منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

از جمله اشکالات وهابیت نسبت به شیعه این است که ایشان بعد از نماز دستها را بر ران می زنند و بالا می برند و در هر مرتبه یک تکبیر می گویند و این چیزی است که دلیلی بر آن ندارند چرا که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و سلف انجام نداده اند و بدعت می باشد.

پاسخ

پاسخ اول:ادله فریقین بر تکبیرهای بعد از نماز

با مراجعه به سیره اهل بیت (علیهم السلام) که یکی از منابع استخراج حکم نزد شیعه است به خوبی روشن می گردد که ایشان نه تنها این عمل را منافی سنت نمی دانستند بلکه به آن پایبند بودند و خود نیز عمل می کردند، برای نمونه برخی از مستندات موجود در سیره ایشان در این مساله بیان می گردد:

یک: روایت امیر المومنین علی (علیه السلام)

امام علیه السلام در باب فضیلت این امر فرمودند:

«... فإذا سلمت رفعت يديك وكبرت ثلاثا ...؛ پس زماني كه سلام (نماز را ) دادي دو دستت را بالا ببر و سه مرتبه تكبير بگو.»[1]

دو: روایت امام صادق (علیه السلام)

امام صادق (علیه السلام) نیز در جواب از سوالی که از ایشان در مورد این امر شد فرمودند:

«عن المفضل بن عمر قال قلت لأبي عبد الله ( عليه السلام ) لأي علة يكبر المصلي بعد التسليم ثلاثا يرفع بها يديه ؟ فقال لأن النبي صلي الله عليه وآله لما فتح مكة صلي بأصحابه الظهر عند الحجر الأسود فلما سلم رفع يديه وكبر ثلاثا وقال " لا إله إلا الله وحده وحده أنجز وعده ونصر عبده وأعز جنده وغلب الأحزاب وحده فله الملك وله الحمد يحيي ويميت وهو علي كل شئ قدير " ثم أقبل علي أصحابه فقال لا تدعوا هذا التكبير وهذا القول في دبر كل صلاة مكتوبة فإن من فعل ذلك بعد التسليم وقال هذا القول كان قد أدي ما يجب عليه من شكر الله تعالي علي تقوية الاسلام وجنده»[2]؛ از مفضل بن عمر نقل شده است كه به امام صادق (علیه السلام) عرض كردم به چه علتي بايد نمازگزار بعد از سلام دادن سه مرتبه در حالي كه دو دستش را بالا مي برد تكبير بگويد ؟ پس حضرت فرمودند: به خاطر اينكه نبي اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) زماني كه مكه را فتح كردند نماز ظهر را با اصحابشان كنار حجر الاسود اقامه كردند پس زماني كه سلام دادند سه مرتبه دو دست خود را بالا آوردند و تكبير گفتند و فرمودند : " لا إله إلا الله وحده وحده أنجز وعده ونصر عبده وأعز جنده وغلب الأحزاب وحده فله الملك وله الحمد يحيي ويميت وهو علي كل شئ قدير" سپس رو به اصحابشان كردند و فرموند: اين تكبير را و اين دعا را بعد از هر نماز واجب ترك نكنيد پس اگر كسي اين كار را بعد از سلام نماز انجام دهد آن شكري را كه بر عهده اوست نسبت به خداي متعال به خاطر تقويت اسلام و لشگر اسلام به جا آورده است.

نه تنها این مساله در روایات شیعه وارد شده است بلکه با مراجعه به منابع اهل سنت نیز می توان روایاتی را در این باب یافت که برای نمونه به برخی از این روایات اشاره می گردد:

یک: سيره مسلمانان در زمان رسول الله (صلی الله علیه وآله) این بوده

در کتاب بخاری که بعد از قرآن به عنوان متقن ترین کتاب نزد اهل سنت است وارد شده است:

أَنَّ أَبَا مَعْبَدٍ، مَوْلَى ابْنِ عَبَّاسٍ، أَخْبَرَهُ: أَنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، أَخْبَرَهُ: «أَنَّ رَفْعَ الصَّوْتِ، بِالذِّكْرِ حِينَ يَنْصَرِفُ النَّاسُ مِنَ المَكْتُوبَةِ كَانَ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ» وَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: «كُنْتُ أَعْلَمُ إِذَا انْصَرَفُوا بِذَلِكَ إِذَا سَمِعْتُهُ»؛ از ابن عباس نقل است که وی گفت همانا بلند کردن صدا به ذکر گفتن هنگام تمام کردن نمازهای واجب در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) امری رایج بود و من این صداها را شنیده بودم»[3]

این روایت به خوبی نشان می دهد که ذکر گفتن به صورت جماعت از آدابی بوده که در زمان رسول الله بین مسلمانان مرسوم بوده و حال با تکیه بر روایات دیگری از ابن عباس در این باب روشن می گردد که از جمله این اذکار که به جماعت بیان می شد، تکبیر بوده.

دو: روایت ابن عباس بر تکبیر گفتن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بعد از نماز

عَنْ أَبِي مَعْبَدٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: «كُنْتُ أَعْرِفُ انْقِضَاءَ صَلَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالتَّكْبِيرِ»؛ از ابن عباس نقل است که وی گفت: من به خوبی می دانم که اتمام نماز پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با تکبیر بود.[4]

همچنین روایت دیگری در همین مضمون از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) گرامی اسلام است:

حَدَّثَنَا الْأَوْزَاعِيُّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُبَيْدِ بْنِ عُمَيْرٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ عُمَيْرِ بْنِ حَبِيبٍ، قَالَ: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَرْفَعُ يَدَيْهِ مَعَ كُلِّ تَكْبِيرَةٍ فِي الصَّلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ» پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با هر تکبیر بعد از نمازهای واجب دستهایشان را بالا می بردند.[5]

 

پاسخ دوم: فتوای علما بر جواز تکبیر بعد از نمازهای واجب

افزون بر روایات باب که برخی از این روایات برای نمونه اشاره گردید فتوای بزرگان دین نیز بر جواز تکبیر بعد از نمازهای یومیه می باشد که برای نمونه به برخی از این موارد اشاره می گردد:

الف. فتوای بزرگان شیعه:

بک: ابن زهره (رحمه الله)

وی در باب استحباب تکبیر بعد از نماز تصریح دارد:

«وان یعقب فیکبر بعد التسلیم ثلاث مرات، یرفع بها یدیه»[6]؛ و این تعقیبات بگوید پس بعد از سلام سه مرتبه الله اکبر بگوید و دست خود را بالا ببرد.

دو: ابن ادریس حلی (رحمه الله)

«ویستحب بعد التسلیم والخروج من الصلاة ان یکبر وهو جالس ثلاث تکبیرات، یرفع بکل واحدة یدیه الی شحمتی اذنیه، ثم یرسلهما الی فخذیه فی ترسل واحد»[7]؛ و بعد از سلام دادن و خارج شدن از نماز مستحب است در حالیکه نشسته است سه مرتبه تکبیر بگوید و در هر مرتبه دو دستش را تا کنار گوشش بالا بیاورد سپس یکباره پایین آورده و روی دو ران خود بگذارد.

سه: علامه حلی (رحمه الله)

«ثم ما نقل عن اهل البیت (علیهم السّلام) بعد التکبیر عقیب التسلیم ثلاث مرات، یرفع فیها یدیه الی شحمتی اذنیه، ویضعهما علی فخذیه»[8]؛ سپس (در مستحبات بعد از نماز) آنچه از اهلبیت علیهم السلام نقل شده است سه مرتبه تکبیر گفتن بعد از سلام نماز است و در هر مرتبه دو دستش را تا کنار گوشش بالا آورده سپس روی دو ران خود بگذارد.

بنا بر آنچه بیان گردید روشن می گردد که عمل شیعه در بیان تکبیرهای ثلاثه بعد از نماز مستند شرعی دارد و نمی توان آن را بدعت خواند. و فارغ از همه ادله و مستندات روایی و سیره حول این مساله باید گفت که اگر این عمل هم بدعت باشد،[9] با توجه به اینکه بیان ذکر الهی است و هیچ امر منافی شریعت در آن دیده نمی شود باید بگوییم که این عمل حسنه ای است که نه تنها مرتکب آن شماتت نمی شود بلکه مستحق اجر نیز هست.

علی اکبر لطفی

 

پی نوشت ها:

[1] .شیخ صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ناشر: جماعة المدرّسين في الحوزة العلمية، چاپ دوم، ج 1، ص320.

[2] . حر عاملی، ابوجعفر، وسائل الشیعة، ج 4، ص 1031.

[3] . بخارى، محمّد، صحيح البخاري، ج 1، ص 168؛ تحقيق: محمد زهير بن ناصر، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.

[4] . شافعي، محمّد بن ادريس (م 204)، الأم، ج 1، ص150؛ ناشر: دار المعرفة، بيروت، 1410 هـ.ق.

[5] . ابن ماجه قزوينى، محمّد، سنن ابن ماجه، ج1، ص280، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء الكتب العربية، بى تا.

[6] . ابن زهرة، غنیة النزوع، ص  85.

[7] . حلی، ابن ادریس، السرائر، ص 323.

[8]- حلی، حسن بن یوسف، تحریر الاحکام، ج 1، ص 42.

[9] .کما اینکه اثبات گردید مستند شرعی دارد و بدعت نیست.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن