منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش
سوال:
آیا در مکتب نورانی ائمه اهل البیت (علیهم السلام) روایات یا مستنداتی دال بر مشروعیت استغاثه به اولیاء الهی وجود دارد؟ یا خیر؟

تشریح سوال:
مسئله استغاثه به اولیاء الهی از چالش های امروز میان مذاهب اسلامی و فرقه ضاله وهابیت بحساب می آید. بدین سان که در آثار وهابیت فراوان دیده می شود که استغاثه به صالحین را در بسیاری از صور مرسوم میان مسلمین، ممنوع اعلام کرده و شبهاتی را بر علیه مقوله استغاثه وارد می کنند برهمین اساس، بر علمای مذاهب اسلامی لازم است که با بهره جستن از منابع دین مبین اسلام (اعم از آیات قرآن کریم و روایات رسیده شده) در جهت مقابله با افکار وهابیت، قدمی جدی بردارند. از همین رو نظر به دیدگاه ائمه اهل البیت (علیهم السلام) در مورد مسئله استغاثه به اولیاء الهی، امری مهم محسوب می شود چرا که آن حضرات طبق آنچه پیشوایان مذاهب اسلامی در طول اعصار مختلف، بارها بیان کرده اند، اعلم امت بوده اند.

حال این سوال مطرح می شود آیا ائمه اهل البیت (علیهم السلام) قائل به جواز استغاثه بوده اند یا همچون وهابیت، استغاثه را ممنوع دانسته و با آن به مخالفت جدی پرداخته اند؟

نگارنده در نوشتار پیش رو با مراجعه به تعالیم مکتب نورانی اهل البیت (علیهم السلام) درصدد تببین دیدگاه آن بزرگواران راجع به مقوله استغاثه می باشد.


پاسخ

قبل از ورود به بحث لازم است نظر وهابیت راجع به معنای واژه استغاثه به خوبی روشن شود تا بتوان بصورت دقیق با آنان به محاجه پرداخت. برهمین اساس باید گفت: از منظر وهابیت، استغاثه به این معناست که از اولیاء الهی مستقیما درخواست کنیم که حاجت ما را روا کند. وهابیون استغاثه را به انواع مختلفی تقسیم کرده و برای هر نوع، حکمی را بیان کرده اند:

1: استغاثه از شخص زنده در اموری که غی رخداوند نیز توان انجام آن امور را دارند (ما یقدر علیه الا الله): این نوع استغاثه ممنوعیتی ندارد.[1]

2: استغاثه از شخص زنده در اموری که تنها خدا قادر است آن امور را انجام بدهد (ما لایقدر علیه الا الله): این نوع استغاثه شرک است.

3: استغاثه از اموات مطلقا (در امور ما لایقدر علیه الا الله و امور ما یقدر علیه الا الله): این نوع استغاثه نیز شرک است.[2]

این تقسیم بندی با اشکالات جدی روبرو است از جمله آنکه یک سری امور هستند که در ید قدرت عده ای مخصوص بوده و از آن امور با عنوان کرامات اولیاء الهی، یاد می شود.[3] این امور را بسیاری از انسان ها نمی توانند انجام دهند و تنها عده معدودی قدرت انجام آن امور را دارا هستند. حال آنکه این امور در تقسیم بندی فوق، هیچ جایگاهی نداشته است.

پس از بیان این که وهابیت، استغاثه را چگونه تعریف کرده و حکم هر نوع از استغاثه چه می باشد، حال وارد بحث اصلی این نوشتار می شویم لذا در ادامه به روایات و احادیث مسئله استغاثه که در مکتب اهل البیت (علیهم السلام) وجود دارد، اشاره می شود. نکته قابل ذکر آنکه با عنایت به محدویت نوشتار پیش رو، لذا نگارنده از بیان تمامی روایات، معذور بوده و تنها برخی از این احادیث را ذکر خواهد کرد.

استغاثه از پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) و حضرت جبرئیل (علیه السلام)

در برخی از روایات تصریح شده است که در هنگامه بروز مشکلات و غم و اندوه ناشی از آن مشکلات، می‌توان به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و حضرت جبرئیل (علیه‌السلام) پناه برد و از ایشان یاری طلبید. چنانکه شیخ کلینی(ره) در کافی شریف روایتی به این شکل نقل کرده است: «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ‏ بْنِ يَسَارٍ عَنْ بَعْضِ مَنْ رَوَاهُ قَالَ قَالَ‏ إِذَا أَحْزَنَكَ أَمْرٌ فَقُلْ فِي آخِرِ سُجُودِكَ- يَا جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ يَا جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ تُكَرِّرُ ذَلِكَ- اكْفِيَانِي مَا أَنَا فِيهِ فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ وَ احْفَظَانِي بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِنَّكُمَا حَافِظَانِ.»[4] هنگامی که مسئله ای تو را غمگین کرد، در سجده ات بگو: ای جبرئیل، ای محمد، ای جبرئیل، ای محمد، مرا کفایت کنید و به اذن خدای متعال، مرا حفظ کنید.

هرچند روایت فوق در اصول کافی، بصورت مضمره نقل شده است، ولیکن باید عنایت داشت علامه مجلسی (ره) 2 روایت شبیه این روایت را از لسان مبارک امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است.[5]

استغاثه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و امیرالمومنین (علیه السلام)

در پاره ای از روایات نیز عباراتی وارد شده است که بر مشروعیت و جواز استغاثه و طلب یاری از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) و امیرالمومنین (علیه السلام) دلالت می‌کند. این گونه عبارات، بیشتر در دعایی موسوم به «دعای فرج» وارد شده است. هرچند علمای شیعه، دعای فرج را با الفاظی تقریبا متفاوت، نقل کرده اند ولیکن در همه نقل ها، استغاثه از آن 2 بزرگوار مشاهده می‌شود. چنانکه محمد بن جریر طبری در «دلائل الامامه»، دعای فرج را بدین صورت نقل کرده است: «يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ، وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ، يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ، وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ، يَا عَظِيمَ الْمَنِّ، يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ، يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ، يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ، يَا مُنْتَهَى كُلِّ نَجْوَى، يَا غَايَةَ كُلِّ شَكْوَى، يَا عَوْنَ كُلِّ مُسْتَعِينٍ، يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا، يَا رَبَّاهْ- عَشْرَ مَرَّاتٍ- يَا سَيِّدَاهْ- عَشْرَةَ مَرَّاتٍ- يَا مَوْلَيَاهْ- عَشْرَ مَرَّاتٍ- يَا غَايَتَاهْ- عَشْرَ مَرَّاتٍ- يَا مُنْتَهَى رَغْبَتَاهْ- عَشْرَ مَرَّاتٍ- أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ، وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) إِلَّا مَا كَشَفْتَ كَرْبِي، وَ نَفَّسْتَ هَمِّي، وَ فَرَّجْتَ عَنِّي‏، وَ أَصْلَحْتَ حَالِي» وَ تَدْعُو بَعْدَ ذَلِكَ بِمَا شِئْتَ وَ تَسْأَلُ حَاجَتَكَ.

ثُمَّ تَضَعُ خَدَّكَ الْأَيْمَنَ عَلَى الْأَرْضِ وَ تَقُولُ مِائَةَ مَرَّةٍ فِي سُجُودِكَ: «يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ، يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ، اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ، وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَايَ».[6] ای محمد و ای علی، ای علی و ای محمد، مرا کفایت و یاری کنید که شما کفایت کننده و یاری رسان هستید.

سید بن طاوس نیز در جمال الاسبوع، ضمن بیان کیفیت خواندن نماز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می نویسد: پس از اتمام این نماز اینگونه دعا شود:«اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ بِمَا وَسِعَتِ السَّمَاءُ وَ إِلَيْكَ يَا رَبِّ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الَّذِينَ أَمَرْتَنَا بِطَاعَتِهِمْ وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ فَرَجَهُمْ بِقَائِمِهِمْ وَ أَظْهِرْ إِعْزَازَهُ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَايَ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ احْفَظَانِي فَإِنَّكُمَا حَافِظَايَ يَا مَوْلَايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي الْأَمَانَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ.»[7]

لازم به ذکر است شیخ حرعاملی (ره) نیز این روایت را به نقل از مصدر فوق نقل کرده است.[8]

مرحوم کفعمی نیز در المصباح چنین نقل می کند: «دُعَاءٌ عَلَّمَهُ صَاحِبُ الْأَمْرِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لِرَجُلٍ مَحْبُوسٍ فَخَلَصَ [إِلَهِي‏] اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى وَ عَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِي الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدِ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَيْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلًا قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ‏ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَايَ يَا مَوْلَانَا يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْأَمَانَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين»‏[9]

علامه مجلسی(ره) نیز در بیان زیارتنامه و ادعیه وارده در هنگامه زیارت امام موسی کاظم (علیه السلام) دعایی با این مضمون بیان کرده است: «اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مَنَعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ يَا رَبِّ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَيْكَ يَا رَبِّ الْمُشْتَكَى اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الَّذِينَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ وَ فَرِّجْ عَنَّا كَرْبَنَا قَرِيباً كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ‏ يَا أَبْصَرَ النَّاظِرِينَ وَ يَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ وَ يَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِينَ وَ يَا أَحْكَمَ الْحَاكِمِينَ يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ يَا مُصْطَفَى يَا مُرْتَضَى يَا مُرْتَضَى يَا مُصْطَفَى انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَايَ وَ اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي أَدْرِكْنِي تَقُولُ ذَلِكَ حَتَّى يَنْقَطِعَ النَّفَسُ ثُمَّ تَسْأَلُ حَاجَتَكَ فَإِنَّهَا تُقْضَى بِإِذْنِ اللَّه‏»[10]

نکته قابل توجه در روایت فوق این است که شرط اجابت استغاثه از حضرات آل البیت (علیهم السلام)، اذن الهی است (فَإِنَّهَا تُقْضَى بِإِذْنِ اللَّه)؛ بدین معنا که تا خداوند متعال اذن ندهد، حاجتی نیز برآورده نخواهد شد. بنابراین نگاه استقلالی به اولیاء الهی در جهت برآورده شدن حاجات، نگاهی است که منافی با ادله بوده و شیعیانی که قائل به مشروعیت استغاثه و استمداد از اولیاء الهی هستند، از چنین نگاهی مبرا می باشند.  

طلب یاری از حضرت زهرا (سلام الله علیها)

مرحوم کفعمی در البلدالامین چنین بیان می‌کند: «وَ مِنْهَا اسْتِغَاثَةٌ إِلَى فَاطِمَةَ (علیهاالسلام)‏ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ فَإِذَا سَلَّمْتَ فَكَبِّرِ اللَّهَ تَعَالَى ثَلَاثاً وَ سَبِّحْ تَسْبِيحَ الزَّهْرَاءِ (علیهاالسلام) وَ اسْجُدْ وَ قُلْ مِائَةَ مَرَّةٍ يَا مَوْلَاتِي يَا فَاطِمَةُ أَغِيثِينِي‏ ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْمَنَ عَلَى الْأَرْضِ وَ قُلْ كَذَلِكَ ثُمَّ عُدْ إِلَى السُّجُودِ وَ قُلْ كَذَلِكَ ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْسَرَ عَلَى الْأَرْضِ وَ قُلْ كَذَلِكَ ثُمَّ عُدْ إِلَى السُّجُودِ وَ قُلْ كَذَلِكَ مِائَةً وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ.»[11] یکی از انواع استغاثه به اهل بیت(علیهم السلام)، استغاثه به حضرت زهرا(سلام الله علیها) است بدین صورت که 2 رکعت نماز خوانده شود، پس ازسلام نماز، 3 بار تکبیر بگو و سپس تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بفرست. بعد از این اذکار، به سجده برو و 100 مرتبه بگو: «یا فاطمه اغیثینی»، سپس گونه راستت را نیز بر روی خاک بگذار و مجددا 100 مرتبه بگو «یا فاطمه اغیثینی»، همچنین گونه چپ را نیز بر خاک بگذار و ذکر مذکور را به همان به تعداد، تکرار کن. از سجده نیز سر بردار و 110 مرتبه دیگر نیز آن ذکر را بگو.

علامه مجلسی(ره) نیز دستورالعمل فوق را به نقل از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است.[12]

در دستورالعمل مذکور، تصریح شده است که مستقیما از حضرت زهرا(سلام الله علیها) یاری بطلبیم.

معرفی اهل البیت (علیهم السلام) بعنوان پناهگاهی برای حل مشکلات

در برخی از روایات نیز اهل البیت (علیهم السلام) بعنوان پناهگاهی معرفی شده اند که در هنگامه بروز مشکلات می توان به ایشان پناه برد. چنانکه از مُفَضَّل بن عمر چنین روایت شده است: شخصی خدمت امام صادق (علیه السلام) مشرف شد و اظهار داشت که با مشکلات فراوانی در زندگی روبه رو است. به همین سبب امام صادق (علیه السلام) به ایشان چنین توصیه فرمودند: «إِذَا صَلَّيْتَ الْفَرِيضَةَ فَابْسُطْ يَدَيْكَ جَمِيعاً إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ قُلْ بِخُشُوعٍ وَ اسْتِكَانَةٍ أَعُوذُ بِجَلَالِكَ وَ قُدْرَتِكَ وَ بَهَائِكَ وَ سُلْطَانِكَ مِمَّا أَجِدُ يَا غَوْثِي يَا اللَّهُ يَا غَوْثِي يَا رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه وآله) يَا غَوْثِي يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) يَا غَوْثِي يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (سلام الله علیهما) أَغِثْنِي أَغِثْنِي ثُمَّ امْسَحْ بِيَدِكَ الْيُمْنَى عَلَى هَامَتِكَ وَ تَقُولُ يَا مَنْ سَكَنَ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ سَكِّنْ مَا بِي بِقُوَّتِكَ وَ قُدْرَتِكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَ سَكِّنْ مَا بِي».[13] وقتی نمازت را خواندی دستانت را به سوی آسمان بگشای و با خشوع و خضوع بگو: خدایا از مشکلاتی که در آن فرو رفته ام، به جلال، قدرت، و سلطنتت پناه می‌برم، ای پناهگام ای خدا، ای پناهگاهم، ای رسول خدا (صلی الله علیه وآله)، ای پناهگاهم ای امیرالمومنین (علیه السلام)، ای پناهگاهم ای حضرت زهرا (سلام الله علیها)...

در زیارت آل یاسین نیز می‌خوانیم: «السلام علیک ایها العَلَم المنصوب و العِلم المصبوب و الغوث و الرحمه...» در این عبارت، نیز امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان پناهگاهی برای مردم معرفی شده است.

در این 2 عبارت، به پناهگاه بودن حضرات اهل بیت (علیهم السلام) در هنگامه بروز مشکلات و مصائب، تصریح شده است. و لذا پناه بردن به آن بزرگواران و یاری طلبیدن از ایشان، در وقت وقوع بلایا و سختی ها بی اشکال است. 

یاری طلبیدن از شخص صالح

در مصادر اهل سنت، روایاتی داریم که در هنگام گم شدن در بیابان یا گم کردن مَرکَب، اشخاص صالح را مورد خطاب قرار دهیم و از آنان یاری بطلبیم.[14]  اتفاقا شبیه همین روایت، در مصادر علمای شیعه نیز ذکر شده است. چنانکه از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده است که فرموده اند: «مَنْ ضَلَّ مِنْكُمْ فِي سَفَرٍ أَوْ خَافَ عَلَى نَفْسِهِ فَلْيُنَادِ يَا صَالِحُ أَغِثْنِي فَإِنَّ فِي إِخْوَانِكُمُ الْجِنِّ مَنْ إِذَا سَمِعَ الصَّوْتَ أَجَابَ وَ أَرْشَدَ الضَّالَّ مِنْكُمْ وَ حَبَسَ عَلَيْهِ دَابَّتَه‏»[15] کسی که در سفر گم شود یا نسبت به جانش بیمناک باشد، پس اینگونه بگوید: ای شخص صالح، به دادم برسید....

در این روایت نیز تاکید شده است در هنگام وقوع مشکلات، می‌توان از انسان های صالح یاری طلبید.

روایات فوق، تنها بخشی از مجموع روایاتی است در مصادر شیعی در جهت اثبات مشروعیت استغاثه از اولیاء الهی ذکر شده است. البته ناگفته نماند که به زعم بسیاری از علمای اسلامی، مسئله استغاثه از اشخاص صالح، مسئله ای رایج میان بزرگان دین بوده است چنانکه سمهودی از علمای مطرح اهل سنت می‌نویسد: «اعلم أن الاستغاثة والتشفع بالنبي (صلی‌الله‌عليه‌وآله) وبجاهه وبركته إلى ربه تعالى من فعل الأنبياء والمرسلين، وسير السلف الصالحين، واقع في كل حال، قبل خلقه (صلى‌الله‌تعالى‌عليه‌وآله) وبعد خلقه، في حياته الدنيوية ومدة البرزخ وعرصات القيامة.»[16] آگاه باش استغاثه و طلب شفاعت از پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، از جمله افعالی است که انبیاء و مرسلین(علیهم‌السلام) بدان ملتزم بوده‌ و از سیره سلف امت محسوب می‌شود. استغاثه و طلب شفاعت از حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در هر زمانی حتی قبل از ولادت آنحضرت محقق شده است.» در این متن به خوبی تصریح شده است که انبیاء عظام الهی (علیهم السلام) و سلف صالح، به استغاثه ملتزم بوده اند و لذا طبق این ادعا، طبیعتا ائمه اهل البیت (علیهم السلام) که افضل امت هستند، نیز به مشروعیت استغاثه پایبند بوده‌اند.

جمع بندی:

از مجموع مباحث این نوشتار به دست می آید که طبق روایات ماثوره در کتب محدثین نامدار شیعه، ائمه اطهار(علیهم السلام) بارها به استغاثه از اولیاء الهی توصیه فرموده اند. از همین رو مشخص می‌شود که در مکتب اهل البیت (علیهم السلام)، مسئله استغاثه از اشخاص صالح، مسئله ای مشروع قلمداد می شود.

 

محمد باغچیقی


[1] . بن عثیمین: «طلب منه الإنسان ما يقدرعليه: كإعانته على إخراج عفشه من البيت، أو بتحميله في السيارة أو ما أشبه ذلك، فهذا لا بأس به»   فتاوی نور علی الدرب، ج16، ص35، موسسه الشیخ بن عثیمین الخیریه، چاپ اول، 1427ه‌ق.

[2] . بن عثیمین: «أن طلب الحوائج من الأولياء الأموات أو الأحياء الذين لا يستطيعون مباشرة قضاء الحاجة شركٌ أكبر مخرجٌ عن المله»  فتاوی نور علی الدرب، ج16، ص35، موسسه الشیخ بن عثیمین الخیریه، چاپ اول، 1427ه‌ق.

[3] . بن باز می‌نویسد:«الكرامة أمر خارث للعادة يظهره الله تعالى على يد عبد من عباده الصالحين حيا أو ميتا إكراما له» کرامت، امری است خارق العاده که خدای متعال به جهت اکرام برخی از بندگان صالحش، در ید قدرت آنان (اعم از اینکه زنده باشند یا از دنیا رفته باشند) قرار می‌دهد.  بن باز، فتاوى مهمة لعموم الأمة، ص33، رياض، دارالعاصمه، چاپ اول، 1413ه‌ق.

[4]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص559، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق.

[5] . در بحارالانوار 2 روایت شبیه روایت کافی بدین شکل نقل شده است:

الف: «الْبَلَدُ الْأَمِينُ، نَقْلًا مِنْ كِتَابِ الْأَغْسَالِ لِأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَيَّاشٍ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ كَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مُهِمَّةٌ يُرِيدُ قَضَاءَهَا فَلْيَغْتَسِلْ وَ لْيَلْبَسْ أَنْظَفَ ثِيَابِهِ وَ يَصْعَدْ إِلَى سَطْحِهِ وَ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ يَسْجُدُ وَ يُثْنِي عَلَى اللَّهِ وَ يَقُولُ: يَا جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ يَا جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ أَنْتُمَا كَافِيَانِ فَاكْفِيَانِي وَ أَنْتُمَا حَافِظَانِ فَاحْفَظَانِي وَ أَنْتُمَا كَالِئَانِ فَاكْلَئَانِي مِائَةَ مَرَّةٍ؛  ثُمَّ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام: حَقٌّ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى أَنْ لَا يَقُولَ ذَلِكَ أَحَدٌ إِلَّا قَضَى اللَّهُ حَاجَتَه‏»    بحار الأنوار، ج‏88، ص376، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ه ق. 

 

ب: «صَلَاةُ الْكِفَايَةِ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ: تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ تُسَلِّمُ وَ تَسْجُدُ وَ تُثْنِي عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ تَحْمَدُهُ وَ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَقُولُ: يَا مُحَمَّدُ يَا جَبْرَئِيلُ يَا جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ اكْفِيَانِي مِمَّا أَنَا فِيهِ فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ احْفَظَانِي بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِنَّكُمَا حَافِظَانِ مِائَةَ مَرَّةٍ.»   بحار الأنوار، ج‏88، ص354، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ه ق. 

.[6] طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم، دلائل الإمامة، ص552، قم، بعثت، چاپ اول، 1413ق.

.[7] ابن طاووس، على بن موسى، جمال الأسبوع بكمال العمل المشروع، ص280، قم، دارالرضی، چاپ اول، 1330 ق.

[8] . حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج8، ص185، قم، موسسه آل البیت(علیهم السلام)، چاپ اول، 1409 ه ق.

.[9] كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية)، ص176، قم، دارالرضی، چاپ دوم، 1405 ق.

[10]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، ج99، ص20، بيروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق.

.[11] كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، البلد الأمين و الدرع الحصين، ص159، بيروت، چاپ اول، 1418ق.

[12]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، ج91، ص30، بيروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق.

[13]. ابنا بسطام، عبد الله و حسين، طبّ الأئمة (عليهم السلام)، ص73، قم، دارالشریف الرضی، چاپ دوم، 1411 ق؛  بحارالانوار، ج92، ص56، بيروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق.

[14] . چنانکه طبرانی در المعجم الکبیر چنین روایت کرده است: « عَنْ نَبِيِّ اللهِ (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ و آله وَسَلَّمَ) قَالَ: " اِذَا أَضَلَّ أَحَدُكُمْ شَيْئًا أَوْ أَرَادَ أَحَدُكُمْ عَوْنًا وَهُوَ بِأَرْضٍ لَيْسَ بِهَا أَنِيسٌ، فَلْيَقُلْ: يَا عِبَادَ اللهِ أَغِيثُونِي، يَا عِبَادَ اللهِ أَغِيثُونِي، فَإِنَّ لِلَّهِ عِبَادًا لَا نَرَاهُمْ " وَقَدْ جُرِّبَ ذَلِكَ»  المعجم الکبیر، ج17، ص118، ریاض، دار الصميعي، چاپ اول، 1415ه‌ق.  

[15] . ابن شعبه حرانی، حسن بن علی،  تحف العقول ؛ ص108، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1363 ه ق. ؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج10، ص97، بیروت، داراحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ه ق.

[16] . سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفى(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، ج4، 193، بیروت، دار الكتب العلميه، چاپ اول، 1419ه‌ق.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن