تاریخ ثبت  1398/05/20
تعداد بازدید  425
منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

علما و اندیشمندان وهابی با تکیه بر دو دسته از ادله توسل به ذات را بدعت دانسته­اند: الف. ادله­ای که مطلق توسل به ذات (فارغ از اینکه توسل به ذات احیاء صورت بگیرد یا به ذات اموات توسل شود) را بدعت دانسته­اند، که عبارتند از: 1. هر عملی که در عهد نبی اکرم (ص) معروف و شناخته شده نباشد، بدعت است. توسل به ذات از اعمال شناخته شده در عصر نبی اکرم (ص) نیست. پس توسل به ذات بدعت است.[1] 2. با توجه به توقیفی بودن عبادات، هر عبادتی که توسط خداوند سبحان تشریع نشود، بدعت است. توسل به ذات نبی اکرم (ص) توسط خداوند متعال تشریع نشده است. پس توسل به ذات ایشان بدعت است.[2] ب. ادله­ای که خصوص توسل به ذات اموات را بدعت معرفی کرده­اند. به عنوان مثال در فتاوای لجنه دائمی عربستان که زیر نظر هیئت کبار علمای (هیئت علمای برجسته) این کشور است، آمده است: «در شرع مقدس اسلام توسل به اموات اعم از توسل به ذات یا حق و یا مزلت آنان تشریع نشده است. پس این عمل بدعت است».[3]

 

پاسخ

از مطالب مذکور به دست می­آید که علما و اندیشمندان وهابی، دو ملاک و ضابطه برای تعیین مصادیق بدعت ارائه داده­اند: 1. عدم شهرت عمل در عصر نبوی 2. عدم تشریع عمل (در صورتی که از مصادیق عبادت باشد) توسط خداوند سبحان. حال به توجه به این نکته باید گفت: بر اساس دو ملاک مذکور توسل به ذات از مصادیق بدعت نیست، چرا که ادله­ا­ی قطعی همچون حدیث انس بن مالک[4] بر تشریع توسل به ذات توسط شارع و نیز معروف بودن این عمل در عصر نبی اکرم (ص) دلالت دارند.

توضیح اینکه: در حدیث انس بن مالک امده است: «عمر بن خطاب هنگام قحطی و خشکسالی عباس بن عبدالمطلب را واسطه قرار داده و از خداوند متعال طلب باران می­نمود. او می­گفت: اللهم انا کنا نتوسل الیک بنبینا فتسقینا و إنّا نتوسل الیک بعم نبینا فاسقنا».[5] وی می­افزاید: «بعد از آن باران شروع به باریدن می­کرد».[6]

با توجه به نقل این حدیث در کتب معتبری همچون صحیح بخاری، صحت سند و متن آن امری قطعی بوده و مخالفان توسل به ذات نیز بر این امر اذعان دارند.[7] اما در باره دلالت حدیث مذکور بر سنت بودن توسل به ذات باید گفت: عبارت " کنا نتوسل الیک بنبینا" (همواره ما به واسطه پیامبر خویش به تو توسل می­کردیم)، اولا، دلالت بر تشریع این عمل در شرع مقدس اسلام دارد، چرا که نمی­توان پذیرفت که سلف امت و صحابه بر عملی غیر مشروع مبادرت می­ورزیدند. ثانیا، گویای این مطلب است که توسل به ذات از اعمال معروف در میان صحابه بوده است، چرا که همواره بر این عمل اقدام می­کردند. بنابراین دو ملاک ارائه شده برای بدعت توسط مخالفان توسل به ذات، یعنی عدم شهرت عمل در عصر نبوی و نیز عدم تشریع عمل توسط خداوند سبحان، در توسل به ذات وجود نداشته و این عمل از مصادیق سنت است.

شاید ادعا شود که حدیث انس بن مالک تنها سنت بودن توسل به ذات احیا را به اثبات می­رساند و عدول عمر از توسل به نبی اکرم (ص) بعد از وفات ایشان دلیل بر این است که وی توسل به ذات اموات را جایز نمی­دانست، چرا که صحابه در زمان حیات نبی اکرم (ص) به غیر او توسل نکرده­اند، بنابراین عدول ایشان از نبی اکرم (ص) به عباس بعد از وفات حضرت، گویای این مطلب است که از منظر صحابه توسل به ذات اموات جایز نیست.[8] اما باید توجه داشت که این ادعا به هیچ وجه قابل پذیرش نیست، چرا که بر اساس حدیث عثمان بن حنیف،[9] عثمان توسل به ذات نبی اکرم (ص) بعد از وفات ایشان را به دیگران توصیه می­نمود که این مساله حاکی از این است که از منظر صحابه توسل به ذات اموات جایز است و عدول عمر دلیل دیگری داشته است.

  نویسنده: رضا پورعلی

 


 

[1]. عثیمین، محمد بن صالح، مجموع فتاوی و رسائل، ج 2، ص 346.

[2]. بن باز، عبدالعزیز بن عبدالله، مجموع فتاوی، ج 5، ص 322.

[3]. دویش، احمد بن عبدالرزاق، فتاوی اللجنة الدائمة، مجموعه اول، ج 1، ص 442.

[4]. بخاری، محمد، صحیح بخاری، ج 2، ص 27، ح 1010 و ج 5، ص 20، ح 3710.

[5]. همان.

[6]. همان.

[7]. البانی، ناصرالدین محمد، إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل، ج 3، ص 139.

[8]. عروسی، جیلان بن خصر، الدعا و منزلته من العقیدة الاسلامیة، ج 2، ص 726.

[9]. طبرانی در کتاب المعجم الکبیر از عثمان بن حنیف نقل می­کند: «مردی به جهت خواسته­ای که داشت، مکرر نزد عثمان خلیفه سوم می­رفت، اما عثمان به او توجهی نداشت؛ تا اینکه با عثمان بن حنیف ملاقات کرد و مساله­اش را با او در میان گذاشت. عثمان بن حنیف به او گفت: ... این دعا را بخوان: " اللهم انی اسالک بنبینا محمد صلی الله علیه و آله و سلم نبی الرحمة، یا محمد انی اتوجه بک الی ربی فتقضی لی حاجتی" سپس خواسته­ات را بگو. مرد رفت و همین کار را کرد و بعد به سمت خانه عثمان حرکت کرد. دربان بیرون آمد و دست او را گرفت و نزد عثمان بن عفان برد؛ عثمان نیز او را احترام کرد و خواسته­اش را اجابت نمود ... آنگاه مرد نزد عثمان بن حنیف رفت و از او تشکر کرد. عثمان بن حنیف گفت: این سفارش از من نبود؛ روزی خدمت رسول خدا (ص) بودم، مرد نابینایی نزد ایشان آمد و از وی خواست برای بازگشت بینایی­اش دعا کند. پیامبر (ص) همین دستور را به او دادند و مرد نابینا پس از انجام این دستور، در حالی که چشمانش می­دید به ما ملحق شد»؛ فسوی، یعقوب بن سفیان، مشیخة یعقوب بن سفیان الفسوی، ص 94؛ طبرانی، ابوالقاسم، الدعا، ص 321؛ طبرانی، ابوالقاسم، المعجم الصغیر، ج 1، ص 306؛ اصفهانی، ابونعیم، معرفة الصحابة، ج 4، ص 1959؛ مقدسی، عبدالغنی، الترغیب فی الدعاء و الحث علیه، ص 109؛ مقدسی، ضیاء الدین، العدة للکرب و الشدة، ص 64.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن