پرسش

آیا پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) برترین مخلوق نیست؟

برخی از کسانی که خود را پیر و سلف صالح دانسته و در صراط مستقیم می پندارند مانند البانی[1] معتقد هستند که برتر بودن پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) محرز و ثابت نیست و اثبات آن نیاز به دلیل قطعی دارد.

 و با توجه به اینکه دلیل قطعی بر این افضلیت وجود ندارد نمی توانیم بگوییم که پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) أفضل هستند.

 

[1]. «وأمر ثالث وأخير وهو أن الدكتور قد ادعى أن النبي صلى الله عليه وسلم أفضل الخلائق عند الله على الإطلاق. وهذه عقيدة، وهي لا تثبت عنده1، إلا بنص قطعي الثبوت قطعي الدلالة2، أي بآية قطعية الدلالة، أو حديث متواتر قطعي الدلالة، فأين هذا النص الذي يثبت كونه صلى الله عليه وسلم أفضل الخلائق عند الله على الإطلاق؟ ومن المعلوم أن هذه القضية مختلف فيها بين العلماء، وقد توقف فيها الإمام أبو حنيفة رحمه الله تعالى، ومن شاء التفصيل فعليه بشرح عقيدة الإمام أبي جعفر الطحاوي الحنفي»: الباني، محمد، التوسل أنواعه وأحكامه، تحقيق: محمد عيد العباسي، مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، چاپ اوّل، 1421هـ.ق. ص 149.

پاسخ

پاسخ

 این سخن وهابیت همچون البانی در واقع حاکی از عدم معرفت وی به مقام نبوت پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) است و اساساً با وجود نصوص و روایاتی که تصریح به مقام افضلیت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) می کند هیچ وجهی برای این شک و تردید وجود ندارد .

در ادامه به برخی از این روایات اشاره خواهیم کرد و در پایان به روایتی که بنا بر آن از تفضیل دادن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بر سایر انبیا نهی شده است پاسخ داده می شود:

 روایت اول: روایت سیادت

 در حدیثی ابوهریره از پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) این گونه نقل می کند که من سرور فرزندان آدم در روز قیامت هستم و من اولین کسی هستم که از قبر بیرون آمده و اولین کسی هستم که شفاعت خواهد کرد.[1]

 همانطور که واضح است این روایت تصریح بر افضلیت پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) بر همه مخلوقات ائمه از انسان ها و ملائکه دارد همان طور که برخی از بزرگان اهل سنت به این امر اشاره کرده اند.[2]

روایت دوم: روایت سیّد الناس بودن

 در این روایت عباده بن صامت از پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) این گونه نقل می کند که من سرور مردم هستم در روز قیامت و هیچ کس وجود ندارد که در روز قیامت زیر پرچم من منتظر فرج نباشد و ... .[3]

این روایت را حاکم بنابر شرط شیخین نقل کرده است.

 علاوه بر این روایات خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم بر پیامبر اکرم صلوات و درود تا روز قیامت فرستاده است.

" إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا"

همچنین روایاتی دالّ بر افضلیت پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) وجود دارد مانند اینکه همه انسان ها از آدم تا خاتم در روز قیامت در زیر پرچم من هستند و همچنین روایت من پیامبر بودم در حالی که آدم بین آب و گل بود و همچنین روایاتی که بیان می‌دارد جبرئیل در شب معراج رکاب پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) را گرفته بود، همگی این روایات این ذهنیت را تقویت می کند که بعد از خداوند تبارک و تعالی افضل و اشرف موجودات حضرت محمد (صلوات الله علیه وآله وسلم) است. [4]

 اشکال روایت "لا فضلونی" و جواب آن

اما روایتی مانند روایت «لاتفضلونی» که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از تفضیل خود بر سایر انبیا و بنا بر برخی از نقل ها بر حضرت یونس علیه السلام نهی کرده است با اشرفیت و افضل مخلوقات بودن پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) منافاتی ندارد و جواب به آن از چند وجه ممکن است:

اول: پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) این سخن را قبل از آنکه بدانند سرور همه موجودات هستند بیان کرده‌اند.

 دوم: این سخن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از روی ادب و تواضع نسبت به سایر انبیا بوده است .

سوم: آنچه که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) از آن نهی کرده است فضیلت و برتری دادنی است که منجر به کوچک شمردن سایر انبیا شود.

 چهارم: پیامبر اکرم از برتری جستننی که منجر به فتنه و خصومت شود نهی کرده اند.

 پنجم: در این روایت پیامبر اکرم در واقع اینگونه بیان می دارند که مرا بر حضرت یونس تفضیل ندهید چرا که نبوت امری واحد و یکسان است و تفضیل در آن معنا ندارد اما تفاوت و تفاضل به حسب خصایص و ویژگی‌های افراد در قرآن نیز به آن اشاره شده است.[5]

"فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ"[6]

ششم: آیه ۴۸ سوره قلم به ما می فهماند که پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) از حضرت یونس علیه السلام برتر هستند چرا که خداوند در این آیه پیامبرش را از اینکه همانند حضرت یونس باشد نهی      می کند:

"فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ"

 بنابراین معلوم می شود که نهی پیامبر از تفضیل دادن نهی حقیقی و دالّ بر عدم برتری نیست.

 هفتم: پیامبران الهی یک جنبه وحیانی و نبوت دارند و یک جنبه انسانی، پیامبر اکرم روایات سیادت را بنا بر جنبه وحیانی بیان کرده‌اند و روایت لاتفضلونی را بنا بر جنبه انسانی و تواضع.[7]

 هشتم: این روایت دلالت بر این ندارد که پیامبر اکرم افضل از حضرت یونس نیست بلکه دلالت بر افضلیت حضرت دارد امّا از تفضیل و برتری دادن نهی کرده است.[8]

 نهم: در این روایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) قصد دارند به مردم بفهمانند تفضیل بین انبیاء فعل مکلّف و مربوط به آنها نیست لذا هیچ کس حق تفضیل دادن بین انبیا را ندارد.[9]

 دهم: مذهب اهل سنت این است که انسان ها افضل از ملائکه هستند و پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) أفضل انسانها.[10]

 یازدهم: یکی دیگر از قرائنی که می‌توان بنابر آن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) را افضل خلایق دانست این است که در هیچ جای قرآن خداوند تبارک و تعالی پیامبرش را به اسم مخاطب قرار نداده است و حتما او را با صفت نبوت و یا رسالت خطاب کرده است برخلاف سایر انبیا[11] .

همچنین بسیاری از بزرگان اهل سنت تصریح دارند بر اینکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) افضل خلائق هستند کسانی همانند:

شافعي در "الأم" (4/167)، عبد الرازق الصنعاني در مصنف (2/419)، ابن تيمة در "مجموع الفتاوى" (1/313) و (5/127، 468)، ابن القيم در تهذيب السنن حديث شماره (1787) از عون المعبود، ابن حجر در "فتح الباري" شرح حديث شماره (6229)، مرداوي در " الإنصاف" (11/422)، ألوسي در"روح المعاني" (4/284)، طاهر بن عاشور در تفسيرش (2/420)، سعدي در تفسيرش (51، 185، 699)، محمد أمين الشنقيطي در "أضواء البيان" (9/215)، عبد العزيز بن باز در "مجموع الفتاوى" (2/76 ، 383).[12]

بنابر این با ملاحظه روایات و قرائن و همچنین سخن بزرگان اهل سنت می‌توان به وضوح فهمید که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) افضل خلائق هستند و منکر این امر یا بی‌سواد است و یا مغرض می باشد.

 

[1] . مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري،  صحيح مسلم، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4 ، ص 1782- أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي، المصنف في الأحاديث والآثار، دار النشر مكتبة الرشد - الرياض - 1409 ، چاپ اول ، تحقيق : كمال يوسف الحوت ج 7،  ص 270.

[2] . قاري، علي بن محمد، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، دار الفكر، بيروت، چاپ اوّل، 1422 هـ.ق. ج 9، ص 3672.

[3] . محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري،  المستدرك على الصحيحين، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، چاپ اول، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا، ج 1، ص 83.

[4].  فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، دار النشر دار الكتب العلمية - بيروت - 1421هـ - 2000م، چاپ اول، ج 6، ص 169.

[5] .عبدالله بن مسلم بن قتيبة أبو محمد الدينوري،  تأويل مختلف الحديث،  دار النشر دار الجيل - بيروت - 1393 - 1972 ، تحقيق : محمد زهري النجار، تأويل ج 1،  ص 116.

[6] . سوره بقره آیه ۲۵۳ و سوره اسراء آیه ۵۵.

[7] .أبو الفرج عبد الرحمن ابن الجوزي، كشف المشكل من حديث الصحيحين، دار النشر دار الوطن  - الرياض - 1418هـ - 1997م.  ، تحقيق : علي حسين البواب، ج 2، ص 116.

[8] . محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري، لسان العرب، دار النشر : دار صادر - بيروت ، چاپ اول، ج 10، ص 452.

[9] .نظام الدين الحسن بن محمد بن حسين القمي النيسابوري، تفسير غرائب القرآن ورغائب الفرقان، دار النشر دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1416هـ - 1996م ، چاپ اول ، تحقيق: الشيخ زكريا عميران، ج2، ص 7.

[10] . نووي، يحيى بن شرف، المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ دوّم، 1392 هـ.ق. ج 15، ص 37.

[11] . أبو عاصم، نبيل بن هاشم، فتح المنان شرح وتحقيق كتاب الدارمي، ناشر دار البشائر الإسلامية - المكتبة المكية ج1، ص397.

[12]. https://b2n.ir/389930.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن