پرسش

بسیار سوال می شود که ریشه گروه های تکفیری از کجاست؟ و این گروه ها بر اساس چه عقیده ای شکل گرفته اند؟

پاسخ

جواب بسیار ساده است با رجوع به کتاب هایی که گروه های تکفیری تبلیغ و تکثیر می کنند، می توان منشاء فکری آنان را پیدا کرد.

همه عالم اسلام شاهد بودند و هستند که اولین کتابهایی که توسط گروه های تکفیری بعد از تسلط بر مناطق مختلف جهان اسلام توزیع می شد و یا می شود، کتاب «نواقض الاسلام محمد بن عبد الوهاب، کتاب التوحید محمد بن عبد الوهاب، کتاب کشف الشبهات محمد بن عبد الوهاب، کتاب اربع قواعد محمد بن عبد الوهاب، کتاب الواجبات المتحتمات محمد بن عبد الوهاب، کتاب المفید المستفید فی کفر تارک التوحید محمد بن عبد الوهاب» و دیگر کتاب های شیوخ نجدی وهابی است.

حال با وجود این همه دلیل و سند و اعترافات گروه های تکفیری جای تعجب است که برخی ریشه جماعت تکفیری داعش و القاعده را در جای دیگری جستجو می کنند.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت در مورد تاریخچه پر از جنگ و خونریزی است جریان نجدی و جنایاتی است که این جماعت بر سر مسلمانان آن زمان آوردند.

برای اثبات این مدعا، کافی است که کتاب های تاریخ خود نجدی ها و پیروان محمد بن عبد الوهاب را بخوانیم. ما برای نمونه به دو کتاب مطرح شیوخ نجدی در این باره اشاره می کنیم:

حسین بن غنام متوفای (1225هـ ق) مدافع، شاگرد و هم عصر محمد بن عبد الوهاب است. وی کتابی دارد به نام «روضة الافکار والافهام» معروف به تاریخ نجد. این کتاب مورد تایید شیوخ نجدی مانند عبد العزیز آل الشیخ است وی تاکید می کند که کتاب از بهترین کتاب در تاریخ نجد است. سند در آخر می آید.

در این کتاب به بسیاری از جنگها و جنایات جریان نجدی علیه مسلمانان پرداخته شده است که ان شاء الله در فرصت مناسب بخشهایی از این کتاب را می آوریم تا معلوم شود جنایات گروه های تکفیری داعش و غیره دقیقا همان کارهایی است که شیوخ نجدی در آن زمان بر سر مسلمان آورد.

از دیگر کتاب هایی که تاریخ نجد را بازگو می کند، کتاب «عنوان المجد في تاريخ نجد» است. نویسنده این کتاب عثمان بن بشر متوفای (1290هـ ق) از علمای مشهور سعودی در آن زمان است آن زمان است. وی تاریخ پر از جنایت و خونریزی نجد و شیوخ نجدی را گزارش کرده است.

 

اگر کسی اهل تحقیق و مطالعه باشد و نگاهی گذرا به این دو کتاب کند، می بیند که تاریخ نجدی و حکومت آنان پر از قتل و غارت و خونریزی و تاراج اموات مسلمین است و بازگو کننده همین جنایاتی که امثال داعش با اسلام و مسلمین در عصر حاضر کردند.

آیا آنچه از داعش و مانند آنان سر زده و می زند، غیر از چیزی است که در تاریخ جریان نجدی مشاهده می کنیم؟!

از دیگر ادله ای که شاهد بر ریشه داشتن جماعت های تکفیری از جریان نجدی و تفکر نجدی است، بررسی عملکرد و نحوه برخورد اولین دولت نجد با حاکم مسلمان آن دوران خلافت عثمانی است.

خلافت عثمانی در آن زمان از شرق تا غرب عالَم را تحت سیطره و نفوذ خود داشت و چنان شکوه و جلالتی داشت که هیچ دشمنی به خود اجازه رویارویی با خلافت عثمانی را نمی داد. اما چه کسانی بر علیه این حکومت خروج کردند؟ و مقدمات از بین رفتن آن حکومت مقتدر را فراهم کردند؟

مگر این نجدیها و حکومتشان نبودند که بر حاکم عادل آن زمان، خلیفه عثمانی خروج کردند؟ مگر آنان نبودند که ادعا می کردند تمامی مسلمانان به جاهلیت قبل از اسلام بازگشته اند؟! مگر محمد بن عبد الوهاب نبود که مسلمانان را به بهانه شرک و بت پرستی تکفیر کرد هر کس مخالفش بود، را از میان برداشت؟!

ابن غنام شاگرد و مروج افکار محمد بن عبد الوهاب می گوید: «کان اکثر المسلمین-فی مطلع القرن الثانی عشر الهجری- قد ارتکسوا فی الشرک وارتدوا الی الجاهلیة...»[1] اکثر مسامانان در آن زمان مشرک شده و از اسلام خارج شده بودند و به جاهلیت برگشته بودند.

آیا در آن زمان خبری از سید قطب و افکارش (جاهلیت و ...) بود؟ آنان از کدام جماعت خط و مشی می گرفتند؟

آیا غیر از این است که تمامی حملات دولت نجدی به مسلمین و خلافت عثمانی در آن زمان در سایه فتاوای تکفیری محمد بن عبد الوهاب بود؟! 

آیا غیر از این است که داعش و امثال آن با همین بهانه ها بر حاکم اسلام خروج می کنند؟

بنابراین ریشه جماعات تکفیری، جریان نجد و فتاوای تکفیری شیوخ نجدی است.

یکی از مهمترین مسائل در تکفیر، موانع آن است و یکی از مهترین موانع تکفیر، جهل و ندانستن مسائل دینی است و از این رو است که ائمه اهل سنت و جماعت در این باب احتیاط بسیار می کند و جاهل به شریعت را معذور دانسته و او را تکفیر نمی کنند.

اما داعش و گروه های تکفیری در مورد جاهل شدت زیادی به خرج می دهند و حکم به کفر جاهل شریعت می دهند مگر در مسائل مخفی و خیلی دقیق علمی[2].

شیوخ نجدی نیز به تقلدی از محمد بن عبد الوهاب چنین اعتقادی دارند و می گویند: هر کس در بین مسلمین باشد و کتاب و سنت به او رسیده باشد در جهل خود معذور نیست و تکفیر می شود.

ابن باز می گوید: مسئله عذر به جهل مساله اختلافی نیست و جاهل در آن معذر نیست.

  • س: الاختلاف في مسألة العذر بالجهل من المسائل الخلافية؟

     ج: مسألة عظيمة، والأصل فيها أنه لا يُعذر إن كان بين المسلمين، مَن بلغه القرآنُ والسنةُ لا يُعذر، الله جلَّ وعلا قال: هَذَا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ [إبراهيم:52]، وقال: وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ [الأنعام:19]، مَن بلغه القرآن والسنة غير معذورٍ، إنما أُتي من تساهله وعدم مُبالاته.

     س: لكن هل يُقال أنها مسألة خلافية؟

    ج: لا، ما هي بخلافية، إلا في الدَّقائق التي قد تخفى»[3]

    محمد بن عبد الوهاب هم در كتاب «کشف الشبهات» می گوید تنها مُكرَه معذور است و غیر آن معذور نیست وی می گوید: «فلم يعذر الله من هؤلاء إلا من أكره مع كون قلبه مطمئنا بالإيمان، وأما غير هذا فقد كفر بعد إيمانه، سواء فعله خوفا أو مداراة أو مشحة بوطنه، أو أهله، أو عشيرته أو ماله، أو فعله على وجه المزح، أو لغير ذلك من الأغراض إلا المكره، فالآية تدل على هذا من جهتين: الأولى قوله: {إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ} فلم يستثن الله تعالى إلا المكره»[4].

    اهل انصاف جواب دهند: داعش و گروه های تکفیری به چه سبب این همه مسلمان را قتل عام کردند؟ آیا دلیلی غیر از عدم معذوریت جاهل داشتند؟؟؟ خیر هیچ بهانه ای برای کشتن مسلمین به دست داعش نبود مگر عدم عذر جاهل در مسائل عقیده که برگرفته از فتاوای محمد بن عبد الوهاب و شیوخ نجدی است.

     


    [1]- تاریخ نجد حسین بن غنام، ص13، دار الشروق.

    [2]- تعلموا امر دینکم، ص26، الدولة الاسلامیه (داعش).

    [3]- شرح کشف الشبهات، ص27.

    [4]- کشف الشبهات، ص57.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن