنده مشروعیت استغاثه از اولیاء الهی است.[23]

13: انبیاء(علیهم‌السلام)، شهدا و اولیاء الهی در عالَم قبر، صدای زندگان را می‌شنوند. ادله متعددی از جمله روایت «قلیب بدر»[24]، این مدعا را اثبات می‌کنند.[25]

14: اموات از زیارتی که زندگان انجام می‌دهند، مطلع می‌شوند.[26]

15: زیارت قبور حتی برای زنان، امری جایز است.[27]

16: مردگان به احوال و اخبار اهل دنیا علم دارند.[28]

17: اموات با اذن الهی، قدرت تصرف در عالَم را دارند.[29]

18: کرامات اولیاء الهی، مخصوص دنیا نیست و آن بزرگواران در برزخ نیز می‌توانند کراماتی انجام بدهند.[30]

19: اتباع و تقلید از مذاهب اربعه واجب است و کسی حق ندارد مدعی اجتهادی در عرض اجتهادی که ائمه اربعه اهل سنت داشته اند، شود. لازم به ذکر است که داود بن سلیمان نقشبندی در جهت اثبات این ادعایش، کتابی با عنوان«اشدالجهاد فی ابطال دعوی الاجتهاد» تالیف کرده که در آن به ادله متعددی چنگ زده است.

جمع بندی

با مراجعه به آثار داود بن سلیمان نقشبندی به این نتیجه می‌رسیم که وی ظرفیتی مناسب در جهت نقد آراء و افکار وهابیون به حساب می‌آید. از همین مناسب است که محققین و پژوهشگران حوزه نقد وهابیت و جریانات تکفیری، مراجعاتی به تالیفات جناب داود بن سلیمان داشته باشند.   


[1] . زرکلی، الاعلام، ج2، ص332، دارالعلم للملايين، چاپ پانزدهم، 2002 م.

[2] . « داود بن سليمان البغدادي النقشبندي الخالديّ الشافعيّ، ابن جرجيس» زرکلی، الاعلام، ج2، ص332، دارالعلم للملايين، چاپ پانزدهم، 2002 م.

[3] . « داود بن سليمان البغدادي، النقشبندي الخالدي، الحنفي. عالم، اديب.» کحاله الدمشق، عمر بن رضا، معجم المولفین، ج4، ص136، بيروت، مکتبه المثنی، بی‌تا.

[4] . المیدانی الدمشقی، عبدالرزاق بن حسن، حلیه البشر، ص610، بیروت، دارصادر، چاپ دوم، 1413ه‌ق.

[5] . همان، ص611.

[6] . « و لقد تصدى للدفاع عن هذه الأباطيل بعض المتأخرين الزائفين، أمثال النبهاني، و الحداد، و الزهاوي، و دحلان، و ابن جرجيس،»  بن جبرین، عبدالله، السراج الوهاج للمعتمر والحاج، ص63، بی‌جا، بی‌تا.

[7] .  آل الشیخ، عبدالرحمن بن عبداللطیف، مشاهیر علماء نجد و غیرهم، ص78، ریاض، دار اليمامة، چاپ اول، 1392ه‌ق.

[8] . نقشبندی، داود، نحت حدید الباطل و برده بادله الحق الدابه عن صاحب البرده، ص43، قاهره، دارجوامع الکلم، بی‌تا.

[9] . همان، ص43 تا 46.

[10] . همان، ص56، قاهره.

[11]. مائده/35

[12] . نقشبندی، داود، نحت حدید الباطل و برده بادله الحق الدابه عن صاحب البرده، ص56، قاهره، دارجوامع الکلم، بی‌تا.

[13] . مریم/ 87

[14] . نقشبندی، داود، نحت حدید الباطل و برده بادله الحق الدابه عن صاحب البرده، ص56، قاهره، دارجوامع الکلم، بی‌تا.

[15] . همان، ص57، قاهره.

[16] . همان، ص58.

[17] . «حَيَاتِي خَيْرٌ لَكُمْ تُحَدِّثُونَ وَنُحَدِّثُ لَكُمْ، وَوَفَاتِي خَيْرٌ لَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيَّ أَعْمَالُكُمْ فَمَا رَأَيْتُ مِنَ خَيْرٍ حَمِدْتُ اللَّهَ عَلَيْهِ، وَمَا رَأَيْتُ مِنَ شَرٍّ اسْتَغْفَرْتُ اللَّهَ لَكُمْ»  مسند البزار، ج5، ص308، مدینه منوره، مكتبة العلوم والحكم، چاپ اول، 1988م.

[18] . نقشبندی، داود، نحت حدید الباطل و برده بادله الحق الدابه عن صاحب البرده، ص57، قاهره، دارجوامع الکلم، بی‌تا.

[19] . «أَصَابَ النَّاسَ قَحْطٌ فِي زَمَنِ عُمَرَ، فَجَاءَ رَجُلٌ إِلَى قَبْرِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآله) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، اسْتَسْقِ لِأُمَّتِكَ فَإِنَّهُمْ قَدْ هَلَكُوا، فَأَتَى الرَّجُلَ فِي الْمَنَامِ فَقِيلَ لَهُ: " ائْتِ عُمَرَ فَأَقْرِئْهُ السَّلَامَ، وَأَخْبِرْهُ أَنَّكُمْ مُسْتَقِيمُونَ وَقُلْ لَهُ: عَلَيْكَ الْكَيْسُ، عَلَيْكَ الْكَيْسُ "، فَأَتَى عُمَرَ فَأَخْبَرَهُ فَبَكَى عُمَرُ ثُمَّ قَالَ: يَا رَبِّ لَا آلُو إِلَّا مَا عَجَزْتُ عَنْهُ»        مصنف ابن ابی شیبه، ج6، ص35، ریاض، مکتبه الرشد، چاپ اول، 1409ه‌ق.

[20] . نقشبندی، داود، نحت حدید الباطل و برده بادله الحق الدابه عن صاحب البرده، ص57، قاهره، دارجوامع الکلم، بی‌تا.

[21] . همان.

[22] . همان، ص76.

[23] . همان، ص94.

[24]. اطَّلَعَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآله) عَلَى أَهْلِ القَلِيبِ، فَقَالَ: «وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا؟» فَقِيلَ لَهُ: تَدْعُو أَمْوَاتًا؟ فَقَالَ: «مَا أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ مِنْهُمْ، وَلَكِنْ لاَ يُجِيبُونَ»     صحیح بخاری، ج2، ص98، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.

[25] . نقشبندی، داود بن سلیمان، المنحه الوهبیه فی الرد الوهابیه، ص8، ترکیه، دارالشفقه، 1421ه‌ش.

[26] . همان، ص9.

[27] . همان، ص14.

[28] . همان، ص21.

[29] . همان، ص23.

[30] . همان، ص39.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن