پرسش

سؤال اول: (جواب)

وهابیان مدعی هستند که جز در یکسری فروع فقهی در باقی مسائل دینی با اهل سنت هیچ اختلاف نظری ندارند و خصوصا در اعتقادات کاملا با اهل سنت هم نظرند. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید؟

سؤال دوم: (جواب)

وهابیان شیعه را متهم می کنند که حدیث غدیر را تقطیع کرده و فقط بخشی از آن که در راستای منافع مذهبی شان می باشد را نقل می کنند. این نسبت صحیح است؟

پاسخ

پاسخ سؤال اول: (جواب)

برای پاسخ به این سؤال در یک کلمه باید گفت این سخن وهابیان یک دروغ بسیار بزرگ است که جز برای فریب افراد بی اطلاع از موضع گیری های تند وهابیان علیه اهل سنت کارکرد دیگری ندارد. پاسخ تفصیلی به این پرسش در تبیین نقاط اختلافی میان اهل سنت و وهابیان را می توان در شماره 30 مجموعه پرسمان پیدا کرد. لکن در این مجال به همین مقدار بسنده می کنیم که ابن تیمیه که پدر معنوی این جریان است در کتاب «الفتاوی الکبری» یک فصل مبسوط را به رد مذهب اشعری اختصاص می دهد و 70 صفحه در این موضوع قلم می زند. گفتنی است عموم برداران اشعری و مالکی در عقاید پیرو مذهب اشعری هستند. برداران سنی حنفی مذهب نیز در عقاید پیرو مذهب ابومنصور ماتریدی هستند که با اشعریه اختلفا چندانی ندارد. چگونه می توان از یک سو مذاهب عقیدتی اهل سنت را اینطور رد و انکار کرد و از سوی دیگر ادعای هم فکری با اهل سنت در مسائل عقیدتی را مطرح نمود.

اتخاذ مواضع تند و خصمانه علیه اهل سنت به این مقدار خلاصه نمی شود. بلکه وهابیان کتاب های زیادی در رد اهل سنت نوشته اند که برخی از آنها را در اینجا معرفی می کنیم:

1- عداء الماتريدية للعقيدة السلفية

شمس الدین افغانی در این کتاب که نام آن را «دشمنی ماتریدیه با عقیده سلفیه»گذاشته است مدعی است اهل سنت حنفی مذهب که بزرگترین جمعیت را در میان چهار مذهب اهل سنت دارند با عقائد سلفیه که وهابیان ادعای ان را دارند دشمنی و عداوت دارند.

2- الأشاعرة في ميزان أهل السنة

این کتاب که در حقیقت به دنبال آن است که سنی بودن اشاعره را انکار کند در رد کتاب «أهل السنة الأشاعرة؛ شهادة علماء الأمة وأدلتهم» که اثر یکی از علمای اشعری مذهب است نگاشته شده است.

3- منهج الاشاعره فی العقیده

سفر الحوالی  این کتاب را تآلیف کرده است  و نتیجه ای نهایی که در این کتاب به آن تصریح می کند این است که اشاعره جزء آن 72 فرقه جهنمی هستند که در حدیث معروف نبوی آمده است.

4- منهج اهل السنة والجماعة ومنهج الاشاعرة فی توحید الله تعالی

این کتاب نیز همانند موارد قبلی بر اختلاف عقیدتی اهل سنت و وهابیت تاکید می کند و این دو را در مقابل هم معرفی کرده و اساسا مذهب اشاعره را بیرون از مذهب اهل سنت و جماعت می داند.  

5- نقض عقائد الاشاعرة والماتریدیة

این کتاب هر دو مذهب عقیدتی اهل سنت را یکجا مورد حمله و هجمه خود قرار داده است.  این کتاب که توسط یکی از علمای وهابی عربستان سعودی به نام خالد بن علی المرضی الغامدی نوشته شده است 150 عقیدتی میان اهل سنت و وهابیت را در خود جمع کرده است. مؤلف در مقدمه چاپ دوم این کتاب می نویسد:

«استدرکت ما فاتنی من مخالفاتهم حیث ذکرت لهم فی الطبعة الاولی ماة واربعا واربعین مخالفة تقریبا وزدت هنا ست مخالفات لیصبح مجموعها ماة وستین مخالفة وقد رایت ان احلی هذه المقدمة فی هذه الطبعة بالتنویه علی فصلین الاول فصل فی من کفر الاشاعرة او طعن فیهم من العلما [….]اعلم ان الاشاعرة جمعوا بین اخبث المذاهب الاول مذهب الجهمیة فاخذوا بمذهبهم فی الصفات وانکار علو الله والایمان والقدر وقد کفر السلف الجهمیة ومن قال بقولهم الثانی الثانی مذهب الصوفیة وقد اخذ اکثر متاخری الاشاعره بمذهبهم فی دعاء الاموات والاستغاثة بالاولیاء وبرسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بعد موته والبناء علی قبورهم الاول کفر الجهمیة وطعن فی المتکلمین الثانی من صرح بتکفیر الاشاعرة باعیانهم من علماء المسلمین»

«آنچه که از اختلاف هاي اشاعره و ماتریدیة با ما اهل سنت در چاپ اول از قلم افتاده بود را در این چاپ تکیمل کرده ام. در چاپ اول 144 مخالفت اشاعره و ماتریدیه را با ما اهل سنت نوشتیم و در اینجا شش مخالفت دیگر هم اضافه کردم. تا جمعا 160 تا شود.[1] به نظرم شایسته است این را هم متذکر شوم که دو فصل جدید در این کتاب اضافه شده است. یک فصل درباره آن دسته از علمای (وهابی) که اهل سنت اشعری مذهب را کافر دانسته یا طعنی بر آنها وارد دانسته است […] بدان که اشاعره خبیث ترین مذاهب را در خود جمع کرده اند از یک سو اعتقادات جهمیه درباره صفات خدا، انکار علو خدا، ایمان و قضا و قدر را گرفته اند در حالیکه سلف جهمیه و هم فکران آنها را تکفیر کرده است. از سوی دیگر اشعریان برخی اعتقادات را از صوفیه اقتباس کرده اند و بیشتر اشاعره متأخر اعتقادشان در درخواست از اموات، استغاثه به اولیاء و به پیامبر اکرم(ص) بعد از موت و نیز بناء بر قبور را از صوفیه گرفته اند.»

در صفحه 8 از چاپ دوم کتاب که چاپ عربستان است چنین می نویسد:

«ساسوق لک هنا اختصارا بعض من قدح فی الاشاعره او صرح بکفرهم

به صورت مختصر، سریع لیست می‌کنم برخی از افرادی که اشاعره را نقد کردند یا تصریح کردند که اینها کافر هستند

17- الهروی قال ذبائح الاشعری لا تحل

هروی گفته است : ذبیحه اشعری حلال نیست

23- ابن قدامه:«هولاء زنادقة بغیر شک»

ابن قدامه : اینها بدون شک زندیق هستند

31- ابن تیمیه قال عنهم «تنازع الناس فی ایمانهم وکفرهم»

ابن تیمیه گفته است که مردم درباره اینکه اشاعره مومن هستند یا کفر نزاع و اختلاف دارند، برخی می‌گویند کافر هستند و برخی می‌گویند کافر نیستند.

32- ابن قیم قال «الاشاعرة زادوا علی العتزله فی التعطیل»

ابن قیم: می گوید که اینها در باب تعطیل صفات الهی و رد صفات الهی از معتزله تندتر رفته اند..و بالاخره از شخصی به نام قحطانی یک بیت شعر نقل می‌کند می‌گوید ببینید این عالم درباره اینها گفته است:

 

33- ابن حزم کفر بعض اعیان الاشاعرة فی الفِصَل

ابن حزم : در کتابش الفصل برخی از شخصیت‌های اشاعره را صریحا کافر دانسته است

38- عبدالرحمن بن حسن قال فیهم «هذه الطائفه الکافره المعاندة»

این گروه کافر و معاند.

41- الحسین عبدالملک الدیب:

«الاشعریة ضلال زنادقة        اخوان من عبد العزی مع اللات»

اینها برادران آن بت پرستانی هستند که لات و عزی را پرستش می‌کردند

این نمونه ای از ادبیات و دیدگاه وهابیت نسبت به اهل سنت است. با این وجود عجیب است که این گروه که در کتاب های خود اینگونه به اهل سنت و اعتقادات آنها هجمه و توهین می کنند در شبکه های خود به دروغ ادعای هم فکری با اهل سنت را دارند.

پاسخ سؤال دوم: (جواب)

این نیز از عجائب است که پیروان محمد بن عبدالوهاب نسبتی را به دیگران می دهند که خود به آن سزاوارند. تقطیع یک سخن به گونه ای که مراد متکلم آن را به گونه ای دیگر منعکس کند خیانت است. همچنین ربط دادن دو مطلب که هیچ ارتباطی با هم نداشته اند برای اینکه تفسیر خاصی از آنها استنباط کنند نیز خیانت است. و اینها رفتارهای غیر علمی و به دور از اخلاقی است که وهابیان در خصوص حدیث غدیر مرتکب آنه شده اند و در مقابل دیگران را به آن متهم می کنند.

حقیقت این است که دو داستان و جریان مختلف در کتب اهل سنت نقل شده است که هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند لکن وهابیان بدون هیچ دلیلی اصرار دارند آنها را با هم مرتبط کنند. این دو جریان یکی داستان غدیر است و دیگری داستان اعزم حضرت علی(علیه السلام) به یمن از سوی پیامبر اکرم(ص).

وهابیان تاکید دارند که واقعه غدیر در ادامه دنباله داستان اعزام حضرت علی(علیه السلام) به یمن  و مرتبط با آن بوده است. توضیح اینکه بنا بر دسته ای از روایات اهل سنت که در این مجال متعرض صحت و سقم آنها نمی شویم پیامبر اکرم(ص) حضرت علی(علیه السلام) را برای هدفی که در این مورد میان روایات مذکور اختلاف وجود دارد به یمن اعزام فرمودند. در راه به این دلیل که امام علی(علیه السلام) تصرف در اموالی که غنیمت جنگی یا زکات بوده است را ممنوع و آن را منوط به نظر شخص پیامبر اکرم(ص) می کنند میان ایشان و سربازان تحت امر ایشان اختلاف نظر به وجود می آید. بعد از رسیدن به مدینه، صحابه ای که با امام علی(علیه السلام) دچار اختلاف شده بودند برای عرضه شکایت خدمت پیامر اکرم(ص) می روند که با دفاع ایشان از اقدام و نظر حضرت علی(علیه السلام) مواجه می شوند. حال وهابیان اصرار دارند این قضیه را به واقعه غدیر متصل کنند و بگویند حدیث غدیر درباره حل اختلاف شخصی چند نفر از صحابه با حضرت علی بوده است و ارتباطی به خلافت و امامت ندارد. این در حالیست که فارغ از صحت و سقم داستان یمن این دو جریان کاملا از یکدیگر مستقل هستند. نه در روایات غدیر به داستان یمن اشاره شده است و نه در روایات سفر یمن به حدیث غدیر اشاره شده است. در هیچ یک از کتب حدیثی اهل سنت این دو واقعه در ادامه یکدیگر و مرتبط با هم نیست بلکه کاملا مستقل و مجرا هستند و ارتباطی به یکدیگر ندارند.

مثلا در نقل حدیث غدیر آمده است که یکی از صحابه گفته :

«سمعت عليا ينشد الناس يقول أنشد امرءً مسلما سمع رسول الله يوم غدير خم إلا قام فقام اثنا عشر رجلا فقالوا أخذ رسول الله بيد علي أيها الناس ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم قالوا بلى يا رسول الله قال اللهم من كنت مولى له فهذا مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه»[2]

 

شنیدم که علی مردم را قسم می‌داد و می‌فرمود.من قسم می‌دهم هر مرد مسلمانی که روز غدیر (سخن)رسول الله شنیده است که بایستد (و شهادت بدهد). پس دوازده مرد در آنجا ایستادندو گفتند: رسول الله در روز غدیر دست حضرت علی را گرفتند، بعد فرمودند:

وهابیان در اینجا حدیث را تقطیع می کنند. عبارتی که آنها نمی‌خوانند این است که پیامبر اکرم(ص) اول می فرمایند:

 قبول دارید که اختیار شما بیش از خودتان دست من است، خدا اختیار شما را بیش از خودتان به من داده است.همه تصدیق کردند بله یا رسول الله، بعد فرمود:خدایا تو شاهد باش هرکس من مولای او هستم این شخص مولای اوست.

عده از این آقایان وهابی حدیث غدیر راکه نقل می‌کنند، نه آن قسمت اول «الست اولی بالمومنین» را می‌آورند، نه این قسمت « اللهم وال من والاه» آخر را. آن چیزی که در حدیث هست را حذف می‌کنند، و آن چیزی را که نیست اضافه می‌کنند و داستان یمن را به این داستان می چسباند. در هیچ جا نیامده است که پیامبر اکرم(ص) این حدیث را در پی داستان یمن و به دلیل آن فرموده باشند. 

 

 

تحقیق تنظیم و بازنویسی: سعید غلامزاده

 

 

 برای مطالعه کامل مجموعه پرسمان مذاهب  اینجا را کلیک کنید. 

 

 

[1] نویسنده در اینجا دچار اشتباه یا غفلتی شده است. با افزودن 6 مساله جدید به 144 مورد قبلی مجموع مسائل اختلافی به  150 مساله می رسد که نویسنده می گوید 160 مساله.

[2] . بزار، احمدبن عمرو، مسند البزار، تحقیق: محفوظ الرحمان زین الله، ناشر: موسسه علوم القرآن، بیروت،چاپ اول، 1409ه.ق. ج 2   ص 235

 

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن