منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

یکی از شبهاتی که از سوی وهابیت علیه شیعه مطرح می شود، اینکه شیعیان مشرک هستند چون غیر از خداوند را می خوانند. وهابیان در کتابها، شبکه های ماهواره ای و فضاهای مجازی به صورت گسترده این شبهه را مطرح می کنند که شیعیان مشرک هستند، چون غیر خدا را می خوانند. شیعیان به جای اینکه خداوند را که از رگ گردن به انسان نزدیک تر است بخوانند امام علی (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) را می خوانند. در حالی که خداوند در قرآن فرموده است: «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدا [جن/18] پس هيچ كس را با خدا مپرستيد». بن عثیمین، یکی از مفتیان برجسته وهابی در ذیل این آیه می نویسد: نهی خداوند، دلیل است بر اینکه هیچ کس نباید در کنار خدا، کس دیگری را بخواند؛ زیرا خداوند از چیزی نهی می کند که از آن راضی نیست و شرک و کفر چیزی است که خداوند از آن راضی نیست. پس بر مومن واجب است که  غیر خدا را نخواند.[1]

 

پاسخ

نکته اول: همه مسلمانان معتقد هستند که فقط خداوند شایسته عبادت است. بنابراین اگر کسی برای خداوند شریکی قائل شود و او را بخواند و از او کمک بطلبد، قطعا مشرک و کافر است. اما حقیقت آن است که خواندن غیر خدا به صورت مطلق، شرک و کفر نیست؛ زیرا اگر قرار بر این باشد که خواندن غیر خدا شرک باشد، هیچ کس در دنیا پیدا نخواهد شد که مشرک نباشد. حتی آقایان وهابی نیز مشرک هستند چون در زندگی روز مره خود مدام غیر خدا را می خوانند. کسی که از دوست خود، لیوان آبی می طلبد، در حقیقت او را می خواند و از او تقاضای آب دارد. بنابراین اگر اطلاق آیه را ملاک شرک و کفر بدانیم، هیچ کس در دنیا باقی نخواهد ماند که کافر و مشرک نباشد. پس بنابراین با توجه به آن چه گفته شد، نمی توان به عمومیت آیه استناد کرد و حکم کفر و شرک مسلمانان را از آن استنباط کرد (کاری که وهابی ها انجام می دهند و با استناد به همین آیه شرک مسلمانان را ثابت می کنند).

نکته دوم:  اینکه در صورتی خواندن غیر خدا شرک است که برای آنها ربوبیت قائل باشی، ولی در ندای غیر الله که در شفاعت و استغاثه مطرح می شود، مسلمانان برای انبیا و اولیا ربوبیت قائل نیستند، بلکه آنان را بندگان صالح خداوند می دانند. پس چگونه می توان گفت که هر کس غیر خدا را بخواند مشرک است؛ زیرا اگر چنین باشد فرزندان حضرت یعقوب نیز مشرک بودند زیرا غیر خدا را در کنار خدا خواندند. فرزندان حضرت یعقوب خطاب به پدرشان گفتند: «يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ [یوسف/98] اى پدر! براى ما استغفار كن كه‏ ما خطا کار بودیم». حضرت یعقوب نیز در پاسخ از فرزندانش نگفت که شما مشرک شده اید بلکه گفت: : «سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي:" به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مى‏كنم». چنانچه مشاهده می شود در  این آیه فرزندان یعقوب، حضرت یعقوب را خواندند و از او خواستند که برایشان استغفار کند. بنابراین ندای غیر الله شرک نیست. هر چند وهابیان در اینجا توجیهی دارند. آنها با اختلاف بین زمان حیات و ممات، می گویند که درخواست فرزندان یعقوب از پدرشان در زمان حیات بوده است و چنین درخواستی اشکال ندارد، ولی ندای غیر الله در زمان ممات شرک است. ولی باید به آقایان وهابی گفت که این توجیه درست نیست؛ زیرا اگر چیزی شرک باشد، حیات یا ممات، ماهیت آن را عوض نمی نکند. خصوصا آنکه آیاتی وجود دارد که نشان می دهد برخی از اشخاص زنده هستند، مثل شهدا که خداوند فرموده شهدا زنده هستند. «وَ لَا تَقُولُواْ لِمَن یُقْتَلُ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتُ بَلْ أَحْیَاءٌ وَ لَكِن لَّا تَشْعُرُون [بقره/154] و به كسى كه در راه خدا كشته شده مرده مگویید بلكه اینان زنده هایى هستند ولى شما درك نمى كنید». بنابراین به طریق اولی، اولیا و انبیا که مقامی بالاتر دارند، زنده هستند. بنابراین با این توجیه نمی توان فرقی بین حیات و ممات قائل شد.

نکته سوم: خداوند در این آیه می فرماید: «فلا تدعوا مع الله احدا» واژه «مع الله» دلالت بر آن دارد که خواندن غیر خدا در صورتی شرک است که برای غیر خدا، مقام خدا را قائل باشیم. بنابراین اگر کسی برای اولیای الهی که آنان را می خواند، مقام ربوبیت قائل شود، مشرک و کافر است و در غیر این صورت قطعا شرک نیست.[2]

نکته چهارم: آیه «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ‌ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً» ارتباطی به ندای غیر الله ندارد؛ زیرا «فلا تدعوا» در این آیه به معنای دعوت نیست، بلکه به معنای عبادت است.[3] شاهد بر این مطلب آیه قرآن است که می فرماید: «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‌ أَسْتَجِبْ‌ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‌ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ» در این آیه ابتدا واژه «ادعونی» به کار رفته است و سپس واژه «عبادتی» به کار رفته است که قرینه است بر اینکه دعوت در اینجا به معنای عبادت است؛ زیرا خداوند می فرماید مرا عبادت کنید و کسانی که از عبادت من سر باز زنند به جهنم وارد خواهند شد.[4] بنابراین عبادت غیر الله شرک است و این آیه در صدد اثبات ندای غیر الله نیست.

نویسنده: مجتبی محیطی

 


 [1] . «{وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا} فنهى الله تعالى أن يدعو الإنسان مع الله أحدا، والله لا ينهي عن شيء إلا وهو لا يرضاه سبحانه وتعالى، وقال الله عز وجل: {إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ} ، وقال تعالى: {فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ} ، فالكفر والشرك لا يرضاه الله سبحانه وتعالى، بل إنما أرسل الرسل، وأنزل الكتب لمحاربة الكفر والشرك والقضاء عليهما، قال الله تعالى: {وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ} وإذا كان الله لا يرضى بالكفر والشرك فإن الواجب على المؤمن أن لا يرضى بهما، لأن المؤمن رضاه وغضبه تبع رضا الله وغضبه، فيغضب لما يغضب الله ويرضى بما يرضاه الله عز وجل، وكذلك إذا كان الله لا يرضى الكفر ولا الشرك، فإنه لا يليق بمؤمن أن يرضى بهما.» العثيمين، محمد بن صالح (م 1421)، مجموع فتاوى ورسائل فضيلة الشيخ محمد بن صالح العثيمين، جمع وترتيب: فهد بن ناصر بن إبراهيم السليمان، دار الوطن - دار الثريا، الطبعة الأخيرة، 1413ق، ج6، ص28.

[2] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، ج25، ص128.

[3] . طباطبائی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه: سید محمد باقر موسوی، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1374ش، ج20، ص76.

[4] . آیت الله جعفر سبحانی، مدرسه فقاهت، «درس شبهات» تاریخ: 4/5/1395. http://www.eshia.ir/feqh/archive/text/sobhani/vahabiat/94/950504/

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن