تاریخ ثبت  1398/09/06
تعداد بازدید  557
منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

آیا نذر و ذبح عمل عبادی است ؟

پاسخ

تعریف اشتباه از عبادت سلفیه و وهابیت را ملزم به پذیرش آثاری نموده که آنان را جامعه مسلمین جدا ساخته است. کلمه«عبودیت» و «عبادت» دو واژه­ی هم خانواده بشمار می­ روند که از ریشه عبد مشتق شده­ اند. عبودیت را می­توان به دو گونه معنا نمود:

  1.  اسم مصدری: در این معنا عبوديت «صفت» خواهد بودکه انسان متصف به آن شده است. به همین جهت گفته می­شود فلان شخص صفت عبودیت دارد.
  2.  مصدری: اگر به معنای مصدری لحاظ شود عبودیت به مفهوم بندگی کردن معنا خواهد شد. در این صورت عبودیت از مقوله فعل و عمل است.[1]

کلمه عبادت را نیز به دو معنای فوق می­توان حمل نمود:

  1. اسم مصدری: برخی از اهل لغت عبادت را به این معنا نمودند و گفته­ اند عبادت نهایت خضوع است.[2]
  2. مصدری: برخی عبادت را مصدر معنا کرده ­اند که از عبادت فعل را قصد نمودند.[3]

عبودیت در معنای اسم مصدر اختصاص به شخص عابد پیدا خواهد کرد و صفت او محسوب می­شود. عبودیت در مصدر بودن از مقوله فعل و عمل می­شود که در این صورت انحصار بندگی به خداوند متعال سبب می­شود که از نظر مصداق با عبادت یکی شود. عبادت در صورت اسم مصدری دلالت بر وقوع حدث می­کند که با مصدر بودن عبودیت تفاوت خواهند داشت و در صورت مصدری نیز اگر مصدر متعدی به حساب آید با عبودیت یکسان می­شود که برخی مانند؛ فرهنگ معين عبادت را به صورت مصدر متعدى معنا كرده است، يعنى پرستش كردن، بندگى كردن.[4] واژه عبادت، بر نوعى«تقديس» دلالت دارد، در حالى كه واژه «بندگى» (بدون قيد) فاقد اين ويژگى است. مرحوم علامه نیز عبودیت را به معنای مصدری بندگی لحاظ نموده و حتی خضوع را نیز از تحت عبودیت خارج دانسته که می گوید: «آنچه صاحب کتاب صحاح اللغة گوید: که عبودیت به معنی خضوع است با واقع تطبیق نمی‏کند؛ زیرا خواهیم گفت که عبودیّت به معنای بندگی است و خضوع از لوازم آن است. موءید این مطلب آن است که ماده‏ی خضوع به وسیله لام متعدی می‏شود؛ ولی عبودیت متعدی بدون واسطه است پس معنای آن دو نیز متفاوت خواهد بود»[5]وهابیت عبودیت و عبادت را به معنای مصدری معنا کرده و خضوع و خشوع را در ذیل آن دو ذکر کرده اند که با ملاحظه اشکالات این تعریف به این روی آورده­اند که مفهوم عبودیت و عبادت نهایت خضوع و خشوع است. آنان در نذر نیز اینگونه سخن گفته­اند که عبادت تنها مختص خداوندمتعال است و نذر عبادت است بنابراین باید تنها برای خداوند متعال انجام شود.

  1. نذر یک اصطلاح کلی است که مفهوم عامی را در بردارد و آن التزام انسان به امری نامیده می­شود.[6] بنابراین ماهیت کلی نذر را نمی­توان به عنوان یک عمل عبادی بیان کرد؛ بلکه اگر متعلق این نذر عمل عبادی باشد، مانند نماز و روزه و حج و... این نذر عبادی محسوب می­شود. به همین جهت نذر را به اقسامی تقسیم کرده و یک قسم از آن را نذر طاعت نامگذاری نمودند.[7]لذا نمی­توان نذر را به طور مطلق عمل عبادی نامید و مطابق با آن عمل عبادی دیگران را حکم به شرک کرد. اگر شخصی نذر مباحی را انجام داد که بر فرض مثال فلان لباس را بپوشد یا نپوشد این نذر مباح هیچ یک از شرایط عبادت را دارا نخواهد بود و نمی­توان این نذر مباح را عبادت نامید و حتی به نقل وهابیت که عبادت نهایت حب و تعظیم است، نذر مباح را شامل نمی­شود بنابراین باید تفصیل قائل و گفت: اگر نذر نذر طاعت باشد و این نذر غایتش برای خدا نباشد و برای مخلوق باشد این نوع نذر شرک بوده و انجام دهنده آن مشرک نامیده می­شود. به همین جهت آیاتی مانند: «يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا»[8]، «ثم ليقضوا تفثهم وليوفوا نذورهم وليطوفوا بالبيت العتيق»[9]مراد ازاین وجوبه نذر عبادات واجب مانند نماز و روزه ماه رمضان و... است.[10] همان­طور که مفسران نیز این رأی را تأکید کرده­اند.[11]

بنابراین ماهیت نذر عاری از عبادت بوده و باید متعلق نذر را ملاحظه کرد، اگر متعلق نذر عمل عبادی باشد، نذر طاعت نامیده می­شود و اگر متعلق معصیت عمل معصیت باشد، نذر معصیت و اگر متعلق نذر عمل مباح باشد، نذر مباح نامیده می شود؛ لذا تا این قسمت از بحث روشن شد اینکه وهابیت مطلق نذر را عبادت بنامند و نذر کننده را مشرک بنامند سخن ناصواب و ناصحیحی خواهد بود؛ زیرا آنچه نذر را عبادی می­کند متعلق نذر بوده، در حالی که وهابیت متعلق نذر را با جهت نذر خلط کرده و جهتی که نذر در آن انجام شده را دخیل در عبادی بودن نذر قرار دادند. روشن است اگر شخصی مبلغی را جهت زوار یک ولی خدا نذر کند این سبب عبادی شدن این نذر نمی­شود. بذل مال برای زوار متعلق نذر است و اگر این متعلق عمل عبادی باشد نذر عبادت محسوب می­شود و اگر این متعلق نذر عبادت نباشد کسی نمی­تواند بگوید این نذر عبادت بوده و عبادت تنها برای خداست و این نذر باید برای خدا انجام می­گرفت. نکته مهم دیگری که وهابیت از آن غافل ماندند این است که غایت تمام اقسام پنج گانه­ای خود برای نذر بیان کرده­اند خداوند متعال است و نذر در صورتی صحیح شمرده می­شود که عبارت«لله علیّ» بزبان آورده شود. به هیچ وجه نمی­توان گفت که غایت نذر در این موارد خداوند متعال نیست و به همین خاطر شرک صورت گرفته است؛ زیرا در این صورتی که صیغه نذر به این نحو اجرا نشود نذر مصداقیت پیدا نمی­کند. بنابراین همان­طور که صدقه برای خداوند متعال بوده«إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»[12]در این آیه شریفه با توجه به اینکه غایت صدقات باید خداوند متعال باشد و تنها صدقات برای خدا باید باشد؛ اما خداوند متعال در این آیه شریفه صدقات را به فقراء نسبت داده است؛ زیرا فقراء جهت صدقات قرار دارند و صدقاتی که داده می­شود به دست این فقراء می­رسد، لذا صدقه برای خدا صورت گرفته و جهت صرف آن فقراء هستند. در نذر نیز اینگونه می­شود که نذر برای خداوند متعال است و این نذر به خاطر تعلقاتی که به اعمال دارد به اقسامی تقسیم می­شود و این اعمال جهت مصرفی دارد که یا در یک مکان خاصی بوده؛ مانند روایت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم: «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنِّي نَذَرْتُ أَنْ أَنْحَرَ بِبُوَانَةَ[13]، فَقَالَ: «فِي نَفْسِكَ شَيْءٌ مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِيَّةِ؟» قَالَ: لَا، قَالَ: «أَوْفِ بِنَذْرِكَ»[14] بوانه مکانی در پائین شهر مکه قرار دارد که با توجه به سوال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معلوم می­گردد مکان معروفی در زمان جاهلیت بوده و حضرت فرمود اگر در نیت تو چیزی می­گذرد که در زمان جاهلیت بود؟ شخص در جواب می گوید خیر و حضرت می­فرماید به نذرت وفا نما.

  1. همان­طور که نذر دارای اقسامی بوده ذبح نیز دارای اقسامی است: گاهی اوقات ذبح به خداوند متعال نسبت داده می­شود و می­گویند: «ذبح لله، نحر لله»معنا این است که نحر کردم برای خداوند متعال به جهت امتثال امر خداوند و تقرب به سوی او که در قربانی منی و عقیقه و... محقق می­گردد، این قسم داخل در عبادت خداوند متعال می­شود. گاهی اوقات ذبح به مخلوق نسبت داده می­شود و گفته می­شود: «ذبحت الدجاجة للمریض» یا « ذبحت الشاة للأضیاف» و گاهی ذبح برای مخلوق صورت گرفته اما قصد تقرب در آن شده و به نیت طلب خیر این عمل انجام شده است. این قسم سوم همان عمل بت پرستان است که در مورد بت های خود انجام می­دادند و گوسفندی را جهت تقرب به بت خود قربانی می کردند که آن بت مشکلی، حاجتی از آنان برطرف نماید. این قسم شرک و کفر است.[15] با این اوصاف همان سخن در مورد ذبح نیز ذکر می­شود و نمی­توان تمام اقسام ذبح را عبادت دانست و از این اقسام دو قسم عبادی هستند.

بنابراین تا این قسمت از بحث عبادی بودن نذر و ذبح مشخص گردید و نام بردن از نذر و ذبح به عنوان عبادت بدون بیان اقسام آنان سخن ناصوابی خواهد بود.

 

 ابراهیم کاظمی

 


 

منابع

        قرآن

  1. راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، 1جلد، دار القلم - بيروت، چاپ: اول، 1412 ه.ق.
  2. قرشى، على اكبر، قاموس قرآن، 7جلد، دار الكتب الاسلاميه - تهران، چاپ: ششم، 1371 ه.ش.
  3. جوهرى، اسماعيل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، 6جلد، دار العلم للملايين - بيروت، چاپ: اول، 1376 ه.ق.
  4. ثعلبي، أحمد، الكشف والبيان عن تفسير القرآن، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق: الأستاذ نظير الساعدي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ اوّل، 1422ق.
  5. زمخشري، محمود بن عمرو (م 538)، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل، دار الكتاب العربي، بيروت، چاپ سوّم، 1407 هـ.ق.
  6. بن عثیمین، محمد صالح، فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، تحقیق: صبحي بن محمد رمضان، أم إسراء بنت عرفة بيومي، ناشر: المكتبة الإسلامية، چاپ اول، 1427ه.ق.
  7. ابن ماجه قزوينى، محمّد، سنن ابن ماجه، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء الكتب العربية، بى تا.
  8. عاملی، سید محسن امین، کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب، ناشر: موسسه انصاریان، قم، بی تا،

 

[1] . راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص542، الْعُبُودِيَّةُ: إظهار التّذلّل، و الْعِبَادَةُ أبلغُ منها، لأنها غاية التّذلّل، و لا يستحقّها إلا من له غاية الإفضال، و هو اللّه تعالى. قرشى، على اكبر، قاموس قرآن، ص279 الْعُبُودِيَّةُ و الْعُبُودَةُ و الْعِبَادَةُ: الطّاعَةُ

[2] . راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، الْعُبُودِيَّةُ: إظهار التّذلّل، و الْعِبَادَةُ أبلغُ منها، لأنها غاية التّذلّل، و لا يستحقّها إلا من له غاية الإفضال، و هو اللّه تعالى

[3] . جوهرى، اسماعيل بن حماد، الصحاح، ج‏2 ؛ ص503 أصل‏ العُبُودِيَّةِ الخضوعُ‏ و الذلُ. قرشى، على اكبر، قاموس قرآن، ج‏4 ؛ ص279 الْعُبُودِيَّةُ و الْعُبُودَةُ و الْعِبَادَةُ: الطّاعَةُ

[4] . منتخب اللغات، واژه عبادت، فرهنگ معين، ج۲ ، ص ۲۲۷۲ .

[5] . ترجمه تفسیر المیزان، ح1، ص24الی26

[6] . بن عثیمین، محمد صالح، فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، ج6، ص123. النذر بالمعنى العام إلزام المكلف نفسه شيئًا يقوم به فعلاً أو تركًا.

[7] . بن عثیمین، محمد صالح، فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، ج6، نذر الطاعة: بأن يقول لله علي نذر أن أصوم غدًا يوم الاثنين هذا نذر طاعة؛ لأن الصوم من العبادة

[8] . سوره انسان، آیه 7. به عهد و نذر خود وفا می‌کنند و از روزی که شر و سختیش همه اهل محشر را فراگیرد می‌ترسند.

[9] . سوره حج، آیه 29.

[10] . بن عثیمین، محمد صالح، فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام،ج6، ص127. هل المراد بقوله: {يوفون بالنذر} أي: بما نذروه على أنفسهم وكلفوا به أنفسهم أو المراد العبادات الواجبة؟

فيها قولان: والآية محتملة؛ لأن العبادة الواجبة تسمى نذرًا كما قال الله تعالى في الحجاج: {ثم ليقضوا تفثهم وليوفوا نذورهم} مع أنهم ما نذورا {وليطوفوا بالبيت العتيق} [الحج: 29].وما دامت الآية محتملة فمع الاحتمال يسقط الاستدلال وحينئذٍ نقول الآية لا تعارض الحديث والمراد بقوله: {يوفون بالنذر} أي: بما نذروه على أنفسه وعاهدوا به الله عز وجل وهو أن يسمعوا ويطيعوا لأمر الله هذا هو المراد، وليس المراد النذر الخاص الذي هو إلزام المكلف نفسه شيئًا.

[11] . ثعلبي، أحمد، الكشف والبيان عن تفسير القرآن،ج10، ص96. زمخشري، محمود بن عمرو (م 538)، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل،ج4، ص668

[12] . سوره توبه، آیه 60. (مصرف) صدقات منحصرا مختص است به (این هشت طایفه): فقیران و عاجزان و متصدیان اداره صدقات و کسانی که باید تألیف قلوب آنها کرد (یعنی برای متمایل کردن بیگانگان به دین اسلام) و آزادی بندگان و قرض‌داران و در راه خدا (یعنی در راه تبلیغ و رواج دین خدا) و به راه درماندگان. این مصارف هشتگانه فرض و حکم خداست، که خدا دانا و بر تمام مصالح خلق آگاه است.

[13] . اسم موضع بأسفل مكة. أو وراء ينبع

[14] . ابن ماجه قزوينى، محمّد، سنن ابن ماجه، ج1، ص688.

[15] . عاملی، سید محسن امین، کشف الارتیاب، ص278.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن