منبع :  مجله سراج منیر شماره 4
پرسش

آیا وهابیت به اسناد دست اول تاریخی و علمی استناد می کنند یا به تحریف خود؟

پاسخ

 

جواب: کتاب صحیح بخاری در میان اهل سنّت جایگاه بس بلندی دارد و از نگاه آنان بعد از قرآن کریم اثری همتای این کتاب وجود ندارد[1] و از آنجا که تمام روایات این کتاب به باور اهل سنّت صحیح است، آن را صحیح می گویند[2] و در سند هیچ یک از روایات آن اشکالی وجود ندارد و بخاری مدعی است احادیث این کتاب را به مدت شانزده سال از میان ششصد هزار حدیث برگزیده است.[3] با این حال اگر مطلبی در تضاد با باورهای وهابیت در آن دیده شود، آن را حذف و تحریف می کنند. اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد، علمای اهل سنّت در آینده  نه چندان دور، شاهد صحیح بخاری در بازار کتاب خواهند بود که هیچ تناسبی با صحیح بخاری اصلی ندارد.

در این اثر با ارزش از نگاه اهل سنّت، حذف ها و تحریفات زیادی صورت گرفته است که پرداختن به همه آنها از توان این مختصر خارج است، و لیکن برای نمونه به چند مورد اشاره می گردد:

  1. در کتاب صحيح بخاري (چاپ دار الفكر، بيروت) بخاري حديثي را در باره متعه (ازدواج موقت) آورده است. او چنین نقل مي كند:

«عن عمران بن حصین قال: نزلت آیة المتعة في کتاب الله ففعلناها مع رسول الله (ص) ولم ینزل قرآن یحرمه ولم ینه عنها حتى مات: قال رجل برأیه ما شاء قال محمد: یقال إنه عمر»؛

عمران بن حصين مي گويد: آيه متعه در كتاب خدا نازل شد و ما اين كار را با رسول خدا (ص) انجام داديم وآيه اي در تحريم آن نازل نشد وتا وقتي كه نبي اكرم (ص) از دنيا رفت، آن را منع نكردند. بعد مردي آمد و به رأي خودش عمل كرد. محمد گفت: مي گويند: او عمر بود.

آنجا كه مي گويد: «قال رجل برأیه ما شاء»، منظورش اين است كه مردي آن را (متعه را) تحريم كرد. جایی که مي گويد: «قال محمد یقال إنه عمر»، مقصود از «محمد» محمد بن اسماعيل بخاري صاحب کتاب صحیح بخاری است.

در چاپ های بعدی (دار إحياء التراث العربي، بيروت؛ دار الكتب العلمية، بيروت؛ دار المعرفة، بيروت)جملة « قال محمد یقال إنه عمر» را حذف کرده اند و عبارت تحریف شده، چنین است: «عن عمران بن حصین2قال: نزلت آیة المتعة في کتاب الله ففعلناها مع رسول الله9 ولم ینزل قرآن یحرمه ولم ینه عنها حتى مات قال رجل برأیه ما شاء».

همچنين در صحيح بخاري حديثي از ابو هريره از پيامبر9 آمده است:

«قال: خلق الله الخلق فلماّ فرغ منه قامت الرحم فأخذت بحقو الرحمن، فقال له: مه. قالت: هذا مقام العائذ بك من القطيعة. قال: ألا ترضين أن أصل من وصلك واقطع من قطعك؟ قالت: بلى يا رب».[4]

این حدیث در این منابع نقل شده  است: صحيح البخاري، بخاری، ج 6، ص 42 و 43، دارالفکر؛ فتح الباري، ابن حجر، ج 8، ص 446، دارالمعرفة؛ عمدة القاري، عينی، ج 19، ص 172، دار إحياء التراث العربي؛ تفسير البغوی، بغو، ج 3، ص 15، دار المعرفة؛ تفسير ابن كثير، ابن كثير، ج 4، ص 192، دار المعرفة؛ ميزان الإعتدال، ذهبی، ج 2، ص 573، دار المعرفة.

اما متاسفانه دست وهابیت اینجا هم وارد شده و عبارات را تحریف کرده است و در چاپ دار السلام للنشر و التوزیع، ریاض، حدیث یاد  شده را چنین آورده است:

«عن أبي هريرة 2عن النبي9قال: خلق الله الخلق فلما فرغ منه قامت الرحم فأخذت {   }. فقال له: مه. قالت: هذا مقام العائذ بك من القطيعة. قال: ألا ترضين أن أصل من وصلك واقطع من قطعك؟ قالت: بلى يا رب» (حدیث 4835).

 

همچنین ببینید:

وهابیت و تحریف -1

 

 

پی نوشت ها:

[1] . الصواعق المحرقة، ص 5؛ تاریخ الإسلام، ج19 ص 242.

[2] . بخاری خود به انگيزه تأليف صحيح اشاره كرده و گفته: «كُنّا عند اسحاقِ بن راهويه فقال: لو جمعتم كتاباً مختصراً لصحيح سنّة رسول الله9؟ قال: فَوقعَ ذلكَ في قلبي، فأخذتُ في جمع الجامع الصحيح» (مقدمه صحيح بخاري، ص 15).

[3] . مقدمه فتح الباري في شرح صحيح البخاري،ص 465. بسیاری دیگر از علمای اهل‌سنّت کتاب بخاری را «اصح الکتب»بعد از قرآن می‌دانند و به آن معترف‌اند.(صحیح مسلم بشرح النووی، ج1، ص14؛ فتح الباري بشرح صحیح البخاري، ج1، ص5).  بعضی دیگر، کتاب بخاری را وسیله‌ای برای جلب برکات آسمانی و دفع امراضی همانند طاعون و باعث جلوگیری از خطر غرق شدن کشتی می‌دانند(قواعد التحدیث، ص227)  و حتی بعضی از آنها گفته‌اند که صحت کتاب بخاری به امضای پیامبر اسلام9رسیده است! ابو زید مروزی گفته: «سمعت خالد بن عبد الله المروزي يقول: سمعت أبا سهل محمد بن أحمد المروزي يقول: سمعت أبا زيد المروزي يقول: كنت نائماً بين الركن والمقام فرأيت النبي9في المنام فقال لي: يا أبا زيد إلى متى تدرس كتاب الشافعي ولا تدرس كتابي؟ فقلت: يا رسول الله وما كتابك؟ قال: جامع محمد بن إسماعيل» (مقدمه فتح الباري، ص 489).

[4].  «خداوند مخلوقات خویش را خلق کرد و هنگامی که از آفرینش آنان فارغ گردید، آن‌گاه رحم ایستاد و به ‌خداوند پناه آورد و خداوند به او گفت ساکت باش؛ رحم گفت: این مقام کسی است که از جدایی به تو پناهÛ Üمی‌برد پس خداوند فرمود: آیا راضی نمی‌شوی که هر کس با تو پیوند داشت من نیز با او پیوند داشته باشم و هر کس تو را جدا افکند، من نیز از او جدایی یابم؟ رحم گفت: خداوندا، همین‌گونه است [من راضی هستم]».

 

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن