پرسش

محمد باغچیقی پژوهشگر موسسه دارالاعلام لمدرسه اهل البیت(علیهم السلام) قم

moha43150@gmail.com

 




گاهی مشاهده می شود در برخی از شبکه های وهابی مسلک با تمسک به آیاتی نظیر آیه 259 سوره بقره[1]، 2 مسئله سماع موتی و اطلاع اموات از اعمال و اوضاع زندگان را نفی می کنند. سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا آیه مذکور بر عدم شنوایی و اطلاع اموات دلالت می کند؟ در ادامه به این پرسش، پاسخ داده می شود.


[1]- «أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَی قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا  فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ  قَالَ كَمْ لَبِثْتَ  قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ  قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا  فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛یا همانند کسی که از کنار یک آبادی (ویران شده) عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن، به روی سقفها فرو ریخته بود، (و اجساد و استخوانهای اهل آن، در هر سو پراکنده بود؛ او با خود) گفت: «چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده می‌کند؟!» (در این هنگام،) خدا او را یکصد سال میراند؛ سپس زنده کرد؛ و به او گفت: «چه‌قدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز؛ یا بخشی از یک روز.» فرمود: «نه، بلکه یکصد سال درنگ کردی! نگاه کن به غذا و نوشیدنی خود (که همراه داشتی، با گذشت سالها) هیچ‌گونه تغییر نیافته است! (خدایی که یک چنین مواد فاسدشدنی را در طول این مدت، حفظ کرده، بر همه چیز قادر است!) ولی به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشی شده! این زنده شدن تو پس از مرگ، هم برای اطمینان خاطر توست، و هم) برای اینکه تو را نشانه‌ای برای مردم (در مورد معاد) قرار دهیم. (اکنون) به استخوانها (ی مرکب سواری خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پیوند می‌دهیم، و گوشت بر آن می‌پوشانیم!» هنگامی که (این حقایق) بر او آشکار شد، گفت: «می‌دانم خدا بر هر کاری توانا است. 

پاسخ

به این سوال می توان 2 پاسخ ارائه کرد:

اولا: 

آیه 259 سوره بقره در مورد نشان دادن قدرت الهی در زنده کردن مردگان بوده و هیچ عنایتی به مسئله نفی قدرت شنوایی و اطلاع اموات ندارد. چنانکه در روایات منقول از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله)، ائمه اهل البیت (علیهم السلام) و سلف امت مطلبی دال بر اینکه آیه 259 سوره بقره بر عدم شنوایی و اطلاع اموات دلالت می کند، نقل نشده است. همچنین مفسرین فریقین نیز در ذیل این آیه شریفه، سماع موتی و اطلاع اموات از اعمال و اوضاع زندگان را نفی نکرده اند. جالب تر آن است که بن عثیمین از علمای وهابی مسلک نیز از آیه 259 سوره بقره، 30 نکته برداشت کرده است که هیچ کدام از این نکات ناظر به عدم سماع موتی و نفی آگاهی اموات از اوضاع زندگان نیست.[1] ناگفته نماند اگر این آیه بر عدم شنوایی و اطلاع مردگان دلالت می کرد، شخص متشددی همچون بن عثیمین باید بدان اشاره می کرد.

ثانیا:

حال که معلوم شد آیه 259 سوره بقره دلالتی بر نفی سماع و اطلاع اموات نمی کند، همچنین باید دانست آیات و روایات فراوانی در راستای اثبات شنوایی و اطلاع اموات از امور دنیا دلالت می کند. در ادامه به برخی از این ادله اشاره می شود.

الف: ادله دال بر سماع و شنوایی اموات

در قرآن و سنت، ادله فراوانی بر شنوایی اموات دلالت می کند. چنانکه علاوه بر آیاتی نظیر آیه 79 سوره اعراف[2]، و همچنین احادیثی نظیر حدیث قلیب بدر[3]، روایات دیگری نیز بر اثبات سماع موتی دلالت می کند:  

1: حدیث عایشه: عایشه می گوید: « كَيْفَ أَقُولُ لَهُمْ يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ " قُولِي: السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ، وَيَرْحَمُ اللهُ الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنَّا وَالْمُسْتَأْخِرِينَ، وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لَلَاحِقُونَ "»[4] از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) پرسیدم: چگونه در زیارت قبور، چگونه مردگان را مورد خطاب قرار دهم؟ که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) فرمودند: من اینگونه آنان را مورد خطاب قرار می دهم: السلام علی اهل الدیار ...."

سوالی که اینجا باید از مخالفین سماع موتی پرسید این است که اگر اموات نمی شنوند، چرا نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) آنان را مورد خطاب قرار می دادند؟ البته جالب تر آنکه ابن تیمیه نیز برای اثبات قدرت شنوایی مردگان به این روایت استناد می کند و چنین می نویسد: « فهذا خطاب لهم وإنما يخاطب من يسمع»[5] این عبارت نبوی، در واقع خطاب قرار دادن اموات است و باید توجه داشت تنها کسانی مورد خطاب واقع می شوند، که قدرت شنوایی داشته باشند.

2: روایت رد سلام: در کتاب الاستذکار ابن عبدالبر چنین روایت شده است: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآله و سَلَّمَ): "مَا مِنْ أَحَدٍ مَرَّ بِقَبْرِ أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ كَانَ يَعْرِفُهُ فِي الدُّنْيَا فَسَلَّمَ عَلَيْهِ إِلَّا عَرَفَهُ وَرَدَّ عَلَيْهِ السَّلَامَ"[6] شخصی از کنار قبر برادر مومنش که همدیگر را می شناختند، رد نمی شود مگر اینکه وقتی به او سلام می دهد، میت علاوه بر اینکه سلام کننده را می شناسد، همچنین جواب سلامش را می دهد.

این روایت نیز بر شنوایی مردگان دلالت دارد، چرا که اگر اموات صدایی نمی شنوند، پس چگونه پاسخ سلام دوستان شان را می دهند؟ نکته جالب این است که ابن عبدالبر پس از بیان روایت فوق، همچنین تصریح می کند: «وَهَذَا الْمَعْنَى فِي الْأَخْبَارِ كَثِيرٌ جِدًّا»[7] اینکه اموات، جواب سلام می دهند، در روایات بسیاری وارد شده است.

ب: ادله دال بر اطلاع اموات از اعمال و اوضاع زندگان

آیات و روایات متعددی بر آگاهی اموات از اعمال و اوضاع مردگان دلالت می کند. آیه 105 سوره توبه از جمله این ادله است. خدای متعال در این آیه شریفه چنین می فرماید: « وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می‌بینند! و بزودی، بسوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده می‌شوید؛ و شما را به آنچه عمل می‌کردید، خبر می‌دهد!»

آیه مذکور حاکی از آن است که خدای متعال، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) و حتی مومنین، بر اعمال بندگان ناظر هستند. نکته جالب این آیات، مطلق بودن شان است بدین سان که هم شامل دنیا، و هم شامل برزخ و قیامت می شوند. بدیگر سخن آنچه از این آیات می توان برداشت کرد این است که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) و مومنین در عالم برزخ نیز از اعمال زندگان مطلع هستند. جالب تر آنکه برخی از مفسرین در ذیل این آیات به روایات عرضه اعمال زندگان بر مردگان اشاره می کنند بعنوان مثال ابن کثیر در تفسیر آیه 105 سوره توبه، ضمن اشاره به روایاتی نظیر «قال رسول اللّه (صلى اللّه عليه وآله و سلم): «إن أعمالكم تعرض على أقربائكم و عشائركم في قبورهم، فإن كان خيرا استبشروا به، و إن كان غير ذلك قالوا: اللهم ألهمهم أن يعملوا بطاعتك»[8]،  همچنین تصریح می کند:« وَقَدْ وَرَدَ: أَنَّ أَعْمَالَ الْأَحْيَاءِ تُعرَض عَلَى الْأَمْوَاتِ مِنَ الْأَقْرِبَاءِ وَالْعَشَائِرِ فِي الْبَرْزَخِ»[9] اعمال زندگان بر مردگان عرضه می شود.

در پاره ای از آیات[10] نیز بحث از شهادت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) و دیگر پیامبران الهی (علیهم السلام) در روز قیامت مطرح است. و همانطور که واضح است تا پیامبران الهی (علیهم السلام) و بطور کلی شاهدان روز قیامت بر اعمال بندگان مطلع نباشند، چگونه میخواهند شهادتی به نفع یا بر علیه افراد بدهند. چنانکه از سعید بن مسبب[11] نیز چنین نقل شده است: «ليس من يوم إلا تعرض على النبي (صلى الله عليه وآله وسلم) أمته غدوة و- عشية فيعرفهم بسيماهم و- أعمالهم فلذلك يشهد عليهم»[12]‏ روزی نیست که اعمال امت اسلامی بر پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) عرضه نشود. این عرضه اعمال موجب می شود که آنحضرت، مسلمانان را  بشناسد و در روز قیامت بر اعمالی که انجام داده اند، شهادت بدهد.

بنابراین پیامبران الهی(علیهم السلام) و حتی مومنین بعد از وفات شان نیز بر اعمال و اوضاع زندگان واقف و آگاهند. ولذا نمی توان مدعی شد شخصی که می میرد (آن هم شخصی در رتبه حضرت عزیر علیه السلام) ارتباطش با دنیا قطع می شود.

نتیجه

علاوه بر آنکه آیه 259 سوره بقره، دلالتی بر نفی شنوایی و اطلاع اموات ندارد، همچنین ادله متعددی بر اثبات سماع موتی و اطلاع آنان از اعمال و اوضاع زندگان دلالت می کند. برهمین اساس، استناد به آیه مذکور در جهت نفی شنیدن و آگاهی اموات، نادرست است.

 


[1] . بن عثیمین، تفسیر القرآن العثیمین، ج5، ص230، بی جا، بی تا.

[2] . « فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ»  وقتی قوم حضرت صالح (علیه السلام) مبتلی به عذاب الهی شدند و هلاک گشتند، حضرت صالح (علیه السلام) آنان را مورد خطاب قرار دادند. که باید گفت: اگر اموات نمی شنوند، چرا آنحضرت با هلاک شدگان قومش، سخن گفتند.

[3] . در صحیح بخاری حدیثی به این شکل نقل شده است: «اطَّلَعَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآله وسَلَّمَ) عَلَى أَهْلِ القَلِيبِ، فَقَالَ: «وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا؟» فَقِيلَ لَهُ: تَدْعُو أَمْوَاتًا؟ فَقَالَ: «مَا أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ مِنْهُمْ، وَلَكِنْ لاَ يُجِيبُونَ»»  {پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بر کشته شدگان بدر حاضر شدند و آنان را مورد خطاب قرار دادند. یکی از اصحاب با تعجب پرسید: آیا مردگان را میخوانی (و با مردگان سخن می گویی؟). حضرت در پاسخ به او فرمودند: شما از این مردگان، شنواتر نیستید. تنها تفاوت آنان با شما این است که آنان نمی توانند پاسخ دهند.}   بخاری، محمد ،صحیح بخاری، ج2، ص98، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.

[4] . نیشابوری، مسلم، صحیح مسلم، ج2، ص669، بیروت، دار إحياء التراث العربي، بی تا.

[5] . ابن تیمیه، مجموع الفتوی، ج24، ص363، مدینه، مجمع الملك فهد، 1416 ه ق.

[6] . ابن عبدالبر، الاستذکار، ج1، ص185، بیروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1421 ه ق.

[7] . همان، ص186.

[8].«همانا اعمال شما بر نزدیکان تان که از دنیا رفته اند، عرضه می شود، و اگر اعمال نیکی انجام داده باشید، خوشحال می شوند ولی اگر اعمال نیک انجام نداده باشید چنین دعا می کنند: خدایا به آنان (زندگان) الهام کن که طاعتت را بجا آورند.»   ابن کثیر، تفسير القرآن العظيم،ج‏4، ص 183، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1419 ه ق.

[9] . همان

[10] . نظیر آیه 41 سوره نساء «فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا»  حال آنها چگونه است آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی (بر اعمالشان) می‌آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟

[11] . از اجلاء تابعین

[12] . قرطبی، الجامع لأحكام القرآن، ج‏5، ص 198، تهران، ناصرخسرو، چاپ اول، 1364 ه ش.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن