تاریخ ثبت  1400/02/13
تعداد بازدید  208
پرسش

معنای ایمان چیست؟

پاسخ

 در این شماره از مبانی تکفیریان مسلح به معنای ایمان و کفر و همچنین واژه تکفیر خواهیم پرداخت.

 ایمان در لغت به معنای امن یا تصدیق و اذعان است.

 در تاج العروس آمده است که ایمان به معنای تصدیق است و اهل علم از لغویان و غیر لغویان بر این معنا اتفاق نظر دارند و سایرین نیز ایمان را به معنای سکون قلبی و تصدیق پذیرفته‌اند. [1]

 در قرآن و روایات هم ایمان به معنای لغوی بارها به کار رفته است که همان تصدیق همراه با اذعان قلبی است.

 اما آیا اقرار کردن زبانی دخالتی در ایمان دارد یا خیر؟

 برخی تصور کرده‌اند اقرار کردن زبانی در ایمان دخالت دارد چرا که دشمنان پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله و سلم نیز علم و آگاهی به حقانیت او داشته اند اما به این حقانیت اقرار و اعتراف نمی‌کردند.

 در پاسخ باید گفته شود که علم به تنهایی به معنای ایمان نیست بلکه آنچه که از کلمه ایمان فهمیده می شود تصدیق و اذعان قلبی است.

 بنابراین ممکن است شخصی علم به حقانیت دیگری داشته باشد اما او را قلباً تصدیق نکرده و او را برحق نداند.

 از طرفی نیز اگر علم به معنای ایمان باشد کسی که علم به حقانیت پیامبر داشته و از طرفی با او ستیز می کند در آن واحد هم مومن به او خواهد بود و هم کافر، و بدیهی است که جمع اضداد ممکن نیست.

آیا عمل در ایمان دخالت دارد یا خیر؟

 از صدر اسلام تا به امروز همواره این بحث مورد تاکید پاره‌ای از مسلمین بوده است. عده‌ای عمل را دخیل در ایمان ندانسته و به اصطلاح ایمان تنها را کافی برای نجات از آتش جهنم دانسته‌اند. آنها آیاتی که مشتمل بر وعید و تخویف مخاطبان است را مختص به کفار می دانند و معتقدند عمل نکردن بر مقتضای آن چه که به آن ایمان لازم است به ایمان شخص آسیبی نمی‌زند.

 در مقابل عده ای عمل را دخیل در ایمان دانسته و معتقد هستند که اگر شخص بر مقتضای ایمان خود عمل نکند در واقع ایمان ندارد و از دایره اسلام خارج است این دسته مرتکب گناه کبیره را کافر می دانند.

به عقیده ما مقوله عمل با مفهوم ایمان بیگانه نیست اگرچه ترک عمل موجب کفر نمی شود. اما حداقل این است که یکی از شروط ایمان عمل کردن بر مقتضای آن چیزی است که شخص به آن ایمان دارد، از همین روی به هر میزانی که شخص التزام بیشتری به مقتضای ایمان خود داشته باشد و در عمل کردن به اوامر الهی و ترک کردن آنچه که خداوند از آن نهی کرده است مصمم‌تر باشد ایمان او نیز بیشتر است.

 و از طرفی به هر میزان که به مقتضای ایمانش عمل کند مراتب ایمان او نیز تلقی خواهد کرد.

 اما ترک عمل به معنای کفر و خروج از ایمان نیست اگرچه نشانه ضعف ایمان شخص میباشد.

معنای کفر چیست؟

  از روشن شدن معنای اسلام و ایمان روشن می‌شود که کفر به همان نقطه مقابل اسلام و ایمان گفته می شود.

کفر در مقابل اسلام یعنی انکار شهادتین و در مقابل ایمان یعنی عدم التزام به مقتضای ایمان و عمل نکردن به محتوای دستورات الهی.

 کفر در لغت به معنای پوشش و پوشاندن است. [2]

آیا کفر همان عدم ایمان است یا این که کفر امری وجودی است در مقابل ایمان؟

 به نظر میرسد کفر به معنای اعتقاد داشتن برخلاف ایمان است بنابراین کفر امری وجودی است و به معنای عدم ایمان نمی‌تواند باشد.

 به عبارت دیگر رابطه بین کفر و ایمان رابطه تضاد است نه تناقض.

 کفر در قران

 در قرآن نیز کفر تنها به معنای عدم اسلام و ایمان به کار نرفته است بلکه در پاره ای از آیات در مقابل ایمان است مانند آیه ۱۴ سوره صف

فامنت طائفه من بني اسرائيل وكفرت طائفه

 در پاره ای از آیات در مقابل شکر است مانند آیه ۴۰ سوره نمل

من شكر فانما يشكر لنفسه ومن كفر فان ربي غني كريم

 و در برخی از آیات کفر به معنای اظهار بیزاری است مانند آیه ۸۴ سوره غافر

فلما راوا باسنا قالوا امنا بالله وحده وكفرنا بما كنا به مشركين

 بنابراین اینکه به محض دیدن سه حرف (ک ف ر) حکم به خروج از اسلام و ایمان شود امری باطل است چرا که این واژه در قرآن به معانی متعددی به کار رفته است.

 کفری که محل اختلاف میان مسلمین است در واقع کفر در مقابل اسلام است چرا که کفر در مقابل ایمان یعنی اینکه شخص اسلام را پذیرفته است اما در عمل التزامی به آن ندارد اما کفر در مقابل اسلام به معنای این است که شخص شهادتین را نپذیرفته و یا انکار کرده است و از دایره اسلام خارج شده است.

 البته به محض صدور عملی که حاکی از کفر شخص و خروج از اسلام باشد نیز نباید حکم به تکفیر او کرد چراکه اصل در دماء و نفوس احتیاط است و تا زمانی که خروج شخص از اسلام مسجل نشده باشد حکم به تکفیر و او نمی‌توان کرد همانطور که در بحث بعدی اشاره خواهد شد.

 تکفیر چیست؟

 تکفیر در لغت به چند معنا استعمال شده است که مشهورترین آنها نسبت دادن کفر به دیگری است. [3]

 تکفیر در معانی دیگری نیز استعمال شده است مانند دست بر سینه گذاشتن و تعظیم در مقابل بزرگان کردن، پوشاندن گناهان توسط خداوند و غیره. [4]

 در قرآن کریم نیز تکفیر به معنای بخشیده شدن گناهان توسط خداوند استعمال شده است.

"کفّر عنهم سیئاتهم"

آیة 2 سورة محمد.

 و اما تکفیر به معنای نسبت دادن کفر به دیگری در قرآن مورد مذمت و تقبیح قرار گرفته است.

 خداوند تبارک و تعالی در آیه ۹۴ سوره نسا از تکفیر دیگران نهی کرده است.

"یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا ولا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا تبتغون عرض الحیاة الدنیا"

 این آیه زمانی نازل شد که یکی از صحابه فرد مشرکی که از ترس کشته شدن اظهار اسلام کرده بود را کشت و پس از آن به دلیل تردیدی که برای او به وجود آمده بود خدمت پیامبر اکرم رسیده و از صحت یا بطلان عمل خود سوال کرد در آن زمان این آیه نازل شده و از تکفیر بی‌مورد نهی کرده است.

 

 تکفیر در روایات:

و اما در روایات به شدت از تکفیر مسلمانان نهی شده است تا جایی که در پاره ای از روایات پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم نه تنها از تکفیر دیگران نهی کرده اند بلکه فرمودند که اگر شخصی دیگری را تکفیر کند قطعاً در بین آنها کفری وجود خواهد داشت.

 به این معنا که یا آن شخص کافر بوده است و این تکفیر صحیح و به جا خواهد بود و یا اینکه آن شخص کافر نبوده و در نتیجه شخص تکفیر کننده کافر خواهد بود.

"اذا قال الرجل لاخیه یا کافر فقد باء به احدهما"[5]

در روایت دیگری که هیثمی آورده است پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه و آله می فرمایند:

 از تکفیر اهل لا اله الا الله پرهیز کنید چرا که تکفیر آنها به کفر نزدیک است.

"کفوا عن اهل لا اله الا الله لاتکفّروهم بذنب فمن کفّر اهل لا اله الا الله فهو الی الکفر اقرب"[6]

اصل اولی در تکفیر چیست؟

با توجه به این روایات یک اصل شرعی برای همه مسلمین شکل می گیرد که همان اصل احتیاط در تکفیر سایر مسلمانان است.

 بنابراین اصل اولی در تکفیر سایر مسلمانان احتیاط کردن و ترک تکفیر خواهد بود.

نتیجه

 با توجه به نکاتی که در این دو شماره از مبانی تکفیریان مسلح ذکر شد به این نتیجه می‌رسیم که اسلام به معنای اقرار به شهادتین ایمان به معنای انقیاد، تصدیق قلبی و عمل کردن بر مقتضای باورها است و کفر به اسلام به معنای انکار شهادتین،کفر در مقابل ایمان به معنای ترک عمل مطابق با مقتضای ایمان خواهد بود و نهایتاً تکفیر به معنای حکم کردن به خروج شخصی از دایره اسلام است که محل اختلاف میان مسلمانان و تکفیریان مسلّح می باشد.

تکفیر مسلمانان امری است بر خلاف احتیاط که خداوند و همچنین پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله از آن برحذر داشته اند.

 همچنین باید در نظر داشت که کفتر امری وجودی در مقابل اسلام و ایمان است لذا صرف عدم اسلام یا عدم ایمان به معنای اثبات کفر مکلف نمی باشد و باید کفر او یعنی انکار مقتضای اسلام یا انکار مقتضای ایمان احراز شود.

 بنابراین در مواردی که شخص مجبور بوده یا با اکراه و یا از روی جهل کاری را که دلالت بر کفر میکند انجام داده باشد نمی‌توان تکفیر کرد.

 این اعتقاد عموم مسلمانان است که همواره با تکفیریان مسلح در این مسئله اختلاف دارند.


[1] . ابن منظور، لسان العرب، ج13 ص 21- زبیدی ، تاج العروس، ج34 ص 186

[2] . راغب، المفردات، ج4 ص 40

[3] . ابن منظور، لسان العرب، ج5 ص 146- فیروز آبادی، تاج العروس، ج 7 ص 455

[4] . ابن منظور، لسان العرب، ص 150- الفراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین ج5 ص 356

[5] . بخاری، صحیح البخاری ج 7 ص 97

[6] . الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۱ ص۱۰۶a

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن