منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

آیا محمد بن عبدالوهاب مسلمانان را تکفیر کرده است یا نه؟؟

وهابیت تکفیری ادعا می کنند که محمد بن عبدالوهاب در برخی از کلمات و یا نامه هایش از تکفیر کردن مردم عوام و مسلمانان برائت جسته و مدعی شده که این ها بهتان و تهمت است که به او زده می شود.

پاسخ

پاسخ

این ادعا اگر چه در مقام عمل، خلاف این را نشان می دهد به این بیان که کشتار و جنایات وحشیانه وهابیت در طول تاریخ، خود مدعی تکفیر بسیاری از مسلمانان است.

از نظر نظری نیز، ادعاهائی که ابن عبدالوهاب کرده مورد بررسی قرار می دهیم؛ و او مدعی است اینکه او مذاهب اربعه را باطل می داند و مردم قبل از خود را در جاهلیت و گمراهی پنداشته یک افتراء و بهتان است.

در حالی که وی در نامه 39 می نویسد:

«ومن أدله شیخ الإسلام: {اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللَّهِ} الآية [سورة التوبة آية: 31] ، فسرها رسول الله صلى الله عليه وسلم والأئمة بعده بهذا الذي تسمونه الفقه، وهو الذي سماه الله شركا واتخاذهم أربابا، لا أعلم بين المفسرين في ذلك اختلافا. والحاصل: أن من رزقه الله العلم، يعرف أن هذه المكاتيب التي أتتكم، وفرحتم بها، وقرأتموها على العامة، من عند هؤلاء الذين تظنون أنهم علماء، كما قال تعالى: {وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الْأِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً} [سورة الأنعام آية: 112] ، إلى قوله: {وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ} [سورة الأنعام آية: 113] ، لكن هذه الآيات ونحوها عندكم من العلوم المهجورة; بل أعجب من هذا: أنكم لا تفهمون شهادة: أن لا إله إلا الله، ولا تنكرون هذه الأوثان، التي تعبد في الخرج، وغيره، التي هي الشرك الأكبر، بإجماع أهل العلم، وأنا لا أقول هذا وحدي»[1].                   از ادله شیخ الاسلام ابن تیمیه حرانی در رد مکاتب اهل سنت، آیه ۳۱ سوره توبه است که می فرماید: «اتخذوا احبارهم ورهبانهم اربابا من دون الله»، رسول خدا (صلی الله علیه) و ائمه این آیه را تفسیر کردند که مقصود از این آیه همان چیزی است که شما آن را فقه می دانید. این فقه شما را خداوند، شرک نامیده من در این زمینه میان مفسرین، اختلافی ندیدم. نتیجه این که هر کس خداوند به او علم داده، می داند این مکاتیبی را که شما درست کردید و خیلی هم خوشحال هستید و آن را برای مردم می خوانید که از این ها پیروی کنند، همان چیز است که خداوند در قرآن فرموده: ما برای هر پیامبری، از شیطان های انسی و شیطان های جنی دشمنی قرار دادیم ... (انعام/ ۱۱۲ و ۱۱۳). لکن این آیات در نزد شما علوم مهجور و عمل نشده است. بلکه عجیب تر این که شما معنای لا اله الا الله را نفهمیده اید و شما این بت ها را انکار نمی کنید. این بت ها به اجماع هم اهل علم، شرک اکبر است و من تنها این را نمی گویم.

ابن عبدالوهاب مدعی است که او مسلمانان قبل خود را جاهلی نخوانده و این حرف ها بهتان است در حالی که در کتاب او چنین آمده: «وانا في ذلك الوقت لا اعرف معني لا اله الا الله، ولا اعرف دين الاسلام، قبل هذا الخير الذي من الله به، وكذلك مشايخي ما منهم رجل عرف ذلك، فمن زعم من علمآء العارض انه عرف معني لا اله الا الله او معني الاسلام قبل هذا الوقت او زعم من مشايخه ان احدا عرف ذلكم، فقد كذب وافتري ولبس علي الناس ومدح نفسه بما ليس فيه»[2]؛

من در آن وقت معناي لا اله الا الله را نمي‌دانستم و نيز دين اسلام را نمي‌فهميدم، قبل از اين خيري كه خداوند آن را بر من منت گذاشت. و نيز در بين مشايخم هيچ كس وجود نداشت كه اين معنا را درك كند. پس هر كس از علماي "عارض" گمان كند كه معناي لا اله الا الله را فهميده و يا معناي اسلام را قبل از اين وقت شناخته، يا گمان كرده كه احدي از مشايخ اين معنا را فهميده‌اند، دروغ و افترا بسته و امر را بر مردم مشتبه كرده است و خودش را به چيزي نسبت داده كه در او نيست.

و یا در نامه ای دیگر می نویسد: در نامه‌ای دیگر همه مردم را قبل از تأسیس وهابیت مشرک و بی‌سواد می‎دانسته است و می‌گوید: «لا يخفى عليكم ما ملأ الأرض من الشرك الأكبر عبادة الأصنام هذا يأتي إلى قبر نبي و هذا إلى قبر صحابي كالزبير وطلحة و هذا إلى قبر رجل صالح و هذا يدعوه في الضراء و في غيبته و هذا ينذر له و هذا يذبح للجن»[3].

بر کسی مخفی نیست، که قبل از این (تاسیس فرقه وهابیت) زمین پر بود از شرک اکبر، یکی به زیارت قبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) می‌رفت، و دیگری به قبر طلحه و زبیر و یکی ... آن‌ها برای قبور نذر کرده و برای قبور قربانی می‎کردند.

محمد بن عبدالوهاب پیرو همان فکر تکفیری اهل حریملا را تکفیر و مرتد می داند و برخی از علمای عیینه به شک و تردید می افتند لذا پیروان محمد بن عبدالوهاب در این باره از او سوال کردند او کتابی به نام «مفيد المستفيد في كفر تارك التوحيد» می نویسد و توحید را از آنها سلب می کند و آنها را مرتد می داند و آن دسته از علمای عیینه را به عنوان مدعیان علم مطرح می کند:

«مما قال الشيخ الإمام وعلم الهداة الأعلام محمد بن عبد الوهاب رحمه الله تعالى، لما ارتاب بعض من يدعي العلم من أهل العيينة، لما ارتد أهل حريملا، فسئل الشيخ أن يكتب كلاما ينفعه الله به، فقال رحمه الله تعالى:»[4].

كسي كه به كتاب كشف الشبهات و التوحيد و ... محمد بن عبدالوهاب رجوع کند می یابد که یکی از تکفیری های معاصرین محمد بن عبدالوهاب قلیل العلم است ولی وهابیت تبلیغی تکفیری برای این که محمد بن عبدالوهاب را از این تکفیر امت تبرئه کنند دست به دروغ های آشکاری می زنند.


[1]- علماء نجد الأعلام، الدرر السنية في الأجوبة النجدية، محقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، چاپ ششم، 1417هـ/1996م. ص 59.

[2]- همان، ج 10، ص 51.

[3]- همان، ج2، ص 41.

[4]- محمد بن عبد الوهاب، مفيد المستفيد في كفر تارك التوحيد (مطبوع ضمن مؤلفات الشيخ محمد بن عبد الوهاب، الجزء الأول)، محقق: إسماعيل بن محمد الأنصاري، جامعة الأمام محمد بن سعود، الرياض، المماكة العريبة السعودية، ص 1.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن