منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

یکی از شبهات پرتکراری که توسط شبکه­های وهابی مطرح می­شود این است که مشرکان به عبادت بت­ها می پرداختند، شیعیان نیز به عبادت ائمه اهل بیت علیهم السلام و امامزادگان بزرگوار همچون حضرت معصومه علیها السلام اشتغال دارند. گویند شیعیان با امامان و فرزندان بزرگوار آنان همان رفتاری را دارند که مشرکان با بت­های خویش داشتند. کارشناسان وهابی با استناد به آیه شریفه «و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هولاء شفعاونا عند الله قل اتنبئون الله بما لا یعلم فی السماوات و لا فی الارض سبحانه و تعالی عما یشرکون»،[1] ادعا می­کنند که شیعیان همانند مشرکان که به عبادت بت­ها اشتغال داشتند، به عبادت ائمه اهل بیت علیهم السلام و فرزندان آنان می­پردازند و وقتی به آنها اعتراض می­شود که این عمل شرک و عبادت غیر الله است، همانند مشرکان که پاسخ می­دادند بت­ها شفیعان آنان نزد خداوند سبحان هستند، اینها نیز پاسخ می­دهند که ائمه اهل بیت علیهم السلام و فرزندان ایشان شفیعان آنها نزد خداوند سبحان هستند. در واقع شیعیان همانند مشرکان که خداوند سبحان را متهم به جهل کرده و معتقد بودند که ایشان تفاوت معبود و شفیع را نمی­داند، خداوند متعال را متهم به جهل می­کنند و بر این باورند که امامان معصوم علیهم السلام و فرزندان ایشان شفیعان آنها هستند نه معبودهایشان.

 

 

پاسخ

پاسخ اول

هنگامی می­توان با تکیه بر آیاتی نظیر آیه شریفه «و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هولاء شفعاونا عند الله قل اتنبئون الله بما لا یعلم فی السماوات و لا فی الارض سبحانه و تعالی عما یشرکون»؛[2] شیعیان یا هر فرد دیگری که به دنبال شفاعت اهل بیت علیهم السلام است را متهم به شرک و عبادت غیر الله نمود که بت­پرستان در ادعای خود و اینکه بت­ها را شفیعان خود نزد خداوند سبحان می­دانند، صادق باشند. این در حالی است که ادله قرآنی بسیاری حکایت از این دارند که مشرکان در ادعای خویش صادق نبوده و بت­ها نزد آنان منزلت و جایگاهی فراتر از یک شفیع ساده داشته­اند، به عنوان مثال:

  1. «للذین استجابوا لربهم الحسنی و الذین لم یستجیبوا له لو ان لهم ما فی الارض جمیعا و مثله لافتدوا به»؛[3] به اعتقاد طبری مفسر معروف اهل سنت بر اساس آیه مذکور خداوند سبحان مشرکان را به توحید در ربوبیت دعوت می­نمود که با عدم استجابت دعوت خویش توسط آنان مواجه گردید.[4]
  2. «و قالوا لولا انزل علیه ملک و لو انزلنا ملکا لقضی الامر ثم لا ینظرون»؛[5] طبری بر این باور است که خداوند متعال در این ایه شریفه به رسول خدا (ص) می­خواهد بگوید که اگر بت­پرستان را به توحید در ربوبیت دعوت کنی و همه معجزاتی که انبیاء قبل از تو بر منکران ربوبیت الهی ارائه کرده­اند، بر آنان ارائه کنی، بازهم با همان پاسخ تکراری مشرکان مواجه خواهی شد و آنان به تو خواهند گفت: اگر در ادعای نبوت صادق هستی، فرشته­ای بر تو نازل شود و ما آن را مشاهده کنیم.[6]
  3. «قل ادعوا الذينزعمتم من دون اللهلا يملکون مثقال ذره في السماوات و لا في الارض و ما لهم فيهما من شرک و ما له منهم من ظهير»؛[7] به اعتقاد طبری خداوند متعال در این ایه شریفه به نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می­فرمایند: «ای پیامبر به کسانی که به رب و پروردگار خویش مشرک گشته­اند، بگو: " ای کسانی که معتقدید برای خداوند متعال شریکانی در عرض ایشان وجود دارد، انها را خوانده و از آنان بخواهید که برخی از افعال ما (خداوند سبحان) مانند نعمت دادن و... را انجام دهند و اگر آنها بر این کارها قادر نبودند، بدانید که در گمراهی و ضلالت قرار دارد و هیچ موجودی نمی­تواند شریک خداوند متعال در ربوبیت باشد"».[8]
  4. «الذين اخرجوا من ديارهمبغير حق الا ان يقولوا ربنا الله و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذکر فيها اسم الله کثيرا و لينصرن الله من ينصره ان الله لقوي عزيز»؛[9] بر اساس این ایه شریفه تنها علت اخراج مومنان از سرزمین­های خویش توسط مشرکان، این بوده است که انان اعتقاد به ربوبیت خداوند سبحان داشته و ایشان را رب خویش می­دانستند.[10]
  5. «اغیر الله ابغی ربا و هو رب کل شیء»؛[11] در این ایه شریفه خداوند سبحان خطاب به نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می­فرمانید: به مشرکان بگو: «آیا جز خداوند پروردگاری بجویم، یا اینکه او پروردگار همه چیز است».
  6. «قل اللهممالک الملکتوتي الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بيدک الخير انک علي‏ کل شي‏ء قدير»؛[12] به اعتقاد طبری خداوند سبحان در این آیه شریفه به مشرکان اهل کتاب و دیگران مشرکان عرب تذکر می­دهند که: اله (معبود) و ربی (پرودگار) غیر از خداوند سبحان برگزیده و به عبادت آنها اشتغال دارید، اما این خداوند سبحان است که عزت و ملک و... اعطا می­کنند و غیر ایشان بر اموز مذکور قدرت ندارند، چرا که تنها خداوند متعال بر همه کارها توانا است.[13]

همه این ادله حاکیت از این دارند که مشرکان گرفتار شرک در ربوبیت بوده و به ربوبیت معبودها و بت­های خویش اعتقاد داشتند. بنابراین در ایاتی نظیر ایه 18 سوره یونس توبیخ مشرکان توسط خداوند سبحان به این دلیل نبوده است که آنان به اتخاذ بت­ها به عنوان شفیعان خود نزد خداوند متعال اقدام کرده بودند. بلکه منشا توبیخ آنان این است که ایشان در ادعای خویش صادق نبوده و با اعتقاد به اینکه بت­ها دارای مقام و جایگاه ربوبیت هستند، به عبادت آنها اشتغال داشتند.

جای تعجب است که چگونه کارشناسان وهابی آیات قران کریم را بازیچه دست خویش ساخته و شیعیان و سایر محبان اهل بیت علیهم السلام را که تنها به ربوبیت خداوند سبحان اعتقاد دارند و برخلاف بت­پرستان در ادعای خویش صادق هستند و اهل بیت علیهم السلام را فقط شفیعان خود نزد خداوند سبحان می­دانند، متهم به شرک و عبادت غیر الله کنند!؟

پاسخ دوم

بر فرض بپذیریم که بت­پرستان در ادعای خود صادق بوده و بت­ها و معبودهای خویش را تنها شفیعان خود نزد خداوند سبحان می­دانستند، باز نمی­توان با تکیه بر ایاتی نظیر آیه «و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هولاء شفعاونا عند الله قل اتنبئون الله بما لا یعلم فی السماوات و لا فی الارض سبحانه و تعالی عما یشرکون»[14] شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام را به دلیل اتخاذ امامان معصوم علیهم السلام و نیز فرزندان بزرگوار ایشان به عنوان شفیع نزد خداوند متعال، متهم به شرک نمود، چرا که مفهوم شفاعت نزد بت­پرستان غیر از مفهوم شفاعت نزد شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام است.[15]

ابن کثیر با استناد بر آیات 74 _ 76 سوره نحل،[16] خاطرنشان می­سازد که بت­پرستان بر این باور بودند که رابطه حاکم میان بت­ها و خداوند سبحان همان رابطه حاکم میان پادشاهان و کارگزاران آنها است. همانگونه که کارگزاران پادشاهان بدون اذن و اجازه آنان در منطقه تحت تسلط خویش هر کسی را که می­خواستند، شفاعت کرده و مورد رحمت قرار می­دادند، بت­ها نیز بدون اذن خداوند سبحان و به اختیار خویش هر کسی را که بخواهند شفاعت خواهند کرد.[17]

قطعا شیعیان و سایر محبان اهل بیت علیهم السلام اعتقادی به شفاعت به این معنا ندارند. آنان بر اساس معارف قرآن کریم شفاعت شفیعان را منوط به اذن و اجازه خداوند سبحان می­دانند.[18] بنابراین صرف اینکه شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام اقدام به اتخاذ شفیع نزد خداوند سبحان می­کنند، نمی­تواند بهانه­ خوبی برای متهم کردن آنان به شرک و عبادت غیرالله باشد.

پاسخ سوم

به صراحت آیات قران کریم مشرکان برای کسب رضایت بت­ها و در نتیجه دست­یابی به شفاعت آنان به عبادت بت­ها اقدام می­کردند: «و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم و يقولون هولاء شفعاونا عند الله قل اتنبئون الله بما لا يعلم في السماوات و لا في الارض سبحانه و تعالي‏ عما يشرکون».[19] بنابراین نمی­توان به استناد به برخی از آیات قران کریم شیعیان و سایر محبان اهل بیت علیهم السلام را متهم به شرک کرد، چرا که ایشان برای دست­یابی به شفاعت اهل بیت علیهم السلام به عبادت آنان اقدام نمی­کنند.

 

نویسنده: رضا پورعلی

 


 

[1]. یونس: 18.

[2]. همان.

[3]. «براى کسانى که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده اند نیکوترین فرجام خواهد بود، و کسانى که دعوت او را نپذیرفته اند، اگر همه آنچه در زمین است همراه با برابر آن مال ایشان باشد، آن را براى نجات خود فدیه خواهند داد. آنان حساب بدى خواهند داشت و جایگاهشان دوزخ است و آن بد بسترى است»؛ رعد: 18.

[4]. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، تحقیق: عبدالله بن عبدالمحسن ترکی، بی­جا: دار هجر، چاپ اول، 1422ق _ 2001م، ج 13، ص 505.

[5]. «و گفتند: چرا فرشته اى بر او نازل نمى شود تا نشانه اى بر راستى و درستى رسالت او باشد ؟ ولى اگر فرشته اى هم نازل مى کرديم باز آنان ايمان نمى آوردند و در نتيجه کار به پايان مى رسيد و هلاک مى شدند و هيچ مهلتى نمى يافتند»؛ انعام: 8.

[6]. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج 9، ص 160.

[7]. «اى پيامبر، به مشرکان بگو: کسانى را که به جاى خدا معبود خود پنداشته ايد بخوانيد و نيازهايتان را از آنها بخواهيد; آنها هموزن ذرّه اى نه در آسمان ها و نه در زمين مالک نيستند و در ملکيت آسمان ها و زمين هيچ شرکتى با خدا ندارند و هيچ يک از آنها در تدبير امور هستى ياور و پشتيبان خدا نيست، پس چگونه مى توانند نيازى را برآورده سازند تا سزاوار پرستش باشند ؟»؛ سبا: 22.

[8]. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج 9، ص 160.

[9]. «همانها که از خانه و شهر خود ، به ناحق رانده شدند ، جز اینکه می گفتند: «پروردگار ما ، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند ، دیرها و صومعه ها ، و معابد یهود و نصارا ، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود ، ویران می گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند ( و از آیینش دفاع نمایند ) یاری می کند خداوند قوی و شکست ناپذیر است»؛ حج: 40.

[10]. نابلسی، عثمان مصطفی، الرویة الوهابیة للتوحید و اقسامه، عمان: دار النور المبین، چاپ اول، 2017م، ص 114.

[11]. انعام: 164.

[12]. «بگو: خداوندا، اى کسى که فرمانروايى ملک توست، به هر که خواهى فرمانروايى مى بخشى و از هر که خواهى فرمانروايى باز مى ستانى. هر که را خواهى ارجمند مى دارى و هر که را خواهى خوار مى سازى، زيرا نيکى ها همه به دست توست، چرا که تو بر هر کارى توانايى»؛ آل عمران: 26.

[13]. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج 5، ص 304.

[14]. یونس: 18.

[15]. نابلسی، عثمان مصطفی، الرویة الوهابیة للتوحید، ص 133.

[16]. «فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ* ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوکاً لا يَقْدِرُ عَلي‏ شَيْ‏ءٍ وَ مَنْ رَزَقْناهُ مِنَّا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ* وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلَيْنِ أَحَدُهُما أَبْکَمُ لا يَقْدِرُ عَلي‏ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ کَلٌّ عَلي‏ مَوْلاهُ أَيْنَما يُوَجِّهْهُ لا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلي‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»

[17]. ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: محمد حسین شمس الدین، بی­جا: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، 1419ق، ج 7، ص 75.

[18]. «الله لا اله الا هو الحي القيوم لا تاخذه سنه و لا نوم له ما في السماوات و ما في الارض من ذا الذي يشفع عنده الا باذنه يعلم ما بين ايديهم و ما خلفهم و لا يحيطون بشي‏ء من علمه الا بما شاء وسع کرسيه السماوات و الارض و لا يوده حفظهما و هو العلي العظيم»؛ بقره: 255.

[19]. «مشرکان به جاى خدا چيزهايى را مى پرستند که نه زيانى به آنان مى رساند و نه سودى عايدشان مى کند، و در توجيه آن مى گويند: آنها شفيعان ما نزد خدايند. به آنان بگو: آيا مى خواهيد خدا را به چيزى خبر دهيد که در آسمان ها و زمين از آن آگاهى ندارد با اين که خدا از همه چيز آگاه است ؟ او منزّه و برتر از اين است که به او شرک ورزند»؛ یونس: 18.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن