منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

آیا مسلمانان امروزی مثل مشرکین، دارای شرک هستند؟ یا شرک آنها بدتر از شرک مشرکین زمان پیامبر (صلی الله علیه واله) است یا نه؟

محمدبن عبدالوهاب در کشف الشبهات یک نکته ای را مطرح می کند که اتفاقا نکته بسیار مهم است و از همین جا بین مسلمانان و مشرکان شباهت ایجاد می کند و به راحتی مدعی می شود مسلمانان  زمان ما نیز مانند مشرکین هستند. او چنین ادعا می کند:

«أرسله الله إلى أناس يتعبدون ويحجون ويتصدقون ويذكرون الله كثيرا، ولكنهم يجعلون بعض المخلوقات وسائط بينهم وبين الله. يقولون نريد منهم التقرب إلى الله ونريد شفاعتهم عنده مثل الملائكة وعيسى ومريم وأناس وغيرهم من الصالحين. فبعث الله محمدا - صلى الله عليه وسلم - يجدد لهم دين أبيهم إبراهيم - عليه السلام - ويخبرهم أن هذا التقرب والاعتقاد محض حق لله لا يصلحُ منه شيء لا لملك مقرب ولا لنبي مرسل فضلا عن غيرهما.  وإلا فهؤلاء المشركون يشهدون أن الله هو الخالق وحده لا شريك له، وأنه لا يرزق إلا هو، ولا يحيي ولا يميت إلا هو ولا يدبر الأمر إلا هو، وأن جميع السماوات ومن فيهن، والأرضين السبع ومن فيهن كلهم عبيده وتحت تصرفه وقهره.. وإلا فهؤلاء المشركون يشهدون أن الله هو الخالق وحده لا شريك له، وأنه لا يرزق إلا هو، ولا يحيي ولا يميت إلا هو ولا يدبر الأمر إلا هو، وأن جميع السماوات ومن فيهن، والأرضين السبع ومن فيهن كلهم عبيده وتحت تصرفه وقهره»[1].

خداوند متعال، رسول الله (صلی الله علیه وآله) را به سوی مردمی فرستاد که عبادت می‌کردند و حج انجام می دادند و صدقه می‌دادند و خداوند را زیاد یاد می کردند؛ ولی آنان برخی از مخلوقین را وسیله بین خود و خدا قرار می‌دادند و می‌گفتند: ما از آنها قصد تقرّب به سوی خدا را داریم، و از آنها تقاضای شفاعت نزد خداوند داریم؛ همانند ملائکه و عیسی و مریم و افرادی غیر از اینها از صالحین. پس خداوند متعال محمّد (صلی الله علیه وآله) را فرستاد تا دین مردم را که همان دین پدرشان ابراهیم را تجدید کند، و به آنان خبر دهد که این تقرّب و اعتقاد تنها حق خدا است، و برای هیچ کس غیر از او صحیح نیست، نه برای فرشته مقرّب و نه نبی مرسل تا چه رسد به غیر از این دو. وگرنه مشرکین، گواهی می‌دادند که خداوند تنها خالقی است که شریک ندارد و تنها روزی رسان او است و نیز کسی جز او نمی‌میراند و زنده نمی‌کند، و نیز مدبّر این عالم تنها اوست. و تمام آسمان‌ها و هر کس که در آنها است و زمین‌های هفت‌گانه و هر آن کس که در آنها است همگی بنده او و تحت فرمان و سلطه خدا می باشد.

پاسخ

همانطور که در متن «کشف الشبهات» می بینید او مدعی است که مشرکین که خداوند متعال را می شناختند و او را تنها خالق و رازق و محیی و ممیت می دانستند، و عبادتش می کردند و ذکر خدا می گفتند و ...و فقط مشکل آنها واسطه قرار دادن اولیاء وشفاعت خواهی آنان بوده است. این ادعا به راحتی برخی را فریب داده و آنها نیز مورد تایید به این بیان می زنند در حالی که قرآن و سنت خلاف این دیدگاه را بیان می کنند. و این ادعای محمد بن عبدالوهاب تکفیری خارجی دارای اشکالات متعدد است که برخی از آنها اشاره می شود:

1. اشکال اول:

برخی از کفار اصلا ملحد بودن و مانند آنچه که امروزه در دنیا می بینم هیچ خدایی را قبول نداشتن و معاد و آخرت را هم قبول نداشند چنانچه خداوند متعال در احوال آنها می فرماید:

«وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُمْ بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ»[2]؛ و گفتند: غير از زندگانى دنياى ما [چيز ديگرى‌] نيست؛ مى‌ميريم و زنده مى‌شويم، و ما را جز طبيعت هلاك نمى‌كند.

طبری نیز در تفسیر خودش در ذیل این آیه شریفه از قتاده نقل کرده است که  این سخنان را مشرکین عرب می گفتند: «كما حدثنا بشر، قال: ثنا يزيد، قال: ثنا سعيد، عن قتادة (وقالوا ما هي إلا حياتنا الدنيا) : أي لعمري هذا قول مشركي العرب»[3].

در ادامه طبری می نویسد: «حدثنا ابن عبد الأعلى، قال: ثنا ابن ثور، عن معمر، عن قتادة، في قوله (وما يهلكنا إلا الدهر) قال ذلك مشركی قريش»[4]؛ از قتاده در قول الله تعالی نقل شده که این افرادی که این کلام را (وما يهلكنا إلا الدهر) می گفتند مشرکین قریش بودند.

2️. اشکال دوم:

برخی از کفار یکی بودن خداوند متعال را قبول نداشتند و توحید در ذات که به معنای یکی بودن الله هست اصلا قبول نداشتند چه برسد بر اینکه او را تنها عبادت کنند و تنها رازق بدانند به همین دلیل می بینیم که در آیات متعدد خداوند متعال بر وحدانیت تاکید کرده و بر آن استدلال کرده اند، با توجه به حکیم بودن خداوند متعال, نمی توان گفت که این آیات را برای کسی نازل نکرده است بلکه همه متناسب با وضعیت انسان ها و قوم عرب بوده است که آنها را هدایت کند ولی محمدبن عبدالوهاب به این آیات اصلا توجه نداشته است؛ از جمله این آیات عبارت است از:

آیه 51 سوره نحل: «و قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ»؛و خداوند فرمود: دو معبود برای خود مگیرید. جز این نیست که او خدایی یگانه است. پس تنها از من بترسید.

آیه 1 توحید: «قلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ»؛ بگو: خداوند یکی است.

در تفسیر این آیه شریفه ابن کثیر شافعی می نویسد: «وقَالَ عِكْرِمَةُ: لَمَّا قَالَتِ الْيَهُودُ: نَحْنُ نعبد عُزيرَ ابْنَ اللَّهِ. وَقَالَتِ النَّصَارَى: نَحْنُ نَعْبُدُ الْمَسِيحَ ابْنَ اللَّهِ. وَقَالَتِ الْمَجُوسُ: نَحْنُ نَعْبُدُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ. وَقَالَتِ الْمُشْرِكُونَ: نَحْنُ نَعْبُدُ الْأَوْثَانَ -أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ. يعني: هو الواحد الأحد، الذي لا نظير له ولا وزير، ولا نديد ولا شبيه ولا عديل، ولا يطلق هذا اللفظ على أحد في الإثبات إلا على الله، عز وجل؛ لأنه الكامل في جميع صفاته وأفعاله»[5].

عکرمه گفت: زمانی که یهود گفتند ما عبادت می کنیم عزیر فرزند خدا را و نصاری گفتند ما مسیح پسر خدا را می پرستیم و مجوس گفتند ما خورشید و ماه را می پرستیم، مشرکین گفتند ما بت ها را می پرستیم، خداند متعال این آیات را نازل کردند. یعنی او واحد و احد است و نظیر و وزیر و ند و شبیه و عدل ندارد واین لفظ فقط بر خداوند متعال اطلاق می گردد چون خدا در جمیع صفات و افعال خودش کامل است.

پس مشرکینی بودند که اقرار به وحدانیت خداوند متعال نداشتند و برای خداوند شریک قائل بودند برخلاف محمد بن عبدالوهاب که می گوید مشرکین خالق و رازق را می شناختند.

آیه 22 سوره انبیاء: «لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ»؛ اگر در آنها [=زمين و آسمان‌] جز خدا، خدايانى [ديگر] وجود داشت، قطعاً [زمين و آسمان‌] تباه مى‌شد.

مراد از آلهه در این آیه رب و خالق است چون خدایان زیادی مورد عبادت واقع می شوند ولی زمین تباه نشده است لذا از این آیه ربوبیت مراد است که اگر مدبر و مالک و متصرف در زمین و آسمان چند نفر بودند هر آینه زمین و آسمان ازبین می رفتند و تباه می شدند چون هر خدایی امری غیر از امر خدای دیگر انجام می داد و با هم اختلاف می کردند. ولی مشاهده می شود زمین و آسمان تباه نشدند لذا رب فقط یک نفر است نه دو نفر.

و آیات متعدد دیگری که دلالت دارد که مشرکین هم در توحید ربوبی و هم در توحید الوهی مشرک بودند. لذا کسانی را که می گفتند رب ما خداوند است را از سرزمین خودشان اخراج کردند یا به خداوند متعال در مقابل سب بت ها سب می کردند. یا از بت ها رزق و روزی و احیاء و ممات می خواستند. متاسفانه وهابیت تکفیری به تبع محمد بن عبدالوهاب جاهلا یا تجاهلا به این آیات توجه ندارند و مشرکین را از شرک ربوبی تبرئه می کنند ولی به موحدین و مسلمانان اتهام شرک می زنند و همچون خوارج تکفیری آیاتی را که در حق مشرکین نازل شده را بر مسلمانان و موحدین حمل می کنند. خوارج امروزی به مراتب بدتر از خوارج گذشته هستند.


[1]- محمّد بن عبد الوهّاب (م 1206)، كشف الشبهات، وزارة الشؤون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد، المملكة العربية السعودية، چاپ اوّل، 1418 هـ.ق. ص 3 و 4.

[2]- سوره جاثیه، آیه 24.

[3]- طبري، محمّد بن جرير (م 310)، جامع البيان في تأويل القرآن، تحقيق: أحمد محمد شاكر، مؤسسة الرسالة، بي جا، چاپ اوّل، 1420 هـ.ق. ج 22، ص 77.

[4]- همان، ص 78.

[5]- ابن كثير دمشقي، اسماعيل، تفسير القرآن العظيم، تحقيق: سامي بن محمد سلامة، دار طيبة للنشر والتوزيع، چاپ دوم، 1420ق. ج8، ص 527.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن