تاریخ ثبت  1394/07/15
تعداد بازدید  3439
احمد زینی دحلان مکّیِ شافعیِ، فقیه و مؤرّخ و صاحب نظر در علوم مختلف بوده است و مفتی شافعی مکّه مکّرمه و شیخ الاسلام بوده است، در سال 1231ه.ق در مکه بدنیا آمد و در سال 1304ه.ق در مدینه از دنیا رفت. وی دارای تألیفات بسیاری است، که در این میان دو عنوان از تألیفات وی بر ضد وهابیّت می باشد: 1. کتاب «فتنة الوهابیة»: که کتاب مختصری در تاریخ و جنایات وهابیّت می­باشد و چون ایشان از معاصرین محمد بن عبدالوهاب است اشراف خوبی نسبت به تاریخ و اقدامات وهابیّت داشته است. این کتاب در سال 1978م در ترکیه به چاپ رسیده است[1] و ترجمه­های فارسی آن به نام «تاریخ وهابیان» و «سرگذشت وهابیّت» بارها به چاپ رسیده است. 2. کتاب «الدرر السنیّة فی الرد علی الوهابیة»: این کتاب که در ردّ عقائد وهابیّت در بحث توسل و زیارت قبور است. زینی دحلان و تطبیق پیشگوئی پیامبر بر فرقه وهابیّت احمد زینی دحلان مفتی شافعی مکّه مکرّمه در کتاب خود به نام «الفتنـة الوهابیّـة» روایت ذیل را از صحیح بخاری نقل کرده و آنرا چنین تحلیل می­کند. در صحیح بخاری روایتی از پیامبر نقل شده است که ایشان فرمودند: (( يَخرُجُ ناسٌ مِن قِبَلِ المَشرِق ويَقرَؤونَ القُرآن لايُجاوِزُ تَراقِيَهُم يَمرَقونَ مِنَ الدّين كَما يَمرُقُ السَّهمُ مِنَ الرَّمِيَّة ثُمَّ لايَعودون فيه حَتّى يَعودُ السَّهمُ إِلى فوقِهِ قيلَ ما سِيماهُم قالَ سيماهُمُ التَّحلِيق أو قال التَّسبيد.))[2] (( افرادی از ناحیه مشرق، قیام می­کنند و قرآن تلاوت می­کنند و حال آن که قرآن از گلوی آنان تجاوز نمی­کند (و نمی­توانند از قرآن بهره برند) این گروه از دین خارج می­شوند همان گونه که تیر از کمان خارج می­شود و دیگر به طرف دین بر نمی­گردد مانند تیر که به سوی کمان برنمی­گردد. از رسول خدا- پرسیده شد که این فرقه چه نشانه­ای دارد؟ فرمودند: چهره این گروه با سرهای تراشیده مشخص می­شود.)) زینی دحلان پس از نقل این حدیث از صحیح بخاری، در تطبیق آن به وهابیّت می­نویسد: ((ففي قولِهِ سيماهُمُ التَّحليق تَصريحٌ بِهذِهِ الطّائِفَة لأنهم كانوا يَأمُرُون كُلُّ مَنِ اتَّبَعَهُم أَن يَحلُق رأسَه ولم يكن هذا الوَصف لأحدٍ مِنَ طَوائِفِ الخَوارِج والمُبتَدِعَةِ الّذينَ كانوا قبلَ زَمَنِ هؤلاء... ))[3] ((پس این کلام رسول خدا که سر تراشیدن نشانه بارز این طائفه شمرده شده است، صراحت در فرقه وهابیّت دارد، زیرا تنها این فرقه هستند که به پیروان خود دستور می­دهند سر خود را بتراشند و این صفت در هیچ یک از فرقه­های خوارج و بدعت گذار قبل از وهابیّت دیده نشده است.)) همچنین در «الدرر السنیّة فی الردّ علی الوهابیة» در ادامه بحث پیرامون این روایت می­نویسد:«به خاطر اینکه آنان (وهابیها) به کسی که از آنها تبعیت می­کند ،دستور می­دهند که سرشان را بتراشند و او را رها نمی­کنند مگر اینکه آن شخص ،سرش را بتراشد و این مطلب و خصوصیت در هیچ یک از فرقه­هایی که در گذشته وجود داشتند واقع نشده است، پس حدیث درباره وهابیّت صراحت دارد.»[4] زینی دحلان درباره اختلاف شدید وهابیّت با علمای اهل­سنّت و مناظره­های متعدّد ایشان با علمای وهابی چنین می­گوید: ((چون پسر عبدالوهاب و یاران خبیثش دعوت خود را - که موجب کافر شدن مسلمانان گردید- آشکار نمودند، قبائل شرق را یکی پس از دیگری تحت نفوذ خود درآورده و به بسط و گسترش قلمرو خود پرداختند. یمن و حرمین شریفین و قبایل حجاز را تصرف کرده و تا نزدیکی شام ،آن مناطق را تحت سیطره و تسلّط خود قرار دادند . در آغاز امر، گروهی از علمای خود را به حرمین فرستادند و می­پنداشتند که آنان قادرند تا عقائد علمای حرمین را منحرف نموده و به شبهه و انحراف دچار سازند؛ ولی چون به حرمین رسیدند و عقائد خود را برای علمای حرمین بازگو کردند و آنقدر با ایشان به بحث و مناظره پرداختند تا برای علمای حرمین جهالت و گمراهی آنان قطعی گردید. علمای حرمین عقائد ایشان را مشتمل بر کفریّات فراوان یافتند و بعد از اقامه برهان در مقابل ایشان، در نزد قاضی القضاة شهر مکه، استدلالی بر ضدّ آنها نوشتند که متضمّن حکم به کفر ایشان به خاطر آن عقائد بود. این حادثه در دوران حکمرانی «شریف مسعود بن سعید بن سعد بن زید» که در سال 1165ه.ق درگذشت، اتفاق افتاد. وی حکم به زندانی نمودن این منحرفین نمود، و برخی از آنان به زندان افتاده و برخی دیگر به درعیّه گریختند و مردم آنجا را، به آنچه که رخ داده بود، آگاه ساختند و به سرکشی و استکبار خود افزودند. بعد از آن حکّام مکه مانع آمدن آنها برای انجام مراسم حج گشتند و آنها به برخی قبایل تحت امرِ امیر مکه هجوم برده و مردم را اذیّت و آزار کردند، تا اینکه نبردی بین آنان و امیر مکّه(شریف غالب) درگرفت که آغاز آن در سال 1205 ه.ق بود. در این مدت حوادث بی‌شماری اتفاق افتاد و مردم بسیاری کشته شدند.»[5] ...................................................... 1. چون ترکیه پایتخت حکومت عثمانی بوده و سرزمین حجاز قبل از وهابیّت جزئی از قلمرو حکومت عثمانی بوده و با جنگ حاکمیت بر حجاز را واگذار کرده است، شرایط چاپ کتبی که بر ضد وهابیّت به رشته تحریر در آمده است در ترکیه مساعد است. 2 . بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، دارالفکر، بیروت، 1401، ج8، ص218، کتاب التوحید، باب قرائت الفاجر و المنافق، ابن ماجه قزويني، محمد بن يزيد، سنن ابن ماجه، محمد فؤاد عبد الباقي(تحقیق)، دار الفكر، بيروت، ج1، ص62. الوهابیّة، مکتبة الحقیقة،استانبول، طبعة جدید 3 . زینی دحلان شافعی، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیه، مکتبة ایشیق، استانبول، 1396ه، ص50، 4. الدرر السنية في الرد على الوهابية، أحمد زيني دحلان، ص50. 5. فتنة الوهابية، أحمد زيني دحلان، ص10، الدرر السنية في الرد على الوهابية، أحمد زيني دحلان، ص44.
تصاویر
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن