پرسش

در یکی از برنامه های اخیر شبکه وهابی کلمه یکی ازکارشناسان این شبکه در مورد ایمان پدر ومادر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) اشکالاتی مطرح کرد و اظهار داشت که ایشان ایمان نداشته اند و اهل جهنم می باشند وی در اثبات این مدعای خود اشاره به روایتی از صحیح مسلم از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) دارد که ایشان خطاب به شخصی فرمودند: «ان ابی و اباک فی النار» از این رو اگر شیعه در باب ایمان ایشان دلیلی دارد ارائه دهد.

پاسخ

 

این کارشناس با هتاکی بسیار و بی ادبی تمام، نسبت به والدین گرامی رسول گرامی اسلام (سلام الله علیهم) ایشان را متهم به کفر و اهل جهنم دانست در حالیکه همواره از این اشکال که از سوی این معاندین دین مطرح شده است جوابهایی داده شده است که در این مجال به مختصری از این جوابها اشاره می گردد:

  1. افتخار پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به گذشتگانش

کارشناس شبکه کلمه مدعی است که آباء و اجداد پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) از دین ابراهیم روی گردان شده اند واز این رو مشرک گردیده اند. این در حالی است که پیامبر یکی از افتخارات خود را این می داند که فرزند عبدالمطلب است همانگونه که ایشان در جنگ فرمودند:

«انا النبی لا کذب انا بن عبدالمطلب»[1]؛ من پیامبر هستم و دروغ نمی گویم من فرزند عبدالمطلب هستم.

به قطع واضح و روشن است که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بی جهت خود را منسوب به گذشتگانش نمی کند آن هم در حالی که آیه قرآن می فرماید: «أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ»[2]؛ همانا خداوند و رسولش از مشرکین بیزار هستند. با توجه به این آیه شریفه قطعا در صورتی که پیشینیان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) مشرک بودند می بایست رسول الله از این ایشان برائت بجوید چون آیه اطلاق دارد و مختص به زمان خاصی نیست در حالی که در سیره نبی گرامی اسلام نداریم که ایشان از آباء واجداد خود برائت جسته باشند.

  1. تقابل روایت با نصوص صحیح دیگر

کارشناس شبکه کلمه استناد به روایتی از صحیح مسلم دارد و طبق این روایت پدر و مادر پیامبر (سلام الله علیهم) را کافر می خواند. این در حالی است که این روایت با آیات و روایات متعددی در تقابل است از جمله اینکه خداوند در آیه شریفه می فرماید: «وتقلبك في الساجدين»[3]؛ و به انتقال تو در اهل سجود (و به دوران تحوّلت از اصلاب شامخه به ارحام مطهره) آگاه است. از ابن عباس نقل است که ذیل این آیه شریفه تصریح دارد: یعنی تو را در صلب پیامبران و انسانهای پاک قرار داد.[4]حال بنا بر این آیه شریفه و کلام ابن عباس چگونه می توان گفت که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در صلب انسانی کافر بوده!!!

همچنین روایت دیگری را مسلم از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نقل می کند: «إن الله اصطفى كنانة من ولد إسماعيل. واصطفى قريشا من كنانة. واصطفى من قريش بنى هاشم. واصطفانى من بنى هاشم»؛ [5]خداوند کنانه را از بین فرزندان اسماعیل برگزید، و قریش را از بین کنانه برگزید، و از بین قریش هم بنی هاشم را برگزید، و از بین بنی هاشم هم مرا برگزید. حال چگونه ممکن است پدر بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از قریش باشد که چنین فرزندی را پرورانیده و باز بگوییم که او اهل جهنم بوده.

  1. اشکال سندی روایت

روایتی را که این کارشناس استفاده نموده است، با وجود اینکه از کتاب مسلم می آورد اما در مورد سند آن خدشه است، زیرا در سند این روایت حماد بن سلمة است که برخی وی را ثقه دانسته اند اما در مقابل طیف عظیمی از علمای جرح و تعدیل وی را جرح نموده اند برای نمونه ابو حاتم رازی در کتاب معروف خود با عنوان «الجرح والتعدیل» در مورد وی آورده است: «حماد ساء حفظه فی آخر عمره»؛[6] حماد در اواخر عمرش حفظش خوب نبود و اشتباه داشت.

زیلعی نیز در مورد وی تصریح دارد:

«لَمَّا طَعَنَ فِي السِّنِّ سَاءَ حِفْظُهُ، فَلِذَلِكَ تَرَكَ الْبُخَارِيُّ الِاحْتِجَاجَ بِحَدِيثِهِ... وَإِذَا كَانَ الْأَمْرُ كَذَلِكَ فَالِاحْتِيَاطُ أَنْ لَا يُحْتَجَّ بِمَا يُخَالِفُ فِيهِ الثِّقَاتِ»؛[7] زمانی که سن وی بالا رفت قدرت حفظ وی پایین بود از این رو بخاری احتجاج به حدیث وی را ترک نموده بود، پس اگر امر چنین است احتیاط این است که به مواردی که ثقات در آن اختلاف دارند به حدیث وی استناد نشود.

  1. پاکترین خلق خدا نمی تواند از صلب نجس باشد.

خداوند می فرماید: «انما المشرکون نجس»؛[8] مشرکان نجس هستند. حال که وی مدعی است پدر و مادر پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) کافر هستند، چگونه می شود پاکترین خلق خداوند از شخصی نجس متولد گردد و در صلب او باشد؟؟ در حالی که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:«لم يزل الله ينقلني من الأصلاب الطيبة إلى الأرحام الطاهرة مصفى مهذبا لا تنشعب شعبتان الا كنت في خيرهما»؛[9] پیوسته خداوند من را از صلبهای پاک به رحمهای پاک و پاکیزه منتقل نموه است و در هیچ نسلی دو شعبه نشدند مگر اینکه من در صلب پاکترین ایشان قرار گرفتم.

  1. شرط عذاب دعوت به ایمان است.

از جمله مهمترین مواردی که در مورد عذاب اقوام پیشین مورد توجه است این است که همه این اقوام بعد از دعوت پیامبرانشان و اسرار ایشان بر ایمان، در صورتی که قوم انکار می کردند مستحق عذاب می شدند و عذاب الهی نازل می شد و ایشان مستحق جهنم می شدند، همانگونه که خداوند می فرماید: «وما كنا معذبين حتى نبعث رسولا»[10] اما در مورد پدر و مادر پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) این مساله صادق نیست چرا که در زمان حیات ایشان هنوز پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) مبعوث نشده بودند از این رو دعوتی انجام نداده که پدر و مادرش انکار کنند و مستحق عذاب شوند. از سویی دیگر هم ثابت است که قریش مخصوصا بنی هاشم به دین ابراهیم بودند و بت نمی پرستیدند. پس نمی توان ایشان را کافر دانست و مستحق عذاب الهی.

  1. مخالفت با دیدگاه بزرگان مذاهب

کارشناس شبکه کلمه چنین ادعایی را مطرح می کند بدون اینکه مراجعه ای به دیدگاه بزرگان داشته باشد، چرا که ایشان با دیدگاه و ادعای این معاندین دین مخالفت دارد برای نمونه به دیدگاه برخی از ایشان اشاره می گردد:

الف. سیوطی

وی در مورد والدین پیامبر(صلی الله علیهم اجمعین) تصریح دارد:

«أنهما لم يثبت عنهما شرك بل كانا على الحنيفية دين جدهما إبراهيم عليه السلام؛[11] همانا این دو شرکشان ثابت نیست بلکه ایشان به دین جدشان ابراهیم حنیف بودند».

علاوه بر این  جلال الدین سیوطی در دفاع از ایمان والدین پیامبر (صلی الله علیهم اجمعین) کتب و رسائلی را نگاشته است از جمله این کتب:

  1. مسالك الحنفاء في والدي المصطفى
  2. الدرج المنيفة في الآباء الشريفة
  3. المقامة السندسية في النسبة المصطفوية
  4. التعظيم والمنة في أن أبوي رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم في الجنة
  5. نشر العلمين المنيفين في إحياء الأبوين الشريفين
  6. السبل الجلية في الآباء العلية

ب. قسطلانی شافعی

وی نیز در باب ایمان والدین نبی گرامی اسلام(صلی الله علیهم اجمعین) تصریح دارد:

« فالحذر الحذر، من ذكرهما بما فيه نقص، فإن ذلك قد يؤذى النبى صلى الله عليه وسلم-، فإن العرف جار بأنه إذا ذكر أبو الشخص بما ينقصه، أو وصف بوصف به، وذلك الوصف فيه نقص تأذى ولده بذكر ذلك له عند المخاطبة؛[12] به دور باشید به دور باشید، از اینکه والدین پیامبر (صلی الله علیهم اجمعین) را به اموری که بیانگر نقص در مورد ایشان است ذکر کنید، چرا که این امر موجب اذیت پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) است، همانگونه که عرف به این است که اگر در مقابل شخصی کلام به نقصان گویی در مورد والدین شخصی داشته باشیم وی اذیت می شود»

ج. آلوسی

وی در تفسیر خود در مورد ایمان پدر و مادر نبی گرامی اسلام آورده است:

«واستدل بالآية على إيمان أبويه صلّى الله تعالى عليه وسلّم كما ذهب إليه كثير من أجلة أهل السنة، وأنا أخشى الكفر على من يقول فيهما رضي الله تعالى عنهما ؛[13] استدلال شده است بر ایمان والدین پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) کما اینکه بسیاری از بزرگان اهل سنت بر این نظر هستند و من می ترسم از اینکه در مورد این دو بزرگوار حکم به کفر بدهم»

د. ابن عابدین

وی نیز در مورد ایمان ایشان تصریح دارد:

«مطلب في إحياء أبوي النبي - صلى الله عليه وسلم - بعد موتهما ألا ترى أن نبينا - صلى الله عليه وسلم - قد أكرمه الله تعالى بحياة أبويه له حتى آمنا به كما في حديث صححه القرطبي وابن ناصر الدين حافظ الشام وغيرهما، فانتفعا بالإيمان بعد الموت على خلاف القاعدة إكراما لنبيه - صلى الله عليه وسلم - كما أحيا قتيل بني إسرائيل ليخبر بقاتله؛[14] مطلبی در مورد ایمان پدر و مادر پیامبر(صلی الله علیهم اجمعین) بعد از مرگشان، مگر ندیدی که خداوند به پیامبر این کرامت را عطا کرده است که پدر و مادرش زنده شوند تا اینکه به وی ایمان بیاورند همانگونه که در حدیثی که قرطبی و ابن ناصر الدین آنرا تصحیح کرده اند وارد شده است، که ایشان مومن می شوند بعد از مرگشان و این امری استکه خلاف قاعده می باشد و این از باب کرامتی است که خداوند به پیامبر (صلی الله علیه وآله) عطا نموده است، و این امر مقدور است همانگونه که خداوند کشته بنی اسرائیل را زنده کرد تا قاتلش را معرفی نماید.»

ه. ابو زهرة

وی نیز در مورد ایمان والدین نبی گرامی اسلام(صلی الله علیهم اجمعین) تصریح دارد:

روایتی که پدر و مادر پیامبر(صلی الله علیهم اجمعین) را اهل عذاب می داند بی شک روایتی غریب است و از نظر سندی مشکل دارد.[15]

نتیجه

با مراجعه به آیات نورانی قرآن کریم و همچنین روایات باب می توان به خوبی دریافت که والدین نبی گرامی اسلام (صلی الله علیهم اجمعین) ایمان داشته اند و بر دین اجدادشان که همان دین ابراهیم علیه السلام بوده، بوده اند. افزون بر اینکه پاکترین خلق خدا نمی تواند از والدین کافری که نجس است متولد شود. و روایتی هم که این کارشناس از صحیح مسلم بدان اشاره کرده است مخالف با روایات صحیح دیگر دارد و سند آن نیز مشکل دارد. دیدگاه علمای بزرگ اهل سنت نیز بر همین است که ایشان اهل ایمان بوده اند و نمی توان والدین نبی (صلی الله علیه وآله) را متهم به شرک و کفر دانست.

 

 

 

[1] . بخارى، محمّد، صحيح البخاري، ج4، ص30، تحقيق: محمد زهير بن ناصر، دار طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق.

[2] توبه، 3

[3] . شعراء، 219

[4] . قرطبي، محمّد، الجامع لأحكام القرآن، ج13، ص144، تحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، دار الكتب المصرية، القاهرة، چاپ دوّم، 1384ق. سمعانی، منصور بن محمد، تفسیر السمعانی، ج4، ص71

[5] . نيشابورى، مسلم، صحيح مسلم، ج4، ص1782، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقى، دار إحياء التراث العربى، بيروت، بى تا.

[6] . ابن ابي حاتم رازي، عبدالرحمن بن محمّد (327)، الجرح والتعديل، ج9؛ ص66، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ اوّل، 1271 هـ.ق.

[7] . زیلعی، عبد الله بن یوسف، نصب الراية لأحاديث الهداية مع حاشيته بغية الألمعي في تخريج الزيلعي، ج1، ص286؛ ناشر: مؤسسة الريان للطباعة والنشر – بيروت، چاپ اول، 1418ق.

[8] . سوره توبه، 38.

[9] . متقي هندي، علي بن حسام (م 975)، كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج12، ج427، تحقيق: بكري حياني وصفوة السقا، مؤسسة الرسالة، چاپ پنجم، 1401ق.

[10] . اسراء، 15

[11] . سيوطي، عبد الرحمن بن أبي بکر (م 911)، الحاوي للفتاوي، ج2، ص254؛ دار الفكر للطباعة والنشر، بيروت، 1424 هـ.ق.

[12] . قسطلاني، احمد بن محمّد (م 923)، المواهب اللدنيّة بالمنح المحمديّة، ص 111، ناشر: المكتبة التوفيقية، القاهرة.

[13] . آلوسي، محمود بن عبد الله (م 1270)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، تحقيق: علي عبد الباري عطية، دار الكتب العلمية، بيروت، چاپ اوّل، 1415 هـ.ق. ج 10 ص 135.

[14] . ابن عابدين، محمّد امين بن عمر (م 1252)، رد المحتار على الدر المختار، دار الفکر، بيروت، چاپ دوّم، 1412 هـ. ق. ج 4 ص 231

[15] . ابو زهرة، محمد، خاتم النبيين صلى الله عليه وآله وسلم، ج1، ص118، ناشر: دار الفكر العربي – القاهرة، چا پ اول، 1425ق.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن