منبع :  اختصاصی سایت الوهابیه
پرسش

سؤال اول: (جواب)

دلیل اختلاف علماء در اعلام روز عید فطر چیست؟

سؤال دوم: (جواب)

دیدگاه اهل سنت نسبت به امام خمینی(ره) چگونه است؟

سؤال سوم: (جواب)

اهل سنت چه نگاهی به شبکه های وهابی دارند؟

سؤال چهارم: (جواب)

ادعای مطرح شده در خصوص دیدگاه شیعه نسبت به صحابه و اینکه شیعیان فقط سه یا چهار نفر از صحابه را قبول دارند آیا صحیح است؟

سؤال پنجم: (جواب)

اختلاف نظری که درباره زمان افطار روزه وجود دارد از کجا نشئت گرفته است؟

سؤال ششم: (جواب)

با توجه به آیه ای که در آن خدا خبر می دهد که از صحابه راضی شده است آیا خدا از همه صحابه راضی بوده است ؟

پاسخ

پاسخ سؤال اول: (سوال)

ممکن است تصور شود که اختلاف نظر ها در خصوص اعلام روز عید فطر از آن جهت است که بزرگان و مراجع تقلید شیعه نظر یکدیگر را قبول ندارند با یکدیگر اختلاف و مشکلی دارند. واقع مطلب این است که در هر رشته‌ای مبانی علمی و استنباط دو نفر متخصص گاهی با هم متفاوت است. نمونه این اختلاف را در میان پزشکان می توانیم مشاهده کنیم. همه پزشکان یک درس خونده اند ولی در بعضی مسائل گاهی اختلاف نظر دارند و برای یک بیماار نسخه های متفاوات پیشنهاد می دهند.

اختلاف نظر علما در اعلام روز عید فطر نیز نمونه از این اختلاف نظر های علمی است. در حقیقت مبانی علمی که بعد از تحقیق و مطالعه به آن رسیده اند متفاوت است. به عنوان مثال رخی از علماء معتقدند چون در زمان پیامبر اکرم(ص) ماه را با چشم غیر مسلح میده اند الان هم روز عید فطر زمانی است که بتوان ماه را با چشم غیر مسلح دید. در مقابل برخی دیگر از علماء بر این نظر هستند که مهم دیدن ماه است حتی اگر با کمک دوربین و تلسکوپ باشد. همچنین در مورد اینکه رؤیت ماه در یک شهر، منطقه و کشور آیا می تواند ملاکی برای اعلام عید در مناطق دیگر باشد نیز نظریات علمی متفاوتی وجود دارد. وجود این اختلاف نظر های صرفا علمی سبب می شود که در اعلام روز عید گاهی اوقات اختلاف نظراتی به وجود آید.

پاسخ سؤال دوم: (سوال)

بسیاری از بزرگان و علمای اهل سنت از این بزرگوار تجلیل فراوانی کردند. هر سال که مراسم ارتحال ایشان برگزار می‌شود تعداد زیادی از اهل سنت از کشورهای مهم مختلف اسلامی در این مراسم حضور پیدا می‌کنند و واقعاً این نکته را فهمیده و درک کرده اند که هدف ایشان اعتلای اسلام و بالارفتن پرچم اسلام و حاکمیت دین خدا بوده است.

نگاه شیعه و اهل سنت در تفسیر اولی الامر در آیه شریفه : « أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ: برشما واجب است اطاعت خدا اطاعت رسول و اطاعت اولی الامر » متفاوت است. از نگاه شیعه اولی الامر اصلی ائمه اهل بیت (علیهم‌السلام) هستند و در دوران غیبت مجتهد عادل به عنوان نائب اولی الامر اصلی و نائب امام معصوم می‌تواند حکومت را برعهده بگیرد. از دیدگاه برادران اهل سنت اولی الامر همان حاکمان مسلمان کشورهای اسلامی هستند و در اینجا قید مذهب هم ندارند که حالا مذهب تشیع باشد تسنن باشد یا غیره، لذا تمام اهل سنت که واقعاً پایبند به آن اعتقادات و مبانی فقهی و کلامی خودشان هستند و طبعاً بر خودشان در ایران لازم می‌دانند که هماهنگ باشند با جمهوری اسلامی با انقلاب اسلامی همچنان که در زمان مرحوم امام چنین بودند و تعداد زیادی از آنها  اظهار ارادت و اظهار پیروی و لزوم اطاعت از ایشان داشتند و الان هم همچنین نسبت به مقام معظم رهبری چنین اعتقادی را دارند.

برخی از شبکه‌های وهابی می‌خواهند خودشان را نماینده اهل سنت معرفی کنند و اهل سنت را در مقابل انقلاب اسلامی و در مقابل مرحوم امام قرار بدهند. اگر کسی در چنین مراسمی که در ایران بلکه در کشورهای مختلف برگزار شده است حاضر شود کاملاً می‌فهمند که اینها یک تبلیغ دروغین بیش نیست و تعداد قلیلی از افراد هستند که فریب این‌ها را خورده اند. کلاً وهابیت در جامعه اهل سنت در اقلیت بسیار قلیلی قرار دارد چرا؟ چون عموم برادران اهل سنت ما یا مقلد آقای امام ابوحنیفه هستند یا مقلد امام شافعی یا مقلد امام مالک بن انس است و یا مقلد احمدبن حنبل هستند و وهابی‌ها کلا تقلید این آقایان را قبول ندارند و حرام می‌دانند و برخی از همین شبکه‌های وهابی گاهی از اوقات این برادران اهل سنت را عملاً تشبیه به سگ می‌کنند یعنی عکس یک سگ را نشان می‌داد که یک قلاده به گردنش است و می‌گفت تقلید یعنی این، تقلید مثل این سگی که قلاده به گردن خودش انداخته است، یعنی تمام برادران اهل سنت که ملتزم به پیروی از آقای ابوحنیفه یا شافعی یا احمد بن حنبل هستند آنها را تشبیه به حیوانات اینچنینی می‌کنند.

خوب اینها حسابشان از برادران اهل سنت جداست، وهابی‌ها موضع شدیدی علیه انقلاب اسلامی دارند علیه مرحوم امام خمینی داشتند و دارند البته از آن طرف می‌بینیم که با اسرائیل مشکلی ندارند با جمهوری اسلامی ایران خیلی مشکل دارند با اسرائیل و طرفداران اسرائیل هیچ مشکلی ندارند، دولت آل سعود که بیشترین ارتباط را با دشمنان اسلام دارد و با اسرائیل مشکلی ندارند، حساب وهابیها از حساب عموم اهل سنت جداست

پاسخ سؤال سوم: (سوال)

با توجه به اختلافات اساسی که وهابیون با عموم اهل سنت دارند، چطور ممکن است یک اهل سنت آگاه فریب یک شبکه وهابی را بخورد؟ یک اهل سنت روشنفکر و آگاه که نسبت به مذهب خودش اطلاعات داشته باشد هرگز نمی‌تواند طرفدار یک گروهی باشد که او را کافر را می‌دانند بلکه خونش را حلال می‌دانند علامه ابن عابدین از علمای بزرگ اهل سنت در توصیف وهابیان می‌گوید این وهابی‌ها معتقد بودند

انهم هم المسلمون و ان من خالف اعتقادهم مشرکون و استباحوا بذالک قتل اهل السنه و قتل علمائهم: فقط آنها مسلمان هستند.هر کس با اعتقاد آنها مخالف باشد مشرک است بعد می‌گوید »[1]

به همین جهت قتل اهل سنت را و قتل علمای  تسنن را برای خودشان مباح و جایز می‌دانستند. مگر می‌شود که یک حنفی، شافعی، مالکی، یا حتی حنبلی طرفدار گروهی بشود که او را کافر او مهدورالدم می‌دانند مگر خیلی آدم بی سواد و نا آگاهی باشد.

حالا عجیب هم هست یکی از همین شبکه‌ها که مدتی تعطیل هم بود مدعی شده است هرکسی که دنبال توحید و یکتاپرستی است دنبال شبکه ماست یعنی گویا تمام شبکه‌های اهل سنت اینها هیچ کدام توحید به مردم یاد نمی‌دهند گویا اینها همه مبلغ شرک هستند و فقط همین شبکه وهابی توحید به مردم یاد می‌دهند بعد هم من فکر می‌کنم که اهل سنت هم دیگر زیاد توجهی به این‌ها نداشته باشند چرا؟ چون اینها حرفی ندارند چند سال است که یکسره چهار تا حرف را تکرار می‌کنند اینکه توسل به اموات شرک است، این که یاعلی نگویید، یا رسول الله نگویید، تبرک جستن انجام ندهید، صبح تا شب هم این حرفها را تکرار می‌کنند، مردم یک بار گوش بدهند، دوباره گوش بدهند چیزی غیر از این بلد نیستند بعد هم موقعی که مردم می‌بینند اینها از دروغ استفاده می‌کنند تهمت می‌زنند و اصولاً مبانی شان با آنها کاملاً مخالف است  طبعاً اهل سنت آگاه هیچ موقع تحت تاثیر این شبکه‌ها نیستند بلکه  اظهار تنفر از آنها دارند.

پاسخ سؤال چهارم: (سوال)

این یک دروغ بزرگی است که باطل بودن آن بسیار واضح و آشکار است و احتیاج به توضیح زیادی ندارد. اگر کسی مثلاً مکه و مدینه رفته باشد می‌بیند که شیعیان مثل اهل سنت چه قدر اصرار دارند برای اینکه به زیارت شهدای احد وبدر بروند، و در مقابل وهابی‌ها از آن ممانعت می‌کنند. آیا ممکن است که شیعیان همه این صحابه شهدای بدر و احد را کافر بدانند بعد زیارت قبور آنها اصرار کنند و برای این کار چقدر خود را به زحمت بیاندازند؟

شیعه فقط آن افرادی را از صحابه را قبول ندارد که با فرامین و پیاممبر اکرم(ص). وقتی که پیامبر می‌فرماید هرکس با علی با حسن و حسین (علیهم‌السلام) دشمنی کند با من دشمنی کرده است : «أنا حرب لمن حاربكم وسلم لمن سالمكم»[2]

آن افرادی که بروند به جنگ و درگیری و دشمنی با اهل بیت پیامبراکرم(ص) چنین افرادی  اسمشان را صحابه هم بگذارند آن افراد را شیعه قبول ندارد و آنهایی که در واقع دستورات پیامبر را در رابطه با اهل بیت نادیده گرفتند این افراد را شیعیان قبول ندارند. پیامبراکرم (ص) می‌فرماید آنهایی که با حضرت علی جنگیدند در واقع با من جنگیدند شیعیان آن افراد را قبول ندارند، پیامبر(ص) در غدیر دعا کردند برای کسانی که با حضرت علی دوستی کنند و نفرین کردند کسانی را که با آن حضرت دشمنی کنند شیعه و سنی این تعبیر را از پیامبر دارند که در غدیر بعد از جمله : «من كنت مولاه فهذا وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه»[3] فرمود: خدایا دوستی کن هر کس با علی دوستی کند و دشمنی کن با هر کس که با علی دشمنی کند. یعنی یکسری افراد کسانی که با حضرت علی دشمنی کردن اینها نفرین شده پیامبر هستند افرادی که توسط پیامبر نفرین شده باشند شیعه به آنها ارادت ندارد. ولی صحابه پیامبر به این افراد محدود نمی شوند، افراد زیادی بودند که در خط پیامبر بودند ما برای آنها دعا می‌کنیم ما در دعای روز سه شنبه که در همین کتاب معروف مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی است و در همه مساجد شیعه و در منزل بسیاری از شیعیان وجود دارد در دعای روز سه شنبه می‌گوییم:  

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيِّينَ ، وَتَمَامِ عِدَّةِ الْمُرْسَلِينَ ، وَعَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ ، وَأَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِينَ»

االبته صحاب خوب، نه اصحابی که فقط اسمشان اصحاب باشد. در این خصوص در روایتی که صحیح مسلم نقل کرده امده است که پیامبر(ص) فرمودند: در میان اصحاب من ۱۲ نفر منافق وجود دارد[4]. همچنین بخاری می‌فرماید یکسری از اصحاب در روز قیامت آنها را از پیامبر جدا می‌کنند پیامبر می‌فرماید آن‌ها اصحاب من بودند : «يا رَبِّ أَصْحَابِي إلى النَّارِ»[5] ولی اینها را از پیامبر اکرم(ص) جدا می‌کنند و حتی می‌فرماید: آنها را به سوی آتش می‌برند. شیعیان این گونه افراد را قبول ندارند صحابی که در خط پیامبر بودند اینها را نه تنها قبول داریم برای آنها صلوات می‌فرستیم. علاوه بر دعای روز سه شنبه در صحیفه سجادیه عنوانی داریم : فِی الصَّلَاةِ عَلَی أَتْبَاعِ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقِیهِمْ در آنجا برای صحابه‌ای که صحابه حقیقی بودند و نه اسمی برای آنها دعا داریم.

پاسخ سؤال پنجم: (سوال)

در خصوص زمان افطارروزه آیه ای در قرآن وجود دارد که می فرماید: «أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ: روزه را تا شب ادامه دهید شب تمام کنید.»[6] . این مقدار مسلم است که روزه باید تا هنگام شب ادامه پیدا کند و با آغاز شب می توان روزه را باز کرد. اختلاف نظر در این است که آغاز شب همان غروب آفتاب است یا حتما باید منتظر ماند تا اینکه قرمزی تا وسط آسمان بالا بیاید. اهل سنت و برخی از بزرگان شیعه نظر نخست را برگزیده اند و د رمقابلف برخی دیگر از علمای شیعه بر این نظر هستند که از نظر عرف هنگام غروب خورشید که آسمان همچنان روشن است هنوز جزء روز است و آغاز شب از همان موقعی است که هوا کمی تاریک شده و در وسط آسمان قرمز شده باشد.

پاسخ سؤال ششم: (سوال)

آیه مورد اشاره درباره کسانی است که در زیر درخت با پیامبر خدا بیعت کردند و خدا با نزول آیه ای خبر داد که از آنها راضی شد:

«لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنينَ إِذْ يُبايِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ: بی تردید خداوند از مؤمنان هنگامی که در زیر آن درخت ( سدر در حدیبیه ) با تو بیعت می کردند خشنود گردید[7]»

در خصوص این آیه باید به دو نکته توجه کرد :

1- آن افرادی که این آیه از آنها سخن می گوید یکصدم از صحابه بودند. همانگونه بخاری هم دارد که ۱۴۰۰ یا ۱۵۰۰ نفر از صحابه در آنجا بودند در حالی که حداقل اواخر عمر پیامبر اکرم(ص) تعداد صحابه بیش از صدهزار نفر بوده است.

2- در همین سوره فتح اشاره نکته آمده است که این بیعت که کردید موجب رضای خدا شد اما گمان نکنید که با این بیعت کار تمام است اگر وفا کنید به این بیعت اجر آخرتی دارید اما اگر بعداً این بیعت را شکستید به ضررتان میشود بیمه نشده اید

«فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا»[8]

هر کس این بیعت رضوان را بشکند و به آن پایبند نباشد به ضررش می‌شود بیمه نشده است.هرکس بعداً به این عهدی که با خدا بسته است وفا کند و عمل کند و اجر عظیم خواهد

 

 

 

[1] .ابن عابدین، محمد امین، حاشیه رد المختار،ناشر: دار الفکر، بیروت، 1415ه.ق، ج4، 449

[2] . حاکم نیشابوری، محمد بن عبدلله، المستدرک علی الصحیحین، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیة، بیروت،چاپ اول، 1411ه.ق، ج3، ص161

[3] . همان، ج3، ص457

[4] .نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي بيروت،ج4، ص2143

[5] . بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير , اليمامة بيروت، چاپ سوم، 1407ه.ق، ج5، ص6213

[6] . سوره بقره آیه 187

 

[7] سوره فتح آیه 18.

[8] . سوره فتح آیه 10

نام
نام خانوادگی
ایمیل
متن