منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

سؤال اول: (جواب)

وهابیان شبهه میکنند که فایده امام غایب که در جامعه حاضر نباشد تا مردم را هدایت کند چیست؟

سؤال دوم: (جواب)

در روایات گفته شده است که امام زمان (عج) وقتی ظهور می کنند که جهان پر از ظلم و فساد شده باشد لکن با وجود این سطح از ظلم و فساد که در جهان شاهد هستیم چرا هنوز این اتفاق نیفتاده است؟

سؤال سوم: (جواب)

چگونه ممکن است یک مصلح بتواند با دست خالی در مقابل ستمگران مجهز به انواع سلاح های مدرن قیام کند و پیروز شود؟

سؤال چهارم: (جواب)

آیا این مطلب که عنوان می شود «گرچه شیعه و اهل سنت هر دو به امام مهدی اعتقاد دارند لکن مهدی شیعه با مهدی اهل سنت تفاوت بسیار دارد» صحیح است؟

سؤال پنجم: (جواب)

آیا دعا برای قیام حضرت مهدی بر اساس مبانی فکری اهل سنت معنا دارد؟

پاسخ

پاسخ سؤال اول: (سوال)

قبل از پرداختن به پاسخ ذکر این نکته ضروریست که وقتی چیزی با ادله و شواهد مستدل و اثبات شد ندانستن فواید آن ضرر و ضربه ای به اصل اعتقاد نخواهد بود. مثلا چه بدانیم حکمت و فایده تعداد رکعات نماز صبح چیست و چه ندانیم برای یک مسلمان معتقد فرقی نمی کند. شیعیان نیز بر اساس ادله به این نتیجه رسیده اند که امام زمان (عج) زنده و حاضر هستند و اینکه فایده غیبت امام را بدانند یا نداند در اصل اعتقادشان تاثیری ندارد.

اما در خصوص فواید امام غایب چند پاسخ وجود دارد :

1-  مشترک بودن سؤال میان همه مسلمانان

عموم مسلمانان و حتی وهابیان باید به همین سؤال پاسخ دهند. زیرا همان اعتقادی که شیعه نسبت به زنده و غایب بودن امام دوازدهم دارد را عموم مسلمانان نسبت به تعدادی از فرستادگان و اولیاء الهی دارند. توضیح اینکه حضرت عیسی (علیه السلام) از کسانی است که مسلمانان اعم از شیعه و سنی اعتقاد به زنده بودن ایشان دارند. همچنین گفته شده است که سه پیامبر دیگر همچنان زنده هستند. سعد الدین تفتازانی  از علمای بزرگ اهل سنت که آثار وی هنور کتب در مدارس علمیه اهل سنت تدریس می شود در این باره می نویسد:

«على ما ذهب إليه العظماء من العلماء من أن أربعة من أنبياء في زمرة الأحياء الخضر والياس في الأرض وعيسى وإدريس في السماء»[1]

بزرگان از علما به این عقیده هستند.چهار نفر از انبیاء جزء زنده‌ها هستند. خضر و الیاس در زمین زنده هستند، حضرت عیسی و ادریس هم در آسمان.

لذا از وهابیان که به منظور تشکیک در زنده بودن امام دوازدهم شیعه سؤال از فایده وجود و حضور امام را مطرح می کنند باید پرسید زنده بودن این4 پیامبر که هیچ فعالیت تبلیغی و هدایت گری ندارند چه فایده ای دارد؟ و آیا جهل نسبت به این فایده دلیلی بر انکار وجود ایشان می شود؟

2- تنوع فواید

فایده وجود فرد فقط به این نیست که مردم او را ببینند بلکه به گواهی آیات قران ممکن است وجود یک فرد برکاتی داشته باشد که مردم بدون اینکه متوجه شوند از برکات وجودی او بهره مند شوند. مثلا در قرآن می خوانیم:

«وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ»[2]

خداوند چنین نیست که مردم را عذاب کند در حالی که تو در میان اینها هستی.

تا زمانی که پیامبر در میان مردم است خدا بر اینها عذاب نازل نمی‌کند، این برکت معنوی وجود پیامبر است. صرف اینکه پیامبر در میان مردم هست به برکت او عذاب نازل نمی‌شود.

همچنین در کتب حدیثی اهل سنت روایاتی وجود دارد که نشان می دهد خدا به برکات وجود افراد عادی به کل جامعه رحمت و نصرت می کند. در صحیح بخاری آمده است:

«رَأَى سَعْدٌ رضي الله عنه أَنَّ له فَضْلًا على من دُونَهُ فقال النبي هل تُنْصَرُونَ وَتُرْزَقُونَ إلا بِضُعَفَائِكُمْ»[3]

سعد پیش خودش فکر می‌کرد که از دیگران بالاتر است، حضرت فرمودند:آیا شماها کمک می‌شوید مگر به ضعفایتان؟

یعنی عموم شما مسلمانان مشمول نصرت و یاری خدا می‌شوید به برکت افراد ضعیفی که در جامعه شما هستند. بخاری در ادامه حدیث دیگری نقل می کند که پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«يَأْتِي زَمَانٌ يَغْزُو فِئَامٌ من الناس فَيُقَالُ فِيكُمْ من صَحِبَ النبی فَيُقَالُ نعم فَيُفْتَحُ عليه»[4]

یک زمانی می‌آید که عده‌ای از مسلمانان در راه خدا می‌جنگند و به میدان جنگ می‌روند. بعد گفته می‌شود آیا در میان شما کسی هست که از اصحاب پیامبر باشد، با پیامبر مصاحبت کرده باشد؟ می گویند بله (و) پیروز می‌شوند.

یعنی به برکت اینکه یک نفر از اصحاب پیامبر وجود دارد، آن گروه پیروز می‌شوند. بعد می‌گوید که باز زمان دیگری پیش می‌آید، عده‌ای به جنگ می‌روند، گفته می‌شود آیا در میان شما کسی هست که با یکی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) مصاحبت کرده باشد ؟ جواب داده می‌شود بلی، بعد باز به برکت او فتح نصیب می‌شود.

وقتی به برکت حضور یک صحابی معمولی،  یک نفر از تابعین یا  از تبع تابعین، پیروزی نصیب مسلمانان می‌شود دیگر درباره فواید وجود کسی که چنان جایگاهی در درگاه الهی دارد که حضرت عیسی که پیامبر اولوالعزم است پشت سر او نماز می خواند جای هیچ سؤال و ابهامی نیست. کسی که قرار است زمان را پر از عدل و داد کند.

3- حضور پر برکت افرادی در میان امت تا قیامت

ابن کثیر شاگرد مکتب فکری ابن تیمیه، در تفسیر خود حدیثی نقل می‌کند که:

«قال لا يزال فيكم سبعة بهم تنصرون وبهم تمطرون وبهم ترزقون حتى يأتي أمر الله»[5]

هفت نفر هستند که همیشه در میان شما هستند و به برکت این هفت نفر شما مسلمانان یاری می‌شود. به خاطر آنها باران بر شما می‌بارد.به برکت آنها روزی داده می‌شوید. تا دستور خدا بیاید (که احتمالا مقصود قیامت باشد).

می‌گوید به برکت این 7 نفر تا قیامت روزی داده می‌شوید، کمک می‌شوید، باران باریده می‌شود، خب یک حدیث اهل سنت می‌گوید 7 نفر، یکی می‌گوید 40تا، یکی می‌گوید 30 تا. بعضی از این روایات را آقای طبرانی آورده است، و هیثمی در مجمع الزوائد آنها را از طبرانی نقل کرده و بعد هم می‌گوید: «هذا اسناده حسن: سندش هم خوب است.»

پس از نظر شیعه و سنی در اینکه افرادی تا روز قیامت در میان امت هستند که روزی مردم هم به برکت وجو انهاست اختلافی نیست.  از نظر امامیه آن افرادی که مایه خیر و برکت و از همه بیشتر هستند بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) 12 امام (علیهم‌السلام) هستند که در هر زمانی  امامی هست که او در راس این صالحین است، حالا اگر کسی بگوید 7 تا، یا 30 تا، یا 40، طبعا اولین نفرش آن فردی است که جانشین پیامبر است، از اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است، خب این روایات هم می‌تواند موید باشد که وجود امام زمان دارای برکات و فوایدی بسیار با اهمیت است.

4- تاثیر روانی وجود امام زنده و حاضر بر مردم

نکته پایانی اینکه تاثیر روحی و امید بخش امام زنده و غائب بر مردم ستمدیده ای که تشنه عدالت و چشم به راه منجی عدالت گستر هستند بسیار بیشتر ازامامی عدالت گستری است که نمی‌دانیم اصلا به دنیا آمده است یا نه و اگر به دنیا نیامده تا به دنیا بیاید و بزرگ شود و کار را شروع کند سالها طول می‌کشد. اینکه الان این فرد موجود است، زنده است، فقط هر موقع خداوند امر کند قیام می‌کند،  در ایجاد امید در مردم که دعا کنند خدایا هر چه زودتر دستور بدهندتاثیر بیشتری دارد. این هم یکی از تاثیرات امام غائب بر جامعه است.

پاسخ سؤال دوم: (سوال)

معنی این روایت این است که ظلم و فساد یکی از مقدمات ظهور است و به طور قطع تا وقتی ظلم در جهان گسترده نشده باشد ظهور رخ نمی دهد لکن در این باره باید به چند نکته توجه کرد 

1- این روایات دلالتی بر این معنا ندارند که بعد از رواج ظلم و ستم سریع و بلافاصله ظهور اتفاق می افتد. بلکه به کمک قرائن می توان فهمید که باید زمانی بگذرد تا مردم دنیا یکپارچه از این شرایط ظلم و فساد خسته و تشنه عدالت منجی شوند.

2- رواج ظلم و ستم فقط یکی از مقدمات ظهور است و ظهور مقدمات دیگری نیز دارد. روشن است که تحقق فقط یکی از مقدمات برای ظهور کافی نیست

3- معنای پر شدن جهان از ظلم و فساد را ما بر اساس مقیاس های ذهنی خودمان که متاثر از محدودیت های زمانی و مکانی است تفسیر می کنید. مثلا در 50 سال پیش هم عده ای گمان میکردند جهان دیگر از ظلم و فساد پر شده است ولی شرایط امروز را که مشاهده میکنیم متوجه قاصر و غیر واقعی بودن ان تفسیر می شویم. لذا زیاد بودن ظلم و فساد در جهان را نباید با پر شدن جهان از ظلم و فساد اشتباه کرد.

پاسخ سؤال سوم: (سوال)

این سؤال یکی از معروفتین سؤال ها در خصوص ظهور امام زمان (عج) است. جواب های متعددی به این سؤال داده می شود که برخی از آنها را متذکر می شویم:

1- یک مراجعه کوتاه به تاریخ نه چندان دور نشان می دهد که یک مصلح اجتماعی برای برانداختن ظلم و فساد همیشه به قدرت سخت و سلاح های پیشرفته نیاز ندارد بلکه با مقبولیت فراگیر بین مردم و آماده کردن افکار عمومی می تواند قیام و انقلابی به پا کند که هیچ ارتش قدرتمندی توان مقابله با آن را نداشته باشد. نمونه مجسم آن قیام امام خمینی (ره) بود که با دست خالی توانست یک نظامی شاهنشاهی مورد حمایت زورگویان دوران را سرنگون کند. مهاماتا گاندی نمونه دیگری است که با ظاهری ساده توانست در مقابل استعمار پیر بریتانیا بایستد و آن را شکست دهد. حال بر این مقیاس می توان فهمید امام زمان چه مقبولیت و قدرت فوق العاده های خواهد داشت زیرا از یک طرف محبوب  یک میلیارد و اندی مسلمان است از سوی دیگر مسیحیان جهان که می بینند حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) همراه با ایشان نزول کرده و به ایشان اقتدا می کند نیز پیرو او خواهند شد و از این گذشته عدالت جویان عالم که از ظلم و ستم خسته شده اند نیز از ایشان و آرمان بلند الهی و عدالت خواهانه ایشان حمایت خواهند کرد. با چنین پایگاه مردمی پر قدرتی قیام ایشان می تواند قدرت های دنیا را در هم بکوبد. بسیار شدیدتر از آنچه تاریخ در قضیه گاندی و امام خمینی (ره) به خود دیده است.

2- علاوه بر بهره مندی از قدرت نرم و بنیان بر افکن توده های مردم که سنت طبیعی جامعه بشری است امداد های غیبی الهی  نیز یکی از ابزارهای قدرت فرستادگان و مصلحان الهی است. بر اساس آیات قران خدا فرستادگان خو را با انواع اداد هی غیر معمول و غیبی کمک می کند. همانطور که در زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در یکی از جنگ‌ها خداوند سه هزار فرشته را به کمک ایشان فرستاد

«أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ»[6]

شما را خداوند با سه هزار فرشته کمک کرد.

همچنین درباره حضرت سلیمان در قرآن می خوانیم:

«وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَالطَّيْرِ»[7]

جمع شد برای حضرت سلیمان لشکریانش از جن و انس و پرندگان

یکی دیگر از امداد های الهی که در قرآن  ذکر شده است امداد و کمک به واسطه ترس است . پیامبر خدا را گاهی خدا کمک می‌کرد با اینکه در دل دشمنان رعب ایجاد می‌کرد «وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ»[8] خدا بخواهد از آن حضرت و لشکریانش چنان رعبی در دل دشمنان ایجاد می‌کند که اینها همه تسلیم می‌شوند.

پاسخ سؤال چهارم (سوال)

این شبهه از آنجا نشئت گرفته است که یک وهابی مطلبی نوشته است و خواسته در این زمینه میان شیعه و اهل سنت اختلاف افکنی کند. برای شناخت دقیق و علمی  اینکه فرق مهدویت شیعی و سنی چیست می بایست حضرت مهدی را از کتب معتبر اهل سنت و کتب و احادیث معتبر شیعه مشخص معرفی کرد تا در پی آن بتوان میان این ها مقایسه صورت بگیرد و معلوم شود مشترکات و افتراقات کدام است. اما این فرد از روی جهل یا غرض ورزی  هر کتابی که مولفش شیعه بوده یا حتی معروف به تشیع بوده هر چیزی نوشته است  آن را به عنوان عقاید شیعیان بر شمرده است. ولو اینکه مؤلف برخی از این کتابها خودش گفته است که  این مطلب ضعیف است. یا حتی گفته این حدیث ساختگی است. این روش  اصلا منطقی و علمی نیست، کسی که اندکی با کتب حدیث آشنا باشد، می داند که خواه در کتب حدیث شیعه و خواه در کتب حدیث اهل سنت احادیث صحیحه و ضعیف است، حتی احادیث ساختگی وجود دارد. علمای اهل سنت چقدر کتاب در مورد احادیث ساختگی نوشتند. کتاب «الموضوعات» آقای ابن جوزی در دو جلد از نمونه این کتاب هاست.  جلال الدین سیوطی شافعی از معروفترین علمای شافعیه ایشان هم کتابی دارد به نام «اللعالی المصنوعة فی الاحادیث الموضوعة» که در مورد احادیث ساختگی است، چند هزار حدیث می‌آورد که همه ساختگی است. لذا این روش علمی و منطقی نیست و نمی شود هر حدیثی را در هر کتابی دید آن ره به عنوان عقاید یک مذهب بر شمرد.

حالا بیان می‌کنیم که مشترکات شیعه و سنی چیست؟ شیعه و سنی معتقدند که فردی می‌آید:

1- هم نام پیامبر اسلام است.

2- لقب ایشان مهدی و منتظر است.

3- از ذریه فاطمه زهرا علیها سلام است.

4- از نسل امام حسن و امام حسین علیهما السلام است

ابن حجر در کتاب القول المختصر می‌فرمایند هیچ منافاتی ندارد که حضرت مهدی موعود هم از نسل امام حسن(علیه السلام) باشد، هم از نسل امام حسین(علیه السلام)، از طرف پدر حسینی باشد و از طرف مادر حسنی باشد که شیعه هم عقیده اش همین است.

5-  کره زمین را پر از عدل می‌کند.

6- یک شخصیت بسیار والایی است که در زمان حکومت ایشان برکات مادی و معنوی فراوان است،

7- همزمان با آمدن ایشان و بعد از قیام ایشان حضرت عیسی (علیه‌السلام) هم نزول می‌کنند.

مقدسی شافعی از علمای قرن هفتم در این باره نوشته است :«ويصلي خلفه عيسى: عیسی پشت سر او نماز می خواند»[9] آقای ابن حجر مکی هیتمی هم در القول المختصر همین را دارد.

شیعه و سنی در همه این موارد هم نظرند و یک اعتقاد دارند در مقابل عمده اختلاف آنها در دو مساله است یکی اینکه شیعیان همه معتقدند که حضرت مهدی (علیه‌السلام) هم اکنون موجود هستند، زنده و غایب هستند، فرزند امام حسن عسکری است، این اعتقاد را غالب اهل سنت ندارند، هر  چند برخی از عرفا و صوفیه اهل سنت گفته شده که این عقیده را دارند ولی عقیده غالب اهل سنت این نیست، غالبا می‌گویند که مثلا 30-40 سال قبل از قیام به دنیا می‌آیند و عمر طبیعی دارند. این یک فرق است.

یک فرق دیگر هم این است که روایات شیعه می‌گوید که ایشان از نسل امام حسین هستند، روایات اهل سنت هم می‌گویند که از نسل امام حسن است، آنها غالب روایاتشان این است که حسنی است، ولی همانگونه که گذشت ابن حجر می‌گوید و عقیده ما هم این است که اینها با هم منافات ندارد، حضرت مهدی (علیه‌السلام) هم از نسل امام حسن باشند هم از نسل امام حسین باشند.

پس عمده تفاوت قابل توجه این است که شیعیان همه معتقدند ایشان زنده و غایب هستند و فرزند امام حسن عسکری که امام حسن عسکری هم از نسل امام حسن و هم از نسل امام حسین هستند، اهل سنت غالبا این عقیده را ندارند. 

پاسخ سؤال پنجم: (سوال)

همه مسلمانان، شیعه و سنی طبعا از دیدن ظلم و ستم، کفر و فسق و فجور، ناراحت می‌شود و آرزوی حاکمیت حق و عدالت را دارد. کسی که واقعا مسلمان باشد، اعتقاد به اسلام و قرآن داشته باشد طبیعی است که چنین چیزی را آرزو دارد. بر این اساس اهل سنت می‌توانند دعا کنند خدایا آن حضرت مهدی موعود را برسان، اگر الان متولد شده زودتر دستور بده که مشغول به کار شوند. اگر نه زودتر خدایا وسایل قیام ایشان را فراهم بفرما.

پس بنابراین اهل سنتی هم که معتقد به فرمایش پیامبر هستند که ایشان می‌آید عدالت و اسلام را در کل جهان پیاده می‌کند، آیا معنا ندارد که آنها هم دعا کنند؟ طبیعی است که اگر هر مسلمانی عاشق حاکمیت اسلام و حاکمیت عدالت است متنفر از فسق و کفر و فسوق هست، باید دعا کند که آن حضرت زودتر تشریف بیاورند.

 

تحقیق، تنظیم و بازنویسی: سعید غلامزاده

 

 

 برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان مذاهب  اینجا را کلیک کنید. 

 

 

 

[1] . تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح المقاصد فی علم الکلام، ناشر: دارالمعارف النعمانیه، پاکستان، 1401ه.ق. ج2، ص311

[2] . سوره انفال آیه 33

[3] .بخاری، محمدبن اسماعیل، صحیح بخاری،تحقیق: مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، بیروت، چاپ سوم،1407ه.ق. ج3، ص175.

[4] .همان، ج3، ص175

[5] . ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر ابن کثیر، ناشر: دار الفکر، بیروت، 1401ه.ق. ج1، ص 304.

[6] . سوره آل عمران آیه 124

[7] . سوره نمل آیه 17

[8] . سوره احزاب آیه 26

[9] . الشافعي السلمي، عقد الدرر في أخبار المنتظر، ج 1   ص 293

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن