منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

وهابیان نسبت به زن و جایگاه او چه دیدگاهی دارند؟

پاسخ

از نگاه وهابیان زن موجودی درجه دوم و فتنه آفرین است که به هر نحو ممکن باید از فتنه­گری وی مانع شد. این نگاه را می­توان به راحتی در آرا و نظرات اندیشمندان وهابی در حوزه­های مختلف انسان­شناسی، وظایف دینی، حقوق اجتماعی و حقوق سیاسی بانوان مشاهده کرد. به عنوان مثال:

الف. عالم وهابی محمد العثیمن بر این باور است که اطلاق لفظ " سرور" بر زنان و مخاطب ساختن آنان با الفاظی همچون "سروران"، تصرف در حقائق است، چرا که تنها مردان سرورند و زن به منزله اسیری در دست مرد است.[1]

ب. به اعتقا وهابیان زنان حق زیارت قبور را نداشته و نمی­توانند بر سر قبر اموات حاضر شوند.[2] بنابراین به عنوان مثال اگر فرزند یا همسر زنی از دنیا رود، وی این حق را ندارد که سر قبر او حاضر شود و اگر به این کار اقدام کند مرتکب گناه کبیره شده است.[3]

ج. علما و اندیشمندان وهابی حقوق اجتماعی زنان را با محدودیت­های جدی مواجه دانسته­اند.[4] به عنوان مثال آنان از باب سد ذرایع[5] رانندگی بانوان را حرام و غیر مجاز اعلام کرده­اند. [6] ایشان بر این باورند که رانندگی بانوان موجب خروج زن از خانه، خلوت وی با راننده نامحرم، اختلاط زن و مرد و مسائلی از این دست است، به همین دلیل باید از آن جلوگیری کرد تا از وقوع مفاسد مذکور ممانعت گردد.[7]

د. در منابع روایی اهل سنت روایاتی وجود دارند که از واگذاری حق ولایت و رهبری به زنان نهی کرده­اند، از جمله این روایت­ها، حدیث معروف " لن يفلح قوم ولوا امرهم امراة"[8] است. در متون روایی اهل سنت به نقل از ابوبکره آمده است: «خداوند مرا به وسیله­ی کلامی که از رسول خدا (ص) شنیده بودم در روزهای (جنگ) جمل بهره­مند گردانید. پس از آنکه نزدیک بود که به اصحاب جمل (که به طرفداری عایشه می­جنگیدند) بپیوندم و به همراه آنان در مقابل طرفداران علی (ع) نبرد کنم. آنگاه که به رسول خدا (ص) خبر رسید که مردم فارس دختر خسرو را به پادشاهی گرفته­اند، فرمود: قومی که زنی را بر خود زمامدار کنند، هرگز رستگار نمی­شوند».[9]  اندیشمندان وهابی حدیث مذکور را در تقابل با حقوق سیاسی بانوان دانسته­اند. به اعتقاد عباد البدر بانوان نه می­توانند به کاندیداتوری در انتخابات اقدام کنند و نه می­توانند حق رای داشته و کانیداتور مورد نظر خود را انتخاب کنند، چرا که لازمه کانیداتوری یا رای دادن بانوان، ولایت یافتن آنان بر مردان است.[10] محمد العثیمین نیز با استناد بر حدیث مذکور به دلیل جلوگیری از ولایت یافتن بانوان بر مردان، انتخاب یک زن به عنوان مدیر مدرسه پسرانه را نیز غیر مجاز اعلام کرده است.[11]

 

 

رضا پورعلی سرخه 

 


 [1]. عثیمین، محمد بن صالح، مجموع فتاوی و رسائل، ج 10، ص 928.

[2]. آل شیخ، محمد بن ابراهیم بن عبداللطیف، فتاوی و رسائل، تحقیق: محمد بن عبدالرحمن بن قاسم، بی­جا: مطبعة  الحکومة بمکة المکرمة، چاپ اول، 1399ق، ج 1، ص 126.

[3]. همان.

[4]. الحوالی، سفر بن عبدالرحمن، دروس للشیخ سفر الحوالی، ج 85، ص 23؛ بن باز، عبدالعزیز، مجموع فتاوی، ج 3، ص 351؛ عباد البدر، عبدالمحسن بن حمد، شرح سنن ابی داود، ج 206، ص 43؛ شحود، علی بن نایف (شهاب ثاقب)، مقالات و ابحاث منوعة حول اوضاعنا المعاصرة، ص 15؛ عثمین، محمد بن صالح، فتاوی نور علی الدرب، ج 24، ص 2؛ همان، مجموعة اسئلة تهم الاسرة المسلمة، ص 78؛ بن جبرین، عبدالله بن عبدالرحمن، فتاوی الشیخ ابن جبرین، ج 22، ص 1؛ قحطانی، سعید بن علی، اظهار الحق و الصواب، ص 745؛ همان، الاختلاط بین الرجال و النساء، ص 223.

[5]. " سد" یعنی بستن و جلوگیری کردن و " ذرایع" جمع "ذریعة" به معنای وسیله است. معنای اصطلاحی " سد ذرایع" نیز عبارت است از: جلوگیری کردن از هر کاری که به حسب عادت منجر به مفسده‌ای می‌گردد؛ ر.ک: بن باز، عبدالعزیز بن عبدالله، مجموع فتاوی، ج 3، ص 322 و مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج 2، ص 494.

[6]. الحوالی، سفر بن عبدالرحمن، دروس للشیخ سفر الحوالی، ج 85، ص 23؛ بن باز، عبدالعزیز، مجموع فتاوی، ج 3، ص 351؛ عباد البدر، عبدالمحسن بن حمد، شرح سنن ابی داود، ج 206، ص 43؛ شحود، علی بن نایف (شهاب ثاقب)، مقالات و ابحاث منوعة حول اوضاعنا المعاصرة، ص 15.

[7]. همان.

[8]. «قومی که زنی را بر خود زمامدار کنند، هرگز رستگار نمی­شوند».

[9]. «حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ الهَيْثَمِ، حَدَّثَنَا عَوْفٌ، عَنِ الحَسَنِ، عَنْ أَبِي بَكْرَةَ، قَالَ: لَقَدْ نَفَعَنِي اللَّهُ بِكَلِمَةٍ سَمِعْتُهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَيَّامَ الجَمَلِ، بَعْدَ مَا كِدْتُ أَنْ أَلْحَقَ بِأَصْحَابِ الجَمَلِ فَأُقَاتِلَ مَعَهُمْ، قَالَ: لَمَّا بَلَغَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّ أَهْلَ فَارِسَ، قَدْ مَلَّكُوا عَلَيْهِمْ بِنْتَ كِسْرَى، قَالَ: «لَنْ يُفْلِحَ قَوْمٌ وَلَّوْا أَمْرَهُمُ امْرَأَةً»؛ بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج 3، ص 260، ح 1425؛ دولایی رازی، محمد بن احمد، الکنی و الاسماء، ج 1، ص 50، ح 123؛ اشبیلی، ابومحمد عبدالحق، الاحکام الشرعیة الکبری، ج 2، ص 126.

[10]. عباد البدر، عبدالمحسن بن حمد، لماذا لاتقود المراة السیارة فی المملکة العربیة السعودیة، ص 10.

[11]. عثیمین، محمد بن صالح، فتح ذی الجلال و الاکرام بشرح بلوغ المرام، ج 6، ص 170.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن