منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

 یکی ازشبهاتی که وهابیت بر علیه شیعیان مطرح می­کنند در توحید  اسماء  و صفات است. شبهه آنان  این است که  شیعیان روایتی را به امام صادق نسبت می­دهند که فرمود:« نحن والله الاسماء الحسنى التي لا يقبل الله من العباد عملا إلا بمعرفتنا» این سخن کاملا با توحید اسما و صفات منافات دارد.[1]

 

پاسخ

اولا باید تفاوتی که در توحید از دیدگاه وهابیت و شیعه وجود دارد باید تبیین شود. مقصود وهابیان از توحید در اسماء و صفات این است تمام الفاظی که در قرآن و سنت درباره خداوند متعال به کار برده شده؛ باید بر معنای ظاهری و حقیقی آنها حمل شده و حمل بر مجاز یا کنایه و استعاره جایز نیست. در عین حال تشبیه خدا به خلق و کیفیت اتصاف خداوند به آن صفات نیز جایز نیست که مورد بحث قرار گیرد.[2]

در شیعه بحث از توحید صفاتی وجود دارد، ولی مراد آن است که صفات خدای متعال عین ذات مقدس بوده و زائد بر آن نیستند[3] امّا مراد اهل سنت از توحید اسماء و صفات اثبات اموری از قبیل ید، وجه، نزول استواء، عین و...است. و بحث از اتحاد آنها با ذات مقدس و عدم اتحاد نیست، بلکه بحث از اثبات این امور و صفات با همان معنای ظاهری آنها بدون هیچ گونه تأویلی است. از همین روی وهابیت به حدیث امام صادق علیه السلام در اصول کافی اشکال گرفته و گفته اند این اعتقاد آنان با توحید اسماء و صفات منافات دارد و این نوع بیان حضرت نوعی تأویل در اسماء خداوند متعال بشمار می رود. به همین جهت باید کاملا مراد امام صادق علیه السلام از روایت تبیین شود و سپس با کلام وهابیت مقایسه شود که آیا منافات با توحید اسماء و صفات دارد یا خیر؟

زمانی که به قرآن کریم رجوع می کنیم می بینیم هر کمال وجودی که در عالم وجود دارد به خداوند متعال نسبت داده شده و این نشان دهنده ربوبیت عامه خداوند متعال است.آیاتی مانند: «ام اتخذوا من دونه اولیا فالله هوالولی»[4]که ولایت به خداوند متعال نسبت داده شده است. همچنین آیه شریفه: «وانا لنحن نحیی  ونمیت و نحن الوارثون»[5]در این آیه نیز اماته و احیاء به خداوند متعال نسبت داده شده  است. آیات دیگری مانند:«فان العزة لله جمیعا»[6]، «ان الحکم الا لله»[7] و... تمام این آیات مشتمل بر اسماء حسنای خداوند متعال هستند که خداوند متعال می فرماید: «ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها و ذروا الذین یلحدون فی اسمائه سیجزون ما کانوا یعملون»[8]،«الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی»[9] بنابراین مقتضای مشتمل بودن خداوند بر اسماء حسنی منوط به دارا بودن هر کمال وجودی به نیکو ترین وجه ممکن است. نکته دیگر اینکه مراد از اسماء حسنای الهی، الفاظ به تنهایی نیست؛ بلکه این الفاظ حاکی از واقعیت های خارجی  هستند که علامه در تفسیر المیزان اینگونه به این مطلب اشاره نموده: «میان اسم و صفت هیچ فرقی وجود ندارد جز اینکه صفت دلالت می کند بر معنایی از معانی که ذات متصف به آن و متلبس به آن است،چه عين ذات باشد و چه غير آن، و اسم دلالت مى‏كند بر ذات، در آن حالى كه ماخوذ به وصف است، پس حيات و علم وصفند، وحى و عالم اسم، و چون الفاظ كارى جز دلالت بر معنا و انكشاف آن را ندارند، لذا بايد گفت حقيقت صفت و اسم آن چيزى است كه لفظ صفت و اسم آن حقيقت را كشف مى‏كندنآن »[10]بنابراین آنچه الفاظ بر آن دلالت دارند حقائق خارجی هستند که در عبارت دیگر علامه نسبت به آثار اسماء اعظم خداوند متعال می گوید: « و اسماء الهى- و مخصوصا اسم اعظم او- هر چند مؤثر در عالم بوده و اسباب و وسائطى براى نزول فيض از ذات خداى تعالى در اين عالم مشهود بوده باشند، ليكن اين تاثيرشان بخاطرحقايق‏شان است، نه به الفاظشان كه در فلان لغت دلالت بر فلان معنا دارد، و همچنين نه به معانيشان كه از الفاظ فهميده شده و در ذهن تصور مى‏شود، بلكه معناى اين تاثير اين است كه خداى تعالى كه پديد آورنده هر چيزى است، هر چيزى را به يكى از صفات كريمه‏اش كه مناسب آن چيز است و در قالب اسمى است، ايجاد مى‏كند، نه اينكه لفظ خشك و خالى اسم و يا معناى مفهوم از آن و يا حقيقت ديگرى غير ذات متعالى خدا چنين تاثيرى داشته باشد»[11] از این روی که اسماء حسنای الهی همین الفاظ و مفاهیم ظاهری نمی باشد و دلالت بر حقیقت و واقعیت خارجی می کند برخی از اسماء الهی که دایره وجودی و اثر گذاری آن در عالم خارج بیشتر باشد، عام­تر از دیگر اسماء الهی هستند و برخی از اسماء الهی نسبت به دیگر اسماء خاص­تر محسوب می شوند.[12]

بنابراین روایت امام صادق علیه السلام در کافی:« عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ : «وَ لِلّهِ اَلْأَسْماءُ اَلْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها» قَالَ نَحْنُ وَ اَللَّهِ اَلْأَسْمَاءُ اَلْحُسْنَى اَلَّتِي لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ مِنَ اَلْعِبَادِ عَمَلاً إِلاَّ بِمَعْرِفَتِنَا»[13] اسم در این روایت به معناى مفهومی كه دلالت بر چيزى كند گرفته شده چه اينكه لفظ باشد و چه نباشد، بنابر اين معنا انبياء و اوصياء علیهم السلام اسماء خدا خواهند بود چون دلالت بر خدا مى‏كنند و وسائطى هستند بين او و بين خلقش، چون آن حضرات در عبوديت به پايه‏اى هستند كه جز خدا چيز ديگرى ندارند، پس نشان دهنده اسماء خدا و صفات او هم ايشانند.[14] چرا که اسم به حسب لغت چیزی را گویند که بوسیله آن انسان بسوی چیزی راه پیدا کند.[15] برای تبیین بهتر می توان به این نکته اشاره نمود که یکی از اسماء حسنای الهی اماته و احیاء است،[16]ملائکه واسطه اماته و احیاء هستند، پس می توان گفت ملائکه اسمائی هستند که انسان را به اسماء الهی که اماته و احیاء باشد راهنمایی می کنند بنابراین ملائکه نیز از اسماء حسنای الهی هستند. لذا طبق این نظریه ملائکه الهی در تمام امورات از تدبی و رزق و خلق و احیاء و اماته مظهر اسمای حسنای الهی هستند به همین جهت قدرت و تدبیری که ملائکه در اختیار دارند در عرض قدرت و تدبیر خداوند متعال نیست که شرک جلی بشمار برود و حتی این نظریه طولی بودن قدرت و تدبیر را برای خداوند متعال رد کرده و مسأله تنها به این قائل نتیجه ختم می شود که ملائکه تجلی اسماء حسنای الهی هستند. همین نظریه در روایت امام صادق علیه السلام مطرح شده و حضرات معصومین علیهم السلام تجلی و مظهر اسمای حسنای الهی هستند. همان گونه که خداوند متعال می فرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىيَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ  أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»[17] و در روایتی که شیخ صدوق از مناظره امام رضا علیه السلام با عمران نقل نموده که حضرت در جواب عمران نسبت به اینکه آیا خدا در مخلوقات است یا مخلوقات در خدا هستند؟پاسخ می دهد: « قَالَ عِمْرَانُ لَمْ أَرَ هَذَا أَ لَا تُخْبِرُنِي يَا سَيِّدِي أَ هُوَ فِي الْخَلْقِ أَمِ الْخَلْقُ فِيهِ قَالَ الرِّضَا ع جَلَّ يَا عِمْرَانُ عَنْ ذَلِكَ لَيْسَ هُوَ فِي الْخَلْقِ وَ لَا الْخَلْقُ فِيهِ تَعَالَى عَنْ ذَلِكَ وَ سَأُعَلِّمُكَ مَا تَعْرِفُهُ بِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمِرْآةِ أَنْتَ فِيهَا أَمْ هِيَ فِيكَ» حضرت مسأله آینه را مطرح نموده و به عمران می گوید به من بگو زمانی که در آینه نگاه می کنی آیا تو در آینه هستی یا آینه در تو هست.[18] همین نظریه در اسماءالهی نیز وجود دارد و نشان از تجلی اسماء و صفات در مخلوقات دارد. اگر خداوند ممیت ومحیی بشمار می رود در آیه شریفه: «قل یتوفاکم ملک الموت»[19] ملک الموت مظهر اسم ممیت خداوند متعال گشته با اینکه خداوند متعال می توانست مستقیما خود اماته خلق را انجام دهد؛ اما حکمت او در نظام احسنی که خلق نموده این است که واسطه ای بر اسم حسنای خود در عالم قرار دهد.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ»[20] عبارت «انی جاعل فی الارض خلیفه»نشان دهنده این است که خداوند متعال جانشینی برای خود در روی زمین قرار داده و اینگونه نیست که انسان جانشینی یک موجودی در کره زمین باشد که قبل از انسان منقرض شده باشد. بنابراین وقتی خداوند متعال دارای اسماء حسنای الهی است، جانشین او که انسان کامل در روی زمین است باید کمالات الهی را دارا باشد و مظهر اسمای حسنای خداوند در روی زمین قرار گیرد. به عبارت دیگر جانشین باید مقام جانشین گذارنده قرار بگیرد که خداوند باشد. در ادامه خداوند متعال می فرماید:«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»[21] خداوند متعال تمام اسماء را به این جانشین تعلیم داد. امام صادق علیه السلام در ذیل این روایت می فرماید: در حدیثی داریم که از امام صادق علیه السّلام پیرامون این آیه سؤال کردند، فرمود: «منظور زمینها، کوهها، درّه‌ها و بستر رودخانه‌ها (و خلاصه تمامی موجودات) می‌باشد، سپس امام علیه السّلام به فرشی که زیر پایش گسترده بود نظری افکند فرمود: حتی این فرش هم از اموری بوده که خدا به آدم تعلیم داد»![22] بنابراین مراد تعلیم اسمای حسنای الهی است که در آیات دیگر به آن اشاره شده است؛ زیرا آنچه سبب برتری آدم علیه السلام بر ملائکه شد و سبب سجده ملائکه بر او شد، معانی و مفاهیم ظاهری آیه نبود و ضمیر«هم» و اسم اشاره «هولاء»[23]نیز بیانگر این است که اسماء مفاهیم و معانی ظاهری نیستند به دلیل اینکه ضمیر و اسم اشاره برای عقلاء بکار برده می شود.[24] بنابراین جانشین خداوند متعال واسطه­ای است بین خداوند و ملائکه، همان­گونه خداوند ملک الموت را اسم حسنای خود در ممیت قرار داد، این مَلک در تحت امر جانشین است.[25]

بنابراین نامگذاری اهل بیت علیهم السلام توسط امام صادق علیه السلام نه تنها منافاتی با توحید در اسماء و صفات نداشته بلکه نشانگر توحید حقیقی در اسماء و صفات است و اهل بیت را مظهر اسماء و صفات الهی معرفی نموده است.

نویسنده: کاظمی

 

[1] . بن باز، عبد العزيز بن عبد الله (م 1420)، فتاوى نور على الدرب.ج1، ص286.

[2] . العثيمين، محمد بن صالح (م 1421)، مجموع فتاوى ورسائل فضيلة الشيخ محمد بن صالح العثيمين، جمع وترتيب: فهد بن ناصر بن إبراهيم السليمان، دار الوطن - دار الثريا، الطبعة الأخيرة، 1413 هـ.ج3، ص272.

[3] . طباطبائی، محمدحسین، الميزان في تفسير القرآن، ج‏8، ص: 343

[4] . شوری، آیه 9

[5] . حجر، آیه 23.

[6] . نساء، آیه139

[7] . انعام، آیه 57.

[8] . اعراف، آیه 180.

[9] . طه، آیه 8.

[10] . طباطبائی، محمد حسین، الميزان، ج‏8، ص: 352. فالحياة و العلم صفتان، و الحي و العالم اسمان و إذ كان اللفظ لا شأن له إلا الدلالة على المعنى و انكشافه به فحقيقة الصفة و الاسم هو الذي يكشف عنه لفظ الصفة و الاسم فحقيقة الحياة المدلول عليها بلفظ الحياة هي الصفة الإلهية و هي عين الذات، و حقيقة الذات بحياتها التي هي عينها هو الاسم الإلهي، و بهذا النظر يعود الحي و الحياة اسمين للاسم و الصفة و إن كانا بالنظر المتقدم نفس الاسم و نفس الصف

[11] . طباطبائی، محمد حسین، الميزان في تفسير القرآن، ج‏8، ص: 356

[12] . همان،

[13] . كافى ج 1 ص 143 ح 4حضرت فرموده: «فرموده: مائيم به خدا سوگند آن اسماء حسنى كه خداوند عمل بندگان را جز با معرفت ما قبول نمى‏كند»

[14] . طباطبائی، محمد حسین، الميزان في تفسير القرآن، ج‏8، ص: 358

[15] . طباطبائی، محمد حسین، الميزان في تفسير القرآن، ج‏8، ص: 359

[16] . «وانا لنحن نحیی  ونمیت و نحن الوارثون»

[17] . فصلت،آیه 53. ا آیات (قدرت و حکمت) خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان کاملا هویدا و روشن می‌گردانیم تا ظاهر و آشکار شود که خدا (و آیات حکمت و قیامت و رسالتش همه) بر حق است. آیا همین حقیقت که خدا بر همه موجودات عالم پیدا و گواه است کفایت (از برهان) نمی‌کند؟

[18] . شيخ صدوق، التوحيد - قم، چاپ: اول، 1398ق.ص434.

[19] . سجده، آیه 11.

[20] . بقره، آیه 30. و (به یاد آر) وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی در زمین خواهی گماشت که در آن فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم؟! خداوند فرمود: من چیزی (از اسرار خلقت بشر) می‌دانم که شما نمی‌دانید.

[21] بقره، آیه 31. و خدا همه اسماء را به آدم یاد داد، آن گاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اسماء اینان را بیان کنید اگر شما در دعوی خود صادقید.

[22] . مکارم شیرازی،ناصر، برگزیده تفسیر نمونه، ج1، ص62.

[23] . بقره، آیه 31. فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

[24] .سید کمال حیدری، التوحید، ج2، ص406

[25] . سید کمال حیدری، التوحید، ج2، ص410

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن