قسمت اول: قواعد مهم در زمینه احتفال

طریق متداول در میان مسلمانان اين است که رسول معظم اسلام علیه الصلاه و السلام را دوست دارند و به ایشان محبت دارند و او را محبوب خود و محبوب رب العالمین جل و علا می دانند. آنها در ماه ربیع الأول مجالسی را تدبیر می‌کنند که در آن از سیرت رسول اکرم علیه الصلاة و السلام برای مردم بیان می‌شود.

اما بعضی كه محبت پیامبر اکرم علیه الصلاة و السلام را در دل ندارند يا بی رغبت هستند در برگزاری مجالس ایجاد تردید می‌کنند و این مجالس را مردود می‌شمارند. چون انکار و تردید و رد کردن از اینها هر سال در این ماه تکرار می‌شود باید از اينها پرسیده شود که چرا اگر یک کاری را رسول اکرم علیه الصلاة و السلام انجام نداد جایز نباشد.

محفل دستار بندی و ختم بخاری

چطور شما محفل دستار بندی برای یک حافظ قرآن عظیم الشأن دایر می‌کنید و دستار فضیلت به سر حافظ قران می‌کنید؟ آیا این مجالس را رسول معظم اسلام برگزار نموده است؟ آیا صحابه کرده اند؟ آیا امام ابو حنیفه و سایر تابعین و دیگر علما انجام داده اند؟ به ما حتما می‌گویند که انجام نداده اند. پس وقتی اینها انجام نداده اند! چطور این را جایز دانسته و انجام می دهید؟‌ و مجالس دیگری که به نام ختم بخاری در بین همه اهل اسلام متداول است و انجام می دهند. تمام مدارس کوچک و بزرگ که بخاری شریف تدریس می شود و به نام دوره کبری و دوره کلام شهرت دارد، وقتی که این دوره کلام تمام می شود ختم بخاری می‌کنند مجلسی را برگزار می‌کنند و در آنجا دستار فضیلت را به بعضی از افاضل می‌دهند. در اسلام اگر جستجو شود رسول اکرم علیه الصلاة و السلام این کار را نکرده و صحابه کرام هم انجام نداده اند.

ترک دلیل نهی نیست

وقتی که پیامبر اکرم علیه الصلاه و السلام یک چیز را انجام نداده این دلیل بر حرمت نیست. زیرا قرآن عظیم الشأن می فرماید:

« و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا. در اینجا قرآن عظیم الشأن نگفته که و ما ترکوه ترکوا هر آن چیزی را که رسول اکرم علیه السلام ترک کرده شما هم ترک کنید.

علمای اسلام می‌فرمایند: «الترک لیس حکما شرعیا؛ ترک یک حکم شرعی نیست.» یعنی اگر کسی بگوید که ترک پیامبر اکرم علیه السلام دلیل بر عدم جواز است این غلط است.

عدم الروایه با روایة العدم فرق می کند

ثانیا این مطلب به بیان دیگری نیز آمده است که علما میفرمایند: ما در شریعت اسلامی یک «روایت­العدم» داریم و یک «عدم­الروایة» داریم. عدم الروایة این است که هیچ روایت نشده باشد در یک مورد مثلا در مسأله جلسه دستار بندی و محفل دستار بندی روایتی وجود ندارد. یا سایر محافل وقتی که ختم بخاری می‌شود تفسیر را تمام می‌کنند و مجلسی را دایر می‌کنند، این امور را پیامبر اکرم علیه السلام به این عنوان انجام نداده، پس چون پیامبر انجام نداده است این عدم الروایة گفته می شود یعنی روایتی در این مورد وجود ندارد. عدم الروایة در نزد عقلا و علما دلیل نیست.

مورد دیگر روایة العدم است که نهی از انجام کاری است. و پیامبر اکرم علیه الصلاة و السلام یا صحابه رسول علیه السلام از انجام این فعل نهی کرده اند. این مورد روایة العدم می‌شود که دلیل است در شریعت اسلامی.

بنابراین هر مجلس و هر محفلی و هر فعلی که در تضاد با اصول اساسی اسلام نباشد آن را اسلام می‌پذیرد. مثلا جلسه دستار بندی که در آن احادیث پیامبر اکرم علیه السلام خوانده می‌شود و قرآن عظیم الشأن تلاوت می‌شود. علما وعظ و نصایح می‌کنند، فضیلت و سیره و  مدح صفات پیامبر اکرم علیه الصلاة و السلام خوانده می‌شود و بعد از آن صدقات و خیراتی که برخی کرده اند اعطا می گردد. این مجلس مخالف اصول اسلامی نیست و وقتی که هر یک از این کارها جایز است، این جلسه ناروا و حرام و شرک نمی‌شود.

شما ببینید وقتی که در یک جلسه محفل میلاد شریف بعد از تلاوت قرآن اشخاصی بر می‌خیزند مدح پیامبر اکرم علیه الصلاة و السلام می خوانند و صفت رسول علیه الصلاة و السلام را بیان می‌کنند، این همان عملی است که صحابه انجام می دادند.

صحابه مجلس مدح پیامبر داشته اند

 پیامبر اکرم علیه السلام یک روز هنگام منبر عبای خود را می اندازد و خطاب به حسان می فرماید: بنشین اینجا شعر بخوان ، وی نیز می نشیند و در مدح پیامبر شعر می خواند. بعد می‌گوید سیعینک روح القدس. روح القدس یعنی جبرئیل علیه السلام تو را معاونت می‌کند. پس مدح رسول اکرم علیه السلام فعل صحابه است، و بواسطه مدح پیامبر اکرم علیه الصلاة و السلام در قلب مسلمانان محبت پیامبر اکرم علیه الصلاة و السلام افزوده می‌شود. از این رو قرآن عظیم الشأن می‌گوید: که توقروه و تعذروه یعنی پیامبر اکرم علیه الصلاة را توقیر و تعظیم و تبجیل و تمجید کنید که به واسطه مدح گفتن است. تبعا وقتی آن اشعار بیان می‌شود و اقوال بیان می‌شود در آن تعذیر و توقیر رسول اکرم علیه الصلاة و السلام می‌باشد. پس این کاری است که در قرآن ثابت هست.

این جلسات یاری همدیگر بر نیکی و تقواست

بعد از آن کار دیگری که ما در شب میلاد انجام می دهیم اجتماع هست برای یک کار خیر و به خاطر پیامبر اکرم علیه الصلاة و السلام. این را خداوند جل و علا در قرآن عظیم الشأن فرموده است:  «تعآنوا علی البر و التقوی و لا تعآونوا علی الاثم و العدوان» با همدیگر در خیر و تقوی در خوبی و نیکویی معاونت بکنید. همه با هم جمع می‌شویم به خاطر معاونت یکدیگر و ازدیاد محبت رسول اکرم علیه الصلاة و السلام. خداوند جل و علا در سوره انسان آیه هشتم می فرماید: و یطعمون الطعام علی حبه به همین عنوان می‌گوید که مسلمانان و مؤمنان از روی محبت به یکدیگر طعام می‌دهند. در آخر مجلس برای اهل اسلام و مسلمانانی که در همان مجموعه هستند دعا می‌شود.کدام یک از اینکارهایی که در این مجلس میلاد شریف می‌شود مخالف قرآن عظیم الشأن است؟

در قدم ثانی انشاالله من بعضی استدلالها را از قرآن و احادیث پیامبر بیان می‌کنم که دلالت بر این دارد که در زمان سلف نوعی تجلیل میلاد پیامبر اکرم علیه السلام صورت می پذیرفت حتی خود رسول علیه السلام هم انجام داده است، و صحابه میلاد پیامبر را گرامی می داشتند، در آن فرحت و خوشی و سرور انجام می دادند. اگرکسی پرسید که چرا شما میلاد پیامبر را جشن می گیرید؟ بگویید بخاطر اینکه الله تبارک و تعالی بر ما منت گذاشته به واسطه آوردن پیامبر رحمت که رحمت للعالمین است.

جشن میلاد ذکر نعمت خداست

پیامبر ما را از کفر و ضلالت نجات داده و از عذاب الهی به واسطه شفاعت خود خلاص می کند. پس وقتی که نعمت بزرگ است خداوند جل و علا می‌فرماید: « و اما بنعمة‌ ربک فحدث.»پس ما در این روز این نعمت را برای مردم بیان می‌کنیم و می‌گوییم که این نعمت بزرگی است برای اهل اسلام.

پس کسی که پیامبر علیه السلام را برای خود نعمت می‌داند آن را بیان می‌کند و در این ایام سیرت پیامبر اسلام علیه الصلاة و السلام برای مردم بحث می‌شود تا اینکه مردم از سیرت پیامبر نازنین و محبوب خود با خبر شوند. چرا وقتی می شود از راه برگزاری مجالسی مثل میلاد پیامبر مسلمانان با پیامبر بیشتر آشنا شوند، همان راه را هم روی آنها می بندیم؟ 

دوستان یک سخن را به یاد داشته باشید در آن مجلسی که مثلا کار خلاف شرعی رایج شود همان مجلس ناروا هست. اینطور نیست که جشن میلاد ناروا باشد. مثلا یک کسی مجلسی به نام میلاد دایر می‌کند در آنجا ساز و سرود هم می‌آورد در آنجا دختران و زنان و مردان یکجا جمع می‌شوند! این کاری که می‌کنند این کار ناروا است. اما فردی بگوید تمام اجتمائاتی که در مورد میلاد می‌شود آن ناروا باشد. نه اینطور نیست.

چرا رسول الله صلی الله علیه وآله جشن میلاد نگرفت؟

برخی اعتراض می کنند که، این میلادی را که شما برگزار می کنید پیامبر، صحابه و تابعین انجام نداده اند، ، یعنی در سلف کسی را نداریم که این کار را انجام داده باشد. اگر این خیر می بود «لسبقوناإلیه» هر آینه آنها سبقت می جستند از ما بر این کار خیر .

شبیه همین اشکال را برخی از صحابه در یک ماجرا مطرح کرده و از آن جواب داده اند. در صحیح بخاری[2] آمده است وقتی که جنگ یمامه با مسیلمة کذاب صورت گرفت خیلی از صحابه که قاری و حافظ قران بودند به شهادت رسیدند و عمر وقتی که شهادت صحابه قاری را دید، به ابابکر صدیق گفت: إِنَّ القَتْلَ قَدْ اسْتَحَرَّ يَوْمَ اليَمَامَةِ بِقُرَّاءِ القُرْآنِ، وَإِنِّي أَخْشَى أَنْ يَسْتَحِرَّ القَتْلُ بِالقُرَّاءِ بِالْمَوَاطِنِ فَيَذْهَبَ كَثِيرٌ مِنَ القُرْآنِ» یعنی قتل در روز جنگ یمامه شدت گرفت و قرّاء را از ما گرفت و من ترس دارم که با شهادت دیگر صحابه قاری و حافظ چیزی از قرآن باقی نماند . فَيَذْهَبَ كَثِيرٌ مِنَ القُرْآنِ. مبادا که ضایع شود کثیری از قرآن. چرا؟ یک بخش از قران را یک قاری در حافظه داشت و بخش دیگری را دیگر صحابه. پس می گوید « وَإِنِّي أَرَى أَنْ تَأْمُرَ بِجَمْعِ القُرْآنِ».میگه به نظرم باید به جمع کردن قرآن دستور بدهی . ابوبکر به عمر می فرماید:«كَيْفَ تَفْعَلُ شَيْئًا لَمْ يَفْعَلْهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ؟» چگونه کاری را می کنی که آن کار را پیامبر اکرم نکرده است. ببینید این(همان) استدلال است. چنان که شما جشن میلاد برگزار می کنید در حالیکه پیامبر میلاد(برگزار)نکرده است؟ پس این جا هم حضرت ابابکر به حضرت عمر فرمود: چگونه این کار را می کنی که این کار را پیامبر علیه السلام نکرده است. عمر در جوابش چه می گوید : می گوید:«هَذَا وَاللَّهِ خَيْرٌ». می گوید:این کار یا این حرفی که من گفتم والله خیر است ، بهتر است از برای مسلمانان و از برای اهل اسلام. بعد از آن ابابکر صدیق می گوید: «فَلَمْ يَزَلْ عُمَرُ يُرَاجِعُنِي حَتَّى شَرَحَ اللَّهُ صَدْرِي لِذَلِكَ» (ابوبکر) می گوید: عمر هنوز برنگشته بود که خداوند متعال سینه مرا فراخ گردانید «وَرَأَيْتُ فِي ذَلِكَ الَّذِي رَأَى عُمَرُ» آن حکمت و بهتری و آن خیری که را  که عمر در این از برای مردم دیده بود را دیدم.

بعد از آن زید می فرماید: «قَالَ أَبُو بَكْرٍ إِنَّكَ رَجُلٌ شَابٌّ عَاقِلٌ لاَ نَتَّهِمُكَ» تو جوان عاقلی هستی که تو را به کذب و نسیان متهم نمی کنیم «وَقَدْ كُنْتَ تَكْتُبُ الوَحْيَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»و تو بودی که برای رسول اکرم علیه السلام غالبا وحی را می نوشتی. پس بدنبال جمع آوری قرآن عظیم الشأن باش. بعد در این جا خود زید برای ابوبکر صدیق می گوید: چگونه این کاری را می کنید که رسول خدا نکرده است. بعد از آن ابابکر می گوید:«هُوَ وَاللَّهِ خَيْرٌ».زید میگوید : پس از آن خداوند شرح کرد صدر مرا« شَرَحَ اللَّهُ صَدْرِي لِلَّذِي شَرَحَ لَهُ صَدْرَ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، فَتَتَبَّعْتُ القُرْآنَ أَجْمَعُهُ مِنَ العُسُبِ وَاللِّخَافِ، وَصُدُورِ الرِّجَالِ»

منظور و استشهاد ما در این جا دلیل صحابه بر انجام کاری است که رسول الله نکرده است که« هُوَ وَاللَّهِ خَيْرٌ». این امر که در این جا بیان شمائل رسول اکرم علیه الصلاة و السلام، خصائص و وقت مولود و قیام و قعود و یقظه و منامات و آن خصوصیاتی که رسول نازنین اسلام علیه الصلاة و السلام دارند بیان می شود.اگر کسی بگوید این کار را پیامبر اکرم علیه السلام،نکردند صحابه نکردند، می گوییم :«هُوَ وَاللَّهِ خَيْرٌ».پس از این حدیث معلوم می شود و به صراحت معلوم می شود هر کاری که خیر بود در انجام دادنش هیچ عدم جواز شرعی وجود ندارد بلکه هر کاری که خیر بود جواز دارد که انجام داده شود چنانکه از قول صحابه کرام رضی الله عنهم دانسته شد.

پس این کار خیر است و انجام دادن آن مشکل ندارد اگر چه پیامبر اسلام علیه السلام آن را انجام نداده باشد. همانطور که پیامبر قرآن را جمع نکرد اما صحابه کردند. به خاطر این که یک کار خیر بود.

همچنین در صحیح بخاری آمده است: «عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، قَالَتْ: «مَا رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سَبَّحَ سُبْحَةَ الضُّحَى»، وَإِنِّي لَأُسَبِّحُهَا»[3] عایشه رضی الله عنها می گوید ندیدم که رسول الله نماز ضحی بخواند ولی من این نماز را می خوانم. فعلی را پیامبر انجام نداده است ولی عایشه رضی الله عنها انجام می دهد.

در اینجا عایشه کاری انجام می داد که پیامبر انجام نداده بود و صحابه به او هیچ نگفتند که تو نباید این کار را بکنی چون پیامبر انجام نداده است. به او نگفتند که اگر نماز ضحی کاری خیر و پسندیده می بود پیامبر آن را انجام می داد!

امام شافعی رحمه الله واقعه ای را از استادش ذکر می کند. می گوید: در دروازه مدینه امام مالک را دیدم که دو اسب از اسب های خراسان همراهش بود و یک قاطر از قاطرهای مصر. من از این اسب ها خوشم آمد. امام مالک گفت که بیا این هدیه ای از من برای توست. من گفتم یکی را برای خود نگه دارید و سوار شوید. او گفت دوست ندارم در جایی که پیامبر آرمیده است و تربت پیامبر است بر اسب سوار شوم. [4]

در اینجا امام شافعی به امام مالک نگفت که آیا تو پیامبر را بیشتر دوست داری یا صحابه پیامبر را بیشتر دوست دارند! صحابه با اسب در این شهر حرکت می کردند و تو با اسب حرکت نمی کنی!؟ در عمل مولد النبی نیز همین حکم ثابت است.

 

میلاد در یک شب خاص تنقیص رسول الله است

اعتراض دومی که می کنند، می گویند : این محفل گرفتن میلاد، در این جا تنقیص و نقص پیامبر اکرم می شود زیرا شما ذکر و یاد رسول اکرم را تنها در یک روز خاص می کنید و در باقی ایام حضرت را ذکر نمی کنید.این تنقیص رسول اکرم هست

در جواب برادران عزیز می گوییم : این گونه نیست که ما ذکر پیامبر اکرم را مخصوص به این روز بکنیم بلکه در این روز مدح رسول اکرم را زیادتر می کنیم. زیادت در مدح رسول اکرم می کنیم. و گرنه این اعتراض به سید الاولین و الآخرین هم وارد می شود. حدیث صحیح مسلم است[5]، وقتی که از رسول اکرم از علت روزه روز دوشنبه سوال می شود می فرماید که :«ذلک یوم ولدت فیه»این روزی است که من در آن متولد شده ام. پس ما بگویم که رسول اکرم شکر خدا را تنها در روز دوشنبه ادا می کرد و دیگر روزها شکر را ترک می کرد. اينطور نیست. بلکه رسول اکرم در روز دوشنبه زیاد تر شکر خدا را انجام میداد. پس ما هم در ایام میلاد زیادتر شکر خدا را انجام می دهیم اگر چه در روزهای دیگر انجام می دهیم در این روز بیشتر انجام میدهیم .

همچنین وقتی که نبی اکرم به طرف مدینه رفت در آنجا دید که کسانی روز عاشورا روزه می گرفتند. رسول اکرم از آنها پرسید شما چرا عاشورا روزه می گیرید. آنان گفتند: شکر خدا را انجام می دهیم به خاطر این که در این روز الله تبارک و تعالی موسی را از فرعو ن نجات داده است. رسول اکرم فرمودند: ما نزدیک به موسی هستیم و او برادر ماست. پس مسلمانان را امر به روزه گرفتن کرد. آنان هم روزه گرفتند. شما چه تصوری دارید؟ آیا نبی اکرم تنها یک روز شکر خدا را انجام داد که خدا موسی را از دست فرعون نجات داده است روزهای دیگر شکر را ترک کرد؟ نه هرگز ، بلکه اینجا بیشتر شکر کرد. پس وقتی که بیشتر شکر کردن مطلوب است در ایام دیگر هم شکر هست اما در این ایام بیشتر شکر می کنیم

کدام علما میلاد را جایز و کدام یک بدعت می دانند؟

اگر مبالغه نکنم، 40-50 کتاب در رابطه با مساله میلاد در دست دارم، اما می آییم از نحوه دیگری این مساله را می بینیم، امروز در این عصر پر آشوب و پر فتن ما و شما زندگی به سر می بریم، بعضی از اقشار و افراد جامعه طرفدار این مجالس و انعقاد این مجالس نیستند و آنهایی که طرفدار انعقاد این مجالس هستند آنها هم از جمله افراد این جامعه و بشریت هستند و جمع کثیری این مجالس را می پسندند و در این مجالس شرکت می کند و به دیده خیر و نیکی به این مجالس می نگرند.

 از میان علمای گذشته حضرت علامه جلال الدین سیوطی، ابن حجر هیتمی، علامه ابن کثیر، علامه ابن حی لکنوی، علامه شامی، مقدسی و ابن رجب، حافظ حنبلی، خطیب شربینی، شیخ محمد بنانی، شیخ دردیل، شیخ ساوی، شیخ محمد علیش، امام شعرانی، حافظ و مجتهد ملا علی قاری، علامه سخاوی، قسطلانی رحمة الله علیهم اجمعین و همچنان کثیری از علما که جبل استقامت بودند، آنهایی که کوه های راسخ در علم بودند، علامه ذهبی و علامه شمس الدین جزری، به این عنوان علمای کثیری را نی بینید که  برگزاری جشن میلاد رسول الله (ص) را جایز می دانند.

اما در مقابل وقتی جستجو می کنید و می بینید که چه کسانی میلاد را نا جایز گفته اند، ابن باز، ابن عثیمین، ابن فوزان، عبدالعزیز آل شیخ، البانی، عبدالرحمن دمشقیه، ابو اسحاق حوینی که همه در این زمان یا ده سال قبل از ما وفات کردند یا فعلا زنده هستند و همه و همه نه تعلق به مذهب دارند نه تعلق به علمای ما، اینها میلاد را جایز ندانسته اند.

پس از عقل خود بپرسیم آیا جلال الدین سیوطی بیشتر می دانست یا بن باز ، جلال الدین سیوطی بیشتر می فهمید یا ابن عثیمین، آیا علمایی که آنها را جبل راسخ در علم می دانیم، این علمایی که صدها جلد کتاب و تفاسیر تالیف کردند و بعد از مرگ از آنها به نیکی یاد می شود، آیا آن علما در بدعت و گمراهی بودند؟ آیا علمایی که 500 سال پیش از ما بودند در فتنه آغشته بودند یا ما در زمان فتنه قرار داریم؟ عقل ما حکم می کند که از این علمایی که امروز در تحت ریال سعودی و دلار آمریکا نشستند و اینها در موافقت آمریکا و سعودی فتوا صادر می کنند اینها برای ما دلیل نمی شود، وقتی ما این را بپذیریم که احتفال و میلاد بر پیامبر مذموم است پس ما خاک به دهان علمای سابق پاشیدیم و آنها را بدنام کردیم و آنها را تبدیع و تفسیق کردیم در حالی که ما در آن حدی نیستیم که به جلال الدین سیوطی بتازیم، ما در حدی نیستیم که به ملاعلی قاری بتازیم که او کتاب المورد الروی فی میلاد النبی نوشته است، شما ببینید ملا علی قاری از هرات افغانستان است، مفسر، محدث و تقریبا در 500 سال قبل زندگی می کرده است، حنفی مذهب است، در مکه معظمه زندگی می کرد، یکی از سالها میلاد پیامبر رسید ولی پولی در دست نداشت، می گوید من ندانستم که چگونه به وجود پیامبر اکرم اظهار خوشحالی و سرور کنم، برخاستم و قلم به دست شدم و یک رساله در اثبات میلاد نوشتم و گفتم که خدایا امسال دست من تنگ است و چیزی ندارم که به سبب آن خوشحالی کنم، این رساله را می نویسم در ثبوت و اثبات جواز احتفال به میلاد پیامبر اکرم (ص)

بیان اقوال علمای احناف در مورد اثبات میلاد

محدث شهید امت اسلامی عبد الحی لکنوی رحمة الله تعالی علیه در جلد چهارم مجموعة الفتاوی صفحه 335 کتاب الکراهیة میگوید: ذکر مولد شریف جائز است. این یک مسأله ای اجماعی است که عبد الحی لکنوی رحمه الله می گوید: ذکر ولادت رسول اکرم علیه الصلاة و السلام جواز دارد و هیچ مشکلی ندارد.

در فتاوای کاملیا به مذهب امام ابو حنیفه از شیخ محمد کامل بن مصطفی بن محمود الطرابلسی در صفحه 263 می‌گوید قرائت کردن مولد به وجهی که مردم جمع می‌شوند به خاطر خوشی و به این عنوان جمع شوند ممدوحة شرعا (این ممدوح است). یعنی یک امر جایز و نیک و پسندیده است. چرا؟ زیرا که این جمع شدن مشتمل بر تعظیم رسول اکرم علیه السلام و اظهار علامات نبوت است. بعد از شرح علقمی علی جامع الصغیر نقل می‌کند که می گوید: ان عمل المولد الشریف النبوی الصواب انه من البدع الحسنه المندوبة، می‌گوید که مولد رسول اکرم علیه الصلاة و السلام از جمله بدع حسنه مندوبه هست. در صورتی که خالی از منکرات شرعی باشد.

بعد از ملا علی قاری رحمه الله هم نقل می‌کند و می‌گوید: ملا علی قاری می گوید که عمل مولد شریف که در آنجا قرائت قرآن ، خواندن مدائح رسول اکرم علیه السلام و اطعام و صدقات باشد یک امر نیک است یصاب فاعلیه الثواب الجزیل بقصد الجمیل  و انجام دهنده های آن که نیت خوبی دارند پاداش نیکو داده می شوند. و ان کان عمل المولد المذکور لم ینقل عن السلف الصالح فی القرون الثلاثة الفاضلة اگرچه از سلف صالح در قرون ثلاثه به این عنوان نقل نشده است و انما حدث بعدها فذلک بدعة حسنة عند من حقق العلم و این بدعت حسنه هست در نزد آن اشخاصی که اتقان در علم دارند. بعد میگوید همیشه مسلمان ها بودند در سایر اکناف زمین و اقطار زمین که آنها محفل می‌گرفتند در مولد رسول اکرم علیه السلام[6]

حنفی دیگر مفسر شهیر امت اسلامی صاحب تفسیر روح البیان علامه اسماعیل حقی است. او هم در تفسیر خود این مسأله را نوشته است[7]، او این مسأله را بسیار طولانی بحث کرده است.

محدث شهیر امت اسلامی علامه ملا علی قاری رحمه الله در مورد میلاد می گوید:

هر چند اصل عمل مولد در زمان قرون مفضله انجام نشده اما بعدها بر اساس مقاصد نیکو و نیتهای خالص برگزار شده است و  اهل اسلام در همه بخشهای عالم اسلام در ماه میلاد جشن برگزار می کرده اند و با غذاهای گوناگون و سفره های رنگین از مردم پذیرایی می کرده اند و در این ماه صدقه به نیت میلاد می داده اند. اما آن کارهایی مثل آهنگ و امثال آن شکر خدا نیست و  این کار را نکنند. پس لایق است که گفته شود که کارهایی که موجب سرور و خوشحالی باشد در اینجا مباح است. اما هر آن چیزی که حرام و مکروه است در مجالس میلاد آن باز ممنوع هست . سپس ملاعلی قاری خواندن کتابهای مناقب پیامبر از کتب معتبر را پیشنهاد می کند و می گوید نباید از کتابهای غیر معتبر در میلاد خواند بلکه کافی است که قران خوانده شود و اطعام و صدقه داده شود و اشعار مدح پیامبر و اشعاری که دعوت به زهد می کند خوانده شود.

یکی از جمله اشخاصی که معتمد در نزد تمام علما هست مولانا اشرف علی طحانوی رحمه الله است. مولانا طحانوی رحمه الله که در سال 1362 دار فانی را وداع کرده در بین اکابر دیوبند یک امتیاز خاصی دارد. او خطبات مولد النبی صلی الله علیه و سلم دارد. که البته اردو هست اما در میان این یک رباعی وجود دارد که او به عربی است آن را برای شما می گویم. همین ماه ربیع الأول را صفت می‌کند.

لهذا الشهر فی الإسلام فضل تطوق علی الشهور

 از برای این ماه در اسلام یک فضل و بلندی بر تمام ماهها است.

ربیع فی ربیع فی ربیع و نور فوق نور فوق نور

بخاطر چه این ماه برتری دارد؟ از جهت میلاد رسول اکرم علیه الصلاة و السلام .

عالم دیگری از جمله احناف شاه احمد سعید مجددی دهلوی یکی از جمله روحانیون ورزیده در دهلی بود که یک رساله ای را پیرامون اثبات مولد رسول اکرم علیه السلام نوشته است.

قاعده العبرة بالمقاصد

در دین اسلام یک قاعده است که می گوید: عبرت از برای مقاصد است، شما وقتی که همین مجلس برگزار می شود یکبار بپرسید، مقصد این مجلس چیست، شما وقتی مقصد را دریافت کنید اگر دارای عقل سالم و قلب سلیم باشید می دانید که این مجالس مجالس نیکوست، شما بپرسید این مجالس به چه دلیل منعقد شده است، می گویند در اینجا قران خوانده می شود،‌ نعت خوانده می شود، ذکر می شود،‌ علما تقریر می کنند،‌ سیرت پیامبر اکرم (ص) را به ما معرفی می کنند، پیامبر علیه السلام این گونه اخلاقی داشت،‌این گونه سیاست و این گونه حکومت می کرد ،‌این گونه هجرت کرد، به این ترتیب با صحابه معاشرت داشت، به این ترتیب در جامعه زندگی می کرد، به این ترتیب زندگی فردی داشت به این ترتیب ما را از کرنش دربرابر کفار منع کرده است،‌ به این ترتیب به ما آزاده زیستن آموخته است،‌ تمام این چیزها در همین مجالس بیان می شود، اگر آن برادر می گوید که محفل میلاد بدعت است، خب برادر عزیز محفل سیرة النبی کجا سنت است که تو می گویی؟ خب آن هم وقتی که ما مقاصدش را می بینیم جایز است، محفلی که تو به عنوان کنفرانس قرائت قرآن بر پا می کنی او کجا جایز است؟ ثابت است؟ ثابت نیست، پس وقتی که ما می بینیم یک کنفرانس قرآنی به خاطر شناخت قرآن است ما می گوییم جایز است و مشکلی ندارد، قواعد و ضوابط شرعی با آن در تضاد نیست، چرا وقتی می شود از راه برگزاری مجالسی مثل میلاد پیامبر مسلمانان با پیامبر بیشتر آشنا شوند، همان راه را هم روی آنها می بندیم؟ 

ما مجالسی را نمی گوییم که منکرات داشته باشد، زن و مرد یک جا باشد، آواز باشد آن مجالس طریق شرعی نیست،اما در این روز خوشی و شادی کردن دستور خداوند است، الله تبارک و تعالی در قرآن می گوید : قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ (یونس58) یا رسول الله بگو به فضل و رحمت الله تعالی به این شادی کنید. قرآن چه چیز را رحمت معرفی کرده است؟ وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ (107انبیاء) یا رسول الله ما تو را نفرستادیم مگر رحمت برای عالم.

در این روز شیطان خفه است، یک کتاب به نام آکام المرجان فی احکام الجان نوشته شده است، در آنجا می نگارد: ان الشیطان رن رنة عظیمة.  شیطان 4 بار فریاد بسیار بلند زده است

اول:وقتی که لعنت شد

دومین باری که جیغ و فریاد بسیار زد زمانی بود که پیامبر اکرم (ص)م تولد شد، در همین شب شیطان بسیار جیغ بلندی زد و در همین شب بود که انقلاب در زمین و آسمان آمد، شاعر می فرماید:

انقلابی در زمین و آسمان آمد پدید              این درخشان آفتابی جاودان آمد پدید

 رحلت و وفات در یک روز بوده است.

شبهه دیگری که مطرح است اینکه چگونه شما در روز 12 ربیع الاول احتفال برگزار می کنید در حالی که در همین روز پیامبر از دنیا رفته است. در پاسخ از این شبهه می گوییم: اتفاق روز تولد و وفات باعث نفی فضیلت روز تولد نمی شود. روز تولد دارای فضیلتی است که با وجود رحلت از بین نمی رود. این سخن ما مستند به حدیثی از سنن نسائی است. پیامبر فرمود:  «إن من أفضل أيامكم يوم الجمعة، فيه خلق آدم عليه السلام، وفيه قبض، وفيه النفخة، وفيه الصعقة، فأكثروا علي من الصلاة، فإن صلاتكم معروضة علي»[8] از بهترین روزها، روز جمعه است. افضلیت روز جمعه از این جهت است که حضرت آدم در آن روز خلق شده است و در همین روز هم از دنیا رفته است.

یعنی با وجود اینکه وفات حضرت آدم در این روز بوده است، روز جمعه عید محسوب می شود. بنابراین همانطور که روز جمعه، با وجود تولد و وفات حضرت آدم عید محسوب می شود، در روز 12 ربیع الاول نیز می توان تولد و وفات برگزار کرد.

پاسخ دوم را جناب سیوطی در کتاب حسن المقصد فی عمل المولد آورده است. وی می گوید شریعت ما را مأمور به خوشی در روز مولود کرده است. اما ما را مأمور نکرده است زمانی که کسی رحلت کند جزع و فزع کنیم بلکه شریعت ما از جزع و فزع منع کرده است.[9]

عبارت سیوطی در این کتاب به این شرح است:

أولاً: إن ولادته صلى الله عليه وسلم أعظم النعم علينا، ووفاته أعظم المصائب لنا، والشريعة حثت على إظهار شكر النعم، والصبر والسلوان والكتم عند المصائب،

ولادت پیامبر بزرگترین نعمت بر ما است و وفات ایشان بزرگترین مصیبت است و شریعت ما را مأمور به اظهار شکر نعمت کرده است و شریعت ما را مأمور به صبر در نزد مصائب کرده است. همچنین شارع امر کرده است که در نزد ولادت عقیقه کنیم. عقیقه کردن نیز اظهار شکر و شادی است به جهت مولود. اما شریعت ما را امر نکرده است در هنگام مرگ به این که ذبح کنیم و نه هیچ کار دیگری بلکه شریعت ما را از جزع و فزع کردن نهی کرده است. بنابراین قواعد شریعت دلالت دارد بر اینکه در این ماه ما اظهار خوشی و فرح کنیم به جهت ولادت پیامبر اکرم ولی شریعت ما را امر به اظهار حزن و اندوه به جهت وفات ایشان نکرده است.

 


[1] ایشان از اساتید اهل سنت می باشد که در نقد افکار انحرافی وهابیت فعالیت می کند

[2] مجلد دوّم صفحه (250)، چاپ مکتبه رحمانیه، حدیث شماره4986

[3] . بخارى، محمّد، صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق، ج2، ص58، ح1117

[4] . قال انا استحیی من الله ...بحافر الدابه...

[5]صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقى، دار إحياء التراث العربى، بيروت، بى تا.( ج2 ص 819)

[6] صفحه 263 فتاوای کاملیه مکتب حقانیه

[7] تفسیر روح البیان علامه اسماعیل حقی ، مجلد نهم صفحه 53-57 زیر آیه 29 سوره فتح

[8] . نسائي، احمد، السنن الصغرى، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، مكتب المطبوعات الإسلامية، حلب، چاپ دوّم، 1406ق، ج3، ص91، ح1374.

[9] . هذا مع أن الشهر الذي ولد فيه صلى الله عليه وسلم وهو ربيع الأول هو بعينه الشهر الذي توفي فيه، فليس الفرح فيه بأولى من الحزن فيه. وهذا ما علينا أن نقول، ومن الله تعالى نرجو حسن القبول. حسن المقصد في عمل المولد السيوطي، ص17. مکتبه الشامله

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن