پرسش

وهابی ها و ابن تیمیه برای عبادت دو تعریف ارائه کرده‌اند: یکی تعریف خاص و دیگری تعریف عام.[1]

تعریف خاص: عبادت اسم جامعی است برای هر آنچه که خداوند آن را دوست دارد و به انجام آن راضی است حال آن چیز قول باشد یا عمل باشد.

«الْعِبَادَة هِيَ اسْم جَامع لكل مَا يُحِبهُ الله ويرضاه من الْأَقْوَال والأعمال الْبَاطِنَة وَالظَّاهِرَة. فَالصَّلَاة وَالزَّكَاة وَالصِّيَام وَالْحج وَصدق الحَدِيث وَأَدَاء الْأَمَانَة وبرّ الْوَالِدين وصلَة الْأَرْحَام وَالْوَفَاء بالعهود وَالْأَمر بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْي عَن الْمُنكر وَالْجهَاد للْكفَّار وَالْمُنَافِقِينَ وَالْإِحْسَان للْجَار واليتيم والمسكين وَابْن السَّبِيل والمملوك من الْآدَمِيّين والبهائم وَالدُّعَاء وَالذكر وَالْقِرَاءَة وأمثال ذَلِك من الْعِبَادَة».[2]

 تعریف عام: وهابیت در تعریف عام عبادت آن را اینگونه تعریف می کنند که عبادت به معنای تذلّل و خضوع در مقابل خداوند تبارک و تعالی و امتثال اوامر او و همچنین پرهیز کردن از آنچه که او نهی کرده است می باشد.

«العبادة: هي التذلل لله عز وجل والخضوع له, وامتثال أوامره, واجتناب نواهيه, وتصديق أخباره, وتعظيمه, ومحبته, إلى غير ذلك من أنواع العبادة».[3]

اشکال:

 اما چرا دو تعریف ارائه کرده‌اند؟

آنها از عبادت دو تعریف را ارائه می کنند برای اینکه خود و همچنین سایر مسلمین را در مواردی همانند ذبح برای مهمان متهم به شرک نکرده باشند، آنها در چنین مواردی به سراغ تعریف عام رفته و می‌گویند در این موارد چون تواضع وجود ندارد عبادت نیز صدق نمی کند.

در واقع تعریف اول تعریف حقیقی ابن تیمیه و وهابیت است و تعریف دوم را برای فرار از مشرک خواندن همه مسلمانان و خودشان مطرح کرده اند.

 البته اشکالی که به آنها وارد است این است که آنها هر عملی را که عبادت بودن آن از طرف شارع تصریح شده باشد اگر برای غیر خداوند انجام شود شرک می دانند ولو از روی تواضع نباشد لذا با ارائه 2 تعریف فقط تناقضی به تناقضات سابق خود افزوده اند.

اشکال

اشکالاتی به تعریف مفهوم عبادت توسّط ابن تیمیه و وهابیت وارد می شود چرا که تعریف آنها مانع اغیار نیست و برخی از مصادیق داخل در تعریف عبادت می شوند در حالی که هیچ کدام از مسلمین آن را عبادت نمی دانند مانند:

  1. سجده ملائکه بر حضرت آدم  (علیه السلام)

«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ»[1]

در این آیه نه تنها بیان شده است که ملائکه بر حضرت آدم سجده کرده‌اند بلکه خداوند به این سجود امر کرده و مخالفان آن را کافر پنداشته است.

 و همان طور که ظاهر است مراد از سجده در این آیه قرار دادن پیشانی بر روی زمین است.[2]

جواب وهابیت

اولاً در اینجا سجده بر غیر خداوند جایز است چرا که خود خداوند به آن امر کرده است.

 بن عثیمین می‌گوید:

 هر چه که خداوند به آن امر کند یا اذن بدهد که آن را انجام بدهیم حلال است حتی اگر از جنس حرام بوده باشد لذا ذبح فرزند، که کار حرامی است بلکه از بزرگترین گناهان است برای حضرت ابراهیم  علیه السلام حلال می‌شود چرا که خداوند به آن امر کرده است.[3]

اشکال

در پاسخ می گوییم هر عملی که از نگاه شارع عبادت باشد اگر برای غیر او انجام شود شرک است فرقی ندارد که امری به آن تعلق گرفته باشد یا نه.

 آیا ممکن است خداوندی که زنا را حرام کرده است به آن امر کند؟ مگر اینکه بگویید اصلاً سجده بر غیر خداوند حرام و شرک نیست و یا اینکه مانند سایر مسلمین اعتراف کنید به اینکه مطلق سجده عبادت نیست و شرک بودن یا نبودن آن بستگی به نیّت و قصد فاعل دارد.

ثانیاً در اینجا مراد از سجده تواضع و اطاعت است نه قرار دادن پیشانی بر خاک.

اشکال

 البته این توجیه قطعاً مردود است خصوصاً بنا بر مبنای وهابیت که ظاهر گرا هستند، چرا که ظاهر سجده یعنی قرار دادن پیشانی بر زمین نه تواضع کردن و اطاعت کردن.

 لذا  برخی از علمای وهابی به اینکه مراد از سجده در این آیه همان قرار دادن پیشانی بر روی زمین است اعتراف کرده اند.

بن عثیمین تصریح می کند که در اینجا مراد از سجده قرار دادن پیشانی بر روی زمین است.[4]

 ثالثاً برخی گفته‌اند در اینجا سجده به سوی آدم بوده است نه برای آدم یعنی حضرت آدم به منزله قبله و کعبه بوده است اما آن کسی که بر او سجده شده است خداوند تبارک و تعالی است.

اشکال

 در جواب به این توجیه نیز باید به کلام ابن تیمیه اشاره کنیم که می گوید:

 سجده بر آدم صورت گرفته است.[5]

و اساساً اگر سجود برای آدم نمی بود و آدم همانند کعبه فقط جهت سجده را تعیین می‌کرد در این صورت فضلی برای حضرت آدم (علیه السلام) وجود نداشت و دلیلی نداشت که ابلیس از سجده کردن بر او سرباز بزند.

  1. سجود حضرت یعقوب (علیه السلام) و برادران یوسف بر حضرت یوسف (علیه السلام)

«وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا»[6]

 در این آیه امری از جانب خداوند دیده نمی شود تا وهابی همانند آیه قبل برای توجیه سخنان خود با آن تمسّک کند.

 همچنین در این آیه تصریح شده است بر اینکه آن ها بر حضرت یوسف (علیه السلام) سجده کردند و حمل آن بر تواضع کردن و سایر معانی مجازی و بعیده مخالف ظاهر آیه است.

 

[1] .{البقرة/34}.

[2] . «وإذْ أسجدت له ملائكتي فسجدوا له. ثم استثنى من جميعهم إبليس، فدلّ باستثنائه إياه منهم على أنه منهم، وأنه ممن قد أمِر بالسجود معهم» طبري، محمّد بن جرير (م 310)، جامع البيان في تأويل القرآن، تحقيق أحمد محمد شاكر، مؤسسة الرسالة، بي جا، چاپ اوّل، 1420 هـ.ق. ج1 ص 502 - وهذه كرامة عظيمة من الله تعالى لآدم امتن بها على ذريته، حيث أخبر أنه تعالى أمر الملائكة بالسجود لآدم. وقد دل على ذلك أحاديث -أيضا-كثيرة.  ابن كثير دمشقي، اسماعيل، تفسير القرآن العظيم، تحقيق سامي بن محمد سلامة، دار طيبة للنشر والتوزيع، چاپ دوم، 1420ق. ج1، ص227.

[3] محمد بن صالح العثيمين، فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، تحقيق وتعليق صبحي بن محمد رمضان، أم إسراء بنت عرفة بيومي، الناشر المكتبة الإسلامية للنشر والتوزيع ج5، ص 474.

[4] تفسير القرآن للعثيمين (3/ 83)

[5]  ابن تيميه حراني، احمد، مجموع الفتاوى، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف، مدينة نبوية، 1416ق. ج4 ص 358

[6] سورة یوسف ، آیة 100

[1] . العثيمين، محمد بن صالح، مجموع فتاوى ورسائل، دار الوطن - دار الثريا، چاپ آخر، ج 1، ص 88.

[2]. ابن تيمية الحراني، العبودية، المحقق محمد زهير الشاويش، الناشر المكتب الإسلامي – بيروت ص 44.

[3] . محمد بن صالح العثيمين، لقاء الباب المفتوح ج3، ص 113.

پاسخ

جواب وهابیت

در اینجا نیز آنها آیه را اینگونه توجیه می کنند که این سجده سجده تحیت و تعظیم بوده است و به معنای عبادت نیست و اینگونه سجده کردن در ادیان سابقة رایج بوده است.[1]

اشکال

 در جواب باید بگوییم اولاً بنابر تعریف وهابیت سجده که مرضیّ خداست به هر نیتی که باشد عبادت است و نیت نمی‌تواند آن را تقسیم به سجده عبادی و غیر عبادی کند.

 همانطور که وهابیت بر مسلمین هجوم آورده و میگویند نمی توان دعا را به عبادی و غیر عبادی تقسیم کرد چرا که مطلق دعا عبادت است و نیت نمی تواند آن را توجیه کند.

ثانیاً اکثر علمای اهل­سنت معتقد هستند که شرائع سابقه برای ما نیز حجّت است تا زمانی که در شریعت اسلامی مخالف آن حکم ثابت شود.[2]

  1. درخواست حضرت سلیمان (علیه السلام) انجام دادن فعل خارق العاده را از غیر خداوند تبارک و تعالی.

«قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ»[3]

 در این آیه می‌بینیم که حضرت سلیمان (علیه السلام) از یاران خود می‌خواهد که کسی عرش بلقیس را برای او حمل کرده و در طرفة العینی به آنجا بیاورد.

 همانطور که ظاهر است این چنین درخواستی درخواست از غیر خداوند در امر خارق العاده است که بنابر تعریف وهابیت باید شرک باشد.

 پاسخ وهابیت

 از این آیه می فهمیم که اجنه قادر هستند چنین کاری را انجام بدهند و از آنجا که جن ها مورد تسخیر حضرت سلیمان (علیه السلام) بوده اند امر کردن او به آنها امر کردن به خدمه اش در امری مقدور است و این در میان مردم رایج و خالی از اشکال است.[4]

اشکال

 در جواب می گوییم اولاً کسانی که به انبیا و اولیا توسّل کرده و از آن ها فریادرسی می کنند اعتقاد دارند که آنها برای انجام خواسته های شان قادر هستند و خداوند به آنها این توانایی را داده است بنابراین طلب کردن اموری همانند شفاء یا رزق یا طلب باران و یا .... از انبیا طلب کردن فعل مقدور از غیر خداوند تبارک و تعالی است که امری رایج و عادی محسوب می شود.

ثانیاً چرا وهابیت به جای مشرک انگاری مسلمین فعل آنها را حمل بر اشتباه و خلط در مصادیق نکرده( البته بنا بر مبنای خودشان) و فوراً آنها را مشرک می خوانند.

 اما چگونه است که در اینجا وهابیت مسلمین را به دلیل توسل و استغاثه مشرک می خوانند؟

  1. طلب باران توسّط قوم حضرت موسی (علیه السلام) از او

«وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ»[5]

 در این آیه می خوانیم که بنی اسرائیل از حضرت موسی (علیه السلام) طلب آب و باران در بیابان و کویر میکنند و بدیهی است که حضرت موسی (علیه السلام) به عنوان یک بشر قادر بر جوشش چشمه یا نازل کردن باران نیست.

 بنابراین بنابر تعریف وهابیت باید حضرت موسی (علیه السلام) آنها را از این درخواست نهی کرده و بگوید درخواست کردن چنین اموری از مثل من شرک به خداوند تبارک و تعالی است.

 در حالی که می بینیم حضرت موسی (علیه السلام) از خداوند طلب آب کرده و خداوند نیز بنی اسرائیل را سیراب می کند.

 پاسخ وهابیت

 وهابیان در این آیه و همچنین در آیه تخت بلقیس به تعریف دومشان از عبادت تمسّک کرده و  می‌گویند هیچ‌گونه خضوعی در این مطالبه وجود نداشته است لذا شرک و عبادت غیر الله صدق نمی کند.

اشکال:

 در پاسخ می گوییم بنابر تعریف دوّم وهابیت از عبادت، اظهار خضوع و خشوع در مقابل دیگری یک سبب از اسباب عبادت است و منجر به شرک می شود.

 اما طلب «ما لایقدر علیه الّا الله» از غیر خداوند سبب دیگری برای شرک است که وهابیت آن را سبب شرک ربوبی می‌دانند.

 همانطور که واضح است بدون خضوع و خشوع نیز این سبب محقّق می شود و درخواست غیر مقدور از غیر خداوند متوقّف بر این نیست که توأم با خضوع و خشوع باشد.

حال که این سبب در درخواست حضرت سلیمان و همچنین درخواست بنی اسرائیل موجود است باید بنا بر عقیده وهابیت، حضرت موسی (علیه السلام) و بنی اسرائیل نیز مشرک باشند.



نویسنده: آقای گشتیل

 

[1] b2n.ir/392482

[2] . أبو المظفر منصور بن محمد بن عبد الجبار السمعاني، قواطع الأدلة في الأصول، ج1 ص316  «والمذهب الثانى: أنه صلى الله عليه وسلم كان متعبدا باتباعها إلا ما نسخ منها وإلى هذا مال أكثر أصحابنا وكثير من أصحاب أبى حنيفة وطائفة من المتكلمين»-  أحمد بن علي الرازي الجصاص أبو بكر ، أحكام القرآن ،ج 1 ص 173 .

[3] . سورة النمل، الآیة .38

[4] . ابن تيمية الحراني، جامع المسائل - المجموعة الأولى، تحقيق محمد عزير شمس، إشراف بكر بن عبد الله أبو زيد، الناشر دار عالم الفوائد للنشر والتوزيع – مكة، ص 219.

[5] سورة الاعراف، الآِیة 160.

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن