منبع :  بر گرفته از سایت ولی عصر(عج)
پرسش

جایگاه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در نزد اهل سنت

پاسخ

جایگاه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) در نزد اهل سنت!!!

حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بانویی خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود، او در اثر امتیازات اخلاقی و اجتماعی متعددی که داشت، در زمان جاهلیت، طاهره و سیده قریش نامیده می‌شد، وهر  سال در ایام وفات این بزرگوار فقط یادی از ایشان می‌کنیم. حقی که این بانوی بزرگ به گردن مسلمانها دارد، کمتر کسی این حق را دارد.

در رابطه با جایگاه این بانوی بزرگوار در مکتب وحی، مطالبی را از کتب اهل سنت ذكر مي كنيم.

سلام خداوند به حضرت خديجه:

مسلم نيشابوري از اباهریره نقل مي كند: جبرئیل آمد پیش پیغمبر و عرضه داشت:

«يا رَسُولَ اللَّهِ هذه خَدِيجَةُ قد أَتَتْكَ مَعَهَا إِنَاء فيه إِدَام أو طَعَام أو شَرَاب فإذا هِيَ أَتَتْكَ فَاقْرَأْ عليها السَّلَامَ من رَبِّهَا عز وجل ومنى وَ بَشِّرْهَا بِبَيْتٍ في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ لَا صَخَبَ فيه و لا نَصَبَ»؛[1]

حضرت خدیجه دارد می‌آید پیش تو ظرفی از غذا و آب می‌آورد وقتی حضرت خدیجه آمد از طرف خدای عالم به او سلام برسان از من جبرئیل هم به او سلام برسان و بشارت بده به حضرت خدیجه که خدای عالم خانه‌ای در بهشت برای او از تارهای طلا در نظر گرفته که در آنجا نه اضطراب و خستگی وجود دارد و نه زوال نعمت.

آیا این جایگاه و مقام کوچکی است؟! خدای عالم به او سلام می‌رساند، جبرئیل به او سلام می‌رساند،من گمان می‌کنم همین یک روایت کفایت می‌کند.

حضرت خديجه (سلام الله علیها)  با فضیلت‌ترین زنان اهل بهشت:

و همچنین در برخی از روایات آمده است که خدیجه افضل نساء اهل الجنة هست؛ یعنی با فضیلت‌ترین زنان اهل بهشت، از جمله احمد بن حنبل از ، ابن عباس نقل می کند:

«خط رسول الله (صلى الله عليه و سلم) في الأرض أربعة خطوط قال أتدرون ما هذا قالوا الله و رسوله أعلم فقال رسول الله صلى الله عليه و سلم أفضل نساء أهل الجنة خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد و مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم امرأة فرعون»؛[2]

 نبی مکرم با انگشتشان روی زمین چهار خط کشیدند و فرمود: بگویم این چهار خط معنایش چیست؟ عرض کردند که خدا و رسولش بهتر می‌دانند. حضرت فرمود: با فضیلت‌ترین زنان اهل بهشت؛ خدیجه بنت خویلد، فاطمه بنت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم)، مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم همسر فرعون است.

از أحمد محمد شاكر محققین کتاب مذکور هم می‌گوید: «اسناده صحیح رجاله ثقات رجال الصحیح»؛

سند این روایت هم صحیح است.

عزیزان خوب دقت کنند؛ از این یازده، دوازده یا سیزده همسر پیغمبر، تنها اسم حضرت خدیجه جزء با فضیلت‌ترین زنان اهل بهشت آمده است.

مژده خداوند به حضرت خدیجه (سلام الله علیها):

حاکم نیشابوری از عبدالله جعفر نقل می‌کند که نبی مکرم فرمود:

«أمرت أن أبشر خديجة ببيت في الجنة من قصب لا صخب فيه و لا نصب»؛[3]

خدا به من دستور داده به خدیجه مژده بدهم که خانه‌ای در بهشت برای او از تارهای طلا در نظر گرفته.

می‌گوید:هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم؛ این حدیث بنا بر شرط مسلم صحیح است.

همچنین حاکم  از خود عایشه نقل می کند:

«ان النبی (صلی الله و آله و سلم) قال امرت ان ابشر خدیجة ببیت فی الجنة من قصب»؛[4]

خدا به من دستور داده به خدیجه مژده بدهم که خانه‌ای در بهشت برای او از تارهای طلا در نظر گرفته.

سروران زنان بهشت:

روایت دیگری از عایشه آمده است که:

«قالت عائشة لفاطمة رضي الله عنها بنت رسول الله صلى الله عليه وآله الا أبشرك اني سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يقول سيدات نساء أهل الجنة أربع مريم بنت عمران و فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم و خديجة بنت خويلد وآسية»؛

 عایشه به حضرت زهرا می‌گوید آیا به تو بشارت ندهم؟ من از پیغمبر شنیدم که فرمود: سروران زنان بهشت چهار نفر هستند؛ مریم دختر عمران، فاطمه دختر پیغمبر، خدیجه دختر خویلد و آسیه.[5]

وهمچنین آقای هیثمی و می‌گوید:

 «سیدات نساء اهل الجنة بعد مریم بنت عمران فاطمه و خدیجه ثم آسیة رواه الطبراني في الأوسط الكبير ... و رجال الكبير رجال الصحيح»؛[6]

 سروان زنان بهشت بعد از حضرت مریم، فاطمه دختر پیغمبر و خدیجه و بعد آسیه همسر فرعون هست و آقای طبرانی در معجم الکبیر آورده و رجالش هم رجال صحیح است.

آقای ذهبی در سیر اعلام النبلاء از انس نقل می‌کند که:

«أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الجَنَّةِ خَدِيْجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، وَفَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ، وَمَرْيَمُ، وَآسِيَةُ»؛[7]

بهترین زنان دو جهان؛ خدیجه و فاطمه زهرا ،مریم، آسیه.

محققش هم می‌گوید: صحيحٌ؛روايت صحيح است

حسادت عائشه نسبت به حضرت خدیجه به خاطر برتری:

مولف صحیح بخاری نقل مي نويسد:

«ما غِرْتُ على أَحَدٍ من نِسَاءِ النبي ما غِرْتُ على خَدِيجَةَ و ما رَأَيْتُهَا وَلَكِنْ كان النبي يُكْثِرُ ذِكْرَهَا وَرُبَّمَا ذَبَحَ الشَّاةَ ثُمَّ يُقَطِّعُهَا أَعْضَاءً ثُمَّ يَبْعَثُهَا في صَدَائِقِ خَدِيجَةَ فَرُبَّمَا قلت له كَأَنَّهُ لم يَكُنْ في الدُّنْيَا امْرَأَةٌ إلا خَدِيجَةُ فيقول إِنَّهَا كانت وَ كَانَتْ و كان لي منها وَلَدٌ»؛[8]

من نسبت به هیچکدام از زن‌های پیغمبر حساسیت نداشتم آن‌طوری که به حضرت خدیجه حساسیت داشتم! پیغمبر خیلی به یاد خدیجه بود و وقتی گوسفندی قربانی می‌کرد، تکه تکه می‌کرد و به دوستان و بستگان حضرت خدیجه هدیه می‌داد. به قدری پیغمبر به یاد حضرت خدیجه بود و ذکر خیر او را می‌کرد که گفتم یا رسول الله گویا در دنیا و آخرت زنی غیر از خدیجه وجود ندارد؟ و می‌فرمود: چنان بود و چنان بود و من از او بچه داشتم.

منبع دیگر استیعاب ابن عبد البر است که از عایشه نقل می‌کند:

«كان رسول الله لا يكاد يخرج من البيت حتى يذكر خديجة فيحسن الثناء عليها فذكرها يوما من الأيام فأدركتني الغيرة فقلت هل كانت إلا عجوزا»؛[9]

هر وقت می‌خواست پیغمبر از خانه بیرون برود به یاد حضرت خدیجه بود و از خدیجه تعریف می‌کرد. یک روزی خیلی از حضرت خدیجه یاد کرد، غیرتم به جوش آمد و گفتم: آیا خدیجه یک پیرزنی بیشتر بود که این همه از او تعریف می‌کنی؟!

آقای ذهبی هم در سیر اعلام النبلاء از عایشه نقل می‌کند که: وقتی پیغمبر از حضرت خدیجه نام می‌برد، نمی‌توانست ثنای او را نگوید و برای او استغفار نکند. یک روزی که پیغمبر  از حضرت خدیجه سخن گفت، غیرت من به جوش آمد و گفتم:

«لقد عوضك الله من كبيرة السن قال فرأيته غضب غضبا أسقطت في خلدي أسقطت فی خلدی و قلت فی نفسی إن أذهبت غضب رسولك عني لم أعد أذكرها بسوء فلما رأى النبي ما لقيت قال كيف قلت و الله لقد آمنت بي إذ كذبني الناس و آوتني إذ رفضني الناس و رزقت منها الولد و حرمتموه مني قالت فغدا و راح علي بها شهرا»؛[10]

عوض این پیرزن، خدا زن جوانی نصیبت کرده! می‌گوید: وقتی پیغمبر اکرم غضبناک شد من از حال طبیعی بیرون رفتم (یعنی غضب پیغمبر به قدری بود که دیگر فکرم کار نکرد) پیش خودم گفتم: خدایا اگر غضب پیغمبر نسبت به من آرام بشود دیگر از حضرت خدیجه بد نخواهم گفت!

پیغمبر دید من خیلی حالم خراب و دگرگون شد، فرمود: چطور چنین حرفی زدی؟! خدای عالم، خدیجه را به من داد، خدیجه‌ به من ایمان آورد، در حالی که مردم تکذیبم می‌کردند، او به من پناه داد در حالی که مردم مرا ترک کردند، خدای عالم از او به من فرزند داد و حال آنکه از شما محروم شدم . به خاطر این اعتراض من، پیغمبر یک ماه با من قهر کرد.

محقق آن هم در پاورقی می‌گوید روایتش معتبر است:اسناده حسن.

ابن جوزی باز همین تعبیر را می‌آورد که:

«كان رسول الله لا يكاد يخرج من البيت حتى يذكر خديجة فيحسن عليها الثناء فذكرها يوما من الأيام فأدركتني الغيرة فقلت هل كانت إلا عجوزا قد أخلف الله لك خيرا منها قالت فغضب حتى اهتز مقدم شعره من الغضب ثم قال لا والله ما أخلف الله لي خيرا منها!»[11]

پیغمبر اصلا از خانه بیرون نمی‌رفت مگر اینکه از حضرت خدیجه یاد می‌کرد و از او به خوبی تعریف می‌نمود. یک روزی که از حضرت خدیجه یاد کرد غیرت من به جوش آمد و گفتم: مگر خدیجه پیرزنی بیشتر بود؟! خدا بهتر از او را به تو داده است! پیغمبر غضبناک شد، حتی موهای جلو سرش از شدت غضب راست شد و فرمود: قسم به خدای عالم، بهتر از خدیجه خدای عالم همسری نصیب من نکرده است.

نتیجه

جایگاه این بانوی بزرگوار در مکتب وحی، را از کتب اهل سنت ذكر کردیم و همانطور که ذکر شد خدای عالم به او سلام می‌رساند، جبرئیل به او سلام می‌رساند وهمین مورد برای جایگاه بزرگ این بانوی کفایت می کند ولی روایاتی دیگر از کتب اهل سنت در عظمت ایشان ذکر شد و این روایات مقام وجایگاه ایشان را در میان مسلمانان مشخص کرد.

 

پی نوشت ها:

[1] . صحیح مسلم، چاپ دارالطیبه ریاض، حدیث 2432، صحیح بخاری، ج 3، ص 1389، حدیث 3609.

[2] . مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 77، حدیث شماره 2901

[3] . المستدرك، الحاكم النيسابوري، ج 3، ص 204، ح 4849.

[4] . المستدرك، ج 3، ص 204، حدیث 4850.

[5] . المستدرك، ج 3، ص 205، حدیث 4853.

[6] . مجمع الزوائد، الهيثمي، ج 9، ص 201.

[7] . سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 387.

[8] . صحیح بخاری، حدیث 3818.

[9] . الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ابن عبد البر، با تحقیق علی محمد البجاوی، ج 4، ص 1823.

[10] . سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 112.

[11] . المنتظم فی تاریخ الملوک، ابن جوزی، ج 3، ص 18.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن