منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

علمای وهابیت در مسأله سماع موتی چنین می­پندارند که سماع موتی (اینکه مردگان صدای زندگان را بشنوند) امری غیر ممکن است و به همین جهت تمام آیات و روایاتی که در این خصوص وارد شده را به اسم معجزه بیان کردند و یا روایات را متهم به ضعف سندی و دلالی کرده­اند و به همین دلیل اصل در سماع موتی را نشنیدن قرار دادند و امکان آن را نپذیرفتند؛[1]

 

پاسخ

صحبت از امکان به این معناست که آیا اموات اینچنین قدرتی دارند بعد از مردن بتوانند صدای زندگان را بشنوند یا خیر؟ به همین جهت سعی در اثبات این است که شنیدن صدای زندگان امری ممکن است یا امری محال؟ بهترین دلیل در ثابت کردن ممکن بودن و محال ذاتی نبودن چنین امری وقوع آن در یک یا چند مصداق است. وقتی در حدیث «قرع النعال» اثبات می شود که اموات صدای پای تشییع کنندگان را می شنوند و یا در قضیه قلیب بدر ثابت می شود بنابراين مي توان قائل به ممکن بودن سماع موتی شد و صحبت از محال ذاتی در این مساله جایگاهی ندارد. بن باز خود در سوالی که از او در اینکه آیا اموات صدای کسانی را که به کنار قبرش می آیند، می شنود؟ می گوید: «س: سمعت من بعض العلماء بأن الميت إذا أتي به إلى القبر ليدفن فإنه يسمع كل ما يقول الناس الذين أتوا لدفنه، فهل هذا صحيح أم لا؟ ج: أمور البرزخ وأمور الموت هي الأمور العظيمة الغيبية، التي لا يطلع عليها إلا الله سبحانه وتعالى، وما يقوله الناس في هذا الباب لا يعتمد عليه، وإنما الثابت عن النبي عليه الصلاة والسلام أنه قال: «إنه ليسمع قرع نعالهم» يعني بعد انصرافهم وبعد الدفن، هذا هو المحفوظ، أما سماع ما يقول الناس وما يتحدثون به فلم يرد فيه شيء فيما نعلم، ولا يجوز الجزم بذلك إلا بدليل»[2] به گفته او تنها مورد ثابت شده حدیث نبوی است و در غیر از آن باید دلیل داشته باشیم و این یعنی اینکه وهابیت به طور کل نتوانستند قائل به عدم سماع موتی شوند و اصل امکان را در این روایت پذیرفته­اند. اما با این حال آنان اصل را بر عدم سماع قرار می دهند و اصرار بر عدم قبول امکان چنین مساله دارند.

اما اینکه وهابیت گاها تعبیر به معجزه کرده­اند حرف بی دلیل خواهد بود؛ زیرا اولا جایگاه معجزه بسیار بالا خواهد بود و شایسته هر شخصیتی نمی باشد و هر کسی نمی تواند ادعای معجزه کند و به عبارتی معجزه امری خارق العاده بشمار می رود، در حالی که در امری مانند «قرع النعال» حضرت به طور عام فرمودند هر کسی از دنیا می رود صدای پای تشییع کنندگان را می شنود و این به عنوان امر خارق العاده بحساب نمی آید و امری عادی است که هر کس از دنیا برود این اتفاق برای او می افتد. لذا تعبیر به معجزه نیز در این مصداق بی مورد و بی دلیل است.

بنابراین باید از وهابیت این سوال پرسیده شود که با وجود چند مصداق و اثبات آن توسط روایت اصل امکان چنین عملی ثابت خواهد بود، پس چرا به مسلمانان نسبت شرک در این خصوص داده­اید؟ ثانیا اگر اصل در نزد شما عدم امکان چنین مساله ای است نباید حتی یک مصداق را بپذیرید و نمی توان امری که محال است بگوییم در یک مورد استثناء شده وقوع پیدا کرده و در باقی موارد محال است و نپذیریم. چناچه وهابیت اگر بنا به پذیرفتن بود چه تفاوتی بین مرده­ای که هنوز دفن نشده و بین مرده­ای که دفن شده وجود دارد؟ علاوه بر آن چه فرقی بین مرده­ای که صدای تشییع کنندگان را می شنود با مرده­ای که تلقین برایش خوانده می شود وجود دارد؟ که اولی را وهابیت گفتند چون نص وجود دارد می پذیریم و صورت دوم را گفته­اند چون دلیل نداریم نمی­پذیریم. با این تفاصیل سخن وهابیت بی اساس و بدون هیچ دلیلی خواهد بود و از این روی مشکل آنان را می توان در نص گرا بودن پیدا نمود. از دیدگاه آنان باید تمام مصادیق به شخصه باید دلیل داشته باشند تا مورد پذیرش قرار بگیرد که بطلان این واضح خواهد بود و هیچ عقلی چنین قاعده­ای را نمی­پذیرد.

 

[1] . . بن باز، عبد العزيز بن عبد الله (م 1420)، فتاوى نور على الدرب، جمعها: الدكتور محمد بن سعد الشويعر.ج14، ص153

[2] . بن باز، عبد العزيز بن عبد الله (م 1420)، فتاوى نور على الدرب، جمعها: الدكتور محمد بن سعد الشويعر.ج14، ص153

نظرات کاربران
0 0
نقدی بر ابن تسمیه بنیان گذار افکار وهابیت: ابن تیمیه در کتاب بیان التلبیس الجهمیه می‌آورد: «ابن‌عباس از رسول‌الله نقل می‌کند که:رأیت ربّی عزّ وجلّ، شابّ أمرد و فرده جعد قطط، فی روضه خضرا… خداوند را به صورت نوجوانی دیدم که هنوز موی صورتش در نیامده، سرش پرمو و مجعد است استغفرالله
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن
نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن