منبع :  اشنایی با عربستان ص33. کتاب ماضی استمراری
پرسش

نقش انگلیس در قدرت یابی دوباره آل سعود چه بوده است؟

پاسخ

زوال وهابي‌ها

دوران محمد بن سعود دوران اوج وهابي‌ها بود. او بر شبه جزيره از درياي سرخ تا خيلج فارس مسلط شده بود و براي تصرف شام و عراق هم حركت كرد.. آلوسي، تاريخ نگار متمايل به وهابي‌ها، از قول ابن بشر نجدي ـ كه تاريخ نگاري وهابي‌هاست ـ مي‌نويسد«من در آغاز كار شاهد فقر و تنگ دستي مردم درعيه بودم، ولي بعدا اين شهر در زمان سعود (نوه‌ي محمد ابن سعود) شهري ثروتمند شده بود تا آنجا كه مردمش سلاح‌هايشان را با طلا و نقره زينت داده بودند، بر اسب‌هاي اصيل و نجيب سوار مي‌شدند و لباس‌هاي فاخر مي‌پوشيدند و از تمامي لوازم ثروت بهره‌مند بودند؛ طوري كه زبان از شرحش قاصر است.». سعود كه شديد به وضع خودش و استقلالش از عثماني مغرور شده بود، به شاه ايران و خليفه‌ي عثماني نامه نوشت و آن دو را تهديد كرد اگر وهابي نشوند، با آن‌ها مي‌جنگد. بخشي از نامه‌اش به فتحعلي شاه:

پناه بر خدا از شيطان رانده شده.

به نام خداي بخشنده مهربان.

از عبدالعزيز،‌ امير مسلمانان، به فتحعلي شاه، شاه فارس.

چون بعد از رسول خدا، محمد بن عبدالله(ص) شرك و بت پرستي در امت زياد شده بود، طوري كه مردم كربلا و نجف پيش قبوري كه از سنگ و گل ساخته بودند به خاك مي‌افتادند و سجده مي‌كردند و حاجت مي‌خواستند. اين ضعيف‌ترين بنده‌ي خدا كه مي‌دانست آقايان ما،‌ علي و حسين، به اين‌ كارها راضي نيستند كمر همت به تصفيه‌ي دين بست و به توفيق حق نجد و بيش‌تر سرزمين‌هاي عرب را از زشتي‌ها پاك كرد. نيز بهتر ديديم ساكنان و خادمان كربلا و نجف را ـ كه به خاطر هواي نفس حق را نمي‌پذيرفتند ـ نابود و اعدام كنيم. اگر شاه فارس هم با آن‌ها هم عقيده است، بايد توبه كند، زيرا هر كس بر شرك و كفر اصرار كند با او همان مي‌كنيم كه با ساكنان كربلا كرديم.»

فتحعلي شاه درگير جنگ با روسيه بود و نمي‌خواست درگيري جديدي براي خود درست كند. سفير جديدي با نامه‌اي محبت آميز و يك شمشير خراساني گوهر نشان پيش محمد علي پاشا، حاكم مصر، فرستاد و از او خواست وهابي‌ها را سركوب كند. خليفه‌ي عثماني هم از حركت وهابي‌ها به سمت شام و عراق عصباني شد و به محمد علي پاشا دستور داد وهابي‌ها را سركوب كند. پاييز سال 1190، نيرو‌هاي مصر به فرماندهي طوسون پاشا، پسر محمد علي، نخستين حمله‌ي خود را به وهابي‌ها آغاز كردند. ابتدا عبدالله و فيصل، پسران سعود، مصري‌ها راـ كه گرفتار بي‌آبي، گرما و بيماري شده بودند شكست دادند. طوسون پاشا مدتي با وهابي‌ها مذاكرده كرد تا بدون جنگ تسليم شوند كه آن‌ها نپذيرفتند و در نهايت محمد علي پاشا با لكشري بزرگ وارد عربستان شد و ديگر درخواست‌هاي سعودي را براي گفت و گو نپذيرفت. سعود در سال 1192 مرد و محمد علي پاشا مناطق مختلف شبه جزيره را يكي يكي از وهابي‌ها پس گرفت تا اين كه سرانجام عبدالله، پسر سعود، در قصرش تسليم محمد علي پاشا شد. پاشا عبدالله و خانواده‌اش را به قاهره و از آنجا به اسلامبول فرستاد و زمستان سال 1197 در اسلامبول دارش زدند.

(دولت سعودی سوم)

آغازي بر يك پايان؛قدرت گرفتن دوباره آل سعود

سال‌ها آل سعود و آل شيخ، فرزندان محمد بن عبدالوهاب، در قلمرو كوچكي از شبه جزيره (نزديك مرز كويت) بر وهابي‌ها حكم‌راني كردند. تا دوران ضعف امپراتوري عثماني كه بريتانيا از آن‌ها برابر آل رشيد (هواداران عثماني) حمايت كرد. با حمايت انگليس، سال 1280 عبدالعزيز، امير وقت وهابي‌ها، قيام كرد و بر آل رشيد تاخت. انگليسي‌ها، كه دوست نداشتند يك قبيله بر كل شبه جزيره حاكم شود، هم زمان از آل شريف، دشمنان آل سعود، هم حمايت كردند و دو افسر خود، توماس ادوارد لارنس و ويليام شكسپير، را پيش شريف حسين و عبدالعزيز فرستادند تا از نزديك آن‌ها را زير نظر بگيرند. عبدالعزيز سريع گروهي از قبايل وهابي را با خود هم پيمان كرد و از ميان جنگجويان قبايل گروهي نظامي ـ مذهبي تشكيل داد كه به اخوان التوحيد مشهور شدند. اخوان التوحيد، برادران يك تاپرستي، در بيابان‌ها مي‌گشتند، ميان قبايل مي‌رفتند و مردم را به وهابيت و هم پيماني با آل سعود دعوت و مخالفان را شديد سركوب مي‌كردند. انگليس از آل سعود حمايت مي‌كرد و به آن‌ها سالانه 60 هزار ليره مي‌داد تا عبدالعزيز بتواند قبيله‌‌هاي بيابان‌گرد را اسكان دهد و بر آن‌ها بيش از گذشته مسلط شود. با اسكان عشاير پيوند‌هاي قبيله‌اي و عشيره‌اي بيابان نشين‌ها كم‌تر مي‌شد و جوانانشان به اخوان  التوحيد، ارتش نيمه رسمي آل سعود، مي‌پيوستند.

با تسلط انگليس بر عراق و فلسطين و تسلط فرانسه بر سوريه و لبنان بسياري از قبايلي كه قبلا به كشور‌هاي هم سايه كوچ كرده بودند به شبه جزيره برگشتند، در شهرك‌ها اسكان يافتند، به اخوان التوحيد پيوستند و بر قدرت وهابي‌ها افزودند. در جنگ جهاني اول، انگليس و عثماني با هم مي‌جنگيدند و عبدالعزيز با استفاده از فرصت‌ به بسياري از قبايل اطراف حمله كرد و بخش بزرگي از نجد را گرفت. او سال 1302 هجري شمسي بزرگان و عالمان قبايل مختلف را در رياض جمع كرد و در حضور آن‌ها خود را پادشاه نجد ناميد. سه سال بعد (سال 1305) خلافت عثماني فروپاشيد و شريف حسين خود را خليفه‌ي مسلمانان ناميد و ورود وهابي‌ها را به مكه ممنوع كرد. آل شيخ (خاندان عبدالوهاب) از عبدالعزيز خواستند به مكه حمله كند و خانه‌ي خدا را از آن‌ها باز پس بگيرد. با كمك انگليس، عبدالعزيز در سال 1307 با حمله‌اي سريع مكه، مدينه و جده را گرفت و سال 1308 خود را سلطان حجاز و نجد ناميد.

سلطان جديد حجاز، عبدالعزيز، با انگليس، شوروي‌، آمريكا و آلمان پيمان دوستي بست و با كويت و چند كشور ديگر روابط تجاري برقرار كرد تا نشان دهد مي‌خواهد با كشور‌هاي دنيا ارتباط برقرار كند. دو سال بعد، سال 1310، آل سعود آن قدر قدرتمند شد كه نمايندگان كشور‌هاي اسلامي در همايشي سراسري آن‌ها را حافظ عتبات مقدسه‌ي اسلامي در مكه و مدينه خواندند. عبدالعزيز براي حفظ اقتدار دولت مركزي قانون‌هاي قبيله‌اي و عشايري را لغو كرد و قضاوت را بر عهده‌ي فقهاي وهابي گذاشت. در نتيجه نياز حكومت به قاضيان وهابي‌ زياد شد و حوزه‌هاي علميه و فقه وهابي رونق يافت و وهابيت بيش از پيش در منطقه گسترش يافت. مردم در شهر‌هاي جديد به سمت تمدن رفتند و خلق و خوي قبيله‌اي و جنگندگي خود را، كه از دلايل گسترش وهابيت بود، از دست دادند. تعامل با ديگر كشور‌ها نياز به آرامش و دوري از جنگ داشت، بنابراين نيرو‌هاي اخوان التوحيد، كه كاري جز جنگ بلد نبودند، بي‌كار و از وضع موجود ناراضي شدند.

تا سال 1317 شمسي، عبدالعزيز بر بيش‌تر سرزمين‌ حجاز مسلط شد و سرزمين‌هاي تحت امرش را كشور پادشاهي عربستان سعودي ناميد و آن را به چهارده امير نشين تقسيم كرد.  او دولت و مجلس قانون گذاري راه اندخت و تمامي مقامات دولتي و نمايندگان مجلس را از شاهزادگان سعودي و خانواده‌‌ي عبدالوهاب (آل شيخ) انتخاب كرد. آن‌ها مذهب رسمي كشورشان را حنبلي قرار دادند و قرائت‌ وهابيت از مذهب را سراسري كردند. در جنگ جهاني دوم، ابتدا اعلام بي‌طرفي كردند، ولي ورود آمريكا به جنگ و نياز شديد متفقين به نفت باعث شد عبدالعزيز خواه‌ناخواه به اردوي متفقين گرايش يابد. در نتيجه روابط عربستان با آمريكا برقرار و روز به روز بهتر شد و با حضور شركت‌هاي نفتي آمريكايي در عربستان دائمي شد. وام چند صد ميليون دلاري آمريكا به عبدالعزيز، تاسيس شركت نفت عرب ـ آمريكا، آرامكو، و احداث اولين پايگاهي هوايي آمريكا در ظهران نزديكي عربستان را به آمريكا سرعت داد. البته آل سعود كه با كشف نفت ثروتمند شده بودند مي‌خواستند نقش رهبري مسلمانان را هم بر عهده بگيرند. آنان خود را حافظان حرمين شريفين مي‌ناميدند و در قضاياي فلسطين (اعراب) و اسراييل تلاش كردند خود را نماينده‌ي اعراب معرفي كنند و نقش منجي فلسطين را بر عهده گيرند. [1]

 

[1] آشنايي با عربستان، ص33. منبع:کتاب ماضی استمراری

 

 
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن