یکی از اشکالات وهابی ها به شیعیان، غلو آنان در مورد انبیاء (علیهم السلام) و اعتقاد به عدم سهو و نسیان و عصمت ایشان است. در حالی که شیخ صدوق (رحمه الله) و دیگر بزرگان شیعه (رحمة الله عليهم) ، سهو و نسیان در انبیاء را جایز می دانند.
منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

آیا شیعیان بر خلاف بزرگان­شان، انبیاء و امامان را معصوم از سهو و نسیان می دانند؟

پاسخ

پاسخ اجمالی

«سَهْوُ النَّبی» به معنای خطا و فراموشیِ پیامبر (صلی الله علیه وآله) در امور روزمره زندگی است. مشهور عالمان شیعه سهو النبی را نفی می کنند؛ اما برخی چون شیخ صدوق (رحمه الله) معتقد به سهو النبی هستند و بر این باورند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آنچه مربوط به رسالتش نمی باشد، ممکن است دچار خطا یا فراموشی شود. استناد به روایاتی که دلالت بر اشتباه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در نماز شد، مهمترین دلیل موافقان سهو النبی است؛ اما مخالفان، سهو النبی را با نبوت قابل‌ جمع نمی‌دانند و حجیت روایات را در مورد این مساله تمام نمی دانند.

پاسخ تفصیلی

مقدمه

اعتقاد به عصمت انبیاء (علیهم السلام) فی الجمله، جزء عقائد اسلامی است و همه مسلمانان بر این باورند که پیامبران (علیهم السلام) در طول حیاتشان، مرتکب شرک و کفر نمی‌شوند[1] و ایشان در دریافت وحی و ابلاغ آن، از هر گونه خطای عمدی و سهوی مصون هستند.[2]

همچنین عصمت انبیاء (علیهم السلام) نسبت به گناهان کبیره از روی عمد، مورد اتفاق است؛[3] هر چند اکثر اهل سنت صدور گناه کبیره غیر عمدی و صدور گناهان صغیره را از انبیاء (علیهم السلام) جایز می شمارند.[4]

و اما موضوع اصلی این گفتار که در مورد عصمت پیامبران (علیهم السلام) در امور روزمره و آنچه مربوط به جنبه بشری آنان است، مشهور عالمان شیعه بر این باورند که گفتار و کردار پیامبران در امور فردی و اجتماعی نیز مصون از خطا است.[5] البته برخی از آنان همچون شیخ صدوق (رحمة الله علیه) مخالف این دیدگاه هستند که در ادامه این دیدگاه مورد بررسی و نقد قرار خواهد گرفت.

انبیاء مصون از اشتباه در امور شخصی و اجتماعی هستند.

بر خلاف مشهور علمای شیعه که بر این باورند پیامبران در امور عادی دچار سهو و نسیان نمی شوند، برخی همچون شیخ صدوق (رحمة الله علیه) و استاد ایشان، از دیدگاه سهو النبی دفاع کرده و مخالفان آن را از غُلات و اهل تفویض دانسته اند. وجود برخی از روایات که بر اشتباه پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) در نماز دلالت دارد، دلیل دیگری است که قائلان به این قول به آن استناد می کنند.[6]

البته توجه به این نکته لازم است که شیخ صدوق (رحمة الله علیه)، سهو پیامبران را مانند سهو دیگر انسان‌ها از جانب شیطان نمی‌داند و معتقد است برخی از اوقات خداوند در پیامبران خودش ایجاد سهو می کند تا انسانها آنان را خدا نپندارند و در آنان غلو نکنند.[7]

با وجود اینکه برخی از علمای شیعه بر سهو النبی تاکید دارند، اما بسیاری از علمای شیعه سهو النبی را جایز نمی دانند. دلیل آنان بر مدعایشان عبارت است از:

الف: احتمال اشتباه پیغمبر (صلی الله علیه وآله) در امور عادی، موجب تردید مردم نسبت به هر آنچه پیامبر آورده می شود و اطمینان لازم در مردم که مقدمه تحقق هدف پیامبران است، حاصل نمی‌شود.[8]

ب: روایاتی که بر سهو النبی دلالت دارند، اخبار آحادند و یقینی در انسان ایجاد نمی کنند و همانطور که معلوم است، اعتقاد به صحت این روایات، حرام است.[9] از طرفی دیگر از این روایات معلوم نمی گردد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در چه نمازی سهو انجام داده است. برخی روایات گوید نماز ظهر بوده و برخی گوید نماز عشاء بوده است و اختلاف در نماز و در وقت آن دلیل بر عدم حجیت این روایات است.[10]

نتیجه:

بر خلاف مشهور علمای شیعه، شیخ صدوق (رحمة الله علیه) و برخی دیگر از علماء با استناد به ادله عقلی و نقلی، معتقدند گاهی خداوند در پیامبران خود سهو را به وجود می آورد تا در مورد ایشان غلو نشود. در مقابل این دسته، مشهور علمای شیعه هستند که ادله آنان را تام ندانسته و بیان کردند که اعتقاد به سهو النبی سبب سلب اعتماد به دعوت انبیاء می شود و به نبوت آنان لطمه وارد می شود.

 

منابع جهت مطالعه بیشتر:

تفسیر تسنیم ج6 ص114؛ تالیف آیت الله جوادی (حفظه الله).

رسالةٌ فی عدم سهو النبی؛ تالیف شیخ مفید (اعلی الله مقامه الشریف)

نفی السهو عن النبی؛ تالیف میرزا جواد تبریزی (رحمة الله علیه)

 

سید مصطفی هاشمی


[1] «على أنك قد عرفت فيما تقدم من البحث المتنوع في عصمة الأنبياء أن القرآن الشريف ناص على طهارة ساحتهم عن أصغر المعاصي الصغيرة فكيف بالكبيرة وبأكبر الكبائر الذي هو الشرك بالله العظيم»؛ الميزان في تفسير القرآن، العلامة الطباطبائي، محمد حسین، بیروت، موسسه الاعلمی، چاپ اول،1417ق، ج7، ص149 -«الأنبياء معصومون عما ينافي مقتضى المعجزة كالكذب في التبليغ و عن الكفر»؛ التفتازاني، سعد الدين، شرح المقاصد، قم‌، ناشر: الشريف الرضي،‌ 1409ق‌، چاپ: اول،‌ ج5 ص49

«و أما الكفر فأجمعت الامة على عصمتهم منه قبل النبوة و بعدها و لا خلاف لأحد منهم في ذلك». ايجى، مير سيد شريف، شرح المواقف، قم‌، ناشر: الشريف الرضي،‌ چاپ: اول، 1325ق‌، ‌ج8، ص264.

[2] «ذهب جمهور المسلمين من السنة والشيعة إلى عصمة الأنبياء من تبليغ الرسالة، واستدلوا عليه بالعقل والنقل، أمّا العقل فبوجوه أهمّها ما ذكره المحقّق الطوسي في تجريد الاعتقاد، «وهو حصول الوثوق بأفعاله وأقواله». السبحاني، الشيخ جعفر، عصمة الأنبياء في القرآن الكريم، مؤسسة الإمام الصادق عليه السلام، ج1، ص37

«أجمع أهل الملل و الشرائع كلها على وجوب عصمتهم عن تعمد الكذب فيما دل المعجز القاطع على صدقهم فيه كدعوى الرسالة و ما يبلغونه عن اللّه الى الخلائق اذ لو جازا عليهم التقول و الافتراء في ذلك عقلا لأدى الى ابطال دلالة المعجزة و هو محال و في جواز صدوره أى صدور الكذب عنهم فيما ذكر على سبيل السهو و النسيان خلاف فمنعه الاستاذ أبو اسحاق و كثير من الأئمة الاعلام لدلالة المعجزة على صدقهم فى تبليغ الاحكام فلو جاز الخلف في ذلك لكان نقضا للدلالة المعجزة و هو ممتنع». ايجى، مير سيد شريف، شرح المواقف، قم‌، ناشر: الشريف الرضي،‌ چاپ: اول، 1325ق ‌، ‌ ج8، ص263.

[3] «اعتقادنا في الأنبياء و الرسل و الأئمّة و الملائكة صلوات اللّه عليهم أنّهم معصومون مطهّرون من كل دنس، و أنّهم لا يذنبون ذنبا، لا صغيرا و لا كبيرا، و لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ، وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»؛ شيخ صدوق‏، الاعتقادات، قم،‏ المؤتمر العالمي للشيخ المفيد، چاپ: دوم، سال چاپ: 1414 ق‏

«اما الكبائر أى صدورها عنهم عمدا فمنعه الجمهور من المحققين و الأئمة و لم يخالف فيه الا الحشوية ...» ايجى، مير سيد شريف، شرح المواقف، قم‌، ناشر: الشريف الرضي،‌ چاپ: اول، 1325ق‌، ‌ج8، ص263.

[4] «و أما صدورها (گناهان کبیره) عنهم سهوا أو على سبيل الخطأ في التأويل فجوزه الاكثرون و المختار خلافه و أما الصغائر عمدا فجوزه الجمهور الا الجبائي فانه ذهب الى انه لا يجوز صدور الصغيرة الا بطريق السهو أو الخطأ في التأويل و هذا التجويز منهم انما هو فيما ليس من صغائر الخسة كما ستعرفه و أما صدور الصغائر سهوا فهو جائز اتفاقا بين أكثر أصحابنا و أكثر المعتزلة». همان، ج8، ص265

[5] «و أن لا يصح عليه السهو لئلا يسهو عن بعض ما أمر بتبليغه». العلامة الحلي، علی بن مطهر، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، مع حواشی آیت الله زنجانی، بیروت، منشورات الاعلمی، چاپ اول، 1399ق، ص376

[6] «قال أبو عبد الله (عليه السلام): من حفظ سهوه فأتمه فليس عليه سجدتا السهو فإن رسول الله (صلى الله عليه وآله) صلى بالناس الظهر ركعتين ثم سها فسلم فقال له ذو الشمالين: يا رسول الله أنزل في الصلاة شئ؟ فقال: وما ذاك، قال: إنما صليت ركعتين، فقال رسول الله (صلى الله عليه وآله): أتقولون مثل قوله؟ قالوا: نعم، فقام (صلى الله عليه وآله) فأتم بهم الصلاة». الكليني، محمّد بن يعقوب، الكافي، تصحيح وتعليق: علي أكبر الغفاري، دار الكتب الإسلامية، طهران، الطبعة الثالثة، 1367 ش.

[7]. «وليس سهو النبي صلى‌الله‌عليه‌وآله كسهونا لان سهوه من الله عز وجل وإنما أسهاه ليعلم أنه بشر مخلوق فلا يتخذ ربا معبودا دونه ، وليعلم الناس بسهوه حكم السهو متى سهوا ، وسهونا من الشيطان وليس للشيطان على النبي صلى‌الله‌عليه‌وآله والأئمة صلوات الله عليهم سلطان. إنما سلطانه على الذين يتولونه والذين هم به مشركون وعلى من تبعه من الغاوين». ابن بابويه القمّي[الشيخ الصدوق]، محمّد بن علي، من لا یحضره الفقیه، المحقق: علي اكبر الغفّاري، قم، الناشر: جماعة المدرّسين ، چاپ دوم، 1413ق

[8] «و أن لا يصح عليه السهو لئلا يسهو عن بعض ما أمر بتبليغه». علامه حلی، حسن بن مطهر، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، موسسه امام صادق، چاپ سوم،1430ق

[9] «وإذا كان الخبر بأن النبي صلى الله عليه واله سها من أخبار الاحاد التي من عمل عليها كان بالظن عاملا، حرم الاعتقاد بصحته، ولم يجز القطع به، ووجب العدول عنه إلى ما يقتضيه اليقين من كماله (عليه السلام) وعصمته». شیخ مفید، عدم سهوالنبی، ص۲۲

[10] «على أنهم قد اختلفوا في الصلاة التي زعموا أنه (عليه السلام) سها فيها، فقال بعضهم هي الظهر. وقال بعض آخر منهم: بل كانت عشاء الآخرة. واختلافهم في الصلاة ووقتها دليل على وهن الحديث، وحجة في سقوطه، ووجوب ترك العمل به وإطراحه.» شیخ مفید، عدم سهوالنبی، ص۲۲

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن