منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

از جمله شبهاتی که وهابی در مورد معتقدات شیعه مطرح کرده اند این است که در کتاب اصول کافی نقل شده که ائمه معصوم مرگشان به اختیار خودشان است و هر زمان که خودشان بخواهند از دنیا می روند.[1]

 

پاسخ

آنچه وهابیت علَم کرده و پیرامون آن شبهه پراکنی می کند عنوان یکی از ابواب کتاب شریف اصول کافی می باشد«أن الأئمة يعلمون متى يموتون، وأنهم لا يموتون إلا باختيار منهم»[2] از این شبهه می توان چند جواب داد که به ترتیب بیان می گردد:

پاسخ اول

با توجه به اینکه شیعه معتقد است که ائمه با بواسطه پدرانشان، از پیامبر گرامی اسلامی از زمان شهادت خود و همچنین کیفیت و جزئیات آن با خبر بودند و این امر در روایات صحیح وارد شده است به طور مثال از امیر المومنین اینگونه وارد شده است: «وعن أبي سنان الدؤلي إنه عاد عليا في شكوى اشتكاها فقال له لقد تخوفنا عليك في شكواك هذه فقال ولكني والله ما تخوفت على نفسي منه لأني سمعت الصادق المصدوق صلى الله عليه وسلم يقول إنك ستضرب حصول هنا وضربة هاهنا وأشار إلى صدغه فيسيل دمها حتى تخضب لحيتك ويكون صاحبها أشقاها كما كان عاقر الناقة أشقى ثمود»؛[3] ابا سنان دئلى گفت: به خدمت على (عليه السّلام) رسيدم و گفتم: ما براى جان تو بيمناك و نگران هستيم. على (عليه السّلام) فرمود: من هرگز براى خويشتن خوف و هراسى ندارم. چون از رسول صادق (صلى اللّه عليه و آله) شنيدم، ضربتى بر فرق سرم فرود مى‌آيد و محاسنم را رنگين مى‌كند و قاتل من شقى‌ترين مردم است، همچنان كه شقى‌ترين اوّلين، شتر صالح (عليه السّلام) را پى كرد .از این رو می توان گفت که ایشان بر این امر و تقدیر الهی راضی بوده، و مثل این است که ایشان خود این راه و طریقه رحلت را برگزیده اند، و این همان معنای «لا یموتون الا باختیار منهم» است.

پاسخ دوم

آنچه که مهم است و از معتقدات شیعه نیز می باشد این است که ائمه (علیهم السلام) از زمان شهادت خود خبر داشتند اما از آنجایی که ایشان مامور به ظواهر عالم بودند با این امر مخالفتی نداشتند از این رو بر طبق ظواهر عمل می کردند پس شهادت نیز نصیب ایشان می شد واین بدین معنا نیست که ایشان مرگ و یا شهادت خود را اختیار می کردند و به انتخاب خودشان بوده.

پاسخ سوم

با تتبع در کتب تاریخی و روایی اهل سنت مشابه این امر که برخی از بزرگان اهل سنت از زمان و مکان قتل خود خبر داشته اند با این وجود خود را در این مهلکه انداخته اند، یافت می شود برای نمونه به یک مورد اشاره می گردد:

«انصرف عمر إلى منزله، فلما كان الغد جاءه كعب الأحبار فقال له: يا أمير المؤمنين، اعهد فإنك ميت في ثلاث ليال. قال: وما يدريك؟ قال: أجده في كتاب التوراة. قال عمر: [آلله! إنك] لتجد عمر بن الخطاب في التوراة؟ قال: اللهم لا ولكني أجد حليتك وصفتك وأنك قد فني أجلك. قال: وعمر لا يحس وجعا! فلما كان الغد جاءه كعب فقال: بقي يومان. فلما كان الغد جاءه كعب فقال: مضى يومان وبقي يوم. فلما أصبح خرج عمر إلى الصلاة وكان يوكل بالصفوف رجالا فإذا استوت كبر، ودخل أبو لؤلؤة في الناس وبيده خنجر له رأسان نصابه في وسطه، فضرب عمر ست ضربات إحداهن تحت سرته وهي التي قتلته؛»[4]؛

عمر بن خطاب به سوی خانه اش رفت و فردای آن روز کعب الاحبار به خانه او آمد و گفت: ای امیر المومنین سه شب دیگر تو از دنیا خواهی رفت، عمر گفت: از کجا این را فهمیده ای؟ گفت: در تورات دیده ام، عمر گفت: آیا در تورات اسم من آمده بود؟، گفت: نه اما خصوصیات تو وارد شده بود، عمر هیچ احساس ترسی به خود راه نداد، فردای آن روز کعب الاحبار وارد شد و گفت یک روز سپری شد و دو روز دیگر باقی مانده است، و فردای آن روز نیز آمد و گفت یک روز دیگر باقی مانده است، و چون صبحگاه شد عمر به سوی مسجد رفت و مردم در صفوف قرار گرفتند و هنگام آماده شدن صفوف عمر تکبیر گفت در این هنگام ابولوء لوء وارد شد در حالیکه در دستش خنجری دو سر بود و با آن شش ضربه به عمر زد که یکی از این ضربه ها زیر ناف وی اصابت کرد و موجب قتل او شد.

با توجه به این روایت عمر بن خطاب با خبری که از کعب الاحبار گرفته بود علم داشت که سه روز بعد کشته می شود ولی با این وجود با اختیار خود به سوی مرگ رفت و خود این مرگ را انتخاب نمود.

پاسخ چهارم

در منابع معتبر اهل سنت آمده است که پیامبران در انتخاب مرگ اختیار دارند چنانچه در صحیح بخاری از عائشه آمده است:

«عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: كُنْتُ أَسْمَعُ: " أَنَّهُ لاَ يَمُوتُ نَبِيٌّ حَتَّى يُخَيَّرَ بَيْنَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ، فَسَمِعْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ فِي مَرَضِهِ الَّذِي مَاتَ فِيهِ، وَأَخَذَتْهُ بُحَّةٌ، يَقُولُ: {مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ} [النساء: 69] الآيَةَ فَظَنَنْتُ أَنَّهُ خُيِّرَ "»[5]؛ از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) شنیده بودم که هیچ پیامبری وفات نخواهد کرد تا اینکه اختیار داده بین دنیا و آخرت یکی را انتخاب بکند پس شنیدم پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در مرضی که در آن مرض وفات کرد و در حالی که صدایش گرفته بود فرمود: {مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ} تا آخر آیه؛ پس دانستم که به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) اختیار داده شده است.

ابن حجر عسقلاني درباره این حدیث می نویسد: «وَأَنَّ هَذِهِ الْحَالَةَ مِنْ خَصَائِصِ الْأَنْبِيَاءِ أَنَّهُ لَا يُقْبَضُ نَبِيٌّ حَتَّى يُخَيَّرَ بَيْنَ الْبَقَاءِ فِي الدُّنْيَا وَبَيْنَ الْمَوْتِ وَقَدْ تَقَدَّمَ بَسْطُهُ وَاضِحًا هُنَاكَ وَللَّه الْحَمد»[6]؛ از خصائص انبیاء این است که بین باقی ماند در دنیا و موت اختیار دارند.

با توجه به آنچه بیان گردید به خوبی روشن می گردد که این عنوان باب از سوی مرحوم کلینی منافاتی با توحید و همچنین معتقدات شیعه ندارد، از سویی دیگر روایات این باب هم (ضمن اینکه برخی از این روایت ضعیف یا مجهول هستند) صراحت بر اختیار مرگ از سوی ائمه ندارد. افزون بر اینکه در منابع اهل سنت نیز روایات مشابه وجود دارد.

 

علی اکبر لطفی  

[1] .خراشی، سلیمان، أسئلة قادت شباب الشيعة إلى الحق، ص8؛ https://www.sudaneseoffline.com/forums/showthread.php?t=9433

[2] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق، غفاری، علی اکبر، ناشر: دارلکتب الاسلامی،  تهران، 1407ق، ج1، ص258

[3] . ابن هبة، علی بن حسن، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، تحقیق:ابن غرامة، عمر، ناشر: دارالکفر، بیروت، چاپ1995؛ ج42، ص543؛ هيثمي، علي بن ابي بکر (م 807)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، تحقيق: حسام الدين القدسي، مكتبة القدسي، القاهرة، 1414 هـ.ق. ج9، ص137

[4] . ابن اثير، علي بن ابي الکرم (م 630) الكامل في التاريخ، تحقيق: عمر عبد السلام تدمري، دار الكتاب العربي، بيروت، چاپ اوّل، 1417 هـ. ق. ج2، ص 427

[5]- بخاري، محمّد بن اسماعيل (م 256)، الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله صلّي الله عليه وسلّم وسننه و أيامه، تحقيق: محمد زهير بن ناصر، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422هـ. ق. ج 6 ص 10

[6]- ابن حجر عسقلاني، احمد بن علي (م 852)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، دار المعرفة، بيروت، 1379 هـ.ق. ج 10 ص 131

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن